^_^ مژی جون وشوشو وپسملی
وقتی کسی اندازه ات نیست... دست به اندازه ی خودت نزن

حالا دیگه تورو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبارپشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره
کاشکی بودی ومیدیدی زندگیم چه سوت وکوره
آسمون از غم دوریت حالا روز وشب میباره
دیگه تو زندگیهامون من و تنها جا میذاره
خاطره مثل یه پیچک می پیچه روتن خستم
دیگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم
*********************************************************



وقتی چشمت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم می شینه تو چشم سیاهت

وقتی چشمت لبریز میشه
اشکهای تو آویز میشه
دونه دونه می چیکه از چشم سیاهت

نمیدونی دل آدم وچه می شکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی که بارون پاییز می سوزونه دل آدمهارو

می خوای بری حرفی نداری اشکهات دارن جار می کشن
رفتن همیشه پر غمه انگار دارن داد می کشن

*****************************************************

سه‌شنبه ۱۳۸٢/٢/٩ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()