مژی جون وشوشو
یه مژی چشم خمار ویه شوشو جنتلمن
هیچ تجربه ای بهتر از سفر کردن نیست .چیزی که خودت با چشمت می بینی وبا بقیه اعضای بدنت حسش می کنی.برام جالبه ما مردمی هستیم که خیلی دم از فرهنگ کهن خودمون می زینم خیلی ادعا داریم که مردمی خونگرم ومهمان نواز هستیم وخیلی کارمون درسته وهر کی هم بغیر از ما نمی فهمه وکلا ماایم که تو دنیا می فهمیم .نمیخوام بحث سی یا سی بشه . شاید سی ساله پیش هم این ادعا درست نبود چه برسه الان که حداقل سه برابر این سی سال عقب تر رفتیم . _ تو وارنا و مارماریس و دبی امکان نداشت بخواهی عکس بگیری وعابرین حواسشون نباشه .بخصوص تو مارماریس و وارنا که کنار خط ساحلی پر تردد میخواستی عکس بگیری . انگار یه شوک به عابرین وارد می کردی تا دوربین رو دستت می دیدن سر جاشون میخکوب می شدند این کجا ووقتی میخواستم تو یزد از آتشکده عکس بگیرم کجا ؟...به سختی تونستم یه عکس بگیرم که کسی توش نیفته ! یعنی حواسشون به همه چی هست الان این دوربین لامصب دستت ! _ تو جای پر ازدحام امکان نداشت بهت تنه بزنن وبخوان با سرعت ازت رد بشن یا حتی محترمانه دست پشتت بذارن که یعنی ما میخوایم رد بشیم .هر جور راه می رفتی کسی سعی نمی کرد ازت جلو بزنه .همه صبور بودن وصبر می کردند تا تو رد بشی .حتی اگه اشتباه می کردی تو راه باریک ساحلی وارنا توقف می کردی که یه چیزی رو ببینی بدون اینکه خودت رو کنار بکشی می دیدی یه صف پشتت تشکیل شده از مردمی که صبورانه منتظرند .حالا این وبا مسابقه دویی که تو خیابونهای ما برقراره مقایسه کنید یا بلانسبت با انگولگ شدنا تو خیابون .کسی بهت دست نمی زد کسی بهت نگاه نمی کرد همه چی سر جای خودش .خب اگه این احترام وفرهنگه مال ما چیه که اینهمه هم ادعا داریم ؟ _ والا من چیز که حاکی از بی ادبی وبی حرمتی به توریست باشه تو هیچ کدوم از جاهایی که رفتم ندیدم تازه با این وجهه که دولت از ایران ساخته !... .تو مارماریس هی می پرسیدن از کجا اومدی ؟ که زیاد خوشایندم نبودم .خب حق بدید بهشون فکر میکنید تصورشون از مملکت ما خوبه ؟...همین که اسم فلانی رو می اوردند ویه جورایی انگار نچ نچ بکنن که همچین کسی شده همه کاره ما ! اگر هم موضوعی تو فرودگاه دبی یا همین بلغارستان هست شما قبول کنید که بخاطر سیاست مملکتمونه که اصلا چهره خوبی از ماها براشون نساخته . برای اینکه متوجه بشید تو وارنا اون مغازه ایی که عکس فرانسوی می گرفت شوشو باهاش صحبت می کرد ومی گفت خوب بیزینسی ه وکلی راجع به کار باهاش حرف زد طرف برگشته می گه شما که نمیتونید تو ایران عکس بگیرید .خب من اصلا تعجب نکردم از یه همچین دیدی . وقتی هی تو اخبار حرف از تفکیک جنسیتی دانشگاه ها می شه، وقتی اتوبوس واماکن دوتا ورودی خواهران وبرادران داره ، وقتی به پوششت گیر میدن تعیین تکلیف می کنن که چی باید بپوشی و...اینا همه بازتاب خارجی داره واین می شه دیگه . _ برعکس چیزی که تو نت خوندن بودم در مورد بلغارستان .خیلی اون کشور رو امن دیدم .شبا با وجودی که دختر پسرا جوون از بار برمی گشتن واحیانا زیادی خوش بودند هیچ اتفاق خاصی تو مدتی که من بودم نیفتاد .شبا پلیسا تو ماشین گشت می زندند برای امنیت بیشتر .اونجور که من خوندم نه از کیف قاپی خبری بود نه از کلاه برداری .بعدش هم وقتی حواست به کیف خودت نباشه خب گمش می کنی دیگه یا بری از جای غیر معمول پول چنچ کنی حتما کلاه سرت میره .این وتو اصفهان هم دیدم .تو اصفهان مسیری که میخواست بریم برای دیدن یه جای تاریخی رو بلد بودیم ومی دونستیم مسافتی نیست خدا تومن میخواست پول بگیره ...یعنی این اتفاق ها تو شهر خودمون برای مسافرا نمی افته ؟ - اسمش اینه که بلغار یه کشور اروپایی ( اروپای شرقی ) محسوب می شه .ما که هیچ گند دماغی از این مردم ندیدیم .همه چی خوب وعالی بود بهتر از شهر وکشور خودمون اگر هم موردی باشه خب اینجا هم هست .ما هم تو رسانه هامون همچین تبلیغ درستی ازاونا نمی کنیم ولی چیزی که من دیدم به مراتب با فرهنگ تر وبا کلاس تر واصولی تر از فقط ادعا ما بود .ما که گند زدیم با این همه ادعامون تور نسبر با وجودی که خودمون گرفته بودیم وهزینه اش کمر از تور آریانس در اومد این تجربه رو برامون داشت که قید بقیه تورها روبزیم واز دریا وساحل واستخر ونوشیدن لذت ببریم تا از دیدن اثار تاریخی با مسافت های طولانی ! روز دوشنبه 17 مرداد طبق اون برگه هایی که تور آریانس بهمون داده بود تور رایگان خرید بود.هر چند تا هتل رو یکی کرده بودند وبرای کل هتل هایی که در دستشون بود چند تا ایستگاه در نظر گرفته بودند قرار بود جلوی درب هتل هلیوس که خیلی نزدیک هتلمون بود با اتوبوس دنبالمون بیان .وقتی به قول معروف سر جمع شدیم حرکت کردیم به سوی وارنا .اگه میخواستی تا وارنا با تاکسی بری نسبتا گرون می شد ولی اونطور که من فهمیدم اتوبوس 409 هم از منطقه گلدن سندز به وارنا می رفت .مهم نبود چون ما رو همینجور رایگان می بردند وقصد ما هم این بود همین یک روز برای خرید کافیه وحیف ادم تایمش رو تو یه کشور اروپایی به خرید بگذرونه .اول بردنمون یه شاپینگ که متاسفانه اسمش یادم نیست بعد هم رفتیم گرند مال ومال وارنا .شاپینگ اول اونقدری نشد خرید کنم بغیر از یه جفت کفش ویه چند تا شلوار ودوتا دامن اسپرت برای خودم و...بعد رفتیم گرند مال .یه مغازه کفش فروشی بود که OFF زده بود وخداییش کفشای خوبی هم داشت متاسفانه تو اون همه کفش یا شماره پابزرگش مونده بود یا کوچیکا _ تو چند تا مدلی که من پسند کردم _ شوشو رفت دنبال نایک وادیداس که برای خودش کفش ورزشی بگیره که از شانس بدش کفش والیبال شماره اش رو تموم کرده بودند .لباس یا چیز خیلی خاصی که چشمم روبگیره نبود مخصوصا من که دنبال مارک هم نبودم ویه چیز متوسط میخواستم بازم چیزی نبود که ارزش گرفتن داشته باشه .قیمتها بالا بود واونهایی هم که مناسب بودند یه چیزی تو مایه های ایران خودمون بود .چشمم به فروشگاه LC WAIKIKI افتاد که تو مارماریس هم ازش خرید کرده بودم که جنس های نسبتا خوب با قیمت مناسب داشت .یه سری چیز میز هم از اونجا خریدم .تا اینکه رفتیم مال وارنا .یه کارت بعهمون داده بودند که چهار پنج تا فست فود ساپورتش می کردند برای ناهار خوردن رایگان .همینطور یه کارت داده بودند که تو شهربازیش بریم وبهمون هم پیشنهاددادن بریم سینما 4d که از همه بهتره ! البته مبلغ کارت بازی در حدی بود که برای رفتن به اون سینما باید نفری یک لوا دیگه پرداخت می کردیم _ ولی بازم دمشون گرم که مثلا خودشون بهمون سرویس دادن !_ .اول رفتیم کینگ برگر ویه برگری خوردیم وبعد هم تو صف سینما ایستادیم .الحق که خیلی عالی بود .یه خرید کوچولو هم تو مال وارنا داشتیم تا ساعت پنج یا کمی از پنچ گذشته که قرار شد برگردیم .همونجا با لیدر تورمون صحبت کردیم وتور دیسکو ایرانی رو به قیمت نفری 30 لوا خریدیم _ از بس من رقصیدن دوس دارم _ رسیدیم هتل ویه دوش واستراحتی داشتیم وهمینطور شامی خوردیم تا ساعت ده شب که قرار بود بریم هتل هاوانا برای دیسکو ایرانی _ اینماون نقشه ای که روزاول بهمون دادند برای مسیر یابی _ اینو هم اضافه کنم که اکثر هتل ها خودشون دیسکو داشتن وهتل ما هم یه دیسکو داشت که وقت نکردیم پامون رو توش بذاریم .دیسکو که چه عرض کنم چون اصلا قابل قیاس با دبی وحتی مارماریس نبود ولی برای خالی کردن هیجانات من نسبتا جواب می داد .کلی اونجا هم از خودمون باسیمین خوشحالی دروکردیم . بقیه روزا هم که کارای خاص خوشگذرونی خودمون رو انجام دادیم .فکرمی کنم اطلاعاتی که لازمه سفر به وارنا ست رو دادم .پس تا همین جا کافیه . روز دوم که جمعه چهاردهم مرداد ماه می شد ثبت نام تور شبهای بلغاری کرده بودیم. یکی از تورهایی که هم دوست شوشو بهش پیشنهادداده بود هم تو نت درموردش اطلاعات به دست اوده بودم هم خوده تور آریانس بهمون گفت این یکی از بهترین تورهاشه ! یه چیزی حول وحوش 150 تومن برای دونفر به همراه شام ! تور شبهای بلغاری از عصری شروع می شد اونروز هوا ابری بود ومن وشوشو کنار ساحل رفتیم وبخاطر ابری بودنش شوشو تونست والیبال ساحلی بازی کنه در غیر اینصورت افتاب وبرق شن ها چشم ادم رو بدجوری اذیت می کرد . بعد از ناهار یه دوش گرفتم یه میکاپ ساده در حدی که همیشه انجام میدم داشتم ومنتظر اومدن اتوبوس برای رفتن به شبهای بلغاری شدیم .