مژی جون وشوشو
یه مژی چشم خمار ویه شوشو جنتلمن
داره بارون می باره .چه هوای دلچسبی ومن باید تو این هوای عشقولانه اولین کلاس آخرین ترم یونی رفتنم ، رو برم ! اونقدری از ارسال این پستم نگذشته بود که دیدم تو سایت یونی برنامه کلاسی رو گذاشتن .من سه تا درس دارم وتونستم تو دو روز برشون دارم _ دیگه ترم اخر ونهایت هر کلاسی دو کد بیشتر نداره _ یه درسم دوتا کدش روزهای مختلف بود _ اکثرا تو یه روزه وفقط ساعت هاشون متفاوته _ برای همین تونستم 10 تا 12 یه درس بردارم و2 تا 4 هم یه درس دیگه. اون دوساعت وسط هم اصلا به چشم نمیاد می تونم برم کتابخونه یا تو سلف وتریا بشینم ! والا بیشتر از این زمان تو مسیر خونه به یونی ام .برای من که خیلی خوب شد .بعدش به چند تا از دوستا اس زدم واعلام کردم برنامه کلاسی اومده . پ ن : بخاطر یه دوست مجازی خوب دوباره تکرارش می کنم ! تهرونی های عزیز اگه تو این ایام بخر بخر دنبال یه سری لباس وکیف وکفش مارک دار با قیمت مناسب هستید این دوست مجازی خودمون رو هم از دست ندید وجای من وهم خیلی خالی کنید ! دیشب بعد از شام وگردش با مهسا اینا اومدیم خونه امون تا ساعت چهار ونیم صبح خونه امون بودند وهر کاری کردم نخوابیدن _ محمد می خواست بره شرکت ومهسا هم گفت میخواد صبح کمی بخوابه ولی اینجوری گوربه گور می شه _ هر چی بود وهر کاری کردیم یه طرف تصمیم برای نوع رشته ارشدم یه طرف. خب دولتی رو از دست دادم سر حماقت اینکه شاید قبول نشم .شب اومدن دفترچه آزاد هم که یه خبر خوب داشتم وهمون فرداش از شرکت در آزاد هم منصرف شدم ! یونی خودمون هم که ازمون ارشدش رو امسال زود تر از همیشه برگزار کرد درست وسط امتحانات پایانترم همین ترمی که گذشت ! ومن ترم هفت بودم .بنا بر یه سری دلایل که یکیش همین کلاس نرفتن بود تصمیم به یونی خودم ولی رشته دیگه ای بود وسه تا رشته مدنظرم بود که اینروزا داشتم به بیوشیمی بیشتر از اون دوتای دیگه فکر می کردم .دیشب با حرف زدن با محمد _ شاید تو همین مایه ها حرف از یکی دونفر دیگه هم شنیده باشم ولی حرف محمد هر چی بود تصمیم منو عوض کرد _ اشکالی نداره که آزاد رو از دست دادم .میخونم برای سال بعد همین رشته خودم رو تو آزاد شرکت می کنم _ یونی ما تو مشهد این رشته رو نداره _ وقتی دارم برای ازاد میخونم یه محکی هم خودم رو برای دولتی می زنم .پس برای هر دو دانشگاه تو رشته خودم شرکت می کنم .احتمال ازاد قبول شدنم اونم تو شهر خودم بیشتره .من تلاش می کنم تا خدا چی بخواد .دیگه تو این ترم هم نمیرم تحقیق ارشد بیوشیمی .همین رشته خودم خوبه .جمع جورش می کنم عیبی نداره یه سال فاصله افتاد. بیشتر تلاش می کنم مخصوصا تو موقعیت من که باید این استراحت رو این مابین به خودم میدادم . موفق باشی مژگان جون ! تمام نمراتم رویت شدند بجز همون پیشرفته 2 که ازش می ترسیدم .درسته که خیلی درس سختیه ولی نه تا اون حدی که من سرجلسه با گوش اویزون بیام بیرون مخصوصا که با استاد شادمان برداشته بودم که ایشون فوق العاده درس میده .تا شب پکر بودم که این درس رو پاس نمی کنم ولی فرداش که از الهه پرسیدم وفهمیدم هفتا سوال بوده احتمال دادم لبه مرزی نمره اورده باشم .این درسم هم پاس شد همین الان نمره اش رو تو پورتالم دیدم .( همون حدس خودم لبه مرزی پاس شد ) این ترم هم با موفقیت تموم شد من نه منتی دارم نه ادعایی .خدارو شکر می کنم بخاطر دلی که دارم ومی دونم خیلی از چیزهایی که الان دارم رو مدیون این دل دریایمم. زهرا انتخاب واحدش رو به من سپرده بود وتونستم همون روز، درساش رو بغیر از یکی بردارم اونم بخاطر اسمش بود منم شک کردم زنگ زدم به نفیسه که هم رشته زهراست که اونم نبود وخلاصه فردا فهمیدم این درس با اون یکی درس یکی اند. تا امروز هر کاری کردم نشد این درس زهرا رو بردارم که خیالم راحت بشه ._ خب به زهرا قول داده بودم هر چند که هنوز حذف واضافه مونده وبود ولی خودم مقید بودم – درس ارائه شده بود ولی ظرفیتش پر بود واطمینان داشتم که می تونم برای زهرا بردارمش .که امروز موفق شدم .برای الهه هم درساش رو برداشتم ولی باید یه تغییری توش می دادیم درس جامعه شناسی ارائه نشده بود _ نمی دونم رشته من چه ربطی به جامعه شناسی داره؟ _ به الهه گفتم وقتی درسی ارائه نشه نمی شه هیچ کاری کرد ولی اگه ارائه شده باشه وظرفیتش پر باشه من اونقدری پیله هستم که هی برم تو پورتال تا بتونم اون درس رو بردارم .بهش پیشنهاد کردم حتما یونی بره وبگه که ترم اخرشه واون درس رو میخواد برداره وبهشون بگه سه درس باقیمونده با این درساش تداخل داره _ الهه انشالله تابستون درساش تموم می شه _بعد از خواب عصری اومدم سراغ پورتال یونی خیلی خوشحال شدم که شد درس زهرارو براش بردارم .ولی از ارائه جامعه خبری نبود .همین موقع هم دیدم که یه فراخوان دادن برای دانشجویانی که انصراف از تحصیل دادن .دستم رفت رو گوشی که به الهام زنگ بزنم _ از تو کلاس کنکور باهاش اشنا شدم ودوترم بعد هم دیگه یونی نیومد وتماس ها هم فقط از طرف من بود تا اینکه بیخیالش شدم ، خیلی هم انرژی منفی می داد _ تا اومدم شماره بگیرم گفتم به من چه ؟ دوست صمیمیم که نبوده یه دوستی یه طرفه رو از ترم دو که انصراف داد تا همین اواخر من کش دادم .به من چه ؟...والا به خدا ...بعدا می شه عین اسی که سارا دوست چندین وچند ساله ام سر خنک بازی خودش به من داد .بیخیالش شدم .وبعد یه نفس کشیدم دیدم چقدر بهتره ! ...نه ؟ امروز روز انتخاب واحده .یکی دوروز پیش زهرا بهم زنگ زد وشماره دانشجویی ورمزش رو داد که وقتی تو سفر به کربلا ست من براش انتخاب واحد کنم .وقتی شماره دانشجویی ورمزت رو وارد می کنی وارد پورتال شخصیت می شی وگزینه انتخاب واحد رو میزنی بهت می گه دقیقا کی وچه ساعتی دوباره مراجعه کنی .الان که داره اذیت می کنه .از ترسم هیچ صفحه دیگه رو تو نت باز نمی کنم درسته که برای یونی از مرورگر اکسپلورر وبرای کارای خودم از فایر فاکس استفاده می کنم ولی ترجیح می دم بغیر از صفحه شخصیم تو سایت یونی هیچ صفحه دیگه ای رو باز نکنم تا کمتر قاط بزنه وتکلیفم زودتر روشن بشه بغیر از خودم وزهرا ،شماره دانشجویی ورمز الهه رو کلا سیو دارم که کاراش رو انجام بدم از دیدن نمره وانتخاب واحد وزدن اعتراض ! فعلا که انگشت به دهن ما رو کرده این پورتال یونی .حالا بخواد این پروسه سه بار هم تکرار بشه خدا عالمه چقدر این انگشتم تو دهنم می مونه ! اونقدری از نوشتن این پستم تو وورد نگذشته بود که تونستم وارد پورتال خودم بشم .انتخاب واحد از ساعت دو امروزه .ببینم وقتی وارد می شم برای هرکدوممون چه روز وچه ساعتی رو مشخص می کنه ؟ پ ن : عصری که از خواب بیدار شدم رفتم سراغ سایت یونی برای زهرا انتخاب واحد کردم ولی یه درسی که می خواست هنوز ارائه نشده بود .موقع انتخاب واحد منم نوشت فردا ساعت هشت ونیم صبح وبرای الهه هم شد پس فردا ساعت هشت ونیم صبح ! 1_ به سلامتی امتحانات این ترمم هم تموم شد . 2_ نتیجه این درس خوندن اضافه کردن سه کیلو وزن ناقابل ه که باید دهنم صاف بشه وبرسونم سر جای قبلیش .دیگه پروسه این سه وسال ونیم درس خوندنم اینه شد که موقع امتحانات پایانترم وشبهای امتحانی وزن اضافه می کنم وتو طول ترم مشغول وزن کم کردنم وباز روزی از نو _ یه شل کن سفت کنی داریم ما با این بدن زبون نفهممون _ 3_ میخوام خودم وخونه رو خفه کنم .تصمیم داشتم از امتحان بر می گردم بچسبم به خونه که فعلا اینجم اونم بدون دراوردن لباس یونی .بعدش هم چندین قرار خوشگذرونی با دوستان داریم وچندین برنامه خرید هم این مابین داریم یه خرید با الهه میرم که پالتو وچکمه بگیرم ( نگید دیر شده چون واقعا دوس دارم بعدش هم سال دیگه رو ازم نگرفتن که ...تازه مشهد تو فروردینش هم سرده ) .یه سری خرید رو هم با مهسا بایدانجام بدم شلوار جین میخوام اونم دوسه تا با دوسه تا رنگ مختلف با مانتو ....کلا می خوام خودم رو خفه کنم دیگه زحمت کشیدم ومیخوام به خودم مزد بدم . 4_ یادم رفت تو ابانماه تولد نه سالگی وبم رو جشن بگیرم .خیلی مشغول بودم برای همین فراموش کردم به جاش امروز یه پست نوشتم ولی تو اون تاریخ ارسالش کردم که حداقل ثبتش تو ماه تولد وبم باشه هر چند که با یه ماه تاخیر انجام شده .چاره ای نیست ...فراموش کرده بودم .