مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

 

پ ن : اون شاید پست قبلی هم بسلامتی سبز شد!!

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٤/٩/۳٠ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

۱ـ شرمنده که نمایشگاه بی نمایشگاه شد! آره به همین سادگی نمایشگاه واز دست دادم. اونروز بودنم در کنار سارا برام منفعت بیشتری داشت . فهمیدم  عامل اولیه  مهم ،بی حوصلگیم چیه ؟ میدونید به همین راحتی من دچار خود آزاری شدم!....آره ....بذارید از اول بگم : بنظرم افسردگی وبی حوصله بودن ویه جورایی غمباد گرفتن چیزهایی که گریبان همه رو می گیره. اگه زیاد نگیره  حتما به مقدار کمش همه ما گهگاهی دچارشون می شیم.پس نباید به سالم بودن خودمون شک کنیم . ولی اینکه آدم بیاد وخود آزاری کنه میشه همون حس وحال من که هر دو سه روز یکبار گریبانمومی گرفت واصلا هم نمی فهمیدم دارم چیکار می کنم . تا اینکه فهمیدم لزوما یه آدم خوب که کارش بی غل وغش بوده وتوچنته اش هم شیشه خورده نداره نباید شانس بیاره وهمه اونو رو سرشون بذارن وحلوا حلوا کنند .( باز نگید داره از خودش تعریف می کنه ).بیشتر لطماتی که تا بحال خوردم از سر صدق وصفام نبوده، از سر خوبیهام نبوده، بلکه بیشتر از ناحیه عدم شناختم رو دیگران وبه عبارتی ساده تر همون حماقت بوده ! اینکه آدم ندونسته ونشناخته بیاد به یکی از گرده راه نرسیده اطمینان کنه . میخوام واقعا گذشته رو برای گذشته بذارم!

2_ اوضاع خوب و ریست وراسته !! بله خره اون چکمه ایی رو که می خواستم همین کنار گوشم پیدا کردم ( ساق داره واسپرت که لیز هم نخوره ) حالا بخاطر چکمه فسقلی دادم یه مانتو وشلوار برام بدوزه ! شلوار های برمودا بیرون که عین قاچ خربزه تو پام وای میسته!  ـ پا چه اش یکی به مشرق میره یکیش به مغرب ـ گفتم یک کم جمع وجور تر برام یه مانتو شلوار برمودا بدوزه ! شدم حکایت اون ترکه که یه دکمه پیدا می کنه ومیره خیاطی وبه طرف می گه برای این دکمه یه کت وشلواربدوز !

3_ امروز بدجوری احساس طروات وشادابی میکنم!  ورزش داره کار خودشو می کنه.

۴ـ دوره قبل هم که وام به من افتاد ! دیگه اون حس وحال با نشاطیش نیست ولی همین پنجشنبه که داره میاد ـ نه اونی که داره میره  ـ دوره خونه خاخاریمه ( خواهرم).کاش دوباره قرعه بنام من می افتاد

۵ ـ شاید یه مسافرت هم در پیش داشته باشم ! شاید.....آخه شایدام بیشتر مواقع سبز نمیشه

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٤/٩/۱٩ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

 

۱ـ زهرم آب شده!!اول صبحی هر کاری کردم وارد پرشین نمی شدم، مرتبا می گفت کلمه عبور صحیح نمی باشد.چند دفعه صفحه رو باز وبسته کردم تا این خل چل حالیش بشه خودمم نه کس دیگه ای!

۲ـ دیشب یادم اومد که نمایشگاهه ـ زرشک که کمی زود یادم اومده ـ از یه هفته پیش هم با سارا قرار امروز عصر گذاشته بودم !نمیدونم شب به نمایشگاه میرسم یا نه ؟ دیگه چی بخوام وچی نخوام باید برم ! همین الان دعوتمون کردن ! یادمه اولین باری که میخواستم نمایشگاه مشهد برم بلیط مخصوص متخصصین داشتم ! کلی هم حال می کردم که از طرف چند تا شرکت کله گنده مشهدی دعوت شده بودم وبرای همین چند تا بلیط اضافه هم داشتم ! ولی شرمنده ....وقتی رفتم دیدم متخصص وغیر متخصص در همه ...از یه طرف

۳ـ این بی حوصلگی چیه که یقه آدمو می گیره ؟؟یه زمانی بال بال میزدم برای این جنگولک بازیها ...حالا به همین سادگی یادم میره که نمایشگاهی هم هست .

۴ـ بدجوری هوس یه شنا بسرم زده ! لعنتی هر جا هر جا رو هم قبول ندارم ! دلم جکوزی میخواد. تو آب داغش بلمم وتو فکرهای خوب خوب غوطه ور بشم!گاهی وقتا فقط لذت شنا کردنه که بهم آرامش میده .