شبهای بلغاری تویه رستوران واقع در منطقه آلبنا بود که یه مسیر رو با اتوبوس رفتیم ویه مسیر کوتاه رو هم با همون قطار های شهری فانتزی.جلوی درب رستوران با نان سنتی وادویه جت که دست یه زن ومرد بلغاری ملبس به لباس سنتی بود انجام شد. پرچم ایران هم تو دست یه نفر دیگه . اونجا از هر خانواده ای که وارد می شد عکس می گرفتن واخر برنامه عکسا رو به مبلغ هر عدد 10 لوا بهمون فروختن . یه رستوران خیلی قشنگ با منظر عالی بود .کلی برامون رقصیدن از رقص سنتی بلغار بگیر تا عربی ورقص های دیگه که نسبتا شناخت تر بود یه خانومی هم اونجا بود که مابین هر برنامه رقص ، می خوند .برنامه سرگرم کننده عین شعبده بازی هم داشتند وهمینطور از رو اتش رد شدن !.از بعضی خانم ها که انگار اومده بودند مهمونی شب با لباس مجلسی !!! مردا هم که مجرد بودند نگم بهتره ! تازه یه مرد نسبتا مسنی هم گیر داده بود به من وسیمین ._ با یه خانواده همدانی تو این شب اشنا شدیم که مرد ِ یه دوازده سیزده سالی از شوشو بزرگتر بود ویه دختر دوم راهنمایی هم داشتن واسم خانومش سیمین بود _ یه میز غذای نسبتا ساده وسط چیده شده بود که برخلاف رستوران خودمون که همه با ارامش غذا بر می داشتند یه جورایی ایرانی بودن خودشون رو نشون دادند بعدش هم سر میزامون یه پرس غذایی ساده که شامل یه ران مرغ که اونقدری کوچیک بود فکر می کردی رون ملخ ه با سیب زمینی وکمی سبزیجات گذاشته بودند واز اخر هم بستنی دادند .شامش یک پنجم شام رستوران ما هم نمی شد .از اخر هم اهنگ ایرانی گذاشتن واون وسط یه سه ساعتی من وسیمین رقصیدیم . فردا رو به کارای خوشگذرونی کنار استخر وکنار ساحل به کل تموم کردیم . دیگه با یه خانواده ای اشنا شده بودیم که دلچسبمون بود برای همین روز چهارم _یکشنبه 16 مرداد_ به جای اینکه از تورهای لیدر هتل استفاده کنیم خودمون از بیرون واز مغازه هایی که تورها رو معرفی می کرد یه تور برای رفتن به نسبر گرفتیم .که نفری 33 لوا بود بدون ناهار وهمین تور رو شرکت آریانس که با هتلمون کار می کرد نفری 85 لوا می گرفت که می گفت با ناهاره ! نسبر جای تاریخی ودیدنی بود. فقط مسافتی که ما تا اونجا بریم زیاد بود وحدود دوساعت رفت ودوساعت هم برگشت ارزش این ونداشت که یک روزت رو تو یه کشور اروپایی حروم کنی وبجاش بری اثار باستانی ببینی – این عقیده من وشوشوست. درسته من اثار باستانی دوس دارم ولی اونجا تفریحاتی داشت که به هیچ قیمتی اونها رو تو ایران به دست نمی اوردم پس ترجیح می دادم از چیز هایی استفاده کنیم که هم دوس داریم وهم عمرا اگه تو ایران باشه _ نسبر به شهر کلیسا ها معروفه .حدود 42 کلیسا داره با خیابون های سنگ فرش شده که من واقعا لذت بردم .حیف که مسریش طولانی بود وعملا یک روز مارو گرفت .عکسهایی بعدی همه از شهر زیبای نسبر ست . شب همانروز با سیمین اینا رفتیم کازینو .دخترشون رو راه ندادن ومنم گفتم نمیام وبا سیمین اینا بیرون موندم ومردا رفتن که چیزی رو تجربه کنن که دوس دارن .شوشو می گفت تو یه چشم بهم زدن سر یه میز کلی پول طرف برنده شده بوده ! با وجودی که شوشو کازینو رو دوس داشت ولی بازی نکردند وبعدا هم کازینوهای دیگه رو هم یه تستی نزدن.موقع برگشت هم تو راه ساحلی یه گلویی تر کردیم وخوشگذروندیم تا فردا بشه ! اینم از عکسا واحد پول بلغار"لوا" ست وبستگی داره تو دلار رو چند گرفته باشی وبخوای اونجا چنچ کنی یه چیزی حول وحوش 850 تومن می شه. وحداقل باید یه صددلاری رو چنج کنی. منطقه شنهای طلایی واقعا برازنده اسمش هست .خودم یه عکس موقعی که رو شن ها نشسته بودم والیبال ساحلی شوشورونگاه می کردم گرفتم که این گفته رو کاملا تایید میکنه . اینم بازی والیبال ساحلی شوشو ویه سری افراد دیگه . کنار ساحل دیسکو بار ساحلی به وفور دیده می شد .که مردم علاوه بر سفارش ونوشیدن یه نوشیدنی خنک با اهنگ هایی که پخش می شد یه حالی هم به باسن وکمر خودشون می دادن .یه ترن های فانتزی هم بود که تو شهر مردم رو بعنوان گردش وتفریح جابجا می کرد که ما روز دوم سوارشون شدیم . از نظر امنیت هم خیالتون راحت.... فقط باید تو قسمتهای مشخص شده پول چنج می کردی .کنار ساحل دوتا صندلی ویه چتر کرایه کردیم که موقع ناهار همینجور حوله ها رو روش گذاشتیم _ چون می تونستی تا شب این صندلی ها رو با پرداخت همون کرایه برای خودت نگه داری _ ورفتیم هتل برای صرف ناهار وبعدش برگشتیم بدون اینکه اب از اب تکون خورده باشه . در صورتی که همچین موردی به ندرت تو کشور خودمون اتفاق می افته وبه همون حوله ها هم رحم نمی شه . مسیر هتل تا بازار وساحل هم مسافت خیلی کمی بود وراحت می رسیدی لب ساحل وبازار ساحلیش . اکثر رستوران ها منو غذایی خودشون رو جلو درب به همراه قیمت مربوطه گذاشته بودند واین بهت این امکان رو می داد که بدون نگرانی از قیمت غذا وارد رستوران بشی وغذا سفارش بدی .یه سری هم که به قول خودمون رستوران فست فودی بود وپیتزاهایی خیلی بزرگی داشتن که یه اسلایسش 3 لوا بود ومی تونستی فقط یه اسلایس بگیری . دیسکو وکازینو هم زیاد بود . کنار ساحل هم یه جا بود برای تفریحات آبی .از جت اسکی بگیر تا قایق های بادی که به قایق اصلی وصل می شد وتوسط قایق کشیده می شد تا چترهایی که شوشو هم سوارشون شد ومی رفت رو اسمون .که البته قیمتهاش هم زیاد بود مثلا همون چترهایی که توسط یه قایق که در حال حرکت بود به هوا می رفت 80 لوا بود .که شوشو اون و انتخاب کرد وسوار شد ومی گفت زیاد هیجان نداشته واصلا ترسی در کار نبوده واز اون بالا کلی تو دریا عروس دریایی دیده بوده _ بخاطر ترس من از چت اسکی واون بانا قایقش که تو مارماریس هم بود شوشو بغیر از چتر از چیز دیگه ای استفاده نکرد! یه پارک ابی هم داشت به نام اکوا پلیس که اتفاقا خیلی نزدیک هتل ما بود که احتمال می دادم در حد واندازه مارماریس باشه .بخاطر تنها بودن شوشو وصد البته ترس من اونو هم نرفتیم .( تومشهد یه پارک آبی داره که از مارماریس خیلی بزرگتره وکلی هم هیجان داره خوب شوشو اونو با دوستاش میره ). یه چیز جالب دیگه هم که دیدم یه مغازه عکاسی به سبک فرانسوی های قدیم بود که من یکی تو بازار دیدم ویکی کنار ساحل .لباس های زن ومرد جالبی داشت که می تونستی لباس انتخاب کنی وعکس بگیری که اتفاقا من وشوشو اونجا هم عکس گرفتیم .من یه لباس توردار کرمی انتخاب کردم وشوشو هم لباس جنتلمن های امریکایی وبر حسب لباسی که انتخاب کردم من و ارایش هم کردند وکلاه سرم گذاشتن وبدلیجات بهم اویزون کردند خیلی جالب بود. ولی عکسا اونقدری که فکر میکردم عالی از کار در نیومد .با وجودی که گفته بود با فتو شاپ روتوش میکنه ولی سرخی بالاتنه من که بر اثر افتاب گرفتن کنار ساحل درست شده بود تو عکس بدجوری خودنمایی می کرد . عکسهایی که در ادامه براتون گذاشتم معرفی اجمالی این منطقه توریستی بلغاره . بااون نقشه ایی که تو اتوبوس بهمون دادن سریعا جایی که باید می رفتیم رو پیداه کردیم ودر طول رسیدن به رستوران دلفین منطقه گلدن سندز رو درست مانند مارماریس دیدم .یه منطقه ساحلی شیک وراحت که مردم مشغول افتاب گرفتن هستند با این تفاوت که مارماریس تو ترکیه ست واینجا یه منطقه اروپایی محسوب میشه که یه جورایی با کلاس تر وشیک تر پر جاذبه تر البته برای سلیقه ماها محسوب می شد . منطقه برام آشنا وتکراری بود – بهتون پیشنهاد میکنم اگه عاشق ساحل وافتاب گرفتن کنار ساحل وراحتی وخوشگذرونی تو دیسکو وکاباره وخوردن نوشیدنی هستید حتما یه سر به مارماریس واگه وضع مالیتون بهتره یه سر به وارنا بزنید که تمام روزهایی که تو این دو جا هستید جزو عمرتون محسوب نمی شه _ خب تو رستوران ، بقیه ایرانی ها هم بودند ولیدر اون تور که چندین نفر بودند راجع به تورهایی که برگذار می کنن ومبالغ اون بیشتر توضیح دادن ومن وشوشو که از تور دبی ومارماریس خاطره خوش داشتیم وهمینطور حس می کردیم یه سری توراش عین تور مارماریس ه یه تور رو انتخاب کردیم وگفتم بعدا راجع به بقیه تورا فکر می کنیم .که اونم تور شبهای بلغاری بود .تو این جلسه به هر خانواده هم یه سیم کارت دادن که مبلغ انچنانی نداشت وفقط می شد با لیدر مخصوص هتلت تماس بگیری یا با افرادی که باهاشون اونجا دوست شدی یا همسفرات یه تماسی داشته باشی .بعد از اون یه چرخی تو بازار وساحل وارنا زدیم که همونطور گفتم برای من بی نهایت اشنا بود .