تولدت مبارک دختر خوشگل چشم خمار میشی رنگم 5_ این عکسا هم اتفاق امروزه جلوی درب خونه امون ه _ بعد از برگشت از امتحان _ گربه خوشگل وملوسی که بدجوری خودش رو برام لوس می کردوعشوه میومد . ساعت از سه شب هم گذشته .امروز اخرین امتحان این ترم رو پاس میکنم وخلاص ! یه دوش بگیرم وبرم بخوابم که برای فردا باید ساعت شش ونیم صبح بیداربشم .تازه الان دوره کردن کتابم نه البته بصورت کامل تموم شد ( همین قدر که خوندم کافیه ). از فردا هم کلی برنامه برای خودم چیدم از نظافت خونه بگیر تا ددر رفتن با دوستان وخرید کردن ومهمونی دادن. خب امروز پنجمین امتحان رو با موفقیت هر چه تمام تر پاس کردم _ حتی نرسیده بودم یه دور درست درمون بخونمش _ میخوام یه سری تجربیاتم از یونی رو بعنوان دانشجوی ترم آخری براتون بنویسم حتی اگه فقط به درد یکی بخوره_. اونهایی که تجربه درس خوندن تو یه دانشگاه دیگه بغیر از پیام نور رو داشتند می دونن چقدر درس خوندن تو پیام نور سخت تر ومشکل تر از دانشگاه دیگه ست اونهایی هم که تجربه اش رو ندارند کلا براشون پیام نور سخت تره . _برعکس تصورات سال های اولم شرکت کردن تو امتحانات میانترم رو هرگز از دست ندید.درسته که نمره پایانترمتون در ده هفتم ضرب می شه ولی اگه یه شش کامل از میانترم داشته باشید یه نمره چهار هم می تونه شما رو در پایانترم از مهلک فراری بده _ فرقی نمی کنه چه جوری خونده باشی یا اصلا نخونده باشی هیچ حساب وکتابی در کار نیست .سوالات عین کنکور سراسریه یعنی وقتی من امروز فلان امتحان رو دارم تو کل ایران همین روز وهمین ساعت همین درس من وبقیه بروبچ حسابداری دارند .سوالات از تهران میاد وگاهی حداقل دوسه تا اشتباه توش ه یا کلید همراهشون اشکال داره .نحوه طراحی سوال به این شکل ه که شما فرض کنید تو سازمان اصلی یه مخزن که از بالای سالانه چند مدل نمونه سوال برای هر درس وهر رشته ای وارد می شه وبعدش از پایین مخزن نمونه سوال برداشته میشه .پس هیچ وقت نمی تونی بفهمی طراح سوال کیه ؟...حتی اگه استاد خودت طراح سوالات یه ترمی باشه امکان نداره اون نوع سوالات گیر تو بیفته ! _ تو درس های تمام تستی استادت نقش برگ چغندر رو بازی میکنه چون سوالاتت با دستگاه تصحیح می شه .استاد سر جلسه حق حضور نداره ( چطور بشه اونم به ندرت خودم فقط یه ترم شاهدش بودم ) اعتراض کردن فقط به سوالات تشریحی امکان پذیره که استاد خودت تصحیحش کرده . _ کلا جوابی از اعتراضت نمی گیری .شاید از یه قسمت حذف شده هم سوال بیاد .چون سراسریه اونقدرا اعتراض کارساز نیست .از همه بدتر اتفاقات جانبی این مابین ه .مثلا خودم یه ترم مدیریت تولید رو از سایت دیدم که نوشته بود تمام تستی .بعد سر جلسه بعد از بیست دقیقه که از ساعت امتحان گذشته بود دیدم دارند برگه تشریحی هم توزیع می کنن یعنی حتی مسولین سر جلسه هم یه دفعه شوکه شده بودند با باز کردن پاکت سوالات .اعتراض هم فایده ای نکرده مگه 80 درصد در کل ایران ازش نمره نیارند که ریزیشی اعلام بشه _ یعنی یه بار دیگه بری ودوباره همون درس رو بدون پرداخت وجهی امتحان بدی _ _ دستت فقط بنده به کتاب .باید یه کتاب قطور رو تا پاورقی هاش رو بخونی فرق داره با دانشگاه دیگه که بسنده می کنی به جزو وخیالت راحت ومی تونی تاریخ امتحانات رو هم با صحبت کردن با استاد بالا وپایین کنی .نخیر تو یونی ما سر ساعت وروزش یه امتحان برگزار می شه . _ اینکه بتونی از استاد نمره بگیری یا با خوندن یه جزوه مختصر کل یه کتاب رو پاس کنی یا اعتراضی در کار باشه یا به میل واختیار یه سری دانشجویان تاریخ امتحان عوض بشه یا اگه مشکلی در سوالات هست یکی پاسخگو باشه یا سر جلسه امتحانت استادت باشه که پاسخگو سوالاتت باشه یا اگه سوالی بد چاپ شده یا مشکل داره بتونه رفع ورجوعش کنه یا.....زهی خیال باطل دور از جونتون کور خوندید .شما هستید واطلاعات خودتون ودستی که به هیچ جا بند نمی شه !برای همینه که همه می گن قبولی ودامه دادن درس خوندن تو یونی ما سخت ه خودم تو دوستای نزدیکم سه چهارتا انصرافی داشتم .ولی بجاش قبولی تو ارشد مثل اینکه برامون راحت تره ( شاید اینو هم مثل اون حرف بهشت زیر پای مادران هست برای دلخوشیمون گفتن الله اعلم !) کامنت دونی این پست فعاله ! (قبلش بگم که امتحانتات پایانترم ما از 14 نمره ست و6 نمره هم میانترم داری .اگه میانترم نداده باشی نمره پایانترمت در ده ضرب می شه تقسیم بر هفت می شه ومی شه نمره نهاییت .سوالاتمون هم کلا سراسریه واز تهران میاد وامتحانات تمام تستیمون هم توسط دستگاه تصیح می شه درسته عین کنکور ) یادتونه که چقدر خوشحال وشنگول از سر جلسه امتحان اولی که یکی از سخت ترین درسام بود اومدم بیرون ؟...نه جون من برو بخونش ونگو یادته ...کار دارم می خوام از شماها بعنوان شاهد استفاده کنم !بعدش نوشتم که دونمره از حداقل انتظارم کمترشدم ؟...هنوز یکی دوروزی از اعلام نمره ام نگذشته بود ( برای یه عده میانترم اومده بود وبرای من نمره میانترمم موقعی اومد که نمره پایانترمم هم اومده بود ) که نمره اون درسم رو از تو پورتال برداشتند هم من هم الهه ( از بقیه خبرندارم ) فقط موند نمره میانترمم .این وسط 25 صدم هم به میانترمم اضافه شده بود!!...خلاصه تو کف موندم باز چه قاطی زده این دانشگاه _ شماها شاهد باشید که من نوشتم این درس رو پاس کردم _اخه خیلی خوب اون امتحان رو داده بودم وتو کف نمره اومده اش مونده بودم ( یاتون باشه برای یکی از امتحانات ترم تابستون هم مشکل پیش اومد وخیلی دیرتر نمره هاش تو پورتال زده شد ).دیروز چهارمین امتحانم بود که اصلا ازش راضی نیستم وتا شب بدجوری حالم گرفته شده بود. بجاش امروز با دیدن نمره امتحان دوم وسومم خیلی ذوق کردم .صنعتی 3 به اون سختی رو شدم 18 اونوقت حقوق تجارت تموم خوندنی رو 15 ،ادم وا میره والا ! دوزاری کجم توسط یکی ازدوستای مجازی خوبم وبعدش هم الهه افتاد که عمرا اگه بتوم برم سرجلسه واکی ثانیه بعدش اونم بعد از رویت شدن سوالات بزنم بیرون .تصمیم گرفتم دل به دریا بزنم وبرم سرجلسه هرچند ترم بعدکه اخرین ترمم محسوب می شه همش ده واحد دارم.درراستای درس خوندن امروز عصری.... فهیمه اس زد که مریض ه وتب کرده الهه هم گفت شش میاد که توترافیک موند وده دقیقه به هفت رسید! این بساط اولیه درس خوندنمه ( بیخودی نیست تو ایام امتحانات تپل می شم وبعد تا میام کم کنم اخر ترم شده اینم من وجزوهام والبالو خشکه !! اینجا دیروقت شده ویه کافی میکس هم خوردم ودارم میزنم توسرجزوه وماشین حساب وخودم!! تا بحال شد که تا شب امتحان هم درس خوندم ولی صبحش نرفتم سر جلسه ( تو یونی ما غیبت در امتحان میخوره ومی شه حذف اضطراری ) .امار 2 بود که اینکاررو کردم .از اونجایی که امتحان روز یکشنبه ام خیلی سخته تصمیم دارم بازم تا خودخود فردا شب خودم رو خفه کنم با درس خوندن وبرم سر جلسه وهمین که برگه رو دادن حس کردم سخته بزنم بیرون ( قبل از اینکه ورقه رو امضا کنم یا مسئولین بیان وازم امضا بگیرن ) بگم حالم خوب نیست .فکر نکنم تا قبل از امضا کردنم مشکلی پیش بیاد ...فعلا تو شش وبش این کارم .درسم به معنای واقعی سخت ه.تا همین نیم ساعت پیش خونه فهمیه بودم از ساعت 4 تا نه شب !! برنامه فردا صبح هم هست وعصری هم شاید از ساعت 4 شروع کنیم تا نه ونیم ( همیشه از ساعت شش شروع می کردیم ) کمی زودتر برنامه فردا رو می ذاریم که الهه هم بیاد چون راهش دوره .یعنی می تونم ؟ موفق می شم ؟ یا بهتره حذفش کنم ؟ 1_دیشب یه ربع به سه شب شده بود که رفتم تو رختخواب ( تا اون موقع کار نداشتم هااا )نمیدونم چم شده بود که عین هر شب نبودم وراحت نتونستم بخوابم .برعکس همه شبا که سرم می ره رو بالشت خوابم میبره وتا خود صبح هم خوابم .هم دیر خوابم برد وهم اینکه دم به دقیقه بیدار می شدم . 2_جاتون خالی برای ظهر چلومرغ خونگی به سبک مژی جون داشتم. برای همین تصمیم این بود که موقع برگشت ناهار رو درست کنم .بخاطر خرید چرکنویس وهمینطور رسوندن من توسط شوشو، کمی دیر خونه فهمیه رسیدم .به جاش می دونستم می تونم تا دو دونیم اونجا بمونم . 3_امروز ظهر قصد لا لا کردن ندارم وبجاش کمی درس میخونم تا اومدن فهمیه .چون فردا جمعه ست ومی تونم صبح بیشتر بخوابم . 4_امروز کلاس رفع اشکال برای پیشرفته 2 گذاشتن ( همین درسی که یکشنبه امتحانش رو دارم ) نهایت سه چهارتا تمرین حل بشه .الهه که رفته ولی من وفهمیه امروز تو خونه درس میخونیم . 