﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>مژی جون  وشوشو</title>
    <description>راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.</description>
    <link>http://ninijon.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>مژگان</managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 23 May 2012 08:16:12 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>صدای منو از کافی نت یونی می شنوید .</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: medium; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;سه تا کلاس پست سر هم اونم از یه درس سنگین ! چه شود .هر چی هست داریم با الهه بعد از کلاس خوش می گذرونیم .الان اومدیم کدهای درس رو برداریم برای گرفتن نمونه سوالات امتحانی .بعدش هم میریم تو تریا برای صرف هر چیزی که میلم بکشه ...یعنی من عاشق لذت بردن در لحظه ام هااا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2671</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9490594/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9490594</guid>
      <pubDate>Wed, 23 May 2012 08:16:12 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>2576</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;1_ اینروزای بهاری خواب اور با خوندن پست یه دوست وبلاگی داشتم کم کم به این نتیجه می رسیدم باید یه خواب دسته جمعی راه بندازیم وتویه فصل دیگه بیدار بشیم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;2_ نهایت تنبلی من به دو روز نمی کشید ولی الان هفته هاست که این روند ادامه داره .تا روز یکشنبه .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;3_یکشنبه عصری که از خواب بیدار شدم .خیلی سریع تونستم خودم رو جمع وجور کنم بعد از خوردن میوه وبعد هم چای نشستم سر جزوه هام واونا رو تا حدی جلو بردم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;بعد میکاپ کردم ومنتظر شوشو بودم .گفت یه فروشگاه بزرگ تازگی تو خیابون ...باز شده که بهتره یه سر بریم اونجا .همه چیزش عالی وشیک بود والبته گرون .فقط نمیدونم چرا این همه اصرار به خرید یه چیزی دارم بازم هول برم میداره ! به این نتیجه رسیدم بیام خونه ویه اماری بگیرم ویه تحقیق از مریم وراحیل هم داشته باشم وبعد خرید کنم .از اونجا رفتیم برای سفارش سرویس چوب .یعنی داشتیم عملا قرار داد رو می بستیم که برای یه موضوعی اومدیم بیرون ویه جای دیگه رو نگاه کردیم وبعد ...بعد که اومدیم خونه من کاملا منصرف شدم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;4_شوشو تعجب می کرد من سر این کار چقدر عجله داشتم واونوقت الا به همین راحتی از این مدل منصرف شدم ویه مدل دیگه پسند کردم .هر چی بود دست از پا دراز تر برگشتم خونه وفقط یه ...خریدم ! شام هم بیرون خوردیم وتمام .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;5_دوشنبه صب کلی کار بانکی داشتم که نا تموم موند .ظهر شوشو جان نیومد خونه وگفت مجبور تو شرکت بمونه تا کاررو تحویل بده .منم ناهار خوردم .رفتم دو دستی تخت رو بغل کردم ولالا ...خیلی خسته بودم .وقتی بیدار شدم یه انرژی خیلی خوبی داشتم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;6_خونه رو در حد بیست درصد _ عجب ادم سو استفاده گری هستم &lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;_ تمیز کردم اونم به مدت دوساعت ! بعد یه استامبولی کته&amp;nbsp; که توش زیر سیاه هم ریخته بودم برای خودم درست کردم جاتون خالی تی وی دیدم وحسابی خستگی کار کردنم از تنم در اومد .شام حاضر بود وبرای همین می تونستم حسابی استراحت کنم _ نیز الان یکی دوماه من شام درست می کنم از اون لحاظ گفتم _&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;موقع اومدن شوشو حسابی سر حال وپر انرژی بودم یه میکاپ کردم ومنتظر اومدنش شدم و...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;7_الان هم میخوام برم دوش بگیرم وحاضر بشم وبرم سراغ کار نصفه نیمه بانکیم .بعد هم یه سر ارایشگاه وبرگردم خونه .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;8_ مطمئنم امروز عصری هم بقیه جزوه ها رو به سرانجام می رسونم .شام درست می کنم _ دیگه بعد از یکی دوماه چیکار می شه کرد _ بعد می ریم سراغ سفارش سرویس چوب ! باید کار رو امشب یکسره کنم تا اون تکلیفش مشخص نشه از موکت وپرده سفارش دادن خبری نیست . امشب سریال مرداک داره که من خیلی می دوستمش ولی می تونم تکرارش رو روز جمعه ببینم فعلا سفارش دادن ه واجب تره !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2670</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9484463/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9484463</guid>
