^_^ مژی جون وشوشو وپسملی
وقتی کسی اندازه ات نیست... دست به اندازه ی خودت نزن

سفری باید کردتا بلندای امید
ودرآن وسعت پاک غزلی باید خواند................
غزلی تردولطیف
به دل انگیزی نجوای نسیم
وشکوفایی یک غنچه سیب ......
یا به زیبایی لبخندسحر
ازپس یک دیوار.......
باید ازشوق قبای سبزی به تن پنجره کرد
کنج هرطاقچه بایدکه به قندیل بلورشمعی افروخته داشت
باید از خانه دل گرداندوه سترد
ومن غمگین رابه چراغانی صدمعجزه برد
باید ازعمق وجودنور راباورکرد
وبه خود بایدگفت
باورخویشتننت باورزندگی است
خویش راباورکن..................

شنبه ۱۳۸٢/٢/٦ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()