^_^ مژی جون وشوشو وپسملی
وقتی کسی اندازه ات نیست... دست به اندازه ی خودت نزن

 

 

درسته که این پست مخاطب خاص داره ولی می تونه شامل هر شخص دیگه ای هم بشه !

 

من بغیر از وبلاگ های روزانه نویسی از وبلاگ هایی که رک وراست وبی پرده از خودشون وعیب وحسن هاشون می نویسن خوشم میاد حتی اگه به نظر تند وگزنده بیاد.

 

حالا این وسط یکی که گ...ده از خودش خبر داره به من چه ؟...می دیدم یه مدت یه چیزی می نویسم یکی میاد هی یه پست می ذاره ودر مورد همون چیز می نویسه .دوس داشتی درد دل کنی خب کردی چرا فک می کنی بقیه جرات ندارن درددل کنن ؟ ...چرا فک نمیکنی بقیه اونقدرا تو سری خور مثل تونیستن که درد دل داشته باشن ؟...ها ؟...یا اصلا چرا فک نمی کنی بقیه اونقدر ضعیف نیستن عین خودت که نتونن مشکلاتشون رو حل کنن .؟..اصلا چرا یکی عین ما احمق وتو سری خور ونفهم  نباشه ما بهش چپ چپ نگاه می کنیم ؟

 

می دونید من از ادم هایی که به خودشون دروغ میگن متنفرم .طرف می دونه چه زندگی نکبتی داره بعد میاد می گه من فلانم وبهمانم وزن _ یا مرد فرقی نمی کنه _ باید بسوزه وبسازه بخاطر بچه اش بخاطر فلا ن واین واون ...یادمه خیلی وقت پیش یه دوست وبلاگی داشتم که خدا پدرومادرش رو بیامرزه که حرف راست زد .ایشون یه مدت درگیری خیلی شدید با همسرش داشتن وجلوی چشمشون کسی رو اورده بودن خونه اشون وناخواسته هم باردار شده بود ویکی دوسالی همینجور کشمکش وناراحتی واعصاب خوردی داشت وهی بقیه براش می نوشتن ومی نوشتن از اخر اومد عین بچه ادم گفت : من عرضه ندارم از این مرد جدا شم وباید توئ همین زندگی بمونم .چون شهری که زندگی می کنم هم کوچیکه !

من دهنش رو ازراه دور بوسیدم وگفتم پس بهتره سرش رو عین کبک زیربرف کنه واینقده انگشت به اینجا واونجا زندگیش نکنه که براش سخت تر بشه. حالا بماند که دوسالی می شه گم وگور شده ودیگه نمی نویسه .حالا این وسط یکی عرضه نداره یا جرات نداره یا پشت نداره یا هزار کوفت وزهر مار دیگه ....میاد واین حرف ادم باید مدارا کنه وبسازه رو از قوطیش می ندازه بیرون که بی عرضگی ودست وپا جلفتی خودش رو پنهان کنه .طرف ناگار شده، از کل هستیش ساقط شده ، یه عمر تو سری خورده حالا با افتخار می گه اگه اون تو سری ها رو نمی خوردم وبدنم عیب بر نمی داشت الان این زندگی رو  نداشتم !

 

البته منظورش از زندگی رو من شخصا نفهمیدم !اخه چقدر دنیا یه عده باید کوچیک باشه ؟ ...یه ادم چقدر باید خودش رو گول بزنه ؟...عیبی نداره گول بزن تا جونت دربیاد ولی چرا میخوای اینا رو زور چپان یه عده دیگه بکنی یه عده که می فهمن .

عزیزم درستات رو خوب یاد گرفتی ولی هر جایی کاربرد نداره ادم برای اینکه یه کاری رو بکنه نباید حتی شده یه دلیل احمقانه بیاره .دوس نداری عیبی نداره _ برای اینکه ادم ضعیف باید دوروبرش ادم ضعیف باشن واز هر کی هر کی نباید خوشش بیاد _ بهتره بگی دوست ندارم ودلیل هم نیاری .اینجوری بهتره .ادم میگه دوس نداره .ولی وقتی دلیل میاری اونم از نوع ابدوغ خیاری وبدون پایه واساس بدجوری خر بودنت برای طرف مسلم می شه وتو ذوقش میخوره که ای کاش زودتر از اینها با تو احمق کات می کرد!! من میدونستم وخیلی زودتر رابطه ام رو تیره کردم ودلیل احمقانه ای هم نیاوردم از نظر من ادم های ترسو وبز دل وصد البته دروغگو وبیشعور تو دایره رفاقت من حتی شده بصورت مجازی جایی ندارن .

یادت باشه دفعه بعد به هر دلیل که کسی رونخواستی نخواه، فقط چیزی بگو که ادم باورش بشه .اینقده همه رو عین خودت خر ونفهم فرض نکن .البته جای تعجبی هم نداره دنیای محدوده تو همینه دیگه فک کردی یه چیزی می پرونی اون وسط زمین واسمون میگیره ودرست از کار در میاد .عزیزم عصر ارتباط وتکنولوژی ه مردم هم عین تو تو خونه هاشون محبوس نشدن که دوتا چیزی هم ازبقیه یادنگیرن یه چیزی بگو که خر جفتگ نندازه !

 

شرمنده روی ماه بقیه که رک نوشتم وامیدوارم کسی ناراحت نشه واگه ناراحت شد یا خودش همون ادم نفهمه ست یا تا بحال به تورش یه ادم نفهم نخورده !

