مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

 

عجب چهارشنبه سوری بی بخاری!!


اصلا به شلوغی پارسال نبود.نه شاندیز نه طرقبه نه

 بزرگراه امام علی ونه کوچه پس کوچه ها وراه های

 میانبر طرقبه یا شاندیز.

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

1_ بازم روزهای اخر سال رسید وبه تبع اون فکر کردن به تمام کارهایی که تو  یک سال گذشته انجامشون دادی یا اون کارهایی که در شروع سال جدید مد نظرت بوده ومیخواستی انجامشون بدی.حالا باید بشینی وفکر کنی وسبک وسنگین کنی که ببینی تا چه حد تو نستی اونی باشی که قرار بوده تو سال جدید باشی یا اون کارها رو تونستی به نحوه احسنت انجام بدی یا نه ؟ اصلا تا چه حد موفق بودی ؟ ارزوهاتو براورده کردی یا نه ؟ یا سالت ومثل سال گذشته ات حروم کردی وبقول معروف نه تنها پیشروی نکردی بلکه پسرفت هم داشتی وحالا که اخر سال شده می بینی عجب کارنامه گندی رو دستت مونده ؟ امیدوارم که اینجوری نبوده باشه !

 

2_ تو سال گذشته یه چیزهایی رو از خدا خواسته بودم . یه جاهایی رو هم رو کمک خدا حساب کرده بودم . یه چیزهایی هم مد نظرم بوده که رعایت کنم  .راستشو بخواید زیاد از عملکرد یکسال خودم راضی نیستم حرکت یه حرکت لاک پشتی بوده.

 3_ امیدوارم امسال تو کاری که شروع کردم موفق بشم وگرنه افسردگی شدیدی می گیرم ! دلم میخواد تا جایی که میشه اشتباه نکنم نه تو حرف زدن نه تو عمل کردن ! کاری نکنم که بعدا پشیمون بشم . اعتماد بی جا ومثبت اندیشی بی حد وحسر (؟ ) وحماقت هم ممنوع! میخوام یه مژگان واقعی بشم همونی که باید باشم !

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

1_ برنامه به خوبی وخوشی پیشرفت....موهام رنگ شد، ابروهامو برداشتم وکمی هم دنباله اشونو بردم بالاتر....لباسمو خیاط به نحوه احسن دوخت یه بلوز لمه یقه شل با دامن براق مدل میدی ، همون کفشی  رو هم که مد نظر داشتم پیدا کردم با وجودی که پاشنه اش بلند بود ولی قالب راحتی داشت وتو مهمونی اصلا اذیتم نکرد. دیشب هم که مهمونی بخوبی برگزار شد وخیلی هم بهمون خوش گذشت ...تازه همون مهندس اتاق بغل رو هم که مدتهاس رفته تهران،  دیدم ....تو عجبم که با این همه نفرین من هنوز سرمورگنده اس!

 

2_ خانومی هم که میاد کمکم باهام تماس گرفت وقرار رو برای روز دوشنبه گذاشت . منم تمام شست وشوهامو انجام دادم وتو کمد دیواری واتاق خواب ومرتب کردم .می مونه پنجره وسرامیک وسرویس بهداشتی وکابینت های اشپزخونه که همون روز دوشنبه سعی می کنم قالشو بکنم .  مهمونهای راه دورم هم روز چهارم عید میان . گفتم این شنبه ویکشنبه که سرم خلوت تره خرید تزئینات سفره هفت سین وانجام بدم ویه مقدار هم برای خونه خرید کنیم.

 

3_ برنامه شب چهارشنبه سوریمون هم  فعلا لنگ درهواست !! وکاملا مشخص نیست کی ها هستن وجا کجاس ؟

 4_ یه فکرهایی هم برای سفره هفت سین کردم . بیس رنگ یاسی ولیمویی انتخاب شد برای روبانهای ظرف ها ...با تزئینات صدف ماهی...نمیدونم جالب میشه یا نه ؟

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٦/۱٢/٢٤ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

1_ گفته بودم که چقدر برنامه هام ودقیق چیدم ! که هم به نظافت خونه برسم وهم به خرید خودم وخونه ! روز جمعه پرده ها باز شد وشسته واطو شد ودوباره نصب شد ویکی از مهمترین کارای خونه تموم شد ! ملحفه های پتوهای کناری رو هم شستم ، که می مونه رو تشک تخت وبالشت ، پتو های دم دستی وهمین طور پشت پرده ایی ها ، که سعی می کنم تو همین هفته اونا رو هم بشورم .

۲_ بلوز مناسب هم پیدا نکردم .برای همین سه قواره پارچه بلوزی خریدم وبردم که بدم خیاط تا برای ایام عید برام بلوزهای شیک وقشنگ بدوزه که اونم دستمو گذاشت تو حنا وگفت فقط یکی از پارچه ها رو برام می دوزه _ با وجودی که مشتری دائمیشم _ وبقیه می افتن برای پنجم ششم عید به بعد ...منم اون پارچه لمه براق مشکی رو دادم که امسال بیشتر رو مده _ هم کفش ورنی مد شده هم این پارچه های لمه زری دار ملوس _

3_ برنامه ها مرتب بود تا اینکه همین شنبه که تعطیل بود برای مراسم شله خورون رفتیم خونه یکی از دوستامون که فعلا تو عقدن _ ....ای باباااااا...خونه مادریشون دیگه ...._ مهسا گفت که پنجشنبه همین هفته مهمونی میخوان بگیرن _ سالگرد ازدواجشون _ همونجا ماتم گرفتم که ای بابا حالا تو این گیرواگیر من چی بپوشم وچیکار کنم ؟

۴ـ هر چی فکر کردم به نتیجه نرسیدم.کلا اونقدری تمایل به پوشیدن لباس حاضری ندارم .برای همین فکر کردم اول دم خیاط وببینم  اگه نشد بیفتم دنبال لباس حاضری....همون شب به خیاطم زنگ زدم  وازش خواستم اون  بلوزی لمه رو زودتر حاضر کنه وحالا کوتاه بیاد ویه دامن هم براش بدوزه ....اونم خیلی راحت قبول کرد ومن خوشحاااااااااال.فردا رفتم وکلی معطل شدم وپارچه برای دامنم گرفتم ودادم خیاط .از این بابت خیالم راحت شد.

