مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

۱ـ داشتم فیلم کانالICC نگاه می کردم وتیپ وتال های اونموقع رو.... که از نظر الان من اند جواتی بودن !ولی کمی که فکر کردم دیدم تو همین مدت چندین سال از گذران عمر گرانبهام نیز یه همچین مد وتیپی رو تجربه کردم !شلوارهای دم پا گشاد وخط ریش چکمه ایی ودامنهای فون کوتاه وابروهای نخی و.....وحالا هم لباسهای نافی....

 

۲ـ گفتم لباس نافی .....یاده خودمون افتادم ! یکی از دوستام تو دوران دبیرستان واقعا خوش تیپ بود واز استیل بدنی خیلی خوبی برخوردار بود ولی حالا  فوق العاده چاق شده ویه جورایی به قول خودش از شکل وشمایل افتاده.به قول این دوستم اون موقعی که اون یه همچین استیلی داشت مانتو بلند پشت چاک دار مد بود که علاوه بر بلندیش گشاد هم بود وهمینطور کیفهایی که بلندیش تا زیر باسن می رسید وچقدر هم کیف می کرده که بقول خودش رو مده، حالا که حسابی سایز عوض کرده این جزجیگر زده ها لباس بالای ناف می پوشن .

۳ـ البته همینطور که طی سالیان مد تغییر کرده متلک هام هم عوض شده!یادمه یکی از دوستام به نام آرزو ـ حالا یه مغازه لوازم منزل داره ـ تو راه مدرسه یه تاکسی مرسی سوار شده بوده وطرف هم درکمال خونسردی بهش گفته :ببخشید خانوم هنوز شما دیپلم نگرفتید؟ آحه من چندین ساله که شما رو تو مسیر دبیرستان می بینم !!

۴ـ تمام عم وغممون این بود که صبح بشه وبه هوای درس ومدرسه بزنیم بیرون وتو کلاس هم فکر شیطنت ومسخره بازی وخنده بودیم .کی درس میخوند؟بعدش که بزرگتر شدیم نوع نگرشمون به زندگی هم عوض شد وبه طبق اون نوع خوشگذرونی هم تغییر ماهیت داد! دیگه بااون فکر وسلیقه خوش نبودیم دلمون میخواست حالا که گواهینامه گرفتیم یه ماشین زیر پامون باشه وهی چرخ بزنیم وبعدش هم بریم یه رستوران فست فود وپیتزایی ،رست بیفی ....  چیزی بخوریم ویا بریم استخر   وبرنزه کنیم وبه فکر کل کل کردن تو مهمونی ها باشیم !....ولی واقعا یاد اون روزا بخیر..........

۵ـ بچه که بودم کمتر با دخترا می جوشیدم !ـ طبیعتا از زنهای ترسو وبی جرات وضعیف النفس بدم میاد ـ مگه اینکه دختری بود با دل وجرات ...بیشتر بازیمو هم دوچرخه سواری تشکیل می داد نه خاله بازی!! یه بار هم یه شامپو درست کردم ـ با آلاسکاـ که اونو دوستم مژگان که عین خودم دختری قوی بود رو سرش امتحان کرد وبعد هم درکمال تعجب گفت که شامپوم خوب کف نمی کنه!!منم گفتم که باید تو ترکیباتش یه تغییر وتحولی بدم !

۶ـ خیلی دلم میخواد بعضی از خاطرات اون دوران و زنده کنم ! شماها از بچگیتون چی یادتون میاد ؟؟شما هم عین من از خوردن آلاسکا لذت می بردید؟ وهنوز هم که هنوزه با بودن این همه تنوع در بستنی بازم هوس خوردن یه آلاسکا بسرتون میزنه ؟چاغاله بادوم چی.....یا ذغال اخته!لواشک....

 

۷ـ از نظر من خوردن یکی از بهترین لذتهاست!!برای همین آموزش یه سوپ فوری بنام سوپ قارچ وبراتون می نویسم که برید وعین من لذت ببرید

ـ مواد لازم بستگی به تعداد نفرات ویا ذائقه شما داره.

ـ  پیاز،سیب زمینی ،هویچ ،آب مرغ، رشته فرنگی ،قارچ،وجعفری تازه

ـ طرز تهیه:

تو یه قابلمه مناسب پیازو کاملا خرد کرده وکمی تف میدید وبعد بهش سیب زمینی که پخته وکاملا له شده رو اضافه می کنید ـ می تونید سیب زمینی رو بصورت خام با رنده ریز رنده کرده وبعد اضافه کنید ـ

بعد آب مرغ رو بهش اضافه می کنید( در صورت نداشتن آب مرغ از قرص اونم میشه استفاده کرد) تا مایه ما به جوش بیاد هویج رنده شده رو بهش اضافه می کنید بعد از سه ربع سوپ شما قوام میاد (سیب زمینی که بهش اضافه شده باعث لعاب سوپ میشه)در این موقع رشته فرنگی وقارچ وهمزمان اضافه می کنید وموقعی که رشته فرنگی ها نرم شد جعفری تازه رو به اون اضافه می کنید.در صورت تمایل می تونید از رب هم استفاده کنید ـ به نظر من بدون رب اون شکیل تره ـ این سوپ ظرف مدت یکساعت و ربع نهایتا حاضر میشه.

 

نوش جان

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٥/٤/۱٤ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com