خدایا همگی ما رو از شر ادم های بیشعور واحمق محافظت بفرما ...آمین

پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٧ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

 

فکر نمیکردم ادم در عین اینکه یه جاش به شدت سوخته ودر حال سوختن مدوام هم هست وکلی هم از نوشته های یه نفر خوشش نمیاد بشه منتقد دوروزه ...وبازم دلش بخواد هرروز بیاد ونوشته های مثلا بد طرف رو بخونه ...اونم چطوری چپل چپول بخونه واز هر خطی چیزی رو برداشت کنه که دل وامونده وتنگ نظر خودش میخواد !_ تا جایی که یادمه من چهارسال دارم درس میخونم ونوشته های قبلی من که مال عهد دقیانوسه وهمینطور که توش از پاس نکردن فیزیک هالیدی گفتم نشون دهنده یه رشته درسی دیگه ست که چطور این ادم احمق متوجه نشدن درس حسابداری فیزیک هالیدی نداره ؟ ....از این به بعد هم نشورفیق قافله وشریک دزد ،باشه ؟_ ...جالبه که بعضیا با ضربدر اون گوشه صفحه هیچ اشنایی ندارن ...نه ؟_ یه مزاحم بی سواد از تبریز _

 

از تو ورودی هام متوجه شدم ...دیگه کسی بهم نگه کی کجا چیزی نوشته وکی چی گفته بذارید بمیرن با حس وحال خودشون ...اوکی ؟

سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٠ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 

حسادت چیست؟
به تعریفی: حسادت به معنی آرزو کردن زوال نعمت از کسی است که آن را به دست آورده است. شخص حسود کسی است که از وجود نعمت ، شادکامی ، موفقیت و پیشرفت دیگران در حیطه های مالی، تحصیلی و شغلی ، مورد توجه واقع شدن دیگران توسط فرد یا افراد دیگر ، مطرح شدن سایرین در حیطه های مختلف اجتماع ناراضی است و دوست ندارد که دیگری از نعمت یا آسایش برخوردار باشد. حسادت در نهایت تبدیل به ناتوانی و احساس کمبود در شخص حسود شده و او را دچار حقارت می کند.

خرچنگ‌ها همیشه بازنده‌اند.

 

 

بیشتر از این ارزشش رو نداره _ اون ادم بیکاره حسود رو می گم ، کورخوندی که با لینک دادن به تو عین مزاحم قبلی امار بازدید کننده هات رو بالا ببرم .میدونم که چقدر چشمت رو امار بازدید کننده های منه .انگار مجبوری که خط به خط نوشته هام رو هم میخونی _ .برم که به بقیه اخر هفته توام با خوشی ولذت بردن از لحظاتم برسم .تعطیلات شماهاهم به خوشی.بغل

جمعه ۱۳٩۱/٥/٦ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 

 

 

یک روز پیرمردی با پسرش که یک الاغ داشتند.پیرمرد چون پیر بود بر روی الاغ نشست و پسرش افسار الاغ را به دست گرفت و به شهر رفتند.

در راه همه به آن ها می خندیدند و می گفتند چه پیرمرد سنگ دلی خودش بروی الاغ نشسته و پسرش پیاده می آید!

پیرمرد پیاده شد و به پسرش گفت تو سوار الاغ شو،پسر هم قبول کرد و کمی جلوتر رفت همه گفتند چه پسر سنگ دلی !خودش بر روی الاغ نشسته و پدرش راه می رود.پسر پیاده شد و هر دو پیاده به راه خود ادامه دادند .جلوتر که رفتند همه به آنها گفتند آدم الاغ داشته باشد و پیاده حرکت کند.

آن دو باهم این بار سوار بر الاغ شدند و حرف هیچ کس را گوش نکردند و گفتند در دروازه را میشه بست ولی در دهان مردم را نمیشه بست.

 

 

درسته که ذاتا ادم شادی ام وکمتر به نیمه خالی لیوان زندگی نگاه می کنم .ولی این در لحظه زندگی کردن رو یه مدتیه که از مونا جونم یاد گرفتم .درسته عمل کردن صددرصدی بشه کمی سخته ولی هر چیزی با تمرین وممارست می شه عینهو اب خوردن !

 

 

 

وقتی می بینم نوشته هام بدجوری جای نداشته یه عده رو می سوزونه همش به نتایج خوب خوب می رسم_ یه چیزی هست که این همه مورد توجه ام دیگه ...._ .اینکه نوشتن نون وپنیر وگردو نشون دهنده اینه که با کلاسم چون نون بربری نمیخورم ونون لواش می خورم وطرف اونقدری کوتاه فکره که فکر نمی کنه نون بربری بصورت لقمه ساندویجی نمی شه ونمی شه ادم با خودش ببره بیرون... بعدا همین ادم زبون نفهم وکوته فکر میاد می شه منتقد نوشته های من ووبلاگ های دیگران .ادمی که یه مدت که کامنت دونیم باز بود کامنت می ذاشت ومی گفت ببین چقدر خوبه ادم کامنت دونی باز داشته باشه یا اینجوری ننویس واونجوری بنویس _ اونقدری احمقه که یادش از ای پی های یکسانش میره که تابلو معلومه از تبریزه !!!_

در هر صورت یه ضربدر اون بالا هست برای بستن هر پنجره باز شده تو اینترنت که دوس ندارید بخونید .من اینجا چیزی رو می نویسم که هستم ودوس دارم .

 

 

ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

پنجشنبه ۱۳٩۱/٥/٥ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 نه بخاطر بعضی جریانات ...که این کارم عادت همیشگیمه .وقتی مدیریت وبلاگم رو باز می کنم .یه سری هم به قسمت ورودی های وبم می زنم .اصلا سر این قضیه تونستم یه ادم مفلوک واز رده خارج رو شناسایی کنم .