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٤/٩/۱٢ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

 

 

1_ یه روز ملانصرالدین میره پیش طبیب ومی گه: موی ریشم درد می کنه !!طبیب هم ازش می پرسه: مگه ناهار چی خوردی؟ملانصرالدین می گه : نون ویخ !!طبیب هم در جوابش می گه  : برو بمیر که نه دردت به آدمیزاد می مونه ونه غذا خوردنت !....حالا چرا این لطیفه رو گفتم ؟....یه پست گذاشتم که دوراز جون رو به دیفال ، گوش مهندس اتاق بغلی کر، اگه زد ومن افتادم ومردم پیام تسلیت برام چی می ذارید ؟....آخه آدم این قدر آبکی باید تسلیت بگه ؟!....همون بهتر که نمیرم ! گفتم اونی که میخوام بعد از نبودنم بشنوم _ حالا بشنوم یا نشنوم با خداست _ الان تا زنده ام بشنوم ! حسابی وا رفتم !

 

 

2_ کسی از منابع امتحانی آزمون علمی کاربردی خبر نداره ؟....حدس وگمان نمیخوام ....میخوام موثق باشه !

 

 

۳ـ به مناسبت روز جهانی ایدز

 

یک لحظه حال کردن به یه عمر بدبختی نمیرزه
پس کاندوم یادتون نره و اگه یادتون رفته بی خیال شید
به همین سادگی : دو دو تا میشه چهار تا !

استفاده از کاندوم مسئولیت هر دو طرفه
  و استفاده نکردن ازش
بی مسئولیتی و حماقت هر دو طرف !

 

 

 

برگرفته از وبلاگ: زن متولد ۱۳۵۷

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٤/٩/۱٠ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

 ۱ـ همیشه عادت کردیم بیاد دیگران بعد از مردنشون بیفتیم !....که آییی فلانی بهمان بود وپشمدان !!...وای که چه آدم نازنینی بود....نمیشه قبل از مردن هم بیاد هم باشیم ؟ اصلا فرض کنیم که چشم این مهندس اتاق بغلی کور وگوشش کر !! من افتادم واون مرد !! اصلا خودم افتادم ومردم ....برام چی پیغام می ذارید ؟ اصلا چرا بمیرم ...همین الان ....آره ...همین الان چه حرفهایی که تو حلقومتون روهم تلنبار شده بهم می گفتید ؟

۲ـ فعلا که دولت تا دسته به ک....مبارک همه فرو کرده وآخ هیچکس هم در نمیاد !!....یعنی دردتون نگرفته ؟

انرژی اتمی حق ایران و ملت ایران هست ولی حق حکومت جمهوری اسلامی نیست ، به همین دلیل بنده تا اطلاع ثانوی از این حق خودم صرف نظر می کنم.

۳ـ جمهوری:ورود سگ به حرم امام رضا توطئه بود.....بفشارید.

۴ـ مشکلات جنسی عامل ۵۰ درصد طلاق در ایران ....بفشارید.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٤/٩/٧ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

۱ـ هیچی بدتر از این نمیشه که تنها روز تعطیلیتو به ....بدی وبخوای بری مثلا مراسم آشنایی!! فردا خونه دخترعمو جان دعوت داریم اونم چی... سر ظهر  ـ ساعت ۳ و۴ ‌ـ که سگ وبزنی از تو خونه اش نمیاد بیرون...بخاطر اینکه روز جمعه است وشوهرهای یه عده تو بنده منزل تشریف دارند مراسم وزودبرگزار کنه تا اهل  وعیال ( درست نوشتم ؟ ) زودتر برن خونه هاشون . یکی نیست بگه، خب یه روز دیگه می گرفتی که تا نصف شب بزن وبرقص کنیم !

۲ـ هفته پیش یکی از هفته های  خوبی بود که داره تموم میشه...چرا ؟...رفتم ده هزارتومن به ریحانه دادم برای دو دفعه ایی که تو قرعه کشی هاشون نبودم ( ماهی ده تومن میدم تا تو هفت هشت ماه یه بار قرعه بنام بیفته اونم برای صد وبیست تومن !!) .یه جا هم که ماهی بیست تومن میدم که دویست وبیست تومن بهم بیفته ! یه جا هم که فقط ماهی بیست تومن میدم که قسطهام تموم بشه !...فقط برای نمکش ! یه فیلمی رو که خیلی وقت بود میخواستم ببینم ، دیدم . خیلی قشنگ بود اگه می تونید حتما ببینیدش ! ـ وکیل مدافع شیطان با بازی زیبای آل پاچینو ـ دیگه.....آهان ...یه چیز دیگه ایی هم باعث شده بود هفته ایی که داره تموم میشه برام خوب باشه . چند پست قبل گفته بودم دارم یه کاری می کنم که اگه موفق بشم اینجا ثبتش می کنم !! اونم موفقیت آمیز بود . با یه رژیم تک خوری از شنبه تا امشب سه کیلو کم کردم !! خیلی عالیه....شدم ۶۴.یوهووووووووووووووو

۳ـ چگونه میتوانیم شکمی بزرگ داشته باشیم......بفشارید.

۴ـ در مورد اون کرم آمریکایی!! به مرگ مهندس اتاق بغلی من اونقدری اطلاعات ندارم .طرف رفته یه وبلاگ باز کرده، برید اونجا هم سوال کنید هم کامنت دونی لخت وعورشو یه نوایی بدید!

۵ ـ عکسهای تازه ای از ماجرای شگفت انگیز ورود یه سگ به حرم امام رضا (ع)....بفشارید.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٤/٩/۳ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com