      <pubDate>Tue, 22 May 2012 07:57:34 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>از این عکس خوشم اومد !</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="https://lh6.googleusercontent.com/-r6p6L8VZZgM/T7gjZr5alnI/AAAAAAAAclc/4ppeXT7niqw/s483/cae.jpg" alt="" width="483" height="480" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعدا نوشت : حسم می گه عجب تلاش مذبوحانه بیخودی &lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2669</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9472235/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9472235</guid>
      <pubDate>Sun, 20 May 2012 07:48:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کار نشد نداره</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;1_مونا جون هم یه چیزی گفت هااا...فک می کنید در لحظه زندگی کردن خیلی کارراحتیه ؟...ها ؟ برای منی که تا همین لحظه از عمرم نیمه &amp;nbsp;پر لیوان زندگی رو دیدم واز اون طرف ادم فراموش کاری هستم وسعی می کنم کارای ناپسند یه عده رو بذارم پای خریتشون .بازم کار سختیه .البته نشد نداره ولی سخته .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;2_همون کاری که تو دنیای واقعی می شه کرد اینجا هم می شه . یادم میاد یه روز اول صب با خواهری قرار داشتم برای نقد کردن چک بریم بانک _ از بس سر قضیه اش خرد وخاکشیر شده بودیم _ موضوع نقد کردن چک شیرین نبود درسته قرار بود پولی دستمون بیاد ولی موضوع جالبی نداشت وکلی براش درگیری داشتیم .طبق معمول با یه میکاپ معمولی رفتم بیرون&amp;nbsp; یه ده دوازده سالی هم می شه کلا ناخن های من لاک داره در بدترین حالات برق ناخن داره با یه لاک سفید رنگ در قسمت بلندی ناخن _ عین ناخن فرنچ شده _ با مقنعه هم بودم .یادم ه بیرون یه زن چادری بهم گیر داد .کاش گیر می داد، بهم توهین کرد !! به همین راحتی ....اونقدری برام جای تعجب داشت که اولش متوجه نشدم ولی وقتی دیدم پیاده شده وباز از تو پیاده رو منو مورد حمله جملات لایق خودش قرار داده تازه دوزاریم افتاد با منه !! فقط برای یه لاک !!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;3_تو دنیای واقعی کلا ادمی دوروبرم نیست که بخواد کلاس بذاره اونم کلاس تو خالی .والا هر کی بود با این همسایه ما که هردوشون دکترا دارن رفت وامد می کرد .واقعا از نظر ظاهری ادم های خیلی خوب ومهربونی هستن .ولی وقتی می بینم گاهی وقتا که ماشین رو می برن بیرون درب پارکینگ رو نمی بندن ...یا با داشتن پارکینگ ماشینشون رو تو کوچه می زنن وبرای همسایه ها مزاحمت ایجاد می کنن ...یا تا همین چند وقت پیش کارگرش عقل نداشت وهمینجور پنبه رز های بچه رو ولو می نداخت تو کوچه... یا بچه ها سر ظهر بدوبدو می کنن تو آپارتمانشون ...یا گاهی درب رو باز می کنن وهی داد وفریاد تو راهرو راه می ندازن ....یا ...خب من عقیده ام اینه که طرز تربیت ولباس پوشیدن بچه باید به سر ووضع خود ادم وخونه ادم وتحصیلات ادم بخوره .برای همین اون طرف برای من میره زیر سوال حالا میخواد هر قدر ظاهرا وجهه اجتماعی داشته باشه .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;4_دنیای مجازی هم از این بدتره .چون تو دنیای واقعی میتونی دوستات رو انتخاب کنی ولی اینجا ...شاید لینکی رو لینک کرده باشی که به دوزار نیرزه یا شاید با کسی بگرده که اون طرف به دوزار نیرزه .وتو اونقدر شناخت نداری . عین دنیای واقعی ه فقط کات کردن جواب میده _ هر چند که من بغیر از یه سری از دوستانم هیچ وبلاگی رو نمی خونم .مگه مغز بع بعی خوردم که بیام اراجیف دیگران رو بخونم تازه طرف کلی توضیح وتفسیر هم داده که یه وقت به گفته &amp;nbsp;خودش فکر نکنم طرف پرورشگاهی ه _&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;5_درسته کات کردن هست ولی بازم گاهی می بینی تو به کسی کار نداری طرف مرض داره وعین هاپو پاچه می گیره ! باز یه مدت درگیری داری باهاش .هر چند این درگیری ها تو رو ناراحت نکنه .در لحظه زندگی کردن این نیست که نه به غم فکر کنی نه موضوعات غمبار برات پیش نیاد .اونیه که بتونی از این شرایط بدون ناراحت کردن خودت بیرون بیای .همه مشکلات دارن ولی اونی برنده ست که بتونه سریع خودش رو جمع وجور کنه وبهترین تصمیم رو در بدترین شرایط بگیره .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;6_برام &amp;nbsp;قبول کردنش سخته _ خب مردادی ام دیگه _ ولی حیفه یه همچین معلمی که من ازش درس یاد نمیگیرم .