مژی جون وشوشو
راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
یکی نیست بهم بگه تو که یک ساعت دیگه کلاس داری حالا باید بشینی این همه چیزمیز تعریف کنی؟...قراره این چند روز تعطیلی رو بریم مسافرت ...دهنم صاف شد از بس کار داشتم ...حتما می گید یه چمدون بستن که کاری نداره !...البته این آخرین کاریه که برای رفتن به سفر آدم انجام میده!....خب من عادت دارم حتما خونه رو تمیز کنم وتمام لباسها رو بشورم و....از شانس بدم شوشو کمی مریض حاله...ما هم یه چندروزی هست که برای مسافرت تصمیم گرفتیم ولی آقا تازه امروز گذاشته رفته که ترمز ماشین ودرست کنه...ظهر هم نیومده ودهنش بیشتر از من صاف میشه با این مریضی واستراحت نکردن ظهرش وشب هم تو جاده بودن...اخه من کلاس دارم ونشد امروز صبح حرکت کنیم وقرار رو برای امشب گذاشتیم که هم خنکه وهم اول صبح رسیدیم جایی که میخوایم برسیم ...منم دیروز کلی لباس شستم ،امروز هم که روز نظافت خونه بود...برای همین دیشب یه سری از کارا رو کردم که امروز کمتر خسته بشم بخاطر طوفان چند روز پیش مجبور شدم مبلها رو هم جابجا کنم که زیرشون ودستمال بکشم هر چی تمیز می کردم بازم خاک بود...اخه بی احتیاطی کرده بودم وهمون روز طوفان باشگاه بودم وپنجره خونه رو بسلامتی باز گذاشته بودم وخودم به خاکها تعارف کرده بودم که تشریف بیارن تو !! از این ور شستن لباس واطو کشی از اون طرف نظافت خونه وچمدون بستن ....من قبلش رو یه کاغذ تمام چیزهایی رو که لازم داریم می نویسم وبعد هر کدوم وکه بر میدارم جلوش یه تیک میزنم که صدالبته این میون یه چندتایی رو هم بصورت شفاهی _ که یا یادم رفته تو کاغذ بنویسم یا چشمم می افته واحساس می کنم لازمه _ اضافه می کنم. حالا بعد از کلی سفر رفتن این دفعه هوس کردم یه سبد مسافرتی کوچولو لوازم هم ببرم...اخه چی دو روز تو سفر باشیم چی یه هفته یا یه ماه کلا ناهار وشام بیرونیم واصلا من غذا درست نمی کنم ...تازگی ها یاد گرفتم حداقل یه فلاکس بردارم که تو ماشین چای داشته باشیم وگرنه اونو هم هرجا می رسیدیم یا دلمون میخواست میخوردیم ....شوشو هم با تعجب بهم می گه میخوای غذا درست کنی؟ ول کن بابا...می گم یه سبد کوچولوس دوتا بشقاب وقاشق چنگال وچاقو سبد وقابلمه، ماهیتابه ،سفره...شاید هوسم کرد یه پلو ماهی خودم درست کنم...حالا این که باری نیست....وخلاصه این اولین تجربه سفری من با سبد ظرفهاس!!!....الان هم هی وحاضر نشستم ودارم وبلاگ اپ می کنم از اونور چای هم میخورم که تو کلاس از تشنگی شهید نشم ! لوازم آرایشم وخلاصه یه چند تا خرده ریز دیگه رو هم رو میز چیده ام که بعد از اومدنم اونها رو هم تو کیفم بذارم ! چمدون وسبد مسافرتی هم حاضره !!...کاری نمونده جز اینکه بهم بگید سفر بسلامت وخوش بگذره...که اونم بخاطر مهر وموم شدن کامنت دونی مجبورم خودم بخودم بگم. البته از طرف شماها!
| Design By : RoozGozar.com |