توریست ها خیلی راحت با دمپایی وب ک ی نی که نهایت یه تور روش بسته شده بود ومردا هم با شلوارک بودند تو قسمتهای مختلف درحال رفت وامد بودند ویا کنار ساحل در حال افتاب گرفتن . وقتی برگشتیم هتل، کنار استخر که یه سن بود داشتند برنامه اجرا می کردند.از استخر بار هتل شوشو نوشیدنی گرفت یه منو داشت که روش انواع کوکتل ومواد تشکیل دهنده اون رو نوشته بود وتو می تونستی بر حسب موادی که داره اسمش روبگی وسفارش بدی .هوا بی نهایت مطبوع ولچسب بود واصلا برای من شرچی محسوب نمی شد .هتل اونقدر چیزی داشت که بتونه ما رو سرگرم کنه که حتی نخوایم ازش خارج بشیم .موقع سرو شام هم درست عین ناهار بود . یه مرد وزن جوان هم درب ورودی رستوران با نون مخصوص وادویه ازت پذیرایی می کردن یه جورایی همون نمک گیر کردن خودمون فقط نمی دونم این طفلکا هرروز یه چند دقیقه ای این کاررو می کردند یا فقط موقع وارد شدن یه سری مهمون جدید ؟! یه میز بود که زیرش یخچال داشت ومیز اردو محسوب می شد وانواع سالاد وزیتون وغذاهای سرد روش چیده شده بود . یه میز هم داشت مخصوص انواع نون که یه تست کن هم داشت برای اونهایی که دوست داشتن نون تست کنن .چند تا ماشین داشت که یکیش دونوع اب جو می داد .یکیش چهارنوع نوشابه یکی چند نوع ابمیوه واب ویکی هم نوشیدنی های گرم ! یه میز بود که دونوع سوپ همیشه داشت ویه میز هم انواع واقسام دسر وبستنی یه میز هم میوه بود . اینها فقط میزهای پیش غذا یا دسر بود .بعد یه میز طولانی قرار داشت که یک طرفش اشپزها قرار داشتند واینورش هم مردم غذاهایی که دوس داشتند رو بر می داشتند .بالای هر خوراکی هم برچسبی داشت که اسم غذا یا مواد تشکیل دهنده اون رو مشخص می کرد ومثلا عکس خوک یا گوسفند هم بود که تو بدونی داری چه گوشتی رو میخوری. از هر نوع گوشتی حداقل سه نوع غذا وجود داشت .سه نوع پاستا سه نوع گوشت که مثلا یکیش تکه های کوچک کاملا سرخ شده وچیپسی بود یکیش یه استیک خوک بود و...همینطور تا اخر مثلا با مرغ سه نوع غذا بود .برنج هم بود که البته شفته شفته بود که توش یا اسفناج بود ویه مدلش هم کدوهای خرد شه کوچولو .یه قسمت هم داشت که فقط سبزیجات بود .مثلا کدو سرخ شده یا بادمجون سرخ شد .کرم بروکلی ذرت نخود سبز یا هویچ .هرروز هم این مدل غذاها عوض می شد یه میز هم داشت که مثلا غذاهای ایتالیای سرو می کرد که شامل اسپاگتی ویه خوراک با مرغ وچند جور پیتزا بود _ یک روز هم کلی خوراک با صدف درست کرده بودند که حسابی بهم چسبید _ جالبیش این بود که کلی تایم خوردن داشتی .اگه به ناهار ظهر نمی رسیدی یک ساعت بعدش تو همون رستوران اصلی هتل میز اسنک برقرار بود وبعدش تو باربکیوش از مهمونا با پاستا وهمبرگر وسوسیس ودسر پذیرایی می کردن یعنی هیچ گونه نگرانی نداشتیم که وقتی از هتل بیرون می ریم راس ساعت برای سرو غذا برسیم چون تا ساعت نه شب به طرق مختلف خوراکی برات مهیا بود .تا ساعت دوازده هم هم بار لابی هم بار استخر انواع نوشیدنی ها روسرو می کرد ودیگه بعد از ساعت دوازده بود اگه چیزی می خواستی باید بیرون هتل می رفتی . تازه ساعت ده به بعد زندگی تو گلدن سندز به جریان می افتاد .کلی دیسکو بار ساحلی داشت .کازینو ودیسکو های که تو هتل ها بود وهتل ما هم یه دیسکو داشت .کنار ساحل هم بازاری داشت که محصولات خودشون رو داشتند ومی تونستی یه چیز میزی از اون وسط مسطا پیدا کنی وبگیری ویه سری صابونهایی داشت که خودشون تولید می کردند که بی نهایت جالب وخوشبو بودند ومنم کلی ازشون گرفتم .ورو هر صابونی مواد تشکیل دهنده اش رو هم نوشته بودند یه صابون گرفتم با گل سرخ که توش پر غنچه های گل سرخ بود . پرواز ما از تهران به وارنا ساعت 7:05 دقیقه صبح پنجشنبه بود وپروازمون از مشهد به تهران ساعت 11:20 دقیقه چهارشنبه شب . یادتونه که چه اتفاقی افتاد ومجبور شدیم سریعا اماده بشیم که به فرودگاه برسیم ؟! تقریبا به موقع به فرودگاه رسیدیم که فهمیدیم پرواز مشهد به تهران با تاخیر انجام می شه وبه مسافرا اس زده بودن واطلاع داده بودن واز اونجایی که بلیط ما رو آژانس گرفته بود ما هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتیم .پرواز با تاخیر یک ساعت دوده دقیقه ای صورت گرفت وشکر خدا ما به فرودگاه مهرآباد تهران رسیدیم وبا پرداخت 26 هزارتومن ناقابل به فرودگاه امام که مخصوص پروازهای خارجی هست رفتیم .پرواز تهران به وارنا راس ساعت صورت گرفت و با یه پرواز خوب سه ساعت وربعی به وارنا رسیدیم . فرودگاه وارنا بی نهایت کوچیک ومعمولی بود وشاید کمی تو ذوق می زد . برعکس چیزایی که تو نت خونده بودم با وجودی که بلغارستان یه کشور اروپایی محسوب می شه _ اروپای شرقی _ مردم نسبتا خوب ومهربون وبا ادبی داره . تو فرودگاه خیلی معطل شدیم وتقریبا بصورت رندم به هر ده نفر یکی یه گیر کوچولو می دادن وچمدونش رو بازرسی می کردن که متاسفانه ما هم شامل این موضوع شدیم .وقی چمدون رو به اتاق بازرسی بردن یه خانم که بلغاری فارسی بلد بود که بعدا فهمیدم از بچه های لیدر تور ه تو اتاق اومد که احیانا اگه به کمک احتیاج داشتیم بهمون کمک کنه وقبلش هم بهمون گفت اصلا نگران نباشیم واین اتفاق یه چیز طبیعی که هرزگاهی چمدون یه مسافر رو بازرسی کنن .البته پرسنل فرودگاه انگلیسی هم حرف می زدند وما مشکلی نداشتیم ولی این خانم بازم مارو همراهی کرد .تفتیش با کمال ادب واحترام انجام شد وما هم تونستیم از فرودگاه خارج بشیم . بیرون فرودگاه یه اتوبوس متنظر ما بود که کار بچه های فارسی زبان تور آریانس بود .اینجور که خودشون گفتن این تور با بیش از سی هتل تو گلدن سندز کار می کرد که هتل ما هم جزوش بود .می دونید که جایی که ما رفتیم ومنطقه توریستی بلغار محسوب می شه یه جایی خارج از شهر وارنا قرار داشت . فکر کنم یه مسافت 50 کیلومتری بود . تو اتوبوس مسئول تور توضیحاتی در مورد جایی که میخوایم بریم وکجا ها پول چنچ کنیم واطلاعات دیگه ای داد که همه رو من قبلا میدونستم .بعدش هم به هر کدوممون یه پاکت داد حاوی تورهایی که تو منطقه گلدن سندز برگزار می شه که شامل اسم تور ومناطقی که می ریم ومبلغش وهمینطور ساعت وروز وایستگاه حرکت تور رو نشون می داد وهمینطور قرار شد ساعت چهار همون روز بریم به رستوران ساحلی دلفین ویه نقشه مانند هم که هتل ها رو نشون می داد وراههای حرکتی بین هتل ها وساحل و...به ما داده شد برای پیدا کردن مسیر . وقتی به هتل وویوا کلاب رسیدیم ما پیاده شدیم که بغیر از ما یه خانواده چهارنفر دیگه هم که اتفاقا از مشهد بودند پیاده شدند ویکی از لیدررا اومد وپاسپورت ما رو داد وکارامون رو ردیف کرد ورفت .بعنوان خوشامد گویی واین سفید ( ش ر ا ب سفید ) بهمون دادن وهمینطور بر حسب هزینه ای که کرده بودیم یه دستبد به دستمون بسته شد که چون ما هتل رو بصورت ALL رزو کرده بودیم می تونستیم صبحانه ونهار وشام وهر نوع نوشیدنی رو بصورت رایگان مصرف کنیم .اتاق رو تحویل گرفتیم ومن سریع یه دوش گرفتم وچمدون رو که بر اثر بازرسی درهم برهم شده بود مرتب کردم ولباس هامون رو تو کمد چیدم .موقع تحویل اتاق یه برگ حاوی اطلاعات ساعت های کار قسمتهای مختلف هتل وهمینطور ساعت صبحانه وناهار وشام وبرنامه هایی که تو هتل اجرا می شد بهمون دادن . هتل ما چهارستاره بود یه اتاق معمولی ولی راحت که همونطور که می دونستم دمپایی نداشت ومتاسفانه کلا برای دستشویی شیر اب تعبیه نشده بود که خوشبختانه بخاطر نزدیکی دوش که متحرک بود می شد ازش بعنوان شیر اب برای شستشو استفاده کرد .یه تراس خوشگل هم داشت که رو به استخر واستخر بار وباربیکیوش باز می شد. عکسهای استخر هتل اونقدری خسته بودیم که ترجیح دادیم سریع ناهار بخوریم ویه استراحتی داشته باشیم که بعدا برای جلسه اطلاعاتی که تور برامون گذاشته بودم بریم رستوران ساحلی دلفین . عکسهایی که ازرستوران دلفین گرفتم . از ناهار هتل هیچی نگم بهتره چون در حد فوق عالی بود وحتما یه پست رو به هتل اختصاص میدم برای اشنایی بیشتر شماها. سرزمین ماسه های طلایی بلغارستان در جنوب شرقی اروپا واقع شده است و از شمال در مجاورت رومان و از شرق به دریای سیاه و از جنوب به ترکیه و یونان و از غرب به صربستان و مقدونیه منتهی می شود. بلغارستان داری تاریخ غنی و ریشه در اعصار کهن دارد. آنچه بسیار قابل توجه می باشد آثار بجا مانده از قرون شش تا سوم قبل از میلاد مسیح است که شامل مقبره ها و گنجینه های طلا در مکان های مختلف می باشد. در جریان تحولات کشورهای بلوک شرق در سال 1990 اولین انتخابات در آنجا برگزار و در سال 1991 قانون اساسی دمکراتیک بلغارستان تصویب شد و در سال 2007 به اتحادیه اروپا پیوست. وارنا یکی از قدیمی ترین شهرهای اروپا است.