شوشو خیلی صبوره .خیلی منطقی با هر قضیه ای برخورد میکنه .میدونم گاهی تو دلش اشوب ه ولی می دونه از دستش کاری بر نمیاد برای همین رفتار منطقی از خودش نشون میده .همیشه در بدترین شرایط بهترین تصمیم رو گرفته ! میدونم مثل هر ادمی فکر وخیال داره ...در گیری کارای خودش رو داره ... واقعا فکر می کنم خیلی خوب می تونه در لحظه زندگی کنه .در صورتی که به مراتب کمتر از من مثبت اندیش ه .جمله معروفش هم اینه که همیشه فکر کن ادم های دوروبرت منفی اند تا خلافش ثابت بشه _ درست برعکس من فکر می کنه _ برای همین فکرش ه ( شاید در ظاهر خوشایند هم نباشه ) دوستای خوبی داره وخداروشکر ضربه عاطفی هم نمیخوره و..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2668</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9472113/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9472113</guid>
      <pubDate>Sun, 20 May 2012 07:29:59 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شروع هفته درس خوندن .</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;طبق چارت درسیم این هفته شروعه درس خوندن امتحانات پایاینترمم. ده روز دیگه یه مانترم دارم وفقط باید برنامه درسا رو تو هفته تغییر بدم واول از این درسم شروع کنم . فقط پنج هفته وقت دارم ...پنج هفته ...اصلا نباید ریسک کنم .چون از درسام فقط میانترم یکی رو شرکت کردم واین نمی تونم اونقدری کمکم کنه که بتونم ازادنه تر درس بخونم .نباید تا جایی که می شه روزا رو هدر بدم .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;میانترم بعدی هم از درس مشکلیه .ترم اخر و درسای مشکل وپر ثبت .&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2667</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9465551/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9465551</guid>
      <pubDate>Sat, 19 May 2012 07:36:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>اخر هفته هامون</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دیروز عصری سعی کردم حتی شده یه ساعت بخوابم که برای شب زیاد خسته نشم .لاک دست وپام رو ست کردم هر چند می دونستم یه &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2664/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مهمونی تجلیل از معلم ها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که همش تو باغ ه کی لاک پا می بینه _ گفتم شاید با دختر میزبان یه سر برم تو اتاق های خونه باغ ، برای همین پیش بینی کردم ولاک پام رو هم ست دستام کردم _&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;همه قشنگی مهمونی به خاطر یابودش بود تجلیل از معلم های زحمت کش راهنمایی ....احمد آباد .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;الان هم میخوام زنگ بزنم به خواهری که برای شام بیان خونه امون وگرنه باید خودمون برنامه بیرون رفتن با دوستان رو ترتیب بدیم .یه هفته ست ویه اخر هفته دیگه ...یا مهمون داریم یا مهمونی میریم یا اگه هیچ کدومش فراهم نباشه دوسه تا خانواده می شیم ومیریم بیرون هواخوری وشام و...&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2666</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9461037/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9461037</guid>
      <pubDate>Fri, 18 May 2012 10:23:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کامنت گذار مزاحم</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2663/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;یه ادم مفلوک !&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دیگه دارم به جسنیت این موجود مفلوک هم شک می کنم . یه دختر مگه خیلی س ل ی ط ه &amp;nbsp;وه ر زه وبی ابرو باشه وگرنه ادم شک می کنه طرف پسره .البته اگه پسر بود از اول نباید سوتی میداد ولی بلانسبت احمق تو هردوجنس زیاده !&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;ایشون با دوسه تا ای پی میان ومیرن ولی ادبیاتشون همون ادبیات درپیتی ه .امروز به اسم ونام وبلاگ یکی از دوستام برام کامنت گذاشته اونم توهین امیز ...خب خره .من ای پی دوستام رو حفظم .&lt;strong&gt;خودم هم که هیج جا کامنت نمیذارم مگه برای دوستام که اونها هم منو می شناسن&lt;/strong&gt; وتازه از شروع سال جدید نحوه کامنت گذاریم رو هم عوض کردم _ فقط برای پرشینی ها کامنت می ذارم _بچه ها مراقب باشید یه خر بدجوری داره لنگ ولگد میپرونه ...جو زیاد خورده !