^_^ مژی جون وشوشو وپسملی
وقتی کسی اندازه ات نیست... دست به اندازه ی خودت نزن

دیدم چند روزی نیستم گفتم از این مطلب ها بنویسم!!!


میگن اون میوه ای که خدا آدم و حوا رو ازش محروم کرده بود، سیب عقل بود و چون اون موقع حوا، هابیل و قابیل رو حامله بود، نتونست ویارش رو کنترل کنه و یه گاز زد ! البته میگن که چون قد حوا نمی رسید آدم میوه رو واسش از درخت کند!
و از همان روز خدا، بخاطر تنبیه انسان، او را مجبور به داشتن عقل کرد تا همیشه تاوان اشتباهش رو با زجر فکر کردن و به نتیجه نرسیدن پس بده!
ولی تاسف انگیزترین قسمت داستان اینجاشه که حوا همه اون سیب عقل رو نخورد و قسمتی از اون رو به آدم بفرما زد و آدم هم ترتیب مابقیش رو داد ! و درواقع این زنان بودند که اول صاحب عقل شدند و چون دیدن چیز بدردبخوری نیست به مردها هم دادند ! و همون شد که تفاوت در اندیشه این دو بوجود آمد و هر کدوم صاحب یک سری صفات بخصوص شدن و هر کدوم ذهنیتهای جداگانه ای پیدا کردند ...
و خداوند هم بعد ازاینکه انسان رو مجبور به داشتن عقل کرد، چون دلش خنک نشده بود آدم رو با حوا توی یه سیاره قرار داد تا آخرالزمون این دو جنس با هم سر اینکه گاز اول رو کی زده و بقیه رو کی خورده دعوا داشته باشند و بهم بپرند!


زیاد سخت نگیرید!!!

سه‌شنبه ۱۳۸٢/۳/۱۳ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()