فرهنگ های متعدد در این منطقه به هم آمیخته شده اند. در حومه وارنا هنگام حفاریهای باستان شناسی در مکانی که نکروپولیس Necropolis نامیده می شود، قدیمی ترین گنجینه طلای دنیا مربوط به هزاره چهارم قبل از میلاد کشف کردند. در چشم انداز شهر وارنا از درون دریا، وارنا ساخته شده در طبقات متعددی با ارتفاع 3تا20 متر جلوه می کند، گویی که از آسمان برون آمده و تا ساحل سرازیر مس شود. ساحل عریضی که گاه تا 50 متر پهنا پیدا می کند. اقلیم قاره ای و معتدل وارنا بشدت متاثر از دریای مجاور آن است.بهار خنک، تابستان معتدل و پاییز آفتابی و زمستان ملایم است. سواحل فوق العاده و چشمه های آب معدنی این شهر را به یکی از زیباترین مراکز گردشگری با شهرتی جهانی تبدیل نموده است. در آبراه ارتباطی دریا با دریاچه وارنا بزرگترین سازه حمل و نقلی شبه جزیره بالکان یعنی پل آسپاروخوف Asparouhov Bridge ساخته شده است. در شمال وارنا سرزمین ماسه های طلایی Golden Sands که به واقع مروارید سواحل بلغاری دریای سیاه است که به شکرانه پوشش گیاهی منحصر به فرد، طراوت و خنکی جنگل، پهنه گسترده ماسه های طلایی و آرام و امن تسهیلات ورزشی تفریحی بسیاری همچون زمین های تنیس، مینی گلف، مین های والیبال و بستکبال در امتداد گذرگاه ساحلی آن وجود دارد. استخرهای شنا با آب معدنی و سرسره های آبی همواره طراوت، شور و نشاطی مثال زدنی را برای گردشگران به ارمغان می آورد. مجموعه تفریحی گلدن سندز نزدیک به 100 لنگرگاه برای قایق های تفریحی عرضه می نماید. هتلهای مجهز با شرایطی عالی آسایش میهمانان گرامی را فراهم می سازند. برخی از میان معروفترین هتلهای زنجیره ای دنیا می باشند.هتلهایی احاطه شده با زمین های چمن، گلزارها و جنگل که امکانات بسیار مناسب و جذابی برای آب درمانی با وجود چشمه های آب معدنی ارائه می نمایند. وارنا یکی از شهرهای فعال و در حال توسعه بلغارستان دارای جاده های ارتباطی خوب ، هوای عالیو حمل و نقل دریایی و راه آهن است. یک خط قایق برقی که به وسیله سیم از این طرف رودخانه به آن طرف رودخانه می رود نیز در وارنا وجود دارد. در مجموع وارنا یک کشور اروپایی با جاذبه های تفریحی توریستی خوب بوده که با توجه به واقع شدن در اروپای شرقی نرخ ارزانی دارد . هوا در وارنا از نیمه شهریور کمی رو به سردی می رود و بهترین ماه برای سفر به وارنا تیر و نیمه مرداد می باشد کاملترین ومهمترین اطلاعت راجع به بلغارستان رو همراه نقشه استان های این کشور وهمون شهری که ما داریم می ریم _ وارنا _ می تونید تو این سایت پیدا کنید . اینجا و اینجا اینجا اینجا اینجا هم یه سری اطلاعات دیگه اینم اون هتلی ه که ما رزوش کردیم به همراه چند تا عکس از قسمتهای مختلفش ! بیشتر اطلاعات سفرم رو بغیر از وب سایت های اصلی که یه معرفی اجمالی ولی کلی رو اون کشور یا منطقه داشتن از وب سایت ها یا وبلاگ های شخصی به دست اوردم .اونهایی که دستشون درد نکنه یه سفرنامه نوشته بودند _ سفرنامه هایی که کلی اطلاعات خوب ونکات اموزنده به ادم می داد اینکه چیکار بکنی وچیکار نکنی از چی استفاده بکنی وچه چیزی رو تو این سفر با خودت نبری _ برای سفری که انشالله در هفته اینده به بلغارستان منطقه Golden Sands ( وارنا )خواهم داشت طبق معمول مسافرت های دیگه به سرچ تو نت پرداختم که تا دلتون بخواد مطالب مشابه وتکراری که از وب سایت اصلی کش رفته بود به دست اوردم اینکه اصلا کجاست ؟_ خوب خودم میدونستم _ وجاذبه های گردشگری وواحد پول و...خلاصه اطلاعات اصلی نه نوشته های سفر به اونجا توسط افراد به دستم اومد .متاسفانه همه هم از روی هم کپی کرده بودند بغیر از یه سفرنامه که مال دوسال پیش بود وتقریبا متوسط نوشته شده بود .یکی نیست بگه مجبورید اطلاعت کپی می کنید می ذارید تو وبلاگ هاتون ؟ مثلا می گن سفرنامه نه کپی نامه .یادمه منم سفرنامه نوشتم هاااا ( + + + )به نظرم کسی که رفته فلان جا نباید از مذهب و موقعیت جغرافایای وجمعیت و..اون کشور بنویسه .باید از نکاتی که اونجا یاد گرفته ودیده مثل مناطقی که رفته چیزهایی که با واجد پول اونجا خریده یا مطلوب یا نامطلوب بودن هتل یا مناطق دیدنی اونجا بنویسه ...دروغ میگم بگید دروغ می گه ؟ پ ن : حقیقتن دلم الان بیشتر می سوزه که چرا در مورد سفر تبریز وشمال گردی هام چیزی ننوشتم و مناطقی که رفتم رو معرفی نکردم تا به درد دونفر هم که شده بخوره ....واقعا دلم می سوزه ! من وشوشو Turkish bath هم رفتیم که خیلی خوب بود .اول سونا وبعد هم حموم کردنمون توسط یه خانم برای من ویه آقا برای شوشو بصورت کاملا اختصاصی وگرفتن یه سری عکس وسط اون همه کف ازمون .بعد هم ماسک صورت ومو وهمینطورماساژ کل بدن با یه روغن خوشبو باعث دراومدن خستگی اونروزمون شد . بیشتر وقت روزهامون به استخر رفتن تو هتل وخوشگذرونی لب استخر ونوشیدنی خوردن آقایون وبستنی خوردن من مهسا می گذشت وعصر هم کل خیابون Siteler وقرق می کردی ومی رفتیم تفریح ولذت بردن .من عاشق بار استریت که دیس/کو ها اونجا قرار داشت بودم .تو همین خیابون می تونستی چند مورد افرادی رو ببینی که توی ه گاری کوچولو صدف پخته شده با لیمو تازه می فروختند .که جاتون خالی از این صدف ها هم تست کردیم وخیلی خوشمزه بود وبعد هم تو یه دیس /کو هلندی حسابی ترکونیدم وانرژی از خودمون دروکردیم . یه روز صب هم تصمیم گرفتیم دسته جمعی بریم Icmeler که ساحل زیبایی داشت هر چند که از نظر من ساحل ، ساحل بود وفرقی نمی کرد وبعدا به شوشو گفتم کاش تو هتل می موندیم یا همون ساحل مارماریس می رفتیم .این عکسها هم مربوط می شه به گردش اونروزمون وافتاب گرفتنمون در ساحل اچمیلر. قیمتهای خیلی متفاوت بود وحساب کتاب درستی نداشت بغیر از دوتا فروشگاهی که ازشون اسم بردم .می شد یه چیز رو با دو قیمت متفاوت از دو مغازه پهلوی هم تهیه کرد ! یه سری از بستنی هاش که به قول معروف کارخونه ای بود جلو درب هر سوپری خود نمایی می کرد با یه تابلو بزرگ رو درب یخچال بستنی ها نصب شده بود شامل شکل وقیمت هر بستنی، ولی اگه همین بستنی رو از جایی می خریدی که اون تابلو رو نداشت گرونتر بهت می فروختند. یه سری بستنی هم به قول ما ستنتی یا میوه ای داشت که هر جا یه قیمت می دادند مثلا من تو خود مارماریس یه بستنی میوه ای با هفت اسکوپ کوچولو خوردم به دولیر وهمین بستنی رو با سه اسکوپ تو جزیره خوردم به هفت لیر یه جا هم خوردم 5 لیر ولی بعدا وارد تر شدم واز جایی بستنی می گرفتم که حتما اون تابلو رو که قیمتهای کارخونه ای بستنی رو درج کرده بود رو درب یخچالشون داشته باشن ولی خب گرما زدگی این حرفا رو برنمی داشت ووقتی کم میاوردم از هر جایی که نزدیک تر بود بستنی میگرفتم اونم با هر قیمتی که می شد ! خب بقیه چیزهای سفر هم شخصیه مثلا یک بارکه هنوز هوا روشن بود وارد یه فروشگاه نزدیک تنسس (TANSAS) که تخفیف زده بود شدیم ووقتی بیرون اومدیم هوا تاریک شده بود .یک مقدار لباس خریدیم . قیمتهاخیلی خوب نبود ولی گرون هم نبود .بخصوص من از اون پیراهن هایی که اکثر زنها شبا تو خیابون Siteler تنشون می کردند از اونجا خریدم _ پیراهن های بلند یا کوتاه که بالاتنه اش بصورت سوتین بود وفقط دوبند داشت وحسابی هم خنک بود وصد البته در حین خنکی خیلی هم شیک بودند _ یا یه سری کارا که دیگه مخصوص شلوغکاری های خودمون بود وفکر نمی کنم گفتنش اینجا ضرورتی داشته باشه یا باعث دادن اطلاعات بیشتری برای سفر به مارماریس بشه .هر چی بود داشتن یه سری همسفر خوب وهم فکر وهمینطور نداشتن استرس که رو آدم چی فکر کنن ؟ بودن یه آزادی طبیعی که راحت باشی باعث شد بهترین تجربه سفر رو داشته باشم وبهم خیلی خوش بگذره. اولین توری که رفتیم یه روز کامل گردش همراه با ناهار تو کشتی بود. یه کشتی سه طبقه که طبقه بالای اونو تخت چیده بودند که بری وحموم افتاب بگیری وخودتو برنزه کنی .بهترین وزیباترین ودست نخورده ترین مناظر طبیعت ومن تو این تور دیدم وتا نزدیک مرز یونان هم رفتیم . چندین بار نزدیک ساحل های دنج جزیره های غیر مسکونی ، کشتی لنگر می نداخت وتوریستا خودشون و به آب دریا می سپردند وشنا می کردند .