 ایشون کلی تو آرشیو من بالا وپایین کرده بودند وتونسته بودن تو سالهای خیلی خیلی قبل دوسه تا کامنت دونی باز پیدا کنن وباز برای من کامنت بذارن .دستشون درد نکنه ! چون من تمام نظر خواهی های وبلاگم رو غیر فعال کرده بودم وبا این کارشون فهمیدم یه چند تایی از زیر دستم در رفته اند واونا رو هم بستم _ اونی که با من کار داشته باشه هر طوری هست پیدام می کنه کما اینکه  یه خواننده خاموش هم برام ایمیل زده بود واون کامنت رو فرستاد که همین ادم مفلوک براش گذاشته بوده !_

 

این چند روز اخیر با وجود برداشتن آرشیوم می بینم یکی سعی داره هی از طریق نوشته های پیشین باز سولاخ سمبه ای پیدا کنه _ عجب تلاش مذبوحانه ای _ این عکس هم گویای ادعا ...هر کی هست چون قبلا وارد ارشیوم شده وادرس تو هیستوری مرورگرش مونده می تونه باز ارشیو رو پیدا کنه وگرنه من که چند روزه ارشیو رو دوباره برداشتم ....واقعا ادم به این حد پررو واحمق نوبره .یعنی خوشابحال سنگ پا قزویننیشخند

پنجشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٥ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست، بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزیست که از اظهار آن عاجز است.بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش بسپار.

 

این نوشته بدجوری با این پستهای من مرتبط .ادم مفلوکی که سه سال تموم منو به حساب خودش _ به حساب من که اصلا... چون همیشه روش سیفون می کشیدم – اذیت کرد وکامنت گذاشت .کامنتهایی که نشون دهنده عقده وحقارت درونی خودش بود .این چه غذایی درست کردی ...تو که همش پز میدی ( خودم هم هنوز نفهمیدم چی رو پز می دادم ) و تو چقدر بی کس وکاری و ... کلی حرفهای خاله زنکی ...که نه ..باید بگم بچگانه .اونوقت خودش از یه پیک نیکش عکس می ذاره .تازگی عکس خودش تو پروفایل ونوشته هاش رو برداشته هااا باز میاد عکس می ذاره اونم با صورت مات کرده _ نه به عکس گذاشتش تو وبش نه به این شطرنجی کردن صورتش عین دزدها _

یا همش درحال خریده یا اینور وانور رفتن البته در حد اسالم وجاده های همون اطراف خودش _ ادم ندیده هم کم نبوده هااا _موندم با این همه خرید چرا تیپش این همه چپل چلاقه ؟

 

 

من که از روزمرگی هام می نویسم برای اون وامثال اون ادم کوته فکر هم نمی نویسم که بخواهم بخاطر خوشایند یه عده کاری رو انجام بدم یا ندم . ولی برام جالبه که کافر همه رو به کیش خود پندارد .

چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٤ | ۳:٢٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 من همیشه رو بدی ها یه سیفون می کشم همونطور که همه امون تو دستشویی این کاررو می کنیم .شماها که این categoryمنو خوندید .جریان رو هم می دونید اونهایی که عقل وشعور وفهم داشتن خودشون فهمیدن اونهایی هم که خدایی نکرده ندارن من هر کاری بکنم نمی فهمند .البته من نخواستم کاری کنم که بقیه بفهمند فقط خواستم زیاد از حد سکوت نکنم . نمیخوام برای پست های قبل هم توضیح بدم چون واضح اند ویه ادم خیلی خیلی معمولی فقط با خوندنش ونگاه کردن به مدارک وشواهد می تونه نتیجه گیری کنه چی به چیه ؟ چون وقتی من از این ادم مفلوک خواستم  درباره من وبش رو تغییر بده اصلا ادرس نذاشتم  ولی طرف علم غیب داشت وتشخیص داد منم _ جای تعجب داره وصد البته باز شدن دست ادم دروغگو _

 

متاسفانه امروز توسط یه کامنت از یه دوست متوجه شدم یه نفر داره زیادی گ ه خوری می کنه !  _این نوشته اصلیش  ....اینم مدرک من که یه وقت دوباره برش نداره _ من به دوستم گفتم حیف توست که اصلا همچین جایی سر میزنی چون ادم باید خیلی پررو بی حیا باشه که هنوز روش بشه اونجا چیزی بنویسه .

 

 حالا خودتون قضاوت کنید کیه که داره وب یکی دیگه رو میخونه .من همینجوری نگفتم ایشون سه سال یا بیشتر مزاحم منه .من از یه ای پی مشخص کلی کامنت داشتم تا اینکه قضیه این وب اشغالی واین ادم بی ابرو وبی عقل پیش اومد وبعد دیدم باز همون ای پی که میاد وبهم چیزی می گه اونم تابلو ...برای همین فهمیدم اون مزاحم همین ادم دروغگو ه .