&lt;img title="قهقهه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/24.gif" alt="قهقهه" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;بعدا نوشت : ادم سکول ، اسکول دیگه &lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;.کافیه فقط پاراگراف دوم این &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2663/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;نوشته&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;منو بخونید.همین سه تا مدرک کفایت می کنه .حتی احتیاجی نیست سه تا سفرنامه هاش رو با هم چک کنید وبفهمید این ادم وهمسرش تو هر کدوم یه شکل شدند !&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;ایشون یه سفرنامه گذاشت با عکس یه نفر دیگه ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/357204/Doc1.doc"&gt;&lt;strong&gt;اینجا&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;) من براش کامنت گذاشتم وتوضیح دادم امکان نداره وارد یه کشور خارجی بشه وبعد بتونه هتل تورش رو عوض کنه ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/145824/910225.doc"&gt;&lt;strong&gt;اینم کامنت من&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;) ایشون هم سفرنامه جعلیش رو در همون قسمت ویرایش کرد .اگه از هتل ویوا کلاب بد نوشته برای اینکه هتلی ه که ما رفتیم .خاک تو سرش کنن اوج عقده ای بوده یه بشر همین جاست .از اونجایی که ایشون تا دونقوز اباد سفلی رو بیشتر ندیده واون سوتی رو تو سفرنامه اش داد با کامنت من سریع به حساب خودش اون قسمت رو&amp;nbsp; ویرایش کرد (&lt;a href="http://wikisend.com/download/495302/Doc11.doc"&gt;&lt;strong&gt; این&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; ) .دیگه خودتون می دونید !&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;پ ن : به &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9453175/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;جای عذرخواهی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; راضی به این کارت هم نبودم !&lt;img title="قهقهه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/24.gif" alt="قهقهه" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2665</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9453175/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9453175</guid>
      <pubDate>Thu, 17 May 2012 05:08:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>2570</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;1_اومده یا نیومده از یونی &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2663/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;اون پست&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;رو گذاشتم .دیدم سکوت ووقت دادن هم اصلا کار جالبی نیست .شاید یه عده هم با این پست یه چیزایی دستشون بیاد وحواسشون جمع بشه .هر چند که من منجی نیستم وهمونقدر حواس خودم جمع باشه خودش خیلی ه حالاارشاد کردن دیگران یه طرف !&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;2_از اونجایی که بنده تازگی ها جوجه ماشینی تشریف دارم اگه ظهر نخوابم سردرد می شم .همین که اومدم یه کافی میکس درست کردم وخوردم ولی کار پای کامی باعث شد همون یه ذره سردردم هم خوب نشه .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;3-می دونستم بخاطر باشگاه ، شوشو امشب دیر میاد خونه ومیخواستم در حد خیلی کم _ کمتر از 20 درصد&lt;img title="از خود راضی" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/15.gif" alt="از خود راضی" border="0" /&gt; &amp;ndash; خونه رو مرتب کنم که فردا صب خودم رو خسته نکنم .ولی نشد یعنی بهتره استراحت جلوی تی وی داشته باشم فردا روز خداست فردا روکه ازم نگرفتن .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;4-فردا جایی دعوتیم این سال سومه که برای همچین برنامه ای دعوت یکی از دوستای خانوادگی شوشو در یه باغیم . برنامه تجلیل اولیا از مربیان .یه پولی جمع می کنن وشام میدن وبه معلم ها هم کادو .پدر یکی از همین دانش اموزا که دوست خانوادگی شوشو باشه باغ وگروه موسیقیش رو تقبل می کنه . از اونجایی که تبریزی هستن می تونید حدس بزنید چقدرمی تونن باسلیقه این مهمونی رو برگزار کنن .&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/1492/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;دفعه اول&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; من منتظر یه عروس وداماد بودم تا تجلیل از معلم ها .