مژی جون وشوشو

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

 

1_ هیییییی....خداروشکر مثل اینکه امسال میخواد همون سالی بشه که من میخوام !! یه چیزهایی بود که اول سال دعا کردم که تو سال جدید اونها رو داشته باشم که فعلا نمیدونم اونها رو خواهم داشت یا نه؟ _ بر می گرده به لطف وکرم یا احیانا مصلحت خدا _ یه سری اخلاق هایی هم بود که میخواستم بذارم کنار که دارم کم کم می ذارم کنار.

 

 

2_ اینهارو نمی گم که تعریف از خودم باشه اینها حقیقت زندگیمه...نمیدونم چرا باوجودی که اعتماد بنفس بالایی دارم نسبتا هم از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردارم تا این حد به دوستام البته بهتره بگم دوست نماهام باج می دادم ! اونم باج شخصیتی....

 

 

3_ طرف یه عمره که مثلا دوستمه اگه پیشش رفتم اونم پیشم اومده اگه خریده  _ که متاسفانه من همیشه دست به جیبم _ منم خریدم .کلا ازم سرویس گرفته ...کار خاصی هم برام نکرده...هرچی بوده منم براش همون بودم ! اگه زنگ زده من بیشتر زنگ زدم اگه لطف داشته منم لطف کردم خلاصه اگه نخوام بگم ترازوی من تو رفاقت سنگین تر بوده مطمئنا اصلا سبک تر هم نبوده ! یه عمری با حرفهاش بهم تیکه انداخته...همیشه هم می گفته من تو دلم چیزی نیست _ فقط موندم اگه ادم تو دلش چیزی نیست چرا دوستشو می رنجونه _ یه جورایی هم میدونسته که بعضی حرفهاش همچین خوشایند اطرافیانش ویا من نیست ولی به کار تیکه اندازیش ادامه می داده ! منم یک بار فقط یکبار خیلی جمع وجور تر از اون جوابش ودادم وشدم شمر ذالجوشن !! همچین براش این سواری ندادن من گرون دراومد که بیایید وببینید!....بلانسبت ...روم به دیوار...خب به درک ...به جهنم !...بقول ما...بکشه پشت بشقاب که کمتر جا بشه....الهی شکر ...نه نونم دستشه نه آبم !! بهتر که بره...حالا هم هی تو دلش بگه مژگان عوض شده...خب بگه که از غمباد نترکه....دیگه مژگان نمیخواد سواری بده ....دیگه مژگان میخواد نشون بده که از یه حرفهایی ناراحت میشه دیگه مژگان میخواد به یه عده نفهم ، بفهمونه که وقتی خودش یه کاری رو نمی کنه یا یه حرفی رو نمیزنه یعنی اون کار یا حرف ودوس نداره ....همینی که هست.

 

 

4_ یه برنامه ریزی کردم ! البته تو برنامه ریزیم فقط روزهای کاری خونه رو مشخص کردم _ آخه من دوروز در هفته خونه رو نظافت  می کنم _  فعلا برای اولین قدم چهار هفته وقت دارم که به دو برنامه دوهفته ای تقسیم شدن ! البته باید خدای نکرده مریضی رو هم تو روزهام لحاظ کنم .همینطور بعضی بیرون رفتنا یا مهمون داشتنا ....برنامه ای خوبه که از تمام وقت وانرزی استفاده نشه ...چون اینجوری اگه وقت کم بیاری قبلا تمام وقتت تو تو برنامه ریزیت گنجوندی.....خلاصه باید در نظر بگیرم که شاید یه اتفاق غیر مترقبه هم همین وسط مسطا بیفته ! اولین کاری که میخوام بکنم اینه که کمتر تو نت بیام! الهی شکر که اصلا تلویزیون هم نگاه نمی کنم . یک کمی هم مقاوم تربشم که زیاد مابین ساعتها استراحت نکنم _ هر سه ربع ، یک ربع استراحت _ اگر هم خیلی برای وبم دلم تنگ شد ویه موضوعی برای نوشتن داشتم بیام وبنویسم وسعی کنم وب گردی رو به حداقل برسونم ....من باید موفق بشم.

 5_ در ضمن شمارش معکوس هم برای یه مناسبتی شروع شده !....بیست وهفت روز دیگه !

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٧/٢/٧ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات ()


آخرين مطالب
» صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .
» 2576
» از این عکس خوشم اومد !
» کار نشد نداره
» شروع هفته درس خوندن .
» اخر هفته هامون
» کامنت گذار مزاحم
» 2570
» رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !
» مزاحم اینترنتی _3

Design By : RoozGozar.com