مژی جون وشوشو
راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
حس جالبی بود .ساعت پنچ ونیم عصربود که با زنگ ساعت بیدار شدم .برنامه ام طوری بود که باید ساعت هفت به کافی شاپ مورد نظر می رسیدم !.صبح اونقدری دیر بیدار شده بودم که حد نداشت واز اونجایی که شوشو هم ظهر نیومد خونه ، برنامه دوش رو انداختم به عصری که سر حال بشم .دوش گرفتم ومیکاپ همیشگیم رو انجام دادم .میخواستم خود واقعیم باشه نه چیز غیر طبیعی که هیچ وقت نیستم .تنها کاری که کردم جلوی موهای مشکیم رو سشوار کردم که خوش فرم زیر شال سرسریم واسته .لباس پوشیدم وادکلن زدم درست مثل همیشه .دوست داشتم کمی زودتر از موعد اونجا باشم که به دوستم استرس وارد نشه .همه چی تا قبل از بیرون رفتنم بود وقتی ده دقیقه زودتر به کافی شاپ رسیدم یادم رفت اونم همه هیجان رو ...حقیقتش موقع حاضر شدن بیشتر استرس داشتم تا وقتی که رسیدم .میزی رو انتخاب کردم که مشرف به درب ورودی باشه .دنبال یه خانوم با شال قهوه ا ی ومانتو کرمی بودم .کیانا هم سر وقت اومد وکلی با هم حرفیدیم .یه تایم دوساعته .بعد من میگم همه اتون از من خوشگل تر وزرنگ تر وبا عقل ترید می گید من تعارف میکنم _ الهام جون با شماام هاااااا_ البته اینو بعنوان حسرت خوردن نمی گم .می دونید که یه دنده تر ولجباز تر وکله شق تر از این حرفام ولی خوبی وموفقیت وزیبایی چیزی نیست که یه ادم عاقل وبالغ بتونه اونو نادید بگیره ...پس مثل هر ادمی که نرمال ه منم زیبایی وزرنگی وهوش و...می فهمم .یه دختر خوشگل ِ قد بلند وصد البته خوش تیپ وگرم ومهربون ودوست داشتنی .اینو واقعا میگم بدون هیچ کم وکاستی .واقعا به دلم نشست.
| Design By : RoozGozar.com |