&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/1990/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;دفعه دوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هم میز دسر رو نداشتن ولی بازم با سلیقه همه چی رو روبراه کرده بودن .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;5-یادم از دوران مدرسه خودم وروز معلم اون موقع می افته حسابی دلم برای معلم هام می سوزه که یه عده هم که کادو می بردند کادو ها خیلی در پیتی تر از الان بود !!&lt;img title="اوه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/18.gif" alt="اوه" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;6_دوبار دیگه هم همین خانوده ما رو مهمونی دعوت کردند یه بار تو ماه رمضون بود تو همون باغ &amp;nbsp;ویه بار هم مولودی &amp;nbsp;تو خونه خودشون &amp;nbsp;.موقع ماه رمضون با وجودی که غذا از بیرون گرفته بودند من بیشتر عاشق اون اش دوغ شدم &lt;img title="خوشمزه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/38.gif" alt="خوشمزه" border="0" /&gt;.البته با اش دوغ روال خود تبریز فرق می کرد ولی خیلی خیلی عالی بود .کاش امسال حداقل یه ذره کوفته بدند !&amp;nbsp;&lt;img title="خوشمزه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/38.gif" alt="خوشمزه" border="0" /&gt; یکی بهم بگه چرا تبریزی ها اینقده کدبانو وتر وتمیزاند ؟..هان ؟&lt;img title="بغل" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/6.gif" alt="بغل" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2664</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9451370/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9451370</guid>
      <pubDate>Wed, 16 May 2012 18:16:48 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>رو کردن مدارک یه دزد اینترنتی !</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; دزد خاطرات خود رو بهتر بشناسید&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;امیدوارم قبلش &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2660"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مزاحم اینترنتی یک&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;وکامنت دونیش (&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9439402/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt; +&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;) &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2661/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مزاحم اینترنتی دو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ...همین طور &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2662/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مزاحم اینترنتی سه&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;و&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9445208/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;کامنت دونیش&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رو مطالعه کرده باشید ودرجریان موضوع قرار گرفته باشید .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;ماجرا از اینروز شروع شد (&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2634"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt; +&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;) وبعد هم به اینا ختم شد ( &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2635"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;+&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;) با این کامنت دونی (&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9376949/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt; +&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;) &amp;nbsp;.خب من خیلی از دست خودم دلخور شدم که بجای تذکر دوستانه باید همونجا ادبش می کردم تا همچین پست مزخرفی رو نذاره ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/154772/Doc4.doc"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; ) &amp;nbsp;برای همین دندون رو جیگر گذاشتم .