مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

۱ـ ای خدااااااااااا....اول از همه بگم این منو اغفال کرد!( اشاره به هر کسی که دوست دارید).وگرنه من تمام لینکهایی رو که اون گوشه وبلاگم تپوندم دوست دارم ! همشون از اون گوگولی هان !!

۲ـ من اهل تهدید مهدید نیستم! ولی خب اینم شده یه راه برای جمع کردن کامنت... یکی میاد دری وری می نویسه ، یکی دیگه میاد عذرخواهی می کنه ، یکی میاد شهادت میده طرف خوبه ، یکی دیگه هم میاد اون یکی دیگه رو تکذیب می کنه! ....نه اینم شد کار....شما هیچی نگید!..اینم شد کار... حالا که اینطوریه از این به بعد نیلوفر جون قراره ده کامنت اولیه رو به خودش اختصاص بده، حالا که بازار گرمیه چرا اون بازار گرمی نکنه !

۳ـ  تو کامنتهای پست قبلیم ، یکی گفته :روز قحطی بوده که من ۲۸ مرداد به دنیا اومدم به من چه ؟؟

ـ یکی برام جک فرستاده که :رشتیه زنش بچه دار میشه پرده میزنه با تشکر از همکاری شبانه روزی اهالی محل....

ـ یکی مابقی مشخصه های زنهای جوات ونوشته : آرایشهای خیلی غلیظ جوری که جای انگولک نشده تو صورت نمونه. گوشواره های خیلی خفن جوری که هر لحظه امکان پاره شدن گوش میره ! النگوهای زیاد حداقت تا آرنج! و ...

ـ یکی گفته تولدش ۳۰ مرداده ـ من کشته مرده هرچی مردادی ام ـ

همین کارا رو می کنید که به وبلاگ نویسی معتاد شدم!!

۴ـ بعضی وقتا آدم یه کارهایی رو می کنه که اند شربازیه ! یه ماجراهایی هست که وقتی تو جریانش قرار می گیری از خنده به خودت  می شا...یشاید تعریف کردن اون اتفاقات زیاد جالب نباشه ولی اگه بتونی خودتو تو اون موقعیت بزاری ، تازه می فهمی اوضاع از چه قراری بوده.....

ـ دیشب من با مامانم اینا وخواهرم اینا رفته بودیم پروما...من عاشق لوازم بسته بندی شده وحتی غذاهای آماده ام وبا وجودی که می دونم تفاوت قیمت این نوع مواد با مواد معمولی چقدره ، ولی وسوسه خریدنشون یه لحضه ای هم من وآروم نمیذاره...مثلا انواع کنسروها(از خورشت قیمه وقورمه سبزی بگیر تا نخودسبز وقارچ وذرت ) ویا ژامبون وسوسیس های بسته بندی شده که حتی یه لقمه منم نمیشه!از اینکه پسته وبادام هندی وبرگه میوه های مختلف تو بسته های کوچیک ریختند وتقریبا دوبرابر قیمت متعارفش می فروشند تا نونهای بسته بندی شده وگوشت ومرغ ودل وجگرچکارکنم؟ با وجودی که می دونم می تونم همون مواد رو با همون کیفیت خوب از بیرون بصورت فله خریداری کنم ولی بازم دوست دارم از یه همچین جایی اونها رو بخرم ـ هر چند که هواسم به جیب مبارک هم هست ـ دیشب یه سبد چرخ دار برداشتیم وزدیم به دل اون همه خوراکی....سعی می کردم رو برچسب قیمتها هم دقت کنم وتقریبا خیلی چیزها رو می تونستم با قیمت کمتری از بیرون تهیه کنم ولی اون حس خرید بهم مجال فکر کردن نمیداد ودستم به هر خوراکی که بند می شد برمی داشتم وتو سبد میذاشتم .از شکلات ،ویفر  وشوکو رول گرفته تا برگه های میوه بسته بندی شده وپای سیب ، تا دستمال کاغذی معطر وکرم وشامپو وانواع کنسروهای خوشمزه از خورشت ومرغ بگیر تا ماهی ودسر، همینطور من عاشق انواع پودرهای نیمه آماده ام مثل پودر شیر کاکائو فوری تا نسکافه وشیر قهوه فوری.....گه گاهی هم یه حساب سرانگشتی می کردم که احیانا پول کم نیارم...

تا اینکه دیگه فکر کردم خرید بسه واومدیم جای صندوق که حساب کنیم !خواهرم لوازماشو جدا کرد وپشت سرش هم من خرید هامو گذاشتم که صندوقدار اونها رو جمع بزنه که دیدم جا تره وبچه نیست ، بیشتر خریدام غیب شده بودند واز هر چندتا ،یکیش مونده بود....وقتی صندوقدار داشت حساب می کرد خواهرم با تعجب گفت اهههههههههه این پودر شیر کاکائو فوری از زیر دستم دررفته ویادم رفته تو قفسه برگردونمش....نگو هر چی من برمی داشتم خواهر محترمه با حوصله به سرجاشون برمی گردونده

۵ ـ  ترکه یه پلیس ومی کشه وبعد زنگ میرنه به ۱۱۰ می گه : حالا ۱۰۹ تا شدید

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۳/٤/٢۸ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com