5_برنامه درس خوندن فردامون حتمیه وخدا کنه الهه هم بیاد( خونه اش خیلی خیلی از ما دوره ) اینجوری بشه می تونیم تمرینهای امروزی که الهه سر کلاس نوشته رو ازروش فتو بزنیم !!. 1_برای امتحان امروزبا فهمیه رفتم وبا اون هم برگشتم .طفلکی همسرش ما رو رسوند وبعد هم اومد دنبالمون .برف خیلی سنگینی بود شوشو هی گفت برسونمت برسونمت ...بعد دید نخیر تحویل گرفتنی در کار نیست. گفت کمی زودتر برم بیرون که ترافیک سنگین ه.هر چی بود رسیدیم اونم خیلی زود .من که رفتم تو تریا ویه ظرف سوپ داغ خوردم وکلی با فهمیه شعر گفتیم !! تا موقع امتحان شد .خیلی خوب بود _ اونقدر درسای یونی ما سخت ه که وقتی می گی خیلی خوب یعنی در حد نمره 15 یا 16 ووقتی بگی خیلی خیلی خوب فوق فوقش همون 19 می شی_ 2_ قرارمون این بود که اومدیم خونه من کمی بخوابم وهمون ساعت های شش یا شش ونیم عصری بساط درس خوندن شروع بشه .پیشرفت خوبی نداشتیم ولی بازم کاچی به از هیچی بود 3_ فهمیه کمی زود رفت وامشب هم شوشو کمی دیرتر از روال میومد خونه .منم ترجیح دادم خونه رو مرتب کنم .نمی دونم همون حس همه چی برعکسه ست یا واقعا اینجور مواقع همه چی بدتر وبیشتر بهم می ریزه ؟ 4_لباس ها رو ریختم تو ماشین وبعدش لباس های یونی رو مرتب کردم ودوسه تا تیکه هم اطو کشی داشتم اونها رو هم اطو کردم تا اون اتاق مجردی بشه اتاق ! این وسط برای شام سوپ جو پرک شده قرمز درست کردم با پیتزا _ من موندم چرا یه مدت از جو پرک شده خوشم نمیومده وباهاش کار نمی کردم ؟! خیلی عالیه تو یک ساعت ونیم یه سوپ باغلظت وجا افتاد بهت تحویل میده _ بعدش چسبیدم به بقیه کارا دوتا اتاق وسرویس بهداشتی تموم شد که شوشو اومد . 5_همونجور پیش بند بسته شام خوردم ودوباره مشغول شدم وبقیه لباس ها رو دراوردم وگرد گیری وجارو وبعد هم اشپزخونه وسینک و….این ما بین هم بغیر از شام ، میوه وچای هم صرف شد تا همین یک ربع پیش که کارام تموم شد ودستمال ها رو هم شستم وانداختم رو بخاری( ساعت پست گواه زحمت کشی این دانشجو خونه داره 6_ ناهار فردا ردیف ه واحتمالا بعد از نت گردی کمی ثبت میخونم ( منظورم ثبت های حسابداری ه ) وبعد میخوابم . بازم فردا با فهمیه قرار دارم وکمی زودتر باید برم بیرن که هم کمی خرید کنم وبذارم تو ماشین برای ظهر، همین که کاغذ های چرک نویس کیلوییم تموم شد وباید از اونها تهیه کنم !. 7_چهارمین امتحانم که روز یکشنبه ست یکی از سخت ترین درسامه .چهار صفحه A 4 فقط خلاصه نوشتم که همش هم ثبت ه .ثبتا یه طرف این که هر ثبتی تو هر شرایطی باید با چه قیمتی باشه یه طرف... یه بساطیه... از همه بدتر ش اینه که کل کتاب بهم مربوطه ونمی تونی بگی بیخیال فلان فصلش حالا نمیخونمش ورو بقیه بیشتر تمرکز می کنم ...نخیر ...از این خبرا هم نیست برای این درس لامصبی.فعلا که سه تااز امتحاناتم ختم به خیر شد . کامنت دونی این پست فعاله ! امروز دومین امتحان پایانترم رو دادم . از اونجایی که نمرات امتحانات تستی خیلی زود میاد نتیجه امتحان اولیم که خیلی هم درس مشکلی بود ومنم فکر می کردم البته فک هااا... امروز عصری هم با فهمیه برنامه درس خوندن داشتیم .خب امتحان پس فردای من که سومین امتحانمه می شه اولین امتحان فهمیه برای همین خوب خوندندش .منم نشستم عصری بعد از خواب تا اومدن فهمیه یه فصل رو خوندنم وهمینجوری که میخوندم هی می گفتم چرا استاد اینها رو درس نداده ؟_ قرار بود دیگه از رو جزو نخونم واکتفا کنم به کتاب استادی ونمونه سوالات اون، از اونجایی که این درس رو هم تو اموزشگاه با این استاد خوب برداشته بودم تعجبم زیاد شد که چرا این فرمول ها رو بهمون یادنداده _ فهمیه که اومد اونم گفت اره منم بهت گفتم مطالب درس نداده استاد زیاده .بعدش دوزاریم افتاد کلا این فصل حذف بوده ( اگه از رو جزو میخوندم متوجه می شدم تو کتاب هم حذفیات رو علامت زده بودم ولی تو کتاب استادی نه .برای همین ریتم زده بودیم ) بماند که فهمیه سه دور همین فصل رو خونده بوده ( باز اون چقدر شاد می زده !! فهمیه که می گه روز چهارشنبه بعد از امتحان بازم برنامه درس خوندن باشه گفت کمی دیرتر میاد تا منم بتونم بخوابم .برای عصر جمعه هم برنامه درس خوندن قراره بذاریم .شاید الهه هم از اونور شهر بیاد اینجا، قرارمون خونه فهمیه ست . 1_دیروز عصری فهمیه اوومد خونه امون _ دوتا عصر رو هی پیچونده بود _اینروزا سعی می کنم عین شوشو فکر کنم همیشه با دید غیر مثبت میره جلو تا عکسش ثابت بشه ( خلاصه گفتم شاید زیاد جالب نباشه ولی تو عمل خیلی به نفع ادمه )اگه نمیومد قرار فردا رو خودم کنسل می کردم . 2_امروز لش ام رسید خونه .هم خسته بود هم یه نموره داشت سرم درد می گرفت _ همچنان همون یه نموره سر درد باقیه _ ناهاررو اماده کردم که بعد از خوردنش خودم رو برای یه خواب توپ عصری حاضر کنم .امروز صبح که امتحان داشتم وعصری رو هم به فهمیه گفته بودم هر کی برای خودش !! می خواستم استراحت کنم . 3_شوشو که دوش گرفت ورفت وامشب هم بخاطر باشگاهش دیرتر از حد معمول میاد .برنامه ام اینه که تا هشت یا کمی اونور ترش نت گردی کنم وگاز رو تمیز کنم وخوشت فردا رو بذارم که بپزه وبعد بشینم سر درس خوندن .دوتا امتحان بعدیم پشت سر همه وبرنامه ام اینه که امروز وکل فردا رو امتحان دومی تمرکز کنم وبعدش که همش سه روزه رو امتحان اولی که فقط خوندینه .امتحان سومی که پاس بشه درد دلم برای امتحان چهارمی ه که یکی از سخترین درس های این ترمم ه . 4_برنامه صبح وعصر درس خوندن فردام که سر جاشه . 5_اینروزا اینترنتم خیلی ت خ م ا ت ی ک شده .به شوشو می گم این شاتل هم که گند زده؟...می گه مال خطمون ه که نویز داره .می گم چرا اشتراک یک ساله اول اینقده اذیتم نکرد که الان داره می کنه ؟...مثل اینکه اون نویزه بدتر شده .هر چی هست گاهی کار یه ربع رو تو یک ساعت انجام میدم ،جون به لبم می کنه .گاهی هم عین سابق سرعتش می شه توپ بحدی که کلی عکس مسافرت بلغارم رو گذاشتم تو پلاس .( گاهی هم مثل الان نوشته ام تو ورد میمونه تا اینرنتم دوباره وصل بشه ) 5_گفتم پلاس...من بلد نیستم کسی رو تو پلاس پیدا کنم یا اگه خواستم دعوت کنم باید حتما طرف جی میل داشته باشه ؟ خوشحال می شم یه دانشجویی که وقت سر خاروندن نداره ( آره جون خودم ) در این زمینه یاری کنید واطلاع رسانی کنید .اینم کامنت دونی جهت دریافت اطلاعات شما ! امروز اولین امتحانم بود .امتحانی که روز اول استادش گفت اگه از همین الان برای امتحان بخوندید بازم موقع امتحان پایانترم وقت کم میارید .امتحانی که خیلی ها ترم قبل نتونسته بودند پاسش کنن .امتحانی که بعد از میانترم ( ده روز قبل از امتحان پایان ترم )استاد گفت اگه همینجوری پیش برید 80 درصدتون افتادید. یک ساعت نشده که از کلاس اومدم وقرار بود بخاطر هوس من که از دیشب کردم ( هیچ خبری نیست من کلا دائم الهوسم !!) برای ناهار بریم کنتاکی بخوریم .خواهری زنگ زد که ظهر بریم اونجا وبجاش براش شام بریم بیرون .فعلا که منتظرم شوشو یه کوچولو رفته شرکت وبر می گرده .بعدش میریم خونه خواهری جزوه هام رو هم می برم درس خوندن که پیش کش، گفتم شاید این یکی دوجلسه که جزو ه هام مونده اونها رو بتونم تو خونه خواهری وارد دفتر کنم .باید تا شب کتاب حقوق تجارت رو به یه جایی برسونم.فعلا میخوام بیخیال باشم وکمی به سلول های خاکستری مغزم استراحت بدم .شاید بعد از ناهار اونقدری خونه اش نموندیم وبرگشتیم خونه که منم به درس ومشقام برسم ! درس خوندن من وفهمیه همچین هم خشک وخالی ورسمی نبود بله خره این مابینش از حرف وحرکات خودمون کلی بهونه دست می گرفتیم تا بخندیم .اون از کشف کردنامون تو شبهای امتحانی وتازه اهان اهان گفتامون برای فهمیدن ! اون تو کف موندنامون از راه و روش حل تمرین وعدم تطابق با جزوه واونم از دست گرفتن های فهمیه از نت برداری های من .من همیشه قبل از شروع درس خوندن کل مبحث رو خلاصه می کنم وبعدش دست نویس هامو روبروم می ذارم وتمرین حل می کنم .مثلا برای اوراق قرضه تو روش تلفیقی از اصلی به فرعی یه جور ثبت داره از فرعی به اصلی یه جور دیگه با احتساب درصد های متفاوت .اونقدر تمرین حل می کنم وتا این خلاصه ها وثبت ها بشه ملکه ذهنم واگه نتونستم حفظشون کنم یه تایمی رو برای حفظ کردن خلاصه های خودم اختصاص می دم خلاصه جریانی داشتیم سر درس خوندن .