درسته که اولین ادرس سفر نامه وارنا جعلیش رو پوکونده بود (&amp;nbsp; اینم از ادرسش&amp;nbsp; &lt;a href="http://vafa1359.blogfa.com/category/2"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;+&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ) &amp;nbsp;&amp;nbsp;ولی بعد از اون دوتا پست بالای من ، &amp;nbsp;برداشته بود یه سفرنامه جعلی دیگه با عکس یه بدبخت بیچاره ای که روحش هم خبر نداره گذاشت تو سایت ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/357204/Doc1.doc"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; ) اونقدری نگذشت که باز اون سفرنامه رو بدون عکس کرد( &lt;a href="http://wikisend.com/download/424276/Doc1-910224.doc"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; ) .منم یه کامنت به این مضموم گذ اشتم .اخه تو سفرنامه جعلی وارناش تابلو معلوم بود که خودش نرفته چون امکان نداره با تور جایی بری وبعد بتونی هتلت رو عوض کنی .اینم اون کامنت من ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/145824/910225.doc"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;) از اونجایی که ادم ندیده ندیده ست سریع برداشت واون قسمت سفرنامه وارنا رو تغییر داد ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/495302/Doc11.doc"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; )&amp;nbsp; .خب این که از این&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp; در ضمن وقتی بهش تذکر دوستان دادم که چرا درباره منو وبلاگم رو&amp;nbsp; کپی کرده ؟ اونم فکر کرد بهتر اسمش از انی به وفا تغییر بده .اخه اخر نوشته هاش دو اسمی بود ومی نوشت نویسنده آنی ( وفا ) اینم ادعام&amp;nbsp; &lt;a href="http://up.download.ir/di-2YP8.png"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;+&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;این دوتا سفرنامه جعلی دیگه اش با عکس یه ادم &amp;nbsp;از همه جا بیخبر ه .با تاریخ هایی که تابلو تو عکس مشخصه .البته ایشون بعد از تذکر اول من&amp;nbsp; تاریخ هارو عوض کرد بعد سفرنامه عکس دار گذاشت بعد هم همه رو بی عکس کرد . این عکس خودشه ( &lt;a href="http://up.download.ir/di-D427.jpg"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;و &amp;nbsp;&lt;a href="http://up.download.ir/di-E3SV.jpg"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;+&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp; ) این مثلا سفرش به استامبول در اسفند 88 ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/424014/Doc3.doc"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp; ) &amp;nbsp;اینم سفرش مثلا به وارنا در شهریور 89 ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/357204/Doc1.doc"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ) که می خوام تفاوت فاحش خودش رو تو عکسا مشاهده&amp;nbsp; کنید وبغیر از بالا وپایین رفتن وزن خودش وهمسرش کلا تو سفر به استامبول این یه مرد متفاوت از وارنا نشون داده !! اینم سفر خیالیش به ارمنستان در خرداد 90 &amp;nbsp;( &lt;a href="http://wikisend.com/download/293372/Doc2.doc"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; )&amp;nbsp; شرمنده روی ماهتون حتما خواننده های وبلاگشو عین خودش... فرض کرده که همچین عکسهایی اونم با این تفاوت فاحش گذاشته .&lt;img title="متفکر" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/39.gif" alt="متفکر" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;حالا خودتون قضاوت کنید .البته سفرنامه های جعلیش رو بعد از مدتی بدون عکس کرد .این مدرکم ....سفرنامه تخیلی استامبولش (&lt;a href="http://wikisend.com/download/218738/Doc3-910224.doc"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ) &amp;nbsp;اینم سفر به وارنا ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/424276/Doc1-910224.doc"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;+&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;) عمرا تا دو کیلومتر اونورتر از شهرش رفته باشه !! اینم سفر خیالی تخیلی صدردصد ژول ورنیش به ارمنستان ( &lt;a href="http://wikisend.com/download/248072/Doc2-910224.doc"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; )&lt;img title="قهقهه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/24.gif" alt="قهقهه" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;الان هم که همه می دونید کل ارشیو رو پوکونده ! ولی من از همش عکس دارم .نظر خواهی رو هم که بسته !! دومتر ونیم زبون هم داره .