 

این پست منه که تاریخش مال قبل ه .( شماره پنج ) بعد می بینم امروز طرف این کامنت رو گذاشته بعد هم این پست رو .اینم توضیحات بی کس وکار بودنش که یه وقت ماها هم عین خودش فکر نکنیم تو اینجا توضیح داده _ چون خودش راجع به همه اینجوری فکر می کنه وعملا تو کامنتاش بهم توهین کرده که چرا من عین اون زندگی گله واری نداشتم _

 

ببین دختر سی ویک سال احمق ! میمون وشغال وگور اسب هم بصورت گله ای وگروهی زندگی می کنن پس داشتن یه گله فامیل اصلا ملاک ومزیت برتری نیست .چون اگه کمی مامانت بهت بها می داد وتو رو این همه عقده ای بار نمیاورد شما در سن خر سالگیت  این همه عقده حقارت نداشتی که سفرای یکی رو کپی کنی عکس از ف ی س بوک یکی کش بری وعین ندید پدید ا باشی .حداقل اگه گله  ای نبودی مامانت این حرف رو به تو ادم گری گوری یاد میداد که دخترم اگه نخوردی نون گندم حداقل دست مردم دیده ای ...که متاسفانه نشد چون تو نه داشتی نه دیده ای که این همه چ س ان فسان الکی به راه انداختی .من روت همون موقع سیفون کشیدم .یادته تو کامنت دونی گفتی گه میخوری اینورا بیای ولی مثل اینکه کلا دوس داری چیز زیادی بخوری .باور کن ادم به عقده ای وبی حیایی وپرروی تو نوبره .

 

من فقط دوستای تو گودری رو میخونم وفقط وفقط برای دوستای خاصم کامنت می ذارم .امکان نداره من جایی برم که دروغ می نویسه یا اونقدر خودم رو مثل تو حقیر کنم وبه اسم های مختلف برای کسی کامنت بذارم .اونی که فکر می کنی من نیستم خود خر احمقتی که حیف این کلمات رو بهت گفت چون خر هم حداقل کار مفید انجام میده وبار می کشه .درست نیست تو این سن وسال این همه حقارت داری .سعی کن عوض بشی .

 

تابلو معلومه کی داره وب یکی دیگه رو میخونه .اونقدر خودش رو کشته که تونسته تو ارشیوم چند تا کامنت دونی فعال پیدا کنه !از خود راضی

 

 اینم کامنتی که برای یه خواننده خاموش من تو وبش گذاشته عکس خود گویاست .

 

کامنت دونی

سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٢۳ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

بعدا نوشت : حسم می گه عجب تلاش مذبوحانه بیخودی نیشخند

یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳۱ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

یه ادم مفلوک !

 

دیگه دارم به جسنیت این موجود مفلوک هم شک می کنم . یه دختر مگه خیلی س ل ی ط ه  وه ر زه وبی ابرو باشه وگرنه ادم شک می کنه طرف پسره .البته اگه پسر بود از اول نباید سوتی میداد ولی بلانسبت احمق تو هردوجنس زیاده !

 

ایشون با دوسه تا ای پی میان ومیرن ولی ادبیاتشون همون ادبیات درپیتی ه .امروز به اسم ونام وبلاگ یکی از دوستام برام کامنت گذاشته اونم توهین امیز ...خب خره .من ای پی دوستام رو حفظم .خودم هم که هیج جا کامنت نمیذارم مگه برای دوستام که اونها هم منو می شناسن وتازه از شروع سال جدید نحوه کامنت گذاریم رو هم عوض کردم _ فقط برای پرشینی ها کامنت می ذارم _بچه ها مراقب باشید یه خر بدجوری داره لنگ ولگد میپرونه ...جو زیاد خورده !قهقهه

 

 

 

 بعدا نوشت : ادم سکول ، اسکول دیگه نیشخند.کافیه فقط پاراگراف دوم این نوشته منو بخونید.همین سه تا مدرک کفایت می کنه .حتی احتیاجی نیست سه تا سفرنامه هاش رو با هم چک کنید وبفهمید این ادم وهمسرش تو هر کدوم یه شکل شدند !

 

ایشون یه سفرنامه گذاشت با عکس یه نفر دیگه ( اینجا ) من براش کامنت گذاشتم وتوضیح دادم امکان نداره وارد یه کشور خارجی بشه وبعد بتونه هتل تورش رو عوض کنه ( اینم کامنت من ) ایشون هم سفرنامه جعلیش رو در همون قسمت ویرایش کرد .اگه از هتل ویوا کلاب بد نوشته برای اینکه هتلی ه که ما رفتیم .خاک تو سرش کنن اوج عقده ای بوده یه بشر همین جاست .از اونجایی که ایشون تا دونقوز اباد سفلی رو بیشتر ندیده واون سوتی رو تو سفرنامه اش داد با کامنت من سریع به حساب خودش اون قسمت رو  ویرایش کرد ( این ) .دیگه خودتون می دونید !

 

 

پ ن : به جای عذرخواهی راضی به این کارت هم نبودم !قهقهه

پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۸ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

 

  دزد خاطرات خود رو بهتر بشناسید

 

 امیدوارم قبلش مزاحم اینترنتی یک وکامنت دونیش ( + ) مزاحم اینترنتی دو ...همین طور مزاحم اینترنتی سه وکامنت دونیش رو مطالعه کرده باشید ودرجریان موضوع قرار گرفته باشید .