فهمیه که دمر میخوابید ومی زد زیر خنده که اگه این یادداشتها رو از من بگیرن نمی تونم مساله حل کنم .از اونور درس سختیه که امتحانش تشریحی ه کامل ه...استادمون مرد خیلی محجوب وسنگینی ه ولی یه بار گفت نترسید درس سختی نیست حالا که تشریحی ه شما هم شعر بنویسید !! من خودم تو دوران دانشجویم اهل شعر نوشتن بودم ( فهمیه منظورش رو نفهمیدم ولی وقتی درگوشش گفتم که استاد خلاصه یه کلمه رو بکار برده غش کرد از خنده ) از اونور موقع درس خوندن وقتی به یه جای سخت برمیخوردیم کلی بد وبیراه می گفتیم یا مثلا درصد ها رو اشتباه می زدیم یا درست می نوشتیم واشتباه محاسبه می کردیم یا یه علامت رو اون وسط برعکس می ذاشتیم به خودمون بدوبیراه می گفیم جوری که تو این مدت یه کلمه نسبتا نامتعارف شده ورد زبونمون و قرار گذاشتیم بجاش از کلمه شاد استفاده کنیم وبگیم تو هم که شاد می زنی !!_ یکی از دوستای الهه کلا امتحان میانترم نداده بود چون خبر نداشت وبعد که من وفهمیه گفتیم ای بیخیال چه دلی داشتی ؟الهه گفت این دوستم که کلا شاده _ خلاصه که برای خودمون حسابی شادیم. اگه دلتون خواست کامنت بذارید محض اطلاع بازش گذاشتم ! برنامه درس خوندن ِ صبح وعصرم با فهمیه خوب پیش رفت .مونده یه کتاب که 250 صفحه داره وباید تا فردا شب تمومش کنم .تازه می شم یه چیزی تو مایه های سر به سر !! ...بازم کتاب ها ودرس خوندنم افتاد برای شب امتحان.از شنبه هم تا سه شنبه شب باید یه درس خیلی سخت رو بخونم که اولین امتحانم روز چهارشنبه کله صبح ه. وامتحان سومم درست بعد دومیه . هر چی هست الان از پیشرفتی که کردم نسبتا راضی ام .خیلی دیر شروع کردم ولی چون صبحا هم درس خوندنم تا حدی جبرانش کردم .بماند یه سری افراد الان کل کتاب رو خوب فهمیدن _مهم تعداد خوندن ودور کردن نیست مهم یاد گرفتن مطالب ه _ ورفع اشکال هاشون رو هم کردند وشب امتحان میخوان فقط یه مرور سطحی بکنن نه مثل من که باید تازه فرمول وثبت واعداد وارقام رو موقع شب امتحان حفظ کنم ولی بازم راضی ام .خدا رو شکر برنامه درس خوندنمون خوب پیش رفت ! 1_ صبح کمی دیرتر از خواب بیدار شدم . اگه خواب الودگی داشته باشم راندمان درس خوندنم خیلی پایینه کما اینکه کلا صبحا سرعت درس خوندنم پایین تر از درس خوندنم در اوایل شب تا نزدیکای صبحه !!_ از ساعت ده شب تا سه وچهار صبح _ از اونور هم ترجیح دادم سریع خرید کنم وبعد برم خونه فهمیه . 2_ناهارم سریع حاضر می شد _ چلو مرغ خونگی _ تصمیمم برای درس خوندن تا دو، دو ربع ظهر بود که بعدش بیام خونه وغذا رو درست کنم ودر حین حاضر شدن غذا خریدای میوه رو هم جابه جاکنم . 3_بعد ناهار ظرفا رو گذاشتم تو ظرفشور وکنار شوشو یک ربعی خوابم برد ودیگه نتونستم بخوابم یه دوش گرفت بدون اینکه موهام خیس بشه تا سر حال بشم .بساط پذیرایی از مهمون عصری رو هم حاضر کردم ونشستم پای بساط درس خوندن واونقدری نگذشته بود که اس از فهمیه اومد که امروز رو نمیاد. 4_منم بعد از نت گردی می شینم سر درس انگار فهمیه هست !! تا موقع بفرمایید شام درس میخونم .این مابین هم بساط شام شب رو حاضر می کنم .میخوام پیتزا درست کنم با کمی سوپ جو. 5_حقیقتش من سوپ جو رو فقط با جو درسته درست می کنم _ نه با پرک شده ش _ وچون تایم طولانی رو براش صرف می کنم سوپ هام خیلی عالی در میاد ومهمون پسنده .ولی دیروز وقتی بسته جویی که شوشو خرید بود رو باز کردم که تو ظرفش بریزم دیدم پرک شده ست .سریع حاضر شد تو یک ساعت .برای همین امشب هم هوسم کرد در کنار پیتزا کمی سوپ جو پرک شده درست کنم _ اول کمی پیاز سر تف میدم بعد جو پرک شده با سینه مرغ رشته شده از اخر هم کمی ورمیشل وقارچ خرد شده + در صورت تمایل کمی رب وجعفری خردشده وادویه جاتش _ 6_فردا ساعتی کلاس دارم که شوشو برای ناهار نمیاد خونه .میرم خونه فهمیه واز اونجا میریم یونی واحتمالا موقع برگشت با هم میایم خونه من برای درس خوندن .فعلا میخوام تا اخر هفته این درس لعنتی رو بخونم اگه نرسم ونتونم خوب یاد بگیرم احتمالا سر جلسه نمیرم _ اتفاقی نمی افته اگه امتحان ندم انگار حذف اضطراری کردم _ تا ببینم چه حد تو خوندن پیش میرم 7_دوستون دارم هوارتا ولی هم سرم شلوغه هم گودریم کن نات میده !! 1_دارم تنبلی می کنم ولی می دونم تا اومدن شوشو هنوز کلی وقت دارم امشب باشگاهه وکمی دیرتر از حد روال میاد خونه . 2_امروز عصری رو بعد از میانترم به خودمون استراحت دادیم.امتحان عالی بود درسته که همه داشتند مشورت می کردند واین بغل دستیم به خودش زحمت محاسبه کردن رو هم نمی داد وبا وجودی که من می نوشتم چند درصد فلان چیز بازم صبر میکرد تا من درصد ها رو حساب کنم ولی برای من مهم نبود من مشکلی با تقلب کردن توسط خودم یا دیگران ندارم مساله این بود که من خیلی به امتحان تسلط داشتم وکیف کردم از سوالاتش ! 3_گفتم زودتر بیام خونه که کمی بخوابم وبعدش به خونه برسم وبرنامه شام وناهار فردا رو ردیف کنم .ولی نشد که بخوابم فعلا هم دوتا اتاق رو تمیز کردم وهنوز اشپزخونه وسرویس بهداشتی وکل پذیرایی که اصل کار نظافت ه مونده ولی نمی خوام به خودم فشار بیارم حالا که حسش نیست منم کمی نت گردی می کنم وبعد کارا رو تموم می کنم ! 4_این مابین هم هوس خرید زده به سرم اونم خریدپر تحقیق... دوسه باری هست به قصد بخارشور میرم بیرون وهی تحقیق می کنم وهی شوشو تو نت سرچ می کنه ولی از صرافتش ؟ می افتم .بخارشور میخوام وملحفه رو تشکی وبالشتی رو تخت ! از بس شستمش زرتش غمسور؟ شده . 5_ ادمی نیستم که وقتی تصمیمی رو می گیرم بعد تو کف اما واگرش بمونم ولی همینجا اعلام می کنم خیلی بد کاری کردم ارشد دولتی شرکت نکردم .با خودم گفتم خودم رو مسخره نکنم بهتره... درسته ترم هفتم ولی اگه قبول می شدم ورودی مهر سال بعد بودم که درسم تموم شده بود .الان هم رفتم تو نخ آزاد _ اخه فقط می خواستم دانشگاه خودم اونم رشته دیگه ای شرکت کنم _ ولی حالا که تقاضا برای کار کردنم تو شرکت های مختلف زیاده جو گیر شدم ومی گم بهتره با هر جون کندنی هست همین درسای لامصبی سخت خودم رو تو ارشد ادامه بدم _ ادم بی جنبه به من می گن دیگه دوسه تا پیشنهاد شده دارم خودم رو می کشم _ 6_فردا روزی از نو هست !! صبح میرم پیش فهمیه وعصری هم اون میاد خونه امون اخه چهارشنبه عصری هم کلاس داریم ویه روز رو عملا از دست می دیم وتازه شب چله هم هست !!...از اونور من جمعه صبح هم کلاس دارم وباید قال دوتا کتاب تا اخر این هفته هر طور شده کنده بشه که بشه بگی دست وپا شکسته سه چهارم درسا در حد یکبار خوندن معمولی مرور شده ! 7_ گوگل ریدر من باز نمی شه وهی کن نات میده.صبحی باز شد ولی الان بازم عین دیشب ه وفعلا نمی فهمم کی اپ شده وکی نشده ؟ ...شرمنده. همچنان مشغولیم صبحا خونه فهمیه وعصرا خونه من ...الان از کلاس صنعتی 3 مستقیم اومدیم خونه من .یک کمی به خودمون فرجه دادیم تا چای هم حاضر بشه وبد بشینم پای درس خوندن _ منم از فرصت استفاده کردم واومدم تو نت _ .فردا میانترم همین درس لامصبی رو دارم .بعد از امتحان هم قرار گذاشتیم نصف روز یکشنبه رو بیخیال باشیم _ کارای دیگه ای بغیر از درس خوندن هم داریم هااا – باز از روز دوشنبه شروع کنیم صبح وعصر ....با این وجود بازم خیلی عقب هستم .دوتا کتاب کلا افتاد برای شب امتحانم اگه بشه یکیش رو تو این فرصت دوشنبه تا اخر هفته بخونم عالی می شه وگرنه که هیچی. امروز روز خوبی رو شروع کردم . با فهیمه قرار گذاشتیم صبحا خونه اون وعصرا هم خونه ما .تقریبا می شه بگی همسایه هم دیگه ایم . صبحا شوشو اون زود میره ومنم می تونم زود بیدار بشم ودوش بگیرم وحاضر بشم برم خونه اش ساعت نه ونیم تا ده قرار صبحمونه تا ساعت دو ظهر ...عصرا هم چون شوشو من میره سرکار بهتره خونه ما باشه ومنم بتونم کمی به شام برسم .این اولین روزیه که من صبح درس خوندم برای همین خیلی خوشحالم .همیشه درس خوندن من از ساعت هشت ونه شب شروع می شه وکه بیشترش هم پای نت می گذره !!....خدا کنه جواب بده وعقب افتادگیم رو بتونم جبران کنم .همیشه یکی دوهفته از برنامه ریزیم عقب بودم ولی این ترم یک ماه دیرتر...فقط دوهفته فرصت باقیه . عملا تا دو جمعه دیگه 5 تا کتاب رو باید تموم کرده باشم .امروز عالی بود سه فصل صنعتی 3 خوندن یعنی عالی ...عصری فهمیه باید می رفت مراسم تعزیه کسی ...منم اومدم خونه دیدم برای عصری خونه دختر عموم روضه دعوت شدم اونم به صرف آش .