یه کشتی هم به نام بانانا ( موز ) بود که با پرداخت چند لیر سوارش می شدی ودوروبر کشتی اصلی ویا کمی دورتر تورو با هیجان وصف ناشدنی روبرو می کرد ولذت یه سواری رو اب وبرات فراهم می کرد .اینها تمام مناظری ه که موقع تور کشتی گرفتم البته یه جزیره مسکونی هم بردند که توش کمی گردش کردیم وکنار ساحلش آبتنی وشنا ....از اخر هم موقع برگشت یه مراسم رقص عالی تو کشتی بصورت دسته جمعی برگزار شد که می تونستی بری اون وسط وفک یه عده رو بیاری پایین ! تور بعدی که من وشوشو رفتیم جیب سواری بود که وارد یه مسیر سر سبز جنگلی کوهستانی می شدیم با برنامه اب پاشی با تفنگ های ابی رو هم دیگه !!.بسته به اندازه جیپ ها توریست سوار می کردند ووقتی نزدیک هم دیگه می شدیم برنامه ابپاشی وجیغ وداد برقرار بود ویه جا هم نگه داشتند وکلا با شلنگ همه رو خیس کردند .قبل ازاینکه وارد این تفریح بشیم لیدرش به انگلیسی توضیحات تفریح یک روزه جیب سواری رو به توریست ها داد وازمون خواست دوربین وموبایل و...تو جایی بذاریم که خیس نشن این تور هم چندین جا برای استراحت وشنا نگه داشت .اینجا قسمتهایی از دریای مدیترانه است که تو این تور ازش عکس گرفتم . تور پر هیجان وشادی بود .یه جایی هم بردن که این تابلو مربوط می شه به داستان اون منطقه نمیدونم تو عکس کامل مشخصه یا نه ؟ولی چیزی که بود یه قسمت این دریا رو می شد کاملا تا یه مسیر خیلی طولانی وسط اب پیاده روی کرد در صورتی که دوروبر واطراف این مسیر عمق اب زیاد بود ومی شد اونجا ها شنا کرد ! _ می بینید قسمتی که می شه پیادروی کرد تیره تر ِ چون عمق نداشت وکف ِ معلومه _ بعدش هم تو یه رستوران جنگلی وسط اون همه زیبایی نگه داشتن وناهار رو که شامل پاستا وسالاد ویه صاب مرده دیگه !! بصورت دلبخواهی وگوشت یا مرغ یا ماهی هم بصورت اردر بهت می دادند .ناهار رایگان بود وبا تور قبلا حساب شده بود ولی برای نوشیدنی _ نوشابه یا اب _ باید پول پرداخت می کردیم . با همین تور وسط کوه وجنگل بردنمون آبشار که اب خیلی خنکی داشت ومردم از یه ارتفاعی داخل آب می پریدند _ ازاین قسمت عکس تک نگرفتم که براتون بذارم _ یه عده از خانوم ها هم که می ترسیدند لیدرا دستشون می گرفتند وبه زور پرتشون می کردند داخل اب ، اتفاقا میخواستن این بلا رو سر من بیارن که بهشون گفتم دوربین دستمه وشوشو هم برای محکم کاری گفت که من شنا بلد نیستم !! تو کل جیب سواری هم با یه دوربین استتار شده _ برای اینکه خیس نشه داخل یه محفطه شیشه ای دوربین رو قرار داده بودند _ از گروه فیلم می گرفتند که اخر گردش به مبلغ 40 لیر اونو به هر کی می خواست می فروختند _ ادرس هتل رو می گرفتند وبراشون یه دی وی دی از فیلم تور رو می فرستادند _ برای همین فیلمبردار حواسش به کل بچه های تور بود وتو هر قسمتی که وارد می شدیم از همه فیلم می گرفت وما هم ابراز احساست می کردیم ودست تکون می دادیم وچرت وپرت می گفتیم ! اگه شماها یه نقشه از شهر مارماریس رو از همین جاهای که اطلاعات تور ارائه می دادند بگیرید کلی از مکانها رو خودتون می تونید بصورت انفرادی برید _ چون یه سری از جاها نسبتا نزدیک بودند ونمی خواست اطلاعات خاصی داشته باشید _ البته یه سری از این مراکز تفریحی ودیدنی رو هم می تونید با سرچ تو اینترنت به دست بیارید ولی من بهتون توصیه می کنم حتما از این برگه ها وهمینطور نقشه شهر رو تهیه کنید . استامبول شهر هدف ما بعد از خارج شدن از مرز بود.تو کل مسیر وهمینطور خود شهرهای ترکیه سرویس بهداشتی پولی بود وبا پرداخت یک لیر می تونستی از توالت با امکانات بهداشتی خوب وتمیز استفاده کنی تنها عیبش نداشتن شلنگ وبجاش داشتن پارچ برای شستشو بود _ البته بغیر از توالت فرنگی _ دستمال کاغذی ودست خشک کن های برقی و همینطورمواد پاک کننده .من از استامبول زیاد خوشم نیومد مثل تهران شلوغ ودرهم برهم وگرم بود ولی بخاطر سبک معماری مساجد توجه منو به خودش خیلی جلب کرد . .یعنی هر وقت به من بگن استامبول یاد معماری زیبا ومنحصر به فرد مساجدش می افتم . تا ساعت حرکت به مارماریس مدتی رو وقت داشتیم که ترجیح دادیم با کشتی به جزایر استامبول که معروفترین اونها بیوک آدا بود بریم .هر چی می دیدیم درخت وجنگل وسرسبزی فوق العاده زیبا بود که ادم ومحو تماشای خودش می کرد ما ناهار وتو یکی از جزایر خوردیم و بعد حرکت کردیم به سمت مارماریس . جاده استامبول به مارماریس یکی از زیبا ترین مسیرهایی بود که من دیده بودم که بوی آشنایی میداد _ بخاطر شباهت زیادش به جاده چالوس _ وهوا هم خنک ودلچسب بود بعد از ده یازده ساعت به مارماریس رسیدم واز اونجا که مارماریس یه شهر ساحلیه پس در پست ترین نقطه قرار گرفته وهنگام ورود به شهرش با منظره زیبایی روبرو می شی واین شهر رو از بالا تماشا می کنید. ما تو منطقه Armutalan یه هتل آپارتمان گرفتیم _ هتل رو از قبل رزو کرده بودیم ولی اگه این کاررو هم نمی کردیم بازم می شد هتل با قیمت مناسب پیدا کرد هیچ وقت از اینکه بدون جا تو این شهر بمونید به خودتون نگرانی راه ندید _ که از قسمت پررفت وامد ومحل گردش اصلی شهر کمی دور بود که با مینی بوس هایی به اسم دولمُش وبا مبلغ هر نفر یک ونیم لیر می تونستی به ساحل وخیابونهای اصلی شهر که از عصری به بعد محل خوشگذرونی وتفریح توریستا می شد در رفت وامد باشی. این نمای بیرونی از رو تراس هتل مونه . هر روز یکی دوبار شاهد سمپاشی معابر ودرختا توسط ماشین های مخصوص می بودیم که بوی خاص وزننده ای هم نداشت .باورتون نمی شه تو تمام مدت اقامتم یه پشه فلک زده هم ندیدم. خیابونی که در طول کل نوار ساحلی قرار داشت پر بود از کا/باره که مردم تو فضای بیرونی اون می شستن وچیزی سفارش می دادن واز برنامه های رقص وموزیکش لذت می بردند .تو همین مسیر ساحلی فروشگاه بزرگ وچند طبقه Migros قرار داشت که پهلوی اون هم مک دونالد معروف یه شعبه داشت .تو میکروس از جون آدمیزاد تا شیر مرغ پیدا می شد .طبقه خواروبار وغذاهای نیمه آماده ومیوه سبزیجات تا طبقه پوشاک وکیف وکفش ولوازم منزل وهمنیطور لوازم آرایشی وبهداشتی و... ،تو همین مسیر ساحلی ( Siteler) فروشگاه پوینت سنتر قرار داشت واگه مسیر رو ادامه می دادی _ خیلی راه بود _ می رسیدی میدان آتاتورک وبعد هم فروشگاه چند طبقه وبزرگ Tansas. از میدان آتاتورک هم مسیری بود که منتهی می شد به بار استریت که پربود از دیس /کو های کشورهای مختلف .همینطور مسیری داشت که تمام کشتی های تفریحی رو می شد اونجا ببینی اکثر رستورانهای این مسیر منوهای غذاهاشون بصورت یه تابلو بزرگ جلوی دروردی گذاشته بودند که اسم غذاهاشون ، مواد تشکیل دهنده وهمینطور قیمت اونها رو نشون می داد ومی تونستی خیلی راحت وآسوده با توجه به اطلاعاتی که می گرفتی غذا سفارش بدی که صد البته برای نوشیدن یه کولا یا فانتا خیلی بیشتر از غذا پیاده می شدی ومبلغ گزافی رو باید پرداخت می کردی .. همینطور تو کل شهر می تونستی جاها یی رو ببینی که به توریستا اطلاعات درباره انواع تورهای تفریحی ومبالغ اون می دادند . وقتی قرار شد همراه محمد ، مهسا وخانواده دونفره مهسا اینا بریم مارماریس که اونجا از انگلیس هم دایی وبچه ها دایی ونوه دایی مهسا جون میومدند در اصل پایه سفر ما بنا شد . بماند که کل سفر یه طرف ،این حاضر شدن وخاطرات خرید وبرگشت از سفر هم یه طرف .خب ما از تهران حرکت کردیم به سمت استامبول ( بصورت زمینی ) وجالب اینکه تو اتوبوس ما کسی از شهری به نام مارماریس تو ترکیه خبر نداشت .به نظرم استامبول صرفنظر از مساجد زیبا وآثار باستانیش وجزایر زیباش در مقابل مارماریس مثل تهران بود در مقابل یه شهر اروپایی _ شاید هم مثل یکی از شهرهای در پیتی افغانستان بود درمقابل یه شهر اروپایی دنج _ اینکه مسافت تا مارماریس وراههای ارتباطیش چه جوریه ؟ چیزی نیست که من بخوام بنویسم چون با کمی سرچ تو اینترنت به همه اطلاعتش دست پیدا می کنید .ما تو یه هتل آپارتمان خیلی تر وتمیز وشیک سوئیت گرفتیم که شامل یه آشپزخونه عالی با تراس وکلیه لوازم پخت وپز برقی و یه اتاق خواب مامانی وسرویس بهداشتی بود . هتل ها برای گرم کردن اب از انرژی خورشیدی یا برق استفاده می کردند. هتل ما از انرژی خورشید برای گرمایش استفاده می کرد برای همین صبح ها بعد از ساعت نه اب حمام داغ می شد ولی عصرا با وجود غروب خورشید اب تا مدتها گرم بود و می شد دوش گرفت .