ببینید برای من مهم نیست شما چی فکر می کنید بعدا قدرم رو می فهمید بهتون اطلاعات دادم وتجربه کسب کردید که مواظب دزد های خاطرات اینترنتیتون باشید. اگه یه وقت یه جا دید یکی عکستون رو با فتو شاپ تغییر داده وکافی شاپ رفتنای شما رو به خودش نسبت داده اشتباه منو نکنید وهی بهش تذکر ندید سریع پت وپوتش رو بریزید رو اب وبه دوستای لینک شده اش هم خبر بدید که یه همیچن لینک افتضاحی رو از صفحه وبلاگشون محو ونابود کنن .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;پ ن : این پست&amp;nbsp; یه تجربه ست برای همین خواهش میکنم به همه لینکا توجه کنید .کامنت دونی ومطالب قبلی که لینکشون رو گذاشتم رو حتما بخونید. اینم دوتا از کامنت های ایشون در پست مزاحم اینترنتی 1 که به اسم من گذاشته &lt;a href="http://up.download.ir/di-YEF8.png"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;+&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2663</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9450062/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9450062</guid>
      <pubDate>Wed, 16 May 2012 14:12:32 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مزاحم اینترنتی _3</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2660"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مزاحم اینترنتی _1&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/post/2661/"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مزاحم اینترنتی _2&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;اگه یه دزد وارد خونه اتون بشه شماها چیکار می کنید ؟ می رید عین من می گید عزیزم این چه کاریه می کنی ؟ بهتر این کاررو نکنی ؟..اره ..به همین مودبی ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;خب من یه همچین اشتباهی کردم ولی دیگه نمی کنم .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;چند وقت پیش توسط یه ورودی _ از تو ورودی ها وبلاگ خودم _ &amp;nbsp;وارد&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;یه وبلاگ شدم که سفرنامه وارنا رو نوشته بود .اونجا حواسم به&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;سفرنامه نبود خشکم زد دیدم که درباره من کنار وبش عین منه !&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;یعنی دقیقا عین من فقط دوخط اخررو ننوشته بود .بهش تذکر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دوستان دادم ایشون سریعا برداشتن .حتی اسم خودشون رو هم که&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;بصورت دوتایی نوشته می شد یکی کردن ...برام مهم نبود .ولی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;کنجکاو شدم وسفرنامه رو خوندم .یادمه موقعی که میخواست برم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;سفر خیلی تو نت سرچ کردم یه وبلاگ پیدا کردم که سفرش مال&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;سه سال قبل بود اصلا یه همچین چیزی رو تو سرچم پیدا نکردم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;خیلی تعجب کردم چون به سرچ خودم ایمان داشتم مخصوصا که مثلا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;سفر ایشون یک سال قبل از من هم بوده .کنجکاویم بیشتر شد که&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دیدم خیلی نوشته هاش عین منه .مثلا گیر دادن بهمون تو فرودگاه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;...نداشتن اب تو دستشویی ...اون خانوم واقا جلو درب رستوران هتل&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;و...عکسا هم&amp;nbsp; هم سرچی بودن .بعد اونقدری به خودش شک&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;داشت که اون نوشته رو پوکوند _ تا اینجا هم موردی نیست خیلی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;هامون می زنیم ونوشته های تلخمون رو پاک می کنیم _ ولی پاک&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;کردن یه سفر شیرین که به گفته شخص دروغگوش ماه عسلشون&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;هم بوده خیلی جای تعجب داشت &amp;nbsp;_ &lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;بعدا دیدم باز یه سفر نامه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;گذاشته با همون مضمون ولی با عکس وعکسای این سفرنامه با&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;دوتا سفرنامه دیگرشون اززمین تا اسمون متفاوت بود&lt;/span&gt; _ خودش که&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;خر بوده بلانسبت یه عده رو همین موجود فرض کرده _ تا اونجا هم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;به من مربوط نمی شد .