خواهری هم میره ، آش هم که هست نمی شه ازش چشم پوشی کنم .ولی اگه موقع برگشت خواهری نیاد خونه امون حتما درس میخونم وگرنه فردا به کل باید مالی یک بخونم تا شنبه ظهر که برنامه هام خوب پیش بره ! یکی نیست بگه تا بحال مردی که درس نخوندی حالا اینجور به چه کنم چه کنم افتادی ؟! من علاوه بر اینکه خودم رو عذاب می دم ، اونقدری هم سرزنش می کنم که تمام خوشی که کردم از دماغم بزنه بیرون !!....روز یکشنبه که به مراسم قبل از مهمون داری گذشت دوشنبه هم تا خود خود شب به مهمون داری. بعدش تازه پاشیدم با خواهری اینا رفتیم خونه اونا _ مثل ادم های خل ، هر کاری کردم شب خونه ما واینستادن _ که این روزای غم واندوه تعطیلی رو تنها نباشیم .تا دیشب که دیروقت رسیدیم خونه وخوابیدیم .امروز هم که به تمیز کاری گذشت .الان هم که باید کم کم دوش بگیرم که بعد از ناهار ساعت 4 تا 8 کلاس پیشرفته 2 دارم . کلاس امروزم ساعت دو تا چهار ه .برای همین شوشو ظهر خونه نمیاد اخه من خیلی دیر از خونه برم بیرون ساعت یک ه که حداقل ده دقیقه مونده به کلاس به یونی برسم ._ شوشو هم بجاش امروز با محمد میره موج های آبی _ امروز درس پژوهش داریم همونی که دیشب با فهیمه کار کردم .دوروزه که الهه زنگ میزنه ببینه تمرین های درس رو حل کردم یا نه ؟( دو نمره داره ) منم با خونسردی بهش گفتم نه پ ن : راستی کسی تو گوگل پلاس عضوه؟...من هستم هاااااا روز خسته کننده ای بود 4 ساعت کلاس اونم یه درس نسبتا سخت . روز سه شنبه نتونستم فهمیه رو به کلاس برسونم در حقیقت وقت کم اومد ومجبور شدیم بریم یونی برای همین قرار شد تو همین هفته یه برنامه دیگه داشته باشیم که من روش سیمپلکس رو هم بهش یاد بدم که به کلاس برسه .دیدم برام راحت تره که اینبار فهیمه بیاد خونه امون برای درس پژوهش _ یادتونه که ... _ گفتم حالا که فردا شب شوشو بعد از کارش میره باشگاه ونسبتا دیر میاد اون از ساعت های 5 بیاد خونمون وتا 10 حساب کنه که می مونه تا قال قضیه رو بکنم وهم خودم خلاص بشم هم اون ! من خیلی درس دارم !....برنامه ریزیم از یه هفته قبل از اول اذر ماه شروع شده بود ولی دریغ از خوندن یه " واو " از دوتا درس به شدت می ترسم به حدی که از یکی از درسا که نسبتا توش ضعیفم دارم غافل میشم دوتا خوندنی دارم که خوب ه ویک درس هم برام راحت ه ...خلاصه سه به سه....من خیلی درس دارم !! امروز متوجه می شم هفته پیش چه کاره بودم ؟ ( میانترم کاربرد داشتم ) هفته آینده هم روز یکشنبه امتحان دارم که از بس استاد خوبی تشریف داشتند سر کلاسش نمی رم وبجاش یه جای دیگه همین درس رو با یکی از بهترین استادها یه عده ایم که برداشتیم که بشه پاسش کرد .اخر ای همین ماه هم دوتا میانترم دارم وفکر کنم خلاص بشم . باید هر طور شده امروز پژوهش رو بخونم که بتونم دوستم رو به کلاس برسونم ( شماره پنج همینجا ) بهش قول دادم وگفتم بره سفر وخیالش راحت باشه که می رسونمش .فقط تا نزدیکای ظهر فرصت دارم وبعدش که کلاس دارم وکمی هم شب وقت دارم فردا بعد از کلاس همین درس ، می ریم پیش هم وباید باهاش کار کنم . قرار بود من والهه با فاصله یه نمیکت بینمون تو کلاس بشینیم .ولی اونقدری تعداد بچه ها بالا رفت که همچین شیک کنار هم نشستیم این استادمون اولین جلسه که اومد تو کلاس بجای نگاه به بچه ها به در ودیوار ومنظره بیرون از پنجره نگاه می کرد .تا جایی که یک بار موقع حضور وغیاب یکی از دخترا بهش گفت استاد اینجوری که نمی شه حداقل بهمون نگاه کنید ببینید حاضریم .بعد تو یه کلاس عملی که گیسش رو داشتیم می کشیدیم که یالا برای 4 تا تمرینی که حل کردیم نمره بده ...برداشت گفت چرا نمی رید خونه هاتون ؟...خلاصه یخ بنده خدا رو حسابی باز کردیم تا جایی که امروز از درکلاس تو نیومده نیشش باز بود و کلی هم با بچه ها چونه می زد ! دیشب تا ساعت بیست دقیقه به چهار صب بیدار بودم ودرس خوندم _نگید به به چه دانشجوی زرنگی ...چون من در طول روز درس نمیخونم وتنها بعد از ده ، دوازده شب شروع می کنم به خوندن من هیچ وقت نحوه درس خوندنم رو با کسی مقایسه نکردم .از اول دوران دانشجویی که این مدل درس خوندن جواب داد ویه جایی هم خوندم که خیلی از نکات چگونه درس بخوانیم را ناخواسته دارم انجام می دم دیگه بیشتر به قضیه مقایسه واین حرفا بی توجه شدم . گفتم که الهه گفت ( شماره 7 اینجا ) از روز پنجشنبه داره این درس رو میخونم اونم سر اون همه کل کلی که با استادش داشتیم مخصوصا تو کلاس عملی .خداییش جالب نیست از 6 نمره میانترم کمتر از 5 بگیرم .دلم همون شش رو میخواد ولی شنیدیم که برای گروه قبلی خیلی سوال های سخت طرح کرده ...ای خدا می شه فقط شش میخوام ها؟ روزای اخر هفته که هیچی .....فکر می کنید به یه شنبه ویک شنبه اونم با طرز درس خوندن اخر شب های من می تونم میانترم روز دوشنبه رواونم درسی که کلی با استادش کل کل داشتم ، به نحوه احسن پاسش کنم ؟ 1_ هوا چند روزی می شه که بس ناجوانمردانه سرد ه البته من این سرما رو به گرمای ازار دهنده تابستون ترجیح میدم . 2_ خیلی خسته ام ...به قول معروف دهنم صاف ه دوتا کلاس پشت سرهم اونم درس سخت ، اونم تو اموزشگاه داشتم _ جریان داره...این درس هام خیلی سخته واستاد ها ی یونی مربوطه هم ماشالله ...مجبور شدیم با بروبچه ها با یه استاد دیگه که متاسفانه الان تویونی ما درس نمیده این کلاس ها رو برداریم برای همینه که اموزشگاه میرم _ تو اموزشگاه هم که از رفاه وداشتن تریا خبری نیست کما اینکه حتی بین کلاس ها هم نمی ذارند بیرون بیای یعنی وقتی نیست. هر دو درسم با یه استاده واستاد خودش بیرون نمیره اول صنعتی 3 وبعد هم پیشرفته 2 اینه که وقتی می رسم خونه دور از جون جنازه متحرکم . 3_ شام حاضره وبرنامه ناهار فردا رو هم حاضر کردم یه دوش بگیرم وکارای شخصیم رو انجام بدم وبعدش اگه مخم کشش داشت درس بخونم که هفته دیگه میانترم دارم اگه زیاد کششی در مغزم نبود حداقل جزو بنویسم ودر غیر این صورت بیشنم تی وی ببینم وعاطل وباطل وقت کشی کنم تا شوشو بیاد که شام بخوریم ومن برم لالا ...( بدون شوشو عمرا اگه خوابم ببره ) 4_ احتمال خیلی زیاد فردا اخرین روز کاریمه .برام جالبه که ادم کارمند مصلحتی باشه ولی اینقدر دقیق ومرتب سر کار بره .بغیر از دوشنبه ها که از اول گفتم نمیام ودوهفته درمیون روزهای شنبه ، همیشه سرکارم رفتم ( البته دوروز هم بخاطر مریضی نرفتم ) خودم با مرتبیم حال می کنم بقیه رو نمی دونم ؟_ اگه حال نمی کنن مشکل خودشونه _ 5_ تو همین ترم با یه دختر سرزبون دار با حال هم اشنا شدم .دوسه جلسه پژوهش رو از دست داده والان می گه متوجه نمی شه . پژوهش از نظر من درس شیرینی محسوب می شه با وجودی که دست هایی تو ریاضی داره ولی من شدیدا عاشقشم وخیلی می دوستمش وبهش گفتم غصه نخوره بره خونه بخونه اگه نفهمید رسوندنش تا کلاس با من ! خلاصه تو کلاس پیشرفته 2 هم می بینمش ومی دونستم تهرانیه .خلاصه امروز هی کل کل افتاد که بیا بهم یاد بده وال وبل ومن مشهد بلد نیستم و...دیدم ای دل غافل تقریبا همسایه هم دراومدیم طفلکی امشب همسرش تا دم خونه من ورسوند ماشالله تهرانی جماعت هم که می بینید چقدر سرزبون دارند _ یکیش خودم _ برای همین قرارشد من امتحان میانترم هفته بعد رو که پاس کردم بچسبم به پژوهش خوندن وفهمیه رو به کلاس برسونم .تو کل راه داشتیم تو ماشین جیغ وداد می زدیم .فک کنم شوهرش کف کرده بود که جلسه اول یه زن به این سرتقی با همسرش تو ماشینش تا این حد بگو ومگو کنه ! . من برای استاد امروزم احترام زیادی قائلم .یه کتاب پرقطر رو فقط هشت جلسه براش گذاشتن .حداقل نصف تا یک سوم دانشگاه های دیگه اونم با همین سر فصل ها .انوقت ایشون با داشتن دوتا کلاس پشت سر هم به برنامه ریزی گفتن که بعد از کلاس ایشون کلاس دیگه ای نذارند که بتونه بچه ها رو بیشتر نگه داره .از 8 تا 10 یه کلاس داره وما هم از10 میریم تا 12 ( همون درس ه که تو دوتا کد ارائه شده ) کلاس اول رو هم بیشتر نگه می داره وما ها رو هم تا بیش از یک وربع نگه داشت _ بدون اینکه خودش از کلاس خارج بشه فقط دانشجوهای قبلی رفتند وما اومدیم سر کلاس _ خیلی دلسوزانه درس میده .جالبیش برام اینه که تمام استاد های خوب وقوی تو عرصه درس دادن دلسوز هم هستن ویه جورایی از خودشون مایه می ذارند .کلی استاد تاثیر گذار وقوی تو مدت تحصیلم داشتم که براشون آرزوی موفقیت دارم .