 

 

 

 ماجرا از اینروز شروع شد ( + ) وبعد هم به اینا ختم شد ( + ) با این کامنت دونی ( + )  .خب من خیلی از دست خودم دلخور شدم که بجای تذکر دوستانه باید همونجا ادبش می کردم تا همچین پست مزخرفی رو نذاره (  + )  برای همین دندون رو جیگر گذاشتم .درسته که اولین ادرس سفر نامه وارنا جعلیش رو پوکونده بود (  اینم از ادرسش  + )   ولی بعد از اون دوتا پست بالای من ،  برداشته بود یه سفرنامه جعلی دیگه با عکس یه بدبخت بیچاره ای که روحش هم خبر نداره گذاشت تو سایت ( + ) اونقدری نگذشت که باز اون سفرنامه رو بدون عکس کرد( + ) .منم یه کامنت به این مضموم گذ اشتم .اخه تو سفرنامه جعلی وارناش تابلو معلوم بود که خودش نرفته چون امکان نداره با تور جایی بری وبعد بتونی هتلت رو عوض کنی .اینم اون کامنت من ( + ) از اونجایی که ادم ندیده ندیده ست سریع برداشت واون قسمت سفرنامه وارنا رو تغییر داد ( + )  .خب این که از این

 

  در ضمن وقتی بهش تذکر دوستان دادم که چرا درباره منو وبلاگم رو  کپی کرده ؟ اونم فکر کرد بهتر اسمش از انی به وفا تغییر بده .اخه اخر نوشته هاش دو اسمی بود ومی نوشت نویسنده آنی ( وفا ) اینم ادعام  +

 

 

این دوتا سفرنامه جعلی دیگه اش با عکس یه ادم  از همه جا بیخبر ه .با تاریخ هایی که تابلو تو عکس مشخصه .البته ایشون بعد از تذکر اول من  تاریخ هارو عوض کرد بعد سفرنامه عکس دار گذاشت بعد هم همه رو بی عکس کرد . این عکس خودشه ( +  و  +  ) این مثلا سفرش به استامبول در اسفند 88 ( +  )  اینم سفرش مثلا به وارنا در شهریور 89 ( + ) که می خوام تفاوت فاحش خودش رو تو عکسا مشاهده  کنید وبغیر از بالا وپایین رفتن وزن خودش وهمسرش کلا تو سفر به استامبول این یه مرد متفاوت از وارنا نشون داده !! اینم سفر خیالیش به ارمنستان در خرداد 90  ( + )  شرمنده روی ماهتون حتما خواننده های وبلاگشو عین خودش... فرض کرده که همچین عکسهایی اونم با این تفاوت فاحش گذاشته .متفکر

 

 

حالا خودتون قضاوت کنید .البته سفرنامه های جعلیش رو بعد از مدتی بدون عکس کرد .این مدرکم ....سفرنامه تخیلی استامبولش (+ )  اینم سفر به وارنا (  + ) عمرا تا دو کیلومتر اونورتر از شهرش رفته باشه !! اینم سفر خیالی تخیلی صدردصد ژول ورنیش به ارمنستان ( + )قهقهه

 

 

 الان هم که همه می دونید کل ارشیو رو پوکونده ! ولی من از همش عکس دارم .نظر خواهی رو هم که بسته !! دومتر ونیم زبون هم داره .ببینید برای من مهم نیست شما چی فکر می کنید بعدا قدرم رو می فهمید بهتون اطلاعات دادم وتجربه کسب کردید که مواظب دزد های خاطرات اینترنتیتون باشید. اگه یه وقت یه جا دید یکی عکستون رو با فتو شاپ تغییر داده وکافی شاپ رفتنای شما رو به خودش نسبت داده اشتباه منو نکنید وهی بهش تذکر ندید سریع پت وپوتش رو بریزید رو اب وبه دوستای لینک شده اش هم خبر بدید که یه همیچن لینک افتضاحی رو از صفحه وبلاگشون محو ونابود کنن .

 

 

پ ن : این پست  یه تجربه ست برای همین خواهش میکنم به همه لینکا توجه کنید .کامنت دونی ومطالب قبلی که لینکشون رو گذاشتم رو حتما بخونید. اینم دوتا از کامنت های ایشون در پست مزاحم اینترنتی 1 که به اسم من گذاشته +

چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٧ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

مزاحم اینترنتی _1

مزاحم اینترنتی _2

 

 

 اگه یه دزد وارد خونه اتون بشه شماها چیکار می کنید ؟ می رید عین من می گید عزیزم این چه کاریه می کنی ؟ بهتر این کاررو نکنی ؟..اره ..به همین مودبی ؟

خب من یه همچین اشتباهی کردم ولی دیگه نمی کنم .

 

چند وقت پیش توسط یه ورودی _ از تو ورودی ها وبلاگ خودم _  وارد

یه وبلاگ شدم که سفرنامه وارنا رو نوشته بود .اونجا حواسم به

سفرنامه نبود خشکم زد دیدم که درباره من کنار وبش عین منه !