5_ تو همین هفته قصد رنگ کردن موهامو داشتم _ فعلا افتادم رو رنگ مشکی پر کلاغی _ ولی برای ابروهامو میخواستم هفته بعد برم که دم عیدی تروتمیز باشم که با مهمونی ناگهانی که پیش اومد این دوکارامو هم باید تو همین هفته انجام بدم .

6_ یه کفش پاشنه کوتاه ورنی مشکی طلایی هم گرفته بودم ومیخواستم یه کفش پاشنه بلند مجلسی مشکی هم بگیرم با خودم گفتم چه اصراریه که تو این گیر ودارواین گرونی کفشی رو بگیرم که فعلا لازم ندارم که این مهمونی باعث  شد فکر خرید یه کفش مجلسی هم تو ذهنم بیفته ! خلاصه که کمی کارا شلوغ پلوغ شده.

7_ خدا رو شکر اونقدری مرتب هستم که الان بلانسبت گه گیجا نگیرم ....ولی بازم خونه تکونی وقت می بره . کمد دیواری ورختخوابهای کناری ولباسهای من وشوشو وهمینطور کتابخونه وتمام کشو های اتاق خواب مرتب شدن . می مونه شیشه ها وکابینت ها وهمینطور سرامیک های پذیرایی که اونم میخوام  شنبه آینده بدم کسی تمیزشون کنه  .از دیروز که بهش زنگ میزنم تا بتونم تا اخر هفته پیداش کنم _ خونه خودشون تلفن نداره ومن تلفن خونه مادرشو دارم _ وقرار رو برای اول هفته اینده بزاریم  وبشه همون شنبه هم قال قضیه رو تموم کرد وبقیه روزاشو به خرید خونه اختصاص بدم

8_ گه گیجای جالبیه!....من تمام این شلوغ پلوغی دم عید ودوست دارم .حالا که یه مهمونی توپ وبزن وبرقص هم این وسط افتاده وخستگیمو درمیاره واماده ام می کنه برای شروع کار دوباره.

پ ن باربط: من همچنان دربه در دنبال یه ایده برای تزئین سفره هفت سین می گردم

پ ن بی ربط: امروز فیلم علی سنتوری رو دیدم

 

 

 

 

 
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢٠ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

1_ به سرعت اینترنت ای دی اس ال شرکت عادت کردم ! برای همین باز کردن وبلاگهاتون از توی خونه برام شده عذاب الیم !! خیالتون راحت .....دراسرع وقت به تمام کامنتها جواب میدم واز خجالت همگیتون درمیام ....گفتم اینو گفته باشم که نگید نگفت!

۲_ خرید همچنان ادامه داره ! نه اینکه فکر کنید هی میرم بیرون با دست پر برمی گردم ....نه....کلی طول می کشه تا یه چیزی رو پسند کنم وبخوام بخرمش.برای همین هر دفعه میرم تو یه منطقه ودنبال یه چیزی....راستشو بخواید هنوز یه بلوز خوب که جنسش مثل تی شرت نباشه ....نه شل وواررفته باشه نه آهار دار !... نه از این برق برقی های دیسکو باشه... نه لمه... وهمین که بشه اونو جلوی یکی پوشید وتازه قیمتش هم مناسب باشه پیدا نکردم که نکردم ....برای همین میخوام یه پارچه بگیرم وبدم یکی دو دست برام بلوز بدوزن که هم قیمتش تقریبا مناسب دربیاد وهم همه چیزش باب سلیقه خودم باشه تازه اگه از نظر قیمتی هم تفاوت چندانی نکنه حسنش تو اینه که همونی میشه که باید بشه

۳ـ هفته دیگه هم میخوام همچین آروم آروم شروع به تمیز کاری خونه بکنم البته فقط در حد ملحفه شویی ....پرده ها رو هم میدم بیرون برام بشورن ...هفته بعدش هم کسی میاد کمکم که شیشه پاک کنه وسرامیک برق بندازه واز این کارا کنه! برنامه درسته ....تا ببینیم چی میشه....باید سه چهارروزی زودتر کارام تموم بشه که وقت برای خرید خونه هم بمونه .بریم لوازم سفره هفت سین واجیل وشیرینی وشکلات وخرت وپرت بگیریم !

۴_ هنوز ایده قشنگی برای درست  وتزئین کردن سفره هفت سین ندارم .با سرچ هم یه چیز جالب پیدا نکردم .موندم که هفت سین وتو چی بریزم وچطوری درستشون کنم ؟

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱٤ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()

 

1_ میدونم که خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم ولی دریغ از یه موضوع که بتونم بعنوان یه پست بزارمش اینجا .

۲_ کارای خونه تقریبا داره شروع میشه از اونور هم خرید های عید از همه بهتر امتحانمم هم به تعویق افتاد ومن با خیال راحت تری به خونه وخریدام می رسم .

3_ برای عید هم مهمون از تهران داریم هم شاید یه سفر کوچولو بریم. البته برای مسافرت ببینیم چی میشه؟

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱۱ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com