دستشون درد نکنه وخدا قوت دیشب یکی از تمرین ها رو تو اکسل نوشتم ( چهارتا تمرین دارم ) بغیر از تمرین های درسی یه برنامه هم میخوام برای سر کارم بنویسم که محاسبه ساعت ورود وخروج وساعت رفت وبرگشت مرخصی وکسر یا اضافه کار پرسنل رو در بیاره که بعدش هم باز این ساعتها رو محاسبه کنه وساعت ودقیقه رو به ساعت تبدیل کنه که برای حقوق لازم می شه .( شرکت خصوصی ه وساعت وورود وخروجشون رو تو کارتکس ثبت می کنن ).بعدش تمرین ها رو با یه اسم دیگه هم سیو کنم که برای الهه هم رو یه سی دی ببرم که روز دوشنبه تحویل استاد بده وخودم با یو اس پی ببرم که خیلی مشابه هم عمل نکنیم !! وبه هر مشکلی هم که تو نوشتن تمرین برخورد کردم برای الهه توضیح بدم که سرکلاس بروبر به استاد نگاه نکنه ! البته یک کمی تغییرات تو شکل وشمایل نه اصل تمرین ها هم بدم .مثلا برای الهه بعضی نوشته ها رو تغییر رنگ بدم و...که به قول طغرل استاد هم شک نکنه ! یکی از محاسن دانشگاه ما که منم خیلی می دوستمش اینه که کلاس هاش اجباری نیست .یعنی بخاطر حضور وغیاب در کلاس بهت نمره ای تعلق نمی گیره وکلا حضور وغیاب نداری .البته بماند که گاهی بعضی از استاد ها کلید می کنن واین مقوله رو مد نظر می ذارند ومی گن بیش از سه جلسه غیبت یعنی بریم پی کارمون ودرسشون رو حذف کنیم ...روزای دوشنبه درسی رو دارم که فرقی نمی کنه کلاسش برم یا نه چون برام راحت ه .متاسفانه استادش کلید تشریف دارند وبرای حضور در کلاس اهمیت قایل می شن .یکی از درسام رو که کلا نمیرم !! وچهارتا درس دیگه هم که اونقدری سخته که برم هم کاری برای خودم انجام ندادم چه برسه که بخوام دودرشون کنم . از بین این چهار درس ،دوتا درسش استادهای زغارتی داره که خودشون هم سرکلاس نمی فهمن چی می گن چه برسه به دانشجو جماعت .برای همین مثل یکی از درسای ترم قبل یه عده می شیم وبا یه استاد دیگه که متاسفانه تو یونی خودمون کلاس نداره اون درس مشکل رو بر می داریم که اخر ترم بتونیم درس رو پاس کنیم _ یک بار هزینه ثابت وشهریه هر واحد می ره تو پاچه امون ویک بار هم هزینه استاد بصورت اینجوری گرفتن !_ روز چهارشنبه که پیشرفته دو داشتم برنامه کلاسیم با این استاد ردیف شد اونم ساعت 6 تا 8 شب.مهم نیست که دیر وقت بود وکلاس هم چون تو یونی نبود خیلی کوچیک بود مهم اینه که این استاد بقدری عالی درس میده که ادم حض می کنه .مدیریت پیام نور به این می گن ...من موندم چرا استاد های عالی چند ترمی تو یونی هستن وبعدش نیستن !نمی دونم چرا همچین استاد هایی باید بیان تو یه همچین کلاس هایی به ماها درس بدند این اشیانه از پای بست ویران ست . یکی از محاسن دانشگاه ما که منم خیلی می دوستمش اینه که کلاس هاش اجباری نیست .یعنی بخاطر حضور وغیاب در کلاس بهت نمره ای تعلق نمی گیره وکلا حضور وغیاب نداری .البته بماند که گاهی بعضی از استاد ها کلید می کنن واین مقوله رو مد نظر می ذارند ومی گن بیش از سه جلسه غیبت یعنی بریم پی کارمون ودرسشون رو حذف کنیم ...روزای دوشنبه درسی رو دارم که فرقی نمی کنه کلاسش برم یا نه چون برام راحت ه .متاسفانه استادش کلید تشریف دارند وبرای حضور در کلاس اهمیت قایل می شن .یکی از درسام رو که کلا نمیرم !! وچهارتا درس دیگه هم که اونقدری سخته که برم هم کاری برای خودم انجام ندادم چه برسه که بخوام دودرشون کنم . از بین این چهار درس ،دوتا درسش استادهای زغارتی داره که خودشون هم سرکلاس نمی فهمن چی می گن چه برسه به دانشجو جماعت .برای همین مثل یکی از درسای ترم قبل یه عده می شیم وبا یه استاد دیگه که متاسفانه تو یونی خودمون کلاس نداره اون درس مشکل رو بر می داریم که اخر ترم بتونیم درس رو پاس کنیم _ یک بار هزینه ثابت وشهریه هر واحد می ره تو پاچه امون ویک بار هم هزینه استاد بصورت اینجوری گرفتن !_ روز چهارشنبه که پیشرفته دو داشتم برنامه کلاسیم با این استاد ردیف شد اونم ساعت 6 تا 8 شب.مهم نیست که دیر وقت بود وکلاس هم چون تو یونی نبود خیلی کوچیک بود مهم اینه که این استاد بقدری عالی درس میده که ادم حض می کنه .مدیریت پیام نور به این می گن ...من موندم چرا استاد های عالی چند ترمی تو یونی هستن وبعدش نیستن !نمی دونم چرا همچین استاد هایی باید بیان تو یه همچین کلاس هایی به ماها درس بدند این اشیانه از پای بست ویران ست . جاتون خالی دارم چای با باقلوا یزدی میخورم ( قنادی یزدی ها تو رضا شهر اخر باقلوا درست کردنه ) خیلی خسته ام .نه بخاطر صبح زود بیدار شدنم یا سر کار رفتن وبعد هم کلاس یونی .فقط بخاطر استاد صنعتی 3 .اصلا خوب درس نمیده... اصلا ...خدا کنه هر چه زودتر بچه های انجمن مدیریت برای رشته امون کلاس رفع اشکال بزارن _ کلاسهای پولی نمیه خصوصی با اساتید یا دانشجوهای مقاطع بالاتر که در خیلی موارد بهتر از استاد های بعضی از دروس دانشگاه خودمون درس میدن !_ امروز همینجور شانسی یه سر به پورتال شخصیم زدم .یادتونه که نمره زبان تخصصی دو نیومده بود ؟ یادتونه رفتم آموزش وبهم چی گفتن ؟ از همه بدتر همش فکر می کردم به خوبی جامعه شناسی این درس رو پاس نکردم جامعه شناسی که فکر می کردم 20 می شم وشدم 19 وای بحال حس وحالم رو این امتحان _ سوالاتش مزخرف بود _ امروز دیدم نمره ام اومده اونم 17 از صبح هر چی نگاه کردم تو برنامه کلاسی عدم تشکیل کلاس رو نزده بود با این وجود تصمیم گرفتم که امروز یونی نرم .مریم هم که تماس گرفت گفتم نمیرم .الهه که می گه کل استان رضوی تعطیله ( خب منم تی وی وطنی نمی بینم ) حالا میخواد تعطیل باشه یا نباشه همش یک جلسه ست دیگه ...من که نمیرم ! درسته که امروز حدود چهارساعت خواب بعد از ظهری داشتم ولی اینا دلیل نمی شه که خستگی کلی بیداری خوابی بیش از یک هفته ام در بره .هنوز دوش نگرفتم ومقنعه ام رو هم اطو نکردم .فردا هم ساعت هشت ونیم باید بیدار بشم وبرم یونی _ حوصله انجام هیچ کدوم از این دوکار رو هم ندارم وتازه شام خوردیم _ شوشو می گه ماشین بردار می گم نه نمیخوام .می گم من وبیدار کن می رسونمت ...می گم نه ...یعنی چی تو بخواب ...مساله اصلی اینه که کلا نمیخوام بیدار بشم از اون طرف درس سنگینی هم هست که می گن از شانس خوبمون این ترم با استاد خیلی خوبی ارائه شده .مگه کل جلسات کلاس چقدره که بخوام یه جلسه رو هم تنبلی کنم ونرم ؟ اونم این کتاب مشکل با اون حجم زیادش ؟ هر چی هست وهر قدر تنبلی بخواد بهم فشار بیاره میدونم که عقل پیروز می شه ومن فردا کلاس رو از دست نمیدم . کامنت دونی بازه ! امروز زودتر رفتم یونی که بتونم تو تایم اداری یه سر برم امتحانات _ تو همون دانشگاه خودمونه _ خانومه مسئول می گفت نمرات زبان تخصصی 2 هیچ کسی نیومده وانگار کلید سوالات مشکل داشته .گفت شاید هم ریزشی اعلام بشه !!_ یعنی 75 در صد دانشجویان ازش نمره نیاورده باشند که در اینصورت بدون گرفتن شهریه یک بار دیگه اون امتحان رو برگزار می کنن ودانشجویان می تون در صورت تمایل ویا اگه نمره نیاورده باشند به اجبار وبرای اینکه درس رو پاس کنن یه بار دیگه امتحان بدن _ یا اینکه اگه مورد دار باشه آزمون مجدد بگیرند که در اینصورت باید حتما تو آزمونش شرکت کنی .می گم این چه بساطیه حداقل بر اساس نمرات زبان ترم گذشته امون به این امتحان هم نمره بدن وما رو از امتحان مجدد خلاص کنن ...خنده اش میگیره ومنم میدونم این طفلکی ها هیچ کاره اند وبرنامه ها همه از اون تهران لامصبی میاد بیرون ! بعدش کلاس پژوهش داشتیم که الهه رو بعد از امتحانات ترم تابستونی برای اولین بار دیدم .خب کلاس دیروز رو بخاطر عروسی نیومده بود وصنعتی 3 رو هم ترم گذشته پاس کرده وبرای همین روز یکشنبه هم ایشون رو ندیدم .فعلا 4 تا درس رو با هم مشترکیم .من 18 واحد برداشتم واون میخواد تو حذف واضافه 20 واحد کنه که ترم دیگه هم 20 تا برداره و6 تا هم بزاره برای تابستون .بجاش من ترم دیگه نهایت 10 واحد بیشتر ندارم .تازه اون یه ترم هم از من جلوتره .اینو گفتم که بدونید نسبتا دانشجو زرنگی هستم واگه این میانه 2 کاسه کوزه من و بهم نریخته بود هفت ترمه هم تموم میکردم 1_ وقتی ظهر برنج رو دم کردم دوباره یه پیمانه دیگه برنج خیس کردم که بعد از کلاس یونی ، وقتی رسیدم خونه برای شام عدس پلو درست کنم _ من توش گوشت هم می ریزم _ خودم دوست ندارم ودر ضمن شبا هم پلو نمیخورم ولی شوشو دوس داره وفردا ظهر هم چون پیش هم نیستیم گفتم امشب تحویلش بگیرم !