یعنی دقیقا عین من فقط دوخط اخررو ننوشته بود .بهش تذکر

دوستان دادم ایشون سریعا برداشتن .حتی اسم خودشون رو هم که

بصورت دوتایی نوشته می شد یکی کردن ...برام مهم نبود .ولی

کنجکاو شدم وسفرنامه رو خوندم .یادمه موقعی که میخواست برم

سفر خیلی تو نت سرچ کردم یه وبلاگ پیدا کردم که سفرش مال

سه سال قبل بود اصلا یه همچین چیزی رو تو سرچم پیدا نکردم

خیلی تعجب کردم چون به سرچ خودم ایمان داشتم مخصوصا که مثلا

سفر ایشون یک سال قبل از من هم بوده .کنجکاویم بیشتر شد که

دیدم خیلی نوشته هاش عین منه .مثلا گیر دادن بهمون تو فرودگاه

...نداشتن اب تو دستشویی ...اون خانوم واقا جلو درب رستوران هتل

و...عکسا هم  هم سرچی بودن .بعد اونقدری به خودش شک

داشت که اون نوشته رو پوکوند _ تا اینجا هم موردی نیست خیلی

هامون می زنیم ونوشته های تلخمون رو پاک می کنیم _ ولی پاک

کردن یه سفر شیرین که به گفته شخص دروغگوش ماه عسلشون

هم بوده خیلی جای تعجب داشت  _ بعدا دیدم باز یه سفر نامه

گذاشته با همون مضمون ولی با عکس وعکسای این سفرنامه با

دوتا سفرنامه دیگرشون اززمین تا اسمون متفاوت بود _ خودش که

خر بوده بلانسبت یه عده رو همین موجود فرض کرده _ تا اونجا هم

به من مربوط نمی شد .هرکی عقده های خودش رو داره .تا اینکه به

جای تشکرش کامنتی داشتم خیلی تابلو که متوجه می شدم از

همون وبلاگ با چه ای پی ؟...ای پی که سه سال مزاحمم .اونقدری

تابلو سوتی داده بود که یه بچه هم متوجه می شد چه برسه به من

که تازه ای پی هم مشخص بود _ تو کامنتش اصرار داشت به من

بفهمونه مزاحم های من زیادن ، اره یکی دوتا دارم ولی این مزاحم با

این ای پی از همه پیله ترشون بود _ اونجا بود که خیلی تعجب کردم

.یعنی این طرفی که سه سال گیربه من داده بود چی برای آشپزی

که می نوشت این چه غذایی؟ یا برای سفرم که متهمم کرده بود به

دروغگویی _ انگار من برای اون رفته بودم سفر ، یکی نیست بگه

اگه من دروغگو ام چرا تو از رو نوشته های من کپی می کنی _ تا

اینجاش هم می تونستم از یه کامنت ادم عقده ای صرفنظر کنم هر

چند می دونم گذشت تا این حد واقعا اشتباهه  وطرف رو جری وپررو

تر می کنه .ولی اون پست توهین امیزش که اصلا من درجریانش

نبودم .من برای صحت گفته هام ... لینک سفرامه وارنا ایشون رو قبل

از پوکوندن ، لینک سفرنامه جدیدشون رو که عکسای یه بدبخت

بیچاره دیگه رو توش گذاشته ، لینک همین سفرنامه که توش عکسا

رو برداشته وتغییرات نوشتاری داره .عکس کامنت خودم که اسکولش

کردم ویه توضیحی بهش دادم وباعث شد اون قسمت سفرنامه اش

و ویرایش کنه .وبعد سفرنامه ویرایش شده اش بعد از کامنت خودم

رو دارم .همینطور سفرنامه های دیگه ش که چقدر این بشر طی این

مدت چاق ولاغر شده وتازه بماند که کل تیپ وتال همسرش هم تو

هر سه سفر با هم متفاوته _ حداقل بیست کیلو تفاوت وزن از خود راضی_ واینکه

یکی از دوستام هم وقتی پست رو گذاشته بودم همه رو اونجا خونده

بوده ولی ایشون پاکش کردن . بهتره برید کامنت دونی قبل رو

بخونید .

 

ببینید من باید یه ادم بی ابرو رو ادب کنم یا نه ؟ من فقط غلط کردن ازش خواستم .حواستون به ف ی س بوک هم باشه ایشون عکسا رو از اونجا کش رفته چون هیچ کدوم از لینکاش بغیر از یکیشون سفر خارجی نرفته بودند که ایشون رو هم خودشون به من معرفی کردن _ از حرصشون _ وبا حجاب اند .

 

کامنت دونی این پست فعاله .

سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٢٦ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 مزاحم اینترنتی 1

 

 

برام جالبه .. اون ادم مزاحم برداشت به همین مدت کل نظر خواهی هاش رو غیر فعال کرده .اگه کل نوشته هات رو هم برداری یا کل لینک دوستات من بازم تا عذرخواهی رسمی از خودم نکنی دنبالتم .هم ادرس دوستات رو دارم هم خیلی چیزای دیگه .مودبانه حرف زدن که جرم نیست .من نوشته های خودم رو براشون می ذارم تا همه قضاوت کنن .به جای اینها بیا وبگو غلط کردم باور کن به نفعته چون من یه چند روز بیشتر بهت فرصت نمیدم .لینک نوشته هات همراه با عکساشون رو دارم ازشون عکس گرفتم پس پاک هم بکنی نتیجه ای نداره چون من اپلودشون کردم وبه زودی تو وبلاگم درموردشون می نویسم لینکش رو هم به همه دوستات می فرستم .من میخوام بیشتر از این آبروت نره ...بیا بگو غلط کردم .تا تو باشی اون پست ادم مزاحم رو ننویسی. دوسه سال ه برام  مزاحمت ایجاد میکنی بعد کارای خودت رو به یکی دیگه نسبت میدی ؟...دختر جون من از کپی کردنات ناراحت نیستم از اینکه این همه مدت مزاحم من کسی بود که ریز ریز نوشته هام رو میخونده وتو تخیلاتش اونها رو به خودش ومهربونش نسبت می داده بعدا تازه تو صورتم زل زده با کمال پررویی می گه من مزاحمشم    ناراحتم .حتی از کامنتی که برات گذاشتم عکس هم دارم ...ابروت به باد رفته ست .بهتره تا دیر نشده خودت جمع وجورش کنی .تابلو معلومه که اینجا رو می خونی که به این فرصت کوتاه ارشیو دوساله خودت رو اینجوری مهر وموم کردی .

 

کامنت دونی پست قبل بازه .من اول هفته دیگه افشا گری می کنم تا بدونه با کی طرف ه

سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٢٦ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

اون پروژه ام تموم شد .من سه چهار بار تو همین دنیای مجازی اشتباه کردم ولی این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست عیبی نداره هم که مستراح رو هم بزنم تا بوش دربیاد .دلیلش رو بهتون می گم ...