همه هتل ها هم بدون استثنا داری اسختر ورستوران بودند راحت می تونستی شام یا ناهارت رو تو رستوران دنج وعالی هتل که مجهز به تلویزیون ال سی دی بود با یه نوشیدنی بی نظیر میل کنی ولذت این همه ارامشو تو هوای ازاد ببری _ رستورانها فقط داری محوطه بیرونی بودند _هوا تو فصلی که ما رفتیم _ اوایل تیر _ عالی بود البته روزا گرم بود ولی نه اونقدرا ولی بجاش شبهای عالی داشت . اکثر توریستا _ که بیشتر انگلیسی بودند وبه ندرت یه ایرانی پیدا می شد ، تو کل اقامتمون وتو کل این همه بیرون رفتن تنها یک بار یه ایرانی دیدیم که این بهترین مزیت این شهر بود _ وقتشنو به شنا کردن تو استخر هتل یا کنار ساحل ویا افتاب گرفتن رو صندلی های کنار ساحل می گذروندند وعصری هم می رفتن مراکز تفریحی کا/باره ودیس کو ورستورانهای حاشیه خیابون و....تنها چیزی که برای غذا خورهای قهاری مثل شوشو من بد بود ومن از قبل از این موضوع اطلاع داشتم نداشتن برنج خوب بود که جاتون خالی من برنج ایرانی با خودم برده بودم که بیشتر مواقع ناهاررو تو هتل خودم درست می کردم ولی شام یا صبحانه رو ترجیح می دادیم بیرون میل کنیم .از نظر قیمتی برای خرید ، خب از استامبول خیلی گرونتر بود ولی برای خورد وخوراک در حد رستورانهای عالی تهران بود وتو فروشگاه های چند طبقه ای که داشت می تونستی انواع گوشت وتکه های حاضر شده مرغ و...اینها رو تهیه کنی ونوش جان کنی .نکته جالبی که داشت در بیشتر مواقع چی تو راه که بودیم وچی تو خود مارماریس قیمت بالای نوشیدنی بود طوری که یه پرس غذای عالی می خوردی با یه لیوان نوشیدنی که قیمت این نوشیدنی _ نوشابه منظورم نه از اونها !!_ از قیمت غذا چیزی کم نداشت .در اصل رستوران دار ها بخاطر گرما وتمایل مردم به خوردن کولا وفانتا بیشتر از فروش نوشیدنی سود میکردند تا منو های غذاشون ! اینجا هم عین دبی در خود شهر جاهایی بود که می شد ازشون راهنمایی گرفت برای دیدن مراکز تفریحی .مثل تور با کشتی یا جیب سواری وهمینطور حموم ترکیشون که ماساژ با روغن و...داشت .شبها پر می شد از شادی وهمهمه وصدای موسیقی .تمام نوار ساحلی پر بود از کا/باره که ورودی رایگان داشت ولی وقتی داخل می شدی باید یه چیزی سفارش می دادی والبته تمام کا/باره ها در محوطه بیرونی قرار داشت ورهگذره ها هم می تونستن با ایستادن از برنامه هاشون فیض ببرند هر کدوم هم سعی در اجراکردن بهتر برنامه های رقص وموسیقی خودشون داشتند ودر ورودی اغلبشون _ حتی رستوران ها _ یه تابلو بزرگ نصب شده بود با منو غذاها ومواد تشکیل دهنده اش وهمینطور قیمت اونها .قبل از اینکه شام یا ناهارو بخوان براتون بیارند یه کره خیلی خوشمزه که طعم سیر می داد با سبزی های معطر همراه تکه های خوشگل نان فانتزی میاوردند که تا حاضر شدن سفارشتون اونو میل کنید . گرونی اب وبستنی ونوشیدنی مثل کولا وفانتا خیلی به چشم میومد تا پولی که برای خوردن غذا پرداخت می شد در عوض ابممیوه های نسبتا ارزونی داشت ومن همیشه یه بطری اب وچند تا پاکت ابمیوه تو یخچال خنک می کردم که همین که از بیرون میومدیم دل وجیگرمون وباهاش صفا بدیم .همه توریستا هم بطری اب معدنی دستشون بود .قسمت مارینا هم پر بود از رستوران با منوهای غذاهای انچنانی از غذاهای دریایی بگیر تا استیک وگوشت خوک وشر/اب وویس /کی و.... خیابون دیس کوها هم که مورد علاقه من بود خیلی دیدنی بود راستش من از دیس /کو بیشتر از کا/باره لذت می برم .اینکه جایی هست که بدون دغدغه فشار فوشور داده شدن ، می تونم با شوشو برقصم ولذت ببرم یه حس عالی بهم دست می داد ومی شد یه خوشگذرونی عالی وسالم که خوابشو هم نمیشد تو ایران دید میدونم برای نوشتن تجربیات سفرم خیلی فاصله بین نوشته هام افتاده ولی باورتون نمی شه دلم نمیاد یه سری از تجربیاتمو بذارم اک بند بمونه واینجا عنوانشون نکنم ! فکر می کنم درمورد خرید وتور شهر زیاد نوشتم اینکه یادتون باشه از فروشگاه های معمولی که عین فروشگاه زنجیره ای نیستند برای خریداتون تخفیف بگیرید . تور خیلی عالی بعدی که بهتون پیشنهاد می کنم حتما برید تور صحراست که فوق العاده پر هیجان وخاطره انگیزه .ما با ماشین خود مسئول تور رفتیم .قبل از ورود به صحرا باد لاستیک ماشینها رو کم می کنن همونجا یه فروشگاه داشت که من از این زنبل زیمبوهایی که به دور کمر می بندن برای رقص عربی ، ازش خریدم کلی هم تخفیف گرفتم _ البته بعنوان سوغات برای یکی از بهترین دوستام _ بعدش که رفتیم تو صحرا وکلی با ماشین از روی این شن وماسه های صحرا بالا وپایین رفتیم وصد البته کلی هم من حیغ کشیدم _ فقط من یه نفر _ بعدش هم که به کمپ ایرانی ها رفتیم .قبل از ورود به کمپ یه سری ماشین کوچولو بود که بعضیا کرایه می کردند وسواری می خوردند وارد کمپ هم بشی برای استفاده یک بار از همه چی برات رایگانه ! موقع ورود چای ونسکافه، اب ونوشابه های خنگ وهمینطور شام . یه خانومی هم بود که طراحی با حنا رو بدن می کرد ومن رفتم رو بازوم یه طرح انداختم وکلی باهاش حال کردم . بغیر از موسیقی زنده وبزن وبرقص کل جماعت اون وسط ، دی جی هم داشت واز اخر هم یه رقص عربی خیلی مشتی توسط یه رقاص که بعدش کلی رقص های ایرانی هم انجام دادم دل وروحمون وجلا داد. خلاصه یه شب خوش وخاطره انگیز برامون رقم خورد . روز بعد صب رفتیم ساحل جمیرا زیبا ترین وقشنگترین ساحل دبی که بهتون پیشنهاد می کنم دیدنشو از دست ندید .حیف که عکس مناسبی از اونجا ندارم براتون بذارم .چون تو تمام مناظر سرسبز وگل وبوته دار قبل از ساحلش تو کادر دوربین یا من هستم یا شوشو ویه عکس تک از منظره اونجا ندارم .اونجا هم خیلی فاز داد هم افتابش هم شنا کردن تو دریاش . یکی دیگه از جاهایی که خیلی بهم فاز داد دیس/کو پرشین نایت تو هتل پالام پلازا بود .تنها عیبش نبود تهویه درست وحسابی بود وجمعیت بیش از اندازه محوطه دیس/ کو بود ! وگرنه همه چیزش عالی بود .حتی مهمونا خارجی هم اونجا اومده بودند وبا دی جی ایرانی کلی حال می کردند .ورودیش برای خانم های رایگان بود ولی برای اقایون 80 درهم بود. شخصی که تیمپو می زد حسابی ادم وسر کیف وحال میاورد .خب ما بیش از دوساعت اونجا دوم نیاوردیم .شوشو قبلش موقع برگشت از سیتی سنتر پاش اسیب دیده بود ، کمر مریم هم درد می کرد منم که شرشر عرق می ریختم . روهم رفته تونستیم از روزامون خوب استفاده کنیم ولی اونقدری بهمون چسبید که بخوایم حداقل یک بار دیگه ولی مدت بیشتری یه سفر دیگه هم به دبی داشته باشیم . این جاهای خریدی که تو ما/هوا/ره تبلیغ می کنن در اصل فروشگاه است نه مرکز خرید .من از اول میدونستم که نباید یه همچین جایی برم چون همه گفته بودند بنجل فروشیه .اتفاقا یکی از همسفرا که رفته بود ( یه کاری داشت که باید می رفت ) اصلا خوشش نیومده بود . یه روز هم ترانسفر هتل مارو برد برای خرید به شارجه ( شارجه چسبیده به د/بی است عین نوشهر وچالوس خودمون !) فروشگاه شوبرا ، بدک نبود ولی سیتی سنتر همونجا که تقریبا اونور خیابون می افتاد عالی بود بخصوص فروشگاه زنجیره ای Carrrfourکه البته تو سیتی سنتر دبی هم این فروشگاه زنجیره ای هست که جنسای خیلی خوبی داره واز شیرمرغ تا جون ادمیزاد توش پیدا می شه .فروشگاه اسواق الهدایا هم همونجا بود ( یک تا پنج درهمی ) بغیر از پوشاک وکفشش اونجا هم چیزهای خیلی خوبی بخصوص برای کادو می شد پیدا کرد که واقعا مفت به معنای واقعی حساب می شد . متاسفانه من از یه سری از خریدا صرفنظر کردم چون با خودم می گفتم اینجا ! هم هست ( خب یکی نبود بگه انتظار چی رو داشتی برای خرید که اینجا نباشه ) اونجا تنها جایی بود که خیلی دلم سوخت بخاطر خرید کمی که انجام دادم . هتل ما نزدیک میدان ماهی بود همون حول وحوش هم یه مرکز خرید بود به نام القریر که اونجا هم فروشگاه زنجیره ای مکس بود کلی لباس شیک وارزون هم از اونجا خرید کردم . وصد البته یه مکدونالد هم کنار این مرکز خرید بود .بغیر از اینا چندین فروشگاه هم خیلی نزدیک هتل قرار داشت وروز اخر سریع رفتم از اونجا برای شوشو پیراهن خریدم . اووووف اوووف نزدیک بود یادم بره بازار کرامه رو هم از دست ندید که کیف وکفشاش عالیه .میدان عبدالناصر ( بنی یاس ) هم نزدیک هتل بود .خب چون قصد خرید نداشتیم ومیخواستیم بیشتر تفریح کنیم وخوش بگذرونیم دیگه اونجا نرفتیم .