_ اونوقت اون به من می گه لوسیم کم شده ، خودش بیشتر ناز می کنه _ 2_ فعلا کارا خیلی رله ست وهمه چیز روبراهه .هنوز همون هفته ای دوباره می تونم خونه رو نظافت کنم .صبحا هم که راحت بیدار می شم وچون نمیخوام شوشو اذیت بشه همون شب دوش می گیرم وجلوی موم رو سشوار می کنم که صبحا سر وصدا نکنم .موقع رفتن هم بساط صبحونه شوشو رو می چینم تو یه سینی وزیر کتری رو هم روشن میکنم ومیرم . 3_الان هم که از یونی اومدم گذاشتم عدس بپزه که بعد تو یه تابه کمی پیاز سرخ کنم وگوشت سرتف بدم وعدس پخته شده رو بهش اضافه کنم وبریزم لا به لای برنج .رو میز هم یه ظرف پر میوه کردم وگذاشتم .لباس هام هم اویزون کردم به جالباسی ونذاشتمشون تو کمد چون فردا هم میخوام همین مانتو رو بپوشم .می مونه بعد از اینجا وکمی نت گردی وقتی برنج رو دم کردم یه سر کتابهایی رو که امروز گرفتم نگاه کنم .کلاس امروزم برای من تکراریه چون قبلا با کامپیوتر واطلاعات در موردش وبسته نرم افزاری آفیس آشنایی داشتم . 4_جاتون خالی الان یه کافی میکس هم درست کردم وگذاشتم کنار دستم .عجیب بهم می چسبه وسردرد های خفیف تا کمی شدیدم رو هم خوب می کنه .وقتی از یونی میام یا از یه جایی که خسته ام کرده واقعا بهم می چسبه . 5_هنوز نمره زبان تخصصی دو نیومده وفردا باید زودتر از سرکار برم بیرون که اول برم خیاطی برای پرو وبعد هم برم یونی .هم کلاس دارم هم کمی زودتر برسم که برم امتحانات ببینم چه مرگی زده که نمره ام هنوز اعلام نشده ؟! 6_ دیگه ...دیگه هیچی جز سلامتی وخوشحالی همه شما دوستان عزیزم .خدا پینوکیو امروز اولین روز مهر من محسوب می شد .صنعتی سه داشتم اونم تو ساختمان تازه تاسیس .کلی از بچه ها رو هم دیدم .خدا کنه سال بعد هم اول مهر داشته باشم . نمی دونم چه خبره ؟همیشه نمرات امتحانات تمام تستی خیلی سریع می ومد نهایت یک هفته ای .تازه بغیر از اون کلا قبل از انتخاب واحد ترم جدید نمرات ترم قبل اوکی شده بود وادم خیالش از پاس کردنشون راحت شده بود .ولی الان ...مدت انتخاب واحد ترم یک 90 هم تموم شد ولی نمره یک درس ترم تابستونی من هنوز نیومده .البته به خوبی اون یکی دیگه امتحانم وپاس نکردم ولی افتادن ...نه عمرا اگه بیفتم ...دیشب یکی از همکلاسی هام می گفت وقتی یه امتحان یه درس مورد دار می شه اینجوری لفتش میدن ....خدا بخیر بگردونه. وقتی بعد از انتخاب واحدهام، چارت برنامه ریزی درسی رو می کشم بعدش یه برنامه هفتگی درست می کنم از روزایی که کلاس دارم .خب امکانش هست برای یه درس بخاطر حجم زیاد دانشجو چند تا کلاس برگزار بشه .من همه کدها رو یادداشت می کنم مثلا روز سه شنبه 2 تا 4 کلاس فلان درس هست وهمان روز همین درس از ساعت 4 تا 6 وهمینطور 6 تا 8 هم کلاس داره .وقتی برنامه کلاسی تمام واحدامو نوشتم عین کلاس اولی ها یه برنامه هفتگی درست می کنم که روز وساعت توش مشخص باشه واون کد درسایی رو بر می دارم که به ساعت ووقت من همخونی بیشتری داشته باشه .ترم پیش سه تا از درسام تو یه روز چیده شد وخیلی بهتر بود ولی این ترم فقط روز شنبه وپنجشنبه کلاس ندارم ( حتی جمعه صبح هم باید برم یونی ) بعد این برنامه درسی رو می زنم جلوی در کتابخونه ام .اینجوری هم من ،هم شوشو از روز قبل تایم تو خونه بودن ونبودنم رو می فهمیم .مخصوصا این ترم که تصمیم گرفتم صبحا هم برم شرکت ...دوروز در هفته چون تایم کلاسم جوریه که نمی شه از سر کار برگردم خونه مستقیما میرم یونی ودوروز رو بر می گردم خونه ودوباره بعد از ناهار میرم یونی .هنوز که با حسابرسشون صحبت نکردم ولی میخوام پنجشنبه ها رو کلا نرم شرکت وتو خونه باشم !از هفته دوم مهرماه کلاسای منم شروع می شه ( با توجه به درسایی که برداشتم ) وقتی میخوام برنامه ریزی درسی کنم .موقع انتخاب واحد که هم تعداد درسها وهم تاریخ امتحانات مشخص می شه یه چارت می کشم .اول امتحانها رو به ترتیب تاریخ مرتب میکنم وبه تعدادشون دایره های کوچیک می کشم وتوهر دایره رو هم شماره می ذارم این شماره ها نشون دهنده ترتیب امتحانامه . بعد بالای هر دایره تاریخ اون امتحان رو مینویسم وهر دایره رو با فلش به دایره بعدی وصل میکنم وبالای این فلش ها هم فاصله بین دوتا امتحان رو مشخص میکنم. برای همین همون اول کار دستم میاد که ترتیب وفاصله امتحانام چه جوریه وبسته به تعداد واحدهام قبل از شروع اولین امتحان هم برنامه ریزی درسی میکنم !( خیلی زور زدم نه ؟!) آخرین کامنت دونی فعال خدا خدا کردنام بی جواب نموند.امروز روز انتخاب واحدم بود وتونستم تمام اون واحد هایی که مد نظرم بود رو بردارم .دوسه تا از امتحانها با فاصله یک روزه که چاره ای نیست همین که امتحانات با هم تداخل نداشت خودش عالیه _ خوبی یونی ما اینه که موقع انتخاب واحد ، تاریخ وساعت امتحانات رو هم می فهمیم ومی تونیم حتی بر اساس امتحانات ، درسا رو برداریم !_ یکی از درسهایی که برداشتم یک واحد عملی هم داره برای همین جمعا 19 واحد شد خداروشکر که برنامه این ترمم هم جفت وجور شد . امروز روز انتخاب واحدم بود که با وارد شدن به پورتالم برام تاریخ بیست وسوم رو مشخص کرد .خدا خدا میکنم بشه درسای مورد نظرم رو بردارم .خدا کنه از این 18 واحدی که مدنظرمه امتحان تداخلی یا تو یک روز نداشته باشم که همین 18 تا رو بردارم .چون دستم اونقدرا باز نیست.همش 29 واحدم مونده .از این 29 تا ،پنج واحد رو نمی تونم بردارم – چون پیش نیازش رو پاس نکردم وباید تو این ترم برشون دارم _یه 4 واحدی هم هست که غول درسای رشته امه ومی خوام برای ترم اخر بزارمش دیگه چیزی نمی مونه .خدایا بشه طبق برنامه درسا رو بردارم عالی می شه . خوب این دوهفته نزدیک امتحانات هم تموم شد ومن خلاص .والا امتحانات یک طرف وجریان مزاحمت های شب امتحانی یک طرف. تو این سه سال مدام بوده ومدام منم اشتباه کردم وهی بخشیدم وهی بخشیدم وهی حماقت کردم وهی حماقت کردم ...والا دیگه از خوبیت نیست از یه چیز دیگه ست بلانسبت !...اون از یکی از دوستام که با وجودی که دانشحوی سال اخر محسوب می شه حتی نمی تونه با سایت فارسی یونی کار کنه واونم از مریم که فقط شب امتحان به یادمه وبقیه مواقع هم هیچی وتازه نبودش خیلی خیلی بهتر از بودنشه .( + ) جالبیش اینه که یادش رفته که بهم گفته فلان درس رو پاس کرده انوقت موقع کتاب دادن به من، من من می کنه .امروز هم قرار بوده جزو صنعتی 2 رو برام بیاره که دریغ از یه زنگ زدن . به خدا هی پشت دستم رو داغ می کنم که این کاررو نکنم ولی نمی شه .جزو می دم کتاب میدم خودم هم هی باید تماس بگیرم برای برگردوندنش تازه اونم نه بصورت اولیه هر جور دلشون خواستن با جزوام تا کردند .واسه همین این یکی دو روز چون می دونستم اونم زبان تخصصی2 داره تلفنش رو جواب ندادم .دریغ از یه تماس تو یونی که بگه برام جزو هام رو اورده ! ...یعنی من درست می شم ؟ استرس امتحان فردا رو دارم .دیشب نتونستم تست چیزی رو که خوندم بزنم ! همینجور بروبر داشتم فقط نگاهشون می کردم . یعنی من از خوشحالی الان میخوام پام رو بکنم تو حلقم ! _ گاهی از ناراحتی اینکاررو با بقیه می کنم _ یه کتاب 500 صفحه ای بخونی برای نمره نهایت بیست .دیشب به شوشو می گم خداییش قطر این کتاب وحجم مطالب عین هم ودر عین حال گسترده اش رو ببینه... یعنی ادم این وبخونه برای بیست... خب باید نمره اش حداقل صد می بود...امروز خیلی خیلی عالی همین کتاب رو پاس کردم خدا بخیر کنه امتحان پس فردا رو خانم استاد ( کیانا جون ) تولدت مبارک ! کامنت دونی پست اسپری برنزه کننده برای دریافت اطلاعات شما بازه هااااا دیشب وارد پورتال یونی ام شدم وخبری از کارت ورود به جلسه نبود ! امروز هم دوباره چک کردم .اخه جای تعجب داشت من از روز شنبه شهریه رو واریز کرده بودم وباید الان کارت ورود به جلسه رو نشون می داد ومن می تونستم پرینت ازش بگیرم برای سر جلسه امتحان رفتنم . بعد دیدم ای داد بی داد... دارم اشتباه می کنم ...رفتم تو مسیر درست واز فلان جای پورتال تونستم کارت نازنینم رو رویت کنم .کافی یه پرینت ازش بگیرم که خیالم برای روز شنبه راحت باشه .محل برگزاری ازمون رو هم ( شماره صندلی ) رو از سایت گرفتم وخیالم راحت ه . غزلک جون خیلی برات خوشحالم که ارشد اونم تهران قبول شدی موفق باشی عزیزم .