 یه بار لطف کردم به دوستی گفتم عکسش رو از فلان جا می شه دید .نسبتا دوست مجازی گرمی بود ولی نمی دونم چرا یهو شد دشمن خونی من .تا اینجا هم موردی نداره .یکی یکی رو دوس داره یکی نداره حالا شده بی دلیل .ناراحتی من از جایی شروع شد که به دوستش هم گفته بود چون منو تو ف ی س بوک ادد نکرده من ناراحت شدم .می دونید ادم باید عرضه هر کاری رو داشته باشه .اگه می گفت دیگه خوشم نمیاد خیلی بهتر بود تا این دلیل مزخرف .تازه یه جمله خیلی بدی هم برای من تو ایمیل گذاشته بود که من شاید باید اعتراف کنم که اشتباه کردم پاکش کردم چون باید همونو برای دوست کذایش می فرستم تا بدونه من الکی حرف نمیزنم .

تا این نفر اخر .من دوسال شاید بیشتر می شه که یه کامنت مشترک اونم با یه ادبیات مشخص ولی با چند نوع اسم دارم .بله خره ای پی دیگه ...ادم می دونه کی داره کامنت می ذاره وکامنتا مال کجاست .تا اینکه خیلی شانسی فهمیدم کیه _ یه وبلاگ پیدا کردم که با کمال پررویی وجسارت نوشته های منو کپی کرده بود وادعا هم داشت _ من خیلی خیلی مودبانه ازش خواستم که برشون داره .تا اونجا هم شک نکردم .تا اینکه تو اولین کامنت دونی بازم باز همون ای پی سرو کله اش پیدا شد .با همون ادبیات چیزایی رو گفت که نباید می گفت یعنی سوتی داد حسابی .برای همین من تونستم وبش رو پیدا کنم .حالا کلی دلیل ومدرک دارم .مدرک رو می ذارم برای دلیل گفته هام  حتی اگه شماها همین الان هم من وقبول داشته باشید _ یه عده همون موقع پست هام ، تونستن مچش رو بگیرن _ حالا به نفعش که بیاد ورسما بگه غلط کردم .یعنی من همین جمله رو میخوام بگه غلط کردم وگرنه کلی مدرک دارم که رو میکنم وابروش رو تو نت می برم که دیگه با ف ی ل ت ر شکن نیاد وبرای مردم کامنت دری وری نذاره .من توضحات تکمیلی برای اونهایی که براشون شبهه ایجاد شده دارم ولی مدرک عکس وچیزای درست درمون رو موقعی رو می کنم که ایشون رسما نگه غلط کردم .خدا به دادت برسه که عذرخواهی از من نکنی .نوشته هام رو برمی داری .کامنت دری وری هم می نویسی بعد پست می ذاری اونم به دروغ ...خداییش من برات کامنت گذاشتم که این غذاهای مزخرف چیه یاد می دی ؟ یا خودت بودی که با همین فی ل ت ر شکنت برای اموزش اشپزی من نوشتی سگ این غذاهار ونمیخوره ...یالا بیا که عمر  کامنت گذاشتن های دری وری ت به سر اومده  .اگه رسما عذرخواهی کردی من اونقدری ادم هستم که چشم پوشی کنم وگرنه خوددانی وعکسات ومدارکت !

 با کامنت دونی فعال

 

کافی درباره من  کنار وبلاگم رو یه بار دیگه بخونی من کاری روکه باید انجام بدم میدم.

دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٥ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 یه پروژه دستم گرفتم دیگه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست .کوتاه نمیام .

چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٠ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

از اول از سیرک وبرنامه های شعبده بازی خوشم نمیومد .درسته یه سری ترفندها مال خطا چشم ه وسرعت عمل شعبده باز رو نشون میده ولی در مجموع مخصوصا از این شعبد باز های جدید اصلا خوشم نمیاد .وقتی می دونم همش کلک  وحقه ست واون افراد دور وبر هم شرکای دروغگویی !. ک ر ی س انجل از برنامه های مزخرفیه که من تا بحال دیدم واز اون مزخرف تر ادمهایی که دورش جمع می شن وبه دروغ جلوی دوربین مای گاد می گن وجیغ می کشن وکف می زنن .

من از اول از شعبده بدم میومده. ولی وقتی رازهای شعبده بازی رو دیدم _ اتفاقا عاشق این برنامه بودم _ بغیر از اونهایی که از ابزار استفاده میشد ویه جورایی کلک به ببینده می زدند یا خطای چشم داشت یا دوربین متوقف می شد یا از ترفندهای مکانیکی دیگه استفاده می شد بیشتر از ترفندهایی خنده ام می گرفت که جلوی یه عده  که البته این عده از تصدیق کننده های دم خروس بودند وخودشون از دروغ پشت پرده خبر داشتند اجرا می شد ...برنامه هایی که فیل یا یه ماشین جنگی یهووی وسط یه عده جمعیت پیدا می شد،  اونا رو می گم .من موندم چطور اون عده حاضر در صحنه حاضر می شد برای فریب خودشون هلهله به پا کنن ومای گاد بگنوکف بزنن ؟ خیلی بده ادم خودش رو حتی شده برای چند دقیقه اونم جلوی تلویزیون احمق تر از احمق فرض کنه وبه کلک یکی دیگه بخنده وحماقت خودش رو به بقیه ثابت کنه ...خیلی حماقته .