بهتون توصیه می کنم اول این مرکز خریدا رو برید بعد جاهای دیگه ای که فکر می کنید بهتره ! داشتم از تور گردش در شهر می گفتم داشتم می گفتم برنامه ریزی ومدیریت حرف اول رو تو هر کاری منجمله سفر میزنه ! برنامه های که ترانسفر هتل برای گردش هرروز شما در نظر می گیره از پیش تعیین شده است وهرروز هم متفاوته .مثلا تو هتل ما برنامه گردش روز جمعه اش سیتی سنتر بود . میدونم که خرید خیلی لذت بخشه ولی برنامه هاتونو طوری بچینید که بیشتر جاهای دیدنی د/بی رو بینید .خرید خریده ومی شه اونها رو از یکی دومرکز خرید انجام داد وبقیه زمان رو به تفریح وخوشگذرونی صرف کرد که کمتر پیش میاد ! پس تور شهر رو از دست ندید چون اینجوری علاوه بر اینکه بیشتر مناطق دیدینی رو می بینید از نظر هزینه هم براتون صرف می کنه . من مرکز خرید ابن بطوطه رو بهتون پیشنهاد می کنم .که هم دیدینیست وهم مرکز خرید .البته فروشگاه زنجیره ای مکس که تو این مرکز خرید واقع شده خیلی قیمتهای مناسبی داره وشما می تونید براحتی اونجا برای خودتون خرید کنید .بقیه فروشگاه ها هم چون مارک دار هستند طبیعتا از قیمت بالایی برخوردارند .شوشو از ادیداس یه کفش گرفت که حداقل نصف قیمت اینجا بود ( نزدیک دویست هزار تومن ) ولی از اونجایی که من اونقدرا ورزشکار نیستم حیفم اومد این مبلغ وبرای خرید فقط یه جفت کفش صرف کنم برای همین رفتم تو فروشگاه مکس وکلی خرید کردم که اون همه خرید مبلغش به نصف قیمت کفش شوشو هم نرسید ! وقتی یواش یواش فکر سفر رفتنمون قطعی شد ( شماره سه،شماره چهار این نوشته ، شماره دو اینجا وشماره سه این پست ) کارای مربوط به سفر رو( شماره یک وشماره سه ) وانجام دادم .کلی هم اطلاعات از تو اینترنت گرفتم .من نمیخوام براتون از اونجا بگم .من فقط وفقط میخوام تجربیات سفررو براتون بنویسم چون من اطلاعات خیلی مفیدی از تو همین نوشته های وبلاگ ها پیدا کردم که خیلی به دردم خورد .خب اطلاعات کلی راجع به شهر مراکز تفریحی و... تو اینترنت هست وحتی بعضیا این نوشته ها رو تو وبلاگاشون کپی کردند .چیزی که می خوام بگم یا یه عده از نوشتنش منصرف شدند ( بخاطر چرت وپرتایی که یه عده تو کامنت دونی ادم می ذارن ) یا اونقدری کم هست که تو اطلاعات سرچ شده تو نت گم وگور می شن ! خب اولین توصیه من به شما دراوردم یه سری اطلاعات جامع وکامل راجع به د/بی وممنوعیت دارویی که براتون هست وپیدا کردن ادرس هتلتون ودیدن امکانات هتل است .) تورهای گردشی د/بی ، مراکز خرید ، رستورانها ، و....) اگه با تور برید ترانسفر تو فرودگاه دنبالتون میاد ومعمولا هر روز سر یه ساعت خاص ومشخص ترانسفر هتل شما رو به مناطق از پیش تعیین شده ( که در اغلب موارد جای زیاد به درد بخوری نیست ) می بره. وقتی وارد هتل بشید لیدرتون کلی اطلاعات راجع به ساعت کار رستوران وبرنامه صبحانه وناهار واستخر هتل وهمینطور برنامه های رایگان ترانسفر هتل می گه .یه سری تور دیگه که باید براش هزینه کنید هم همون لیدر هتل براتون در نظر می گیره که بهتون توصیه می کنم حتما سیتی تور ( گردش در شهر ) وتور صافاری ( تور صحرا ) رو برید .میدونم که سلیقه ها خیلی متفاوته ولی از رفتن به این دو تور هرگز احساس پشیمونی نخواهید کرد . پ ن : مرور گر فایر فاکس نداری؟ قالب وبلاگم با اکسپلوررت مشکل داره ؟فقط می تونی از گوگل ریدر اینجا رو بخونی ؟کلی حرف داری که رو دلت سنگینی می کنه وتو گلوت قلبمه شده ؟خب عزیزم کافیه همین جا رو کمی فشار بدی وکلی خودت وراحت کنی ! البته فقط از نظر صحبت کردن نه از نظر دیگه راحت بشی !! یه چیز جالبی که تو رستورانهای اصفهان ویزد به چشمم خورد نوع آوردن غذا بود ! مهم نبود چی سفارش میدی... تو این دو شهر هرچی سفارش می دادی به همراه برنجت تو یه ظرف میاوردن .مشهد وقتی سفارش غذا می دی تو یه دیس برنج میارن وتو یه دیس دیگه بختیاری ، جوجه یا هر چی که سفارش دادی .بعد کنار غذا رو با وجود مخلوط بودنش تزئین هم می کردند .هر چی بود هم خوشمزه بود وهم می چسبید .یه زرشک پلو خیلی خوشمزه تو رستوران هتل یزد سفارش دادم که حسابی بهم چسبید. یزد شبای سردی داشت هر چی تو طول روز گرما میخوردی تو شب حسابی خنک می شدی.اونقدری بهمون چسبید که تصمیم گرفتیم یه شب دیگه هم بمونیم وفردا صب زود راه بیفتیم که برسیم به طبس .تو جاده هم که همش کوه می دیدم یا این تابلو رو ...کوه وکوه وکوه ... منم که نمی داشتم بهم بد بگذره یا مدام پاستیل میخوردم ....یا نوقا وقطاب بعدش هم اب میخوردم و روش چیپس...با وجود خوش گذشتن ، دلم حسابی برای خونه ام تنگ شده بود ودلم میخواست هر چه زودتر به خونه برسم .اینم یه هنرنمایی من تو تونل ! خب نوشتم براتون که هدف بعدیمون دیدن حموم علیقی آقا بود . جایی که حتی دوست اصفهانی شوشو هم اونو بلد نبود .متاسفانه از این جای تاریخی تا 16 سال پیش بعنوان حمام استفاده می شده وبعدا تصمیم می گیرن ازش بعنوان یه میراث فرهنگی محافظت کنن .این درب ورودیشه واینا هم عکس ورودی خودم حمامه ( + + + + ) .اینا هم که عکسای داخل حمام ِ ( + + + ) نمیدونید چه حالی شدم وقتی فهمیدم که فقط 16 ساله که از اینجا محافظت می شه وهر متولی اون هم بنا به سلیقه خودش یه سری تغییرات تو حموم انجام داده .نقاشی های برجسته خیلی قشنگی هم داشت که متاسفانه تو عکسا خودم حضور دارم وفقط می تونم این عکسا رو براتون بذارم . خب دیگه کارمون تو اصفهان تموم شده بود ماشین وگرفته بودیم وجاهای دیدنی واصلی رو هم دیده بودیم .شهر بعدی یزد بود شهر بادگیرها ! هتل رو از قبل تعیین کرده بودیم ولی بازم به محض رسیدن به یزد از طریق 118 کلی اطلاعات گرفتیم .رفتیم صفائیه یزد که جای خوش اب وهوایی بود.منطقه لرد نشینا . هتل فرهنگیان خیلی تروتمیز بود با یه محوطه خیلی باحال هم قیمتاش مناسب بود واز همه مهمتر رستوران وکافی شاپ هم داشت .یه اتاق گرفتیم وبعد از گرفتن دوش وسفارش یه قوری چایی خوشمزه ودر کردن خستگی رفتیم یه دوری تو شهر بزنیم .راستش گرسنمون بود ودلمون میخواست بیرون هم غذا بخوریم .تو این گشت وگذار سوغاتی مخصوص یزد که باقلوا وقطاب هم بود گرفتیم .برای فردا کلی نقشه داشتیم .یه نقشه رو در ورودی هتل بود که مکانهای تاریخی ودیدنی رو نشون می داد .ولی بهترین کار گرفتن یه نقشه از هتل بود که دیگه حسابی بلد شهر یزد شدیم .جاهایی که برای فردا تصمیم به دیدنشون گرفتیم .آتشکده زرتشتیان وبنای امیر چخماق وباغ دولت آباد بود .تو نقشه مسیرا رو مشخص کردیم وبه ترتیب مسیر رفتیم برای سیاحت . آتشکده زرتشتیان تنها جایی بود که برای دیدنش بلیط ورودی پرداخت نکردیم _ دم اجدادمون گرم ، بهتون توصیه می کنم اگه گذرتون به یزد افتاد وخواستید برید این مکان وببینید به صندوقش حتما یه کمکی بکنید _ اینجا ورودی ساختمونه . تو ساختمون هم یه مکانی بود که باشیشیه ورودی اونو بسته بودن که آتیش دراونجا روشن بود ونگهداری می شد .کلی هم نصایح وپندهای زرتشت رو درودیوارش بود ( + + ).نمیدونم چرا اینقدر با این مکان حال کردم ! جای بعدی دیدن بنای تاریخی امیر چخماق بود .از اونجایی که نسبتا زود اومده بودیم بیرون تا تومدت صب تا ظهر بتونیم چند جایی رو که تعیین کرده بودیم ببینیم میل به صبحونه خوردن نداشتیم .برای همین تو بازارچه میدان امیر چخماق یه صبحونه مشتی خوردیم .وبعد هم رفتیم برای دیدن .اینا عکسای اونجاس ( + + + + + ) باغ دولت اباد خیلی زیبا بود.اینا تماما عکسای اونجاست .از محوطه بیرونی ( + + + + ) ومحوطه درونیش ( + ) اگه گفتید این عکس چیه ؟...اینم یه عکس از داخل بادگیر باغ دولت اباد ِ که میگن بلندترین بادگیر خشتی جهان است . محوطه خیلی زیبایی داشت با جوی آبی پر از آب وفواره های کوچیک بعد از ناهار وخرید کلی سوغاتی وانجام یه سری کارا و گذاشتن دوست شوشو دم خونه اشون برگشتیم ومی دونستیم که دیر شده ولی گفتیم یه سر بریم چهل ستون که شاید هنوز فرصت باقی باشه ! تابلو زده بودند که از درب خیابون پشتی وارد بشید. چهل ستون وعالی قاپو هم نزدیک به هم هستند ومی تونید هردوشونو تو یه روز ببینید . البته عالی قاپو تو میدان نقش جهان ِ ...خلاصه دیدیم نخیر درب چهل ستون بسته اس. کنارش یه موزه حیات وحش ماقبل تاریخ هست .رفتم که ازش بپرسم که این چهل ستون تا کی بازه؟ وهمینطور اون ساختمون که تاریخی معلوم می شه ودر اون طرف خیابون تو یه عقب رفتگی نبستا وسیع قرار گرفته چیه ؟....اظهار بی اطلاعی کرد از شناخت اون ساختمون می گفت بانکه... می گفتم نه خیلی عقب نشینی داره وبا دست هم نشون می دادم که ای بابا همون طرف خیابونه ....