اینم کامنت دونی برای اینکه دنبالش تو ارشیو گذشته ام نگردید ! شوشو رفته باشگاه ورزشی هفتگیش منم مثلا دارم درس میخونم ! در راستای پست قبل . امروز بعد از کلی تماس وتماس کشی ، شب براش تونستم حداقل ساعت امتحانات رو دربیارم .جدیدا شماره صندلیمون رو از تو سایت می بینم ونمیخواد بریم یونی از تو بردی که جلوش جمعیت وول میزنه نگاه کنیم ( اینم دستاورد تکنولوژی !!) وقتی شماره صندلی ومکان ازمون دوتا درس ترم تابستونی خودم رو دراوردم دیدم ساعت امتحانها رو هم نشون میده برای همین بهش زنگ زدم که کمتر استرس داشته باشه وبدونه امتحانش چه ساعتیه تا وقتی بتونه پورتال کوفتیش رو بره باز کنه .حالا امشب زنگ زده ومی گه یکی بهش گفته دوواحد اشتباه برداشته !!! خب همون اول دانشجویی برنامه نه ترمه ولیست دروس عمومی رو برامون تو سایت گذاشته بودند ومن لیست واحد های رشته ام وهمینطور دروس عمومی رو همون موقع از سایت گرفتم .دروس عمومی از 5 گروه تشکیل می شه که از هر گروه یکی یا دوتا درس باید انتخاب بشه ...همین... به همین راحتی .طفلکی از یه گروه ایی که فقط باید یه درس انتخاب می شد دوتا برداشته .می گه چیکار کنم ؟.می گم چاره ای نداری پولت که رفته من بودم اون درس رو امتحان نمی دادم ولی بهت تجویز نمی کنم – از بس استرس داره وشکاک ه ادم می ترسه _ خلاصه اومده شش واحد برداشته که دوتاش عملا بیخودیه .دلش هم تاپ تاپ می کنه که چرا مسوول کافی نت اشتباه کرده .می گم دختر خوب اون فقط بلده برات انتخاب کنه اون که نمی دونه تو بایدی چی برداری وچی برنداری؟ بعد می گه من از ترم تابستونی شانس ندارم ...خب من چی بگم اونوقت ؟! اگه میام اینجا ویه چیزی می نویسم همچین نیست که صدام از جای گرم بلند بشه.می دونم اتفاق خبر نمی کنه یا می شه ادم در عین زرنگی گاهی کم شانسی بیاره یا کلا از ادمهای دور وبرش که خودش انتخاب نکرده ( مثل خانواده وفک وفامیل ) شانس نیاره .من همه اینا رو می دونم برای همین برام جای تعجب می مونه کسی که کلا استرس داره _ یادتوه باشه استرس خیلی با برنامه ریزی ورعایت برنامه فرق می کنه _ واطلاعاتش کمی کمه وهمسری هم نداره که اینجور مواقع کمکش کنه باید بذاره واقعا دقیقه نود به فکر واریز شهریه وباز کردن پورتالش بیفته ؟ اونوقت ببینه رمز عبورش هی ارور میده واین اتفاق بارها وبارها تو این سه سال براش افتاده تازه استرس هم داره ومثلا حواسش هست ؟...نه واقعا این اتفاق یهووی از شانس بد یکی براش میافته ؟ اونم چند بار ؟ اونم برای ماهایی که دیگه باید خجالت بکشیم ومثلا خودمون سال اخری محسوب می شیم ودیگه ارج وغرببمون تو یونی خیلی بالا رفته ؟...ها ؟ 500 صفحه درس مبانی جامعه شناسی خوندن یه طرف این یکی دوخط یک طرف افرادی که وضعیت "نامطلوب" را تحمل می کنند شاید پی به وجود وضعیت مطلوب تر نبرده باشند .ممکن است باورهای سنتی به آنان چنین القا کرده باشد که تقدیرهمین است وآنان نباید زندگی خود را زیر سوال قرار دهند یا برای تغییر آن همت گمارند. سایت بهم ریخته بود ودسترسی به پورتالم نداشتم .تا اینکه یکی دوروز پیش که سایت رو باز کردم دیدم همه چی مرتبه .تاریخ امتحاناتم همون 12 ام و14 ام شهریور ه وشهریه ام مشخص شد وباید اول هفته دیگه واریزش کنم .همون دوسه روز پیش به الهه هم خبر دادم که تنها درسی رو که مشکوک بوده نمره اورده _ بهم شماره دانشجویی ورمزش رو اس زده بود _ خیلی خوشحال شد ومنم از خوشحالیش شاد شدم وخیال جفتمون راحت هر دوتامون کل درسهایی رو که برداشته بودیم پاس کردیم .امروز هم دیدم که یه امکان دیگه برامون فرام کردند اونم دسترسی به کتابخانه دیجیتال. من عاشق درس خوندنم ولی نه اینکه بخوام خیلی خرخونی کنم یا شاگرد اول باشم .درس خوندن یه جور تفریح وداشتن اوقات فراغت برام محسوب می شه .برای همین نه اونقدری برای داشتنش رو جنبه های دیگه زندگیم فشار وارد می کنم نه بخاطر اون جنبه های زندگی، ازش غافل می شم .می دونید یه جایگاهی داره که نمی شه بگی اول ه یا دوم . سعی ام همیشه بر این بود تا جای ممکن برای هیچ کاری از جنبه های دیگه خونه داریم نزنم .درست مثل بقیه .مگه خسته باشم یا مریض که خب طبیعیه دیگه ما هم استراحت می خوایم وتعطیلی .درس هم برام چیزیه که به خودم باشه دوس دارم تا اخر عمرم در گیرش باشم .رو تنها چیزی هم که حس رقابتم تحریک می شه وبه قلیان می افته درس واطلاعات علمی و...همین چیزاست وگرنه نه اهل حسادتم نه حتی غبطه خوردن ...که خدا رو برای داشتن هردوش خیلی سپاسگذارم .میدونم حسادت چه به سر زندگی وادما میاره .تازه همون غبطه رو هم ندارم چون به نظرم وقتی یه چیزی برات خوب وخوشایند اومد دیگه غبطه خوردن کار جالبی نیست باید به دستش بیاری _ فکر کردید اون نوشته های ستون کنار وبلاگم الکیه ؟_ برای همین عملا برای من غبطه خوردن هم وجود نداره . ولی تا دلتون بخواد عاشق رقابتم اونم جوری که فقط خودم می فهمم البته رقابت تو اطلاعات عمومی ودرس خوندن ومعلومات بالا بردن... فقط تو درون خورمه ...کافیه از مقام تحصیلی یکی حال کنم وخوشم بیاد بیشتر فوکوس می کنم رو درس خوندنم وبیشتر باهاش رابطه احساسی برقرار می کنم . خواستم بگم الان تو رابطه احساسی شدیدی با دوتا کتاب هستم ودیشب تا جایی که برنامه ریزیم می گفت پیش رفتم. خدا تا اخر این هفته وهفته بعد هم یاری کنه که قصوری نداشته باشم . بچه که بودم مامانم با وجودی که خانه دار بود به روز شنبه می گفت شنبه گشاده ...حالا نمی دونم چرا تو یه همچین روز گشادی باید همه برنامه های ادم از این شنبه کذایی شروع بشه ! قرار درس خوندنم از این شنبه به مدت دوهفته ست چون بعد دو هفته بازم همین روز شنبه گشاده امتحان دارم . سایت گلستان که برای باز کردن پورتال شخصیمون استفاده می شه کنفیکون شده وبهش دسترسی ندارم ولی زیاد نگران نیستم چون می دونم نزدیک امتحانات درستش می کنن که حداقل شهریه ترم رو ببینیم وواریز کنیم .معدل ترم گذشته رو نمیدونم ومی خواستم ببینم نمرات تایید نهایی شده که معدل رو هم زده باشن یا نه ؟...فعلا که دسترسی مقدور نیست .مشکوکم به تاریخ امتحانم .نمی دونم 12 ام بود یا سیزدهم ؟_ موقع انتخاب واحد تابستون ، دندونه تاریخ واضح مشخص نبود _ دیشب قبل از رفتن به مهمونی افطاری شوک لازم بهم وارد شد!... قبلش با کتابفروشی هماهنگ کرده بودم وهمچین سر به زنگا رسیدم که داشت درب مغازه اشو می بست .کتاب جامعه شناسی 500 صفحه ...یعنی داشته باشه.من همش دو هفته وقت دارم برای کتابهایی که تا بحال چشمم هم بهش نیفتاده .روزی صد صفحه باید جامعه بخونم ویه درس هم زبان .اینجوری هفته اول یه بار هردو کتاب تموم می شه .مساله اینه که نوع درس خوندن من کلا دور اول رو خوندن محسوب نمیکنه وداره تو مغزم دسته بندی میکنه .تو هفته دوم هم که یک بار می خونم .ولی در اصل این دودور کردن برای من یک دور محسوب می شه .من همیشه کتاب رو همینجوری بدون اینکه سعی کنم مطالبش رو حفظ کنم میخونم که بفهمم در مورد چیه وبتونم تو مغزم دسته بندیش کنم .من بهش می گم خوندن روزنامه ایی ومتاسفانه تا این خوندن سرسری نباشه خوندن بعدی عملا می شه همون خوندن سرسری .وقتی اینجوری خوندنم دور بعدی که برای من دور اول محسوب می شه قدرت یادگیری بالاتره .یه چیزه دیگه هم تو درس خوندن من هست هیچ وقت سعی نمی کنم رو یه مطلبی اونقدر کلید کنم تا حفظ بشم .باید بخونم وبرم جلو وبعد دوباره بهش نگاه می کنم ودوباره میخونم میرم جلو تا خودش نم نم تو مغزم بشینه ! ...حالا منم ودوهفته ودوتا کتاب هم هیکل خودم ! 1_ صب با خواهری رفتیم کارای ارایشگاه ببینیم .از بس این دختر وسواس ه . برعکس من که فقط نظر خودم تو این جور مواقع مهمه اون دوس داره با یکی دیگه بره که همه چی رو تایید کنه .خب داره یکی از بهترین ارایشگاه ها رو انتخاب می کنه .بهش می گم هردوشون خوبن .بله خره تو نیکادل تصمیم گرفت که ارایشگاهش همین باشه وبیعانه هم داد وخلاص. 2_ سرراه یه استیون گرفتم وچند تا کاتالوگ محصولات بهداشتی مارک های معروف وبه نام که تو خونه کمی مطالعه کنم وبعدش تو نت هم تحقیق کنم برای بعدا . 3_ امشب افطاری دعوتیم اونم تو باغ .اگه یادتون باشه همون باغی که مهمونی تقدیر از معلم ها رو توش برگزار کردن برای روز معلم _ شماره 2 _ پارسال هم برای روز معلم دعوت بودیم .شوشو می گه کاش ازش می پرسیدم ساعت چند اونجا باشیم ؟...می گم خاک به سرم ...برای افطار که تابلو