مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

جای بسی تاسف است که ما بیشتر دوست داریم فراموش کنیم که خوشبختی ، به دست آوردن آنچه نداریم نیست ، بلکه در یافتن چیزهایی است که داریم واز وجود آنها خرسندیم .

 

" فردریک کینگ "

 

 

 عمل کردن به این جمله به راحتی گفتنش نیست. نمی دونم تغییر فصل وآب وهوا ، یا بیکاری ( که اصلا بیکار به معنای واقعی نیستم ) ویا این دوست داشتنه بی حد وحصر منه که باعث شده کمی اوضاعم بهم بریزه .می دونم که " عشق بالغ بیشتر می دهد وکمتر می ستاند .بیشتر نثار می کند وتوقع کمتری دارد .عشقی که همواره به تساوی داده ها وگرفته ها می اندیشد عشق نیست ، یک بازی احساسی است .عشقی که همواره به دنبال گرفتن باشد ، آسیب پذیر تر است وعمرش نیز کوتاهتر.عشقی پخته تر وماندنی تر  ولذت بخش تر است که پاداش عشق ورزی را از لذت عشق ورزی بگیرد ونه آن که از معشوق بخواهد ". می دونم که چقدر سخته نبودن تو ، ندیدن تو، حس نکردن تو ، نداشتن تو ، ولی باید بتونم که نبودنت رو عاشقانه تحمل کنم .باید بخاطر تو بتونم که از خودم بگذرم .می دونم که هنوز تورو برای خودم می خوام .می خوام که تو رو فقط برای خودت بخوام . نمی دونم می تونم موفق بشم یا نه ؟ نمی دونم اصلا باید باشم یا نه ؟

 

روزی دوباره

 

کبوتر هایمان را،

 

پیدا خواهیم کرد

 

ومهربانی،

 

دست زیبایی را خواهد گرفت .

 

روزی که کمترین سرود،

 

بوسه است.

 

روزی که دیگر ،

 

در خانه هایشان را نمی بندند

 

وقفل ، افسانه ای است

 

وقلب ،

 

برای زندگی بس است.

 

روزی که معنای هر سخن

 

دوست داشتن است

 

تا تو به خاطر آخرین حرف،

 

دنبال سخن نگردی

 

روزی که آهنگ هر حرف

 

زندگی است

 

روزی که هر لب ،

 

ترانه ای است.

 

ترانه ای است ،

 

تا کمترین سرود، بوسه باشد.

 

روزی که تو بیایی

 

برای همیشه بیایی

 

ومهربانی ،

 

با زیبایی یکسان شود.

 

روزی که ما

 

دوباره برای کبوترهایمان

 

دانه بریزیم .

 

"احمد شاملو"

 

 

می دونم که معنای زندگی را ، خوشبختی را تنها وتنها در نگاه تو فهمیدم. وگفتی عشق همیشه هست تا هستی هست .پنجره های مسدود قلبم را باز کردی تا غبار های خاطرات تلخ وبدبینی ها را از شیشه هایش پاک کنی .من وبه دیدار خودم بردی اما عاشقنه تر .باشد که دید گاه هایم را تغییر دهم .که مبادا محصولی خشک شده از گذشته هایم باشد .وگفتی تو زنده ای همیشه زنده ای.زیباترین نغمه‌ها را برای با تو بودن و در نفس تو خواندن می‌خوانم و می‌خواهم باور کنی که جز در هوای تو جای دگرم طاقت زنده بودن نیست.

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٢/٩/۱ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com