^_^ مژی جون وشوشو وپسملی
وقتی کسی اندازه ات نیست... دست به اندازه ی خودت نزن

از نطری که به من و وبلاگم دارید ممنونم و مطمئن باشید که نظرات شمارا با گو ش جان خریدارم .
********************************************************
از انتظار بی سرانجام خسته ام
گم کرده راهم آشفته حالم
در میان آتش تردید وانکار
چون مرغکی بی پر وبالم
آه جانسوزم گواه حال زارم
اشک بی پایان چشمانم
حکایت از فراق ماه شب هایم
آسمانم بی ستاره ست
شمع سوزان وجودم رو به پایان است
آه! اگر این زجر بی پایان
به وصل او نگردد عاقبت انجام
چو آن ماهی دور از موج دریا
میان خاک بدنامی و اوهام
به سوی بی سرانجامی آمال
پیش خواهم رفت !
آه اگر زنگار مانده بر درو دیوار احساس
باحضور او نگردد پاک
چون نسیمی در میان باد وطوفان
به سوی مردن انسان پیش خواهم رفت
**************************************************

سه‌شنبه ۱۳۸٢/٢/٩ | ۸:٠٤ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()