هرکی عقده های خودش رو داره .تا اینکه به&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;جای تشکرش کامنتی داشتم خیلی تابلو که متوجه می شدم از&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;همون وبلاگ با چه ای پی ؟...ای پی که سه سال مزاحمم .اونقدری&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;تابلو سوتی داده بود که یه بچه هم متوجه می شد چه برسه به من&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;که تازه ای پی هم مشخص بود _ تو کامنتش اصرار داشت به من&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;بفهمونه مزاحم های من زیادن ، اره یکی دوتا دارم ولی این مزاحم با&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;این ای پی از همه پیله ترشون بود _ اونجا بود که خیلی تعجب کردم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;.یعنی این طرفی که سه سال گیربه من داده بود چی برای آشپزی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;که می نوشت این چه غذایی؟ یا برای سفرم که متهمم کرده بود به&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دروغگویی _ انگار من برای اون رفته بودم سفر ، یکی نیست بگه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;اگه من دروغگو ام چرا تو از رو نوشته های من کپی می کنی _ تا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;اینجاش هم می تونستم از یه کامنت ادم عقده ای صرفنظر کنم هر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;چند می دونم گذشت تا این حد واقعا اشتباهه&amp;nbsp; وطرف رو جری وپررو&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;تر می کنه .ولی اون پست توهین امیزش که اصلا من درجریانش&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;نبودم .&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;من برای صحت گفته هام ... لینک سفرامه وارنا ایشون رو قبل&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;از پوکوندن ، لینک سفرنامه جدیدشون رو که عکسای یه بدبخت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;بیچاره دیگه رو توش گذاشته ، لینک همین سفرنامه که توش عکسا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;رو برداشته وتغییرات نوشتاری داره .عکس کامنت خودم که اسکولش&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;کردم ویه توضیحی بهش دادم وباعث شد اون قسمت سفرنامه اش&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;و ویرایش کنه .وبعد سفرنامه ویرایش شده اش بعد از کامنت خودم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;رو دارم .همینطور سفرنامه های دیگه ش که چقدر این بشر طی این&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;مدت چاق ولاغر شده وتازه بماند که کل تیپ وتال همسرش هم تو&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;هر سه سفر با هم متفاوته&lt;/span&gt; _ حداقل بیست کیلو تفاوت وزن &lt;img title="از خود راضی" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/15.gif" alt="از خود راضی" border="0" /&gt;_ واینکه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;یکی از دوستام هم وقتی پست رو گذاشته بودم همه رو اونجا خونده&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;بوده ولی ایشون پاکش کردن . بهتره برید &lt;a href="http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9439402/"&gt;&lt;strong&gt;کامنت دونی قبل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; رو&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;بخونید .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;ببینید من باید یه ادم بی ابرو رو ادب کنم یا نه ؟ من فقط غلط کردن ازش خواستم .حواستون به ف ی س بوک هم باشه ایشون عکسا رو از اونجا کش رفته چون هیچ کدوم از لینکاش بغیر از یکیشون سفر خارجی نرفته بودند که ایشون رو هم خودشون به من معرفی کردن _ از حرصشون _ وبا حجاب اند .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;کامنت دونی این پست فعاله .&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ninijon.persianblog.ir/post/2662</link>
      <author>مژگان</author>
      <comments>http://ninijon.persianblog.ir/comments/4798/9445208/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4798.post-9445208</guid>
      <pubDate>Tue, 15 May 2012 17:06:14 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
