مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

 

1_ نوشتن سفرنامه هنوز ادامه داره باید عکسای کلیسایی که تو نسبر رفتیم و....اینا رو بذارم .فعلا گفتم یه انتراکی این وسط بدم .

 

2_ساعت نزدیک 12 ظهر بوده که از خواب بیدار شدیم .برنج خیس کردم ومی دونم روز نظافت خونه ست ولی شاید زیاد کار نکنم .شوشو هم رفت خرید فریزری .موقع رفتن فقط گوشت چرخکرده ومرغ داشتیم ونخواستیم چیزی بگیریم .بغیر از اون یخچال هم پاک پاک ه وباید خریداش انجام بشه .

 

3_دیشب با خواهری رفتم پاساژ ایران زمین سجاد وتونست یه پیراهن بگیره .والا منم زیاد از قیمت ومد ومدلها به دور نبودم ولی شاید چون کمتر پیش میاد تو عروسی هامون از این سبک لباس های سنگین بپوشیم واقعا هیچ مدلی رو پسند نمی کردم .خودش میگه همه تو مهمونیشون اینجوری می پوشن واونم مجبوره .ولی خداییش یه پیراهن برداشت که هم شیک بود هم جوون پسند هم آس ! خیلی خیلی شیک بود به قول خودش این پروژه اش تموم شد .حالاباید برای ایلین لباس باله بدوزه ! .خب هردومون دوس داریم ایلین لباس عروس بپوشه ولباسش سفید باشه ولی همه لباس های تو این سبک خیلی درپیتی اند .بهش پیشنهاد لباس باله دادم که خیلی شکیل ه وهمینطو تک ه واخه ایلین هم هنوز دوساله نشده ولباس عروس تو تنش زار می زنه .

 

4_ تنها کسی رو که بعد از سفر بغیر از خواهرم  دیدم مهسا بوده .شنبه شب رفتیم خونه اونا وبا خودمون شله هم گرفتیم وبردیم _ برای اینکه نزدیک ساعت نه شب بود – طفلکی پلو مرغ خوشمزه ای هم تو این تایم کم درست کرده بود .یه بسته شکلات ویه دونه از اون صابون های مخصوص بلغاربا یه برچسب یخچالی که روش نوشته بود بلغار هم براش بردم .

 

5_ هفته داره تموم می شه ومنم عین خیالم نیست .زنگیدم به الهه خونه نبود .تا اخر هفته باید کتاب ها م اوکی بشه .

 

6_ روز جمعه هم تولد منه !!هورا

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٤ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com