هر چند که می بینم یه عده بدون اینکه جلوی تلویزیون باشند هم همین حماقت ها رو انجام میدند راست راست تو چشمت هم زل می زنن وچیزی که خودشون می دون رو به دروغ برمی گردون وتحویلت می دند وتازه دوقورت ونیمشون هم باقیه ...واقعا حماقت یه عده ادم تا کجا؟

شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٦ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 خیلی وقت پیش یه نوشته تو وب صمیم که همشهری هم هست خوندم خیلی عالی می نویسه. اونجا فهمیدم غذای مورد علاقه همسرش تن ماهی با سیب زمینی خلال شده ست .یادمه از همون موقع سعی کردم موقع خلال کردن سیب زمینی تا جایی که می شه جوری سیب زمینی رو حلقه کنم وبعدش هم خلال ، که خلال های بلندی داشته باشم.  تا مدتا اسم اون مدل خلال های خوشمزه رو هم مدل صمیمی گذاشته بودم .ولی طبق معمول دنیای مجازی وهمینطور دنیای واقعی یه نفر کامنت گذاشته بود که اینم شد غذا ؟_ خودم عاشق طعم تن ماهی ام _ یعنی اگه ایشون می نوشت غذای مورد علاقه همسرم گوشت بوفالو با سس خرچنگ ه بیشتر طبیعی جلوه می کرد؟_ نه بابا ...اون موقع هم یه عده بودند که بگن چقدر خالی می بندی .مگه نوشته های عادی من نیست که همش روزمرگی نویسی ه بارها متهم شدم به همین موضوع _

 

همه ما یا شاید اکثرمون طعم مزاحمت مجازی رو چشیدم وبدون اینکه حقمون باشه مورد نقد وانتقاد قرار گرفتیم . چیزایی که واقعا صحت نداشته .طرف خصوصی می نویسه براش کامنت می ذارند تو که می خواست خصوصی بنویسی چرا وبلاگ درست کردی ؟_ یکی نیست بگه بتوچه _ طرف میاد از هم وغمش می نویسه واز همه اتفاق های دوربرش ، میان کامنت می ذارن ومحکومش می کنن به افسردگی .کامنت می ذارند که داری دروغ می گی یا کامنت می ذارن که چقدر الکی خوشی ...یا بدتر از اون کامنت می ذارن وعقاید ادم رو به باد استهزا می گیرن ...یکی نیست بگه تروسنننه !_ درست می گم ؟_ هر کی یه زندگی داره . محکوم شدیم که داریم قیف میام واز کافی شاپ هایی که میریم می نویسیم .یا داریم بلوف می زنیم که اینقده خوش ایم .یا اه.. اه ..اینم شد غذا که تو درموردش نوشته ای ...یا خیلی از نوشته هامون به باد انتقاد گرفته  میشه در صورتی که واقعا اون زندگیمون ه.

 

من از دروغ گفتن دیگران واقتباس ازاد وجعل نوشته ام توسط دیگران اصلا ناراحت نیستم وتو کف هم نمی مونم ( همونطور که تو دنیای مجازی این گونه افراد به وفور یافت می شن تو دنیای مجازی صد برابر بیشترند ) ولی بازم  از این همه اعتماد به نفس تو خالی کپ می کنم. مخصوصا که اکثرا اینگونه افراد هستند که  نوشته دیگران رو به باد انتقاد می گیرند وبهشون تهمت دروغگویی می زنن ( کافر همه را به کیش خود پندارد )  .وقتی یادم میاد که خودم خیلی از اطلاعاتم رو از همین وب ها گرفتن تنم می لرزه که یکی میاد خاطرات یکی دیگر رو کپی می کنه ! فردا یه نفر هم با اطلاعات اون ....درسته که برای سفر همیشه به سایت های اصلی رجوع کردم ولی نوشته های وبلاگ دیگران رو هم خوندم .راستش دیگه به هیچ نوشته ای درمورد این گونه اطلاعات ایمان ندارم !!_ شما هم باشید کف می کنید که یکی سفرنامه اتون رو به نام خودش نوشته وچقدر هم ...._ به خدا ادم می مونه.

  پ ن : عجب ادم نون به نرخ روز خوریه ...خجالت هم نمی کشه .اول که سفرنامه جعلیش رو برداشت .حالا هم با کلی تغییرات دوباره گذاشته  توضیحات اضافی وعکسهایی که باز نمی شن ..بیخیال بیشتر از این این ادم جای صحبت نداره .بذار با خوشگذرونی من اونم تو ظاهر خوش باشه

 

پست مرتبط ( + )

پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٤ | ٢:٤۱ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

 

 نمی دونم متوجه تغییر نوشته  درباره من این کنار وبم شدید یا نه ؟ طبق معمول  هر دفعه که اپ می کنم یا تو مدیریت وبلاگم میام یه سر به اخرین ورودی ها زدم .ببینید چی پیدا کردم ؟...یکی عین نوشته منو درباره خودش نوشته ....جالبه نه ؟

برای اینکه موقعی که میرید اونجا ایشون نوشته اشون رو پاک نکرده باشه عین نوشته اش رو تو ادامه مطلبم می ذارم .

 

پ ن : امروز می بینم ( فقط یه روز بعد )درباره من وبلاگش رو عوض کرده ...چقدر سریع


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۳ | ۸:۱٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()
چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٩ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()

 

حداقل تو سال جدید همین یه نکته رو  بفهم !!

وقتی با انگشت اشاره به طرف کسی نشانه می روی، به یاد بیار که در همون حالت، سه انگشت دستت، خود تو رو نشونه گرفتن!

شنبه ۱۳٩۱/۱/٥ | ٧:٤٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()
چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٢ | ۸:۱٩ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()
یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٦ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | مژگان | نظرات ()