خلاصه دیدیم که اینجا که نمی شه رفت همون طرف خیابون یه پارک با صفا بود که دانشگاه هنر اصفهان هم تو این پارک قرار داشت . گفتیم یه قدمی بزنیم ویه حالی بکنیم . همینطور که تو پارک قدم می زدیم وبه قسمت انتهایش نزدیک می شدیم دیدم یه دربی هست که مردم داخلش می شن وقتی از اونجا رفتیم با کمال تعجب میدان نقش جهان بود _ دوست شوشو ، ما رو از مسیر دیگه ای برده بود ومن اصلا فکرنمی کردم نقش جهان اینقده به ما نزدیک باشه _ حین قدم زدم هم متوجه شدم اون ساختمونی که بنظرم تاریخی هم اومده بود بنا عالی قاپو می باشد . داشته باشید اطلاعات یه بلیط فروش موزه رو !...حالا کرایه دولا پهنا باهات حساب می کردند ویه قدم راه وتا می فهمیدن بلد نیستی با چند برابر قیمت میخواستن ازت بگیرن واینکه همه بناها ورودیه داشت یه طرف _ چون به نظرم همشون طبیعی میومد _ ولی اینکه به عمد نگی اونجا عالی قاپوس تا برای سرگرم شدن هم که شده بری تو موزه ی در پیتی این دیگه نوبرشه !!.... تصمیم فردامون با این ادرسی که داشتیم دیدن چهل ستون وعالی قاپو بود . تو هر دومکان هم می شد تو قسمتای داخلی بنا عکس بدون فلش گرفت . این عکسای چهل ستونه ( + + + ) . می بینید که باز این توریستا از ما جلوترن ! (+ ) اینجا هم قسمتای درونی چهل ستونه ( + + ) اینم هنر مردم فرهنگ دوست ایرانی هاس رو نقاشی های داخلی ساختمون چهل ستون ! ( + ) بعد از اون رفتیم عالی قاپو...تو ورودی عالی قاپو اگه بصورت ضربدر تو گوشه های دیوار قرار می گرفتی وآهسته با هم حرف می زدید می تونستید صدای همدیگر رو بشنوید . یه دستگاه مثل خودپرداز هم اونجا گذاشتن بودن که کلی اطلاعات مناطق وبناهای دیدنی رو داشت که بصورت نوشته ، عکس یا فیلم نشون می داد واز آخر هم می تونستی از ادرس اون محل یه پرینت بگیری. این کارشون عالی بود .ما اطلاعات جای بعدی رو از اون دستگاه گرفتیم چون دوست اصفهانی شوشو هم جای حموم علیقلی آقا رو بلد نبود !....وقتی به بالای عالی قاپو رسیدم وکلی عکسای قشنگ گرفتیم . ( + + + + + )با صدای نواختن این مرد هم خستگی اون همه پله ای رو که رفته بودیم بالا از تنمون به در کردیم . بعد تو یه چایخونه نقش جهان یه چایی خوردیم که حال بیام وبریم همون حمومی که ادرسش واز اون دستگاه گرفته بودیم .اونم به محل هتل ما خیلی نزدیک بود .موقع چای خوردن یه چیز جالبی دیدم از بس برای ورود به یه جا از مردم بلیط می گرفتن این موضوع برای خودشون هم جالب بوده که رو تابلو عنوانش کرده بودن !!! تصمیم صبح روز بعدمون دیدن کلیسای وانگ بود. خب ما خیلی سریع تو نستیم بعد از بیدار شدن ودوش گرفتن وخوردن صبحونه وهمچنین کمی هم ادرس پرسیدن اونجا رو پیدا کنیم .اینم دلیل ادعام ( + ) . طبق روال عادی همه مکانهای تاریخی ورودیه داره .... اونم تو اصفهان !! ولی جالبیش این بود که فقط کلیسای وانگ تو تمام مکانهایی که ما برای دیدن انتخاب کردیم تفاوت بین مردم عادی وتوریستا قائل شده بودن واز توریستا سه برابر ورودی افراد معمولی می گرفتن .همینطور برای دادن مجوز فیلمبرداری بیست هزار تومن می گرفتن . یه قسمت موزه داشت ویه یه قسمت کلیسا بود که تو یه فضای باز وبزرگی قرار داشت که تو هر دوجا اجازه عکسبرداری نداشتیم . (+ + + + ) موقع ورود به موزه اش یه تابلو بزرگی نصب کرده بودند که روش عکس موبایل ودوربین وحیوونات خونگی و...کشیده بودن با یه ضربدر بزرگ قرمز روش وزیرش هم انگلسی وفارسی نوشته بودند عکسبرداری وفیلمبرداری وبا موبایل حرف زدن ممنوع وهمینطور مراقب کودکان خود باشید وفلان وبهمان ....اون پست no که نوشتم اقتباسی بود از این تابلو موزه کلیسای وانگ . قبل از اینکه وارد بشم با دیدن اون تابلو رو کردم به شوشو گفتم این چه وضعیه؟ no عکس no فیلمبرداری no بچه no حیوون no…. ولی می شد تو محوطه اش عکس گرفت . ماشالله هر جا هم که ما می رفتیم زودتر از ما توریستا اونجا بودن . بعد از اونجا هم یه قرار با دوست شوشو داشتیم که به اتفاق اون رفتیم میدون نقش جهان واول از همه تو یه رستوران سنتی ( به نام نقش جهان ) ناهار خوردیم ( + + ) .از اونجایی که من دوس دارم هر چیزی رو حتی شده یه بار تست کنم وهمین که بریونی اصفهانی خیلی خوشمزه بود اینبار خواستم خورشت ماست وتست کنم .من طعم شیرین وهم دوس دارم ولی این خورشت اصلا چنگی به دل نزد .توصیه می کنم که نخورید. (+) تو اصفهان گز بلداچی وکرمانی معروفه ولی طبق روال همه کارای ما ایرانی ها کلی از این اسم ، رو درمغازه های میدان نقش جهان بود. خب دوست شوشو وارد بود وما رو برد جای اصلش که کلی گز وپشمک وپولکی خریدیم .من که گز نوقا که مخصوص تبریزه !! _ داشته باشید تو اصفهان هااااااا ) وهمینطور گزآردی برای خودم خریدم . از اونجایی که قصد رفتن به اصفهان برای ما خرید ماشین بود تا گردش وتفریح . خب بیشتر کارامون خواه نا خواه تحت تاثیر این خرید قرار می گرفت . هتل واز قبل رزو کرده بودیم .واسه همین از فرودگاه مستقیم رفتیم اونجا .( تو خیابان چهارباغ که به بیشتر مناطق دیدنیش نزدیک بود ) یه دوش گرفتیم وکمی به خودمون صفا دادیم وشوشو ومن رفتیم سراغ ماشین وکارای اون وعملا اون روز تا شب بغیر از پل سی وسه پل نتونستیم چیز دیگه ای ببینیم . تو اصفهان بیشتر مراکز دیدنیش صبحاس یعنی تا حدود ساعت چهار ، بعد از اون دیگه تو می مونی ویه شهر ناآشنا . برای همین بهتون توصیه می کنم صبا نخوابید وسریع بزنید بیرون تا جاهای دیدنیشو از دست ندید وبجاش غروبا برید برای چرخ زدن تو شهر . تمام پل هاشو هم ( سی وسه پل ، پل خواجو ،پل چوبی ، پل مارنان ) رو می تونید تو یک دفعه ببینید ومعلومه که تو شب هم زیباتره ...البته بخاطر ساخت وساز مترو جلوی آب زاینده رود رو بسته بودند وشبا هم این پلها همچین جذابیتی نداشت . فردا صب هم بعد از خورد صبحانه خیلی مفصل سراغ ماشین رفتیم وکارای اون تا ظهر.... ظهر هم فروشنده ماشین که حسابی با شوشو رفیق شده بود یه رستوران خیلی باصفا وتر وتمیز بهمون معرفی کرد وهمراه ما رفتیم برای سرو غذا ( + + ) بعد از ناهار ماشین دستمون رسید و تو وقت باقی مونده رفیتم پارک پرندگان . بهتون بگم پارک ناژوان وپارک پرندگان وپارک موزه پروانه ها تو یک مسیره ومی تونید همه رو با هم ببینید واز اونجایی که کار ما تو همون محدوده بود ترجیح دادیم بعد از ناهار تا فرصت باقیست اینجا ها رو ببینیم . علاوه بر فروشنده ماشین که یه جورایی لیدر ما بود من قبلا تو اینترنت سرچ کرده بودم وجاهای دیدنی اصفهان ودر آورده بودم .تازه تو خود هتل هم جاهای دیدنی رو رو نقشه مشخص کرده بود . در ضمن می تونید از 118 اصفهان هم در این مورد اطلاعات کسب کنید تا بتونید با برنامه ریزی به همه کاراتون برسید . پارک ناژوان خیلی زیبا وقشنگ بود بعدش هم که پارک پرندگان ( این عکسای ورودیشه + + ) شاید اسم پارک پرندگان شما رو یاد باغ وحش بندازه ! ولی طراحی پارک خیلی زیبا وشکیل بود یه فضای سبز خیلی بزرگ رو با تور پوشونده بودند .تو پارک تیر های بلندی قرار داشت که از سقفش با توری محافظت می شد وهمینجور که تو پارک قدم میزدی می تونستی پرنده های قشنگ وهم ببینی . ( + + + + + + + + ) البته یه سری از پرنده ها رو هم تو قفس های شیشه ای یا میله ای نگهداری می کردند . ( + + + + + + + + + + + )ولی چیزی که باعث اون همه قشنگی شده بود تمیزی وابتکارشون بود .یه استخر خیلی باحال هم داشت که متاسفانه بخاطر بیماری وتر وتمیز کردن آب اونو خالی کرده بودند ( + + ). تو پارک هم یه قسمتی رو درست کرده بودند به اسم کوچه های قدیم اصفهان ( + + ) که فوق العاده بود وپرنده های رنگارنگ این ور واونور می رفتن وگاهی هم از تو ماکت کوچه پس کوچه های اصفهان میومدن بیرون (+ + ) کمی کار داشتیم وتا شب طول کشید و رفتیم پل خواجو وجاتون خالی بریونی خوردیم .

















































این شهر سومین مرکز بزرگ صنعتی بلغارستان است و در امر صنعت کشتیرانی ، کشتی سازی و تعمیرات کشتی فعال می باشد. وارنا به عنوان یک تفریگاه ساحلی دریایی شهرت بین المللی دارد. هر ساله بیش از هزاران نفر از اهالی بلغارستان و دیگر کشورها ، تعطیلات خود را در سواحل زیبای شنهای طلایی golden sands و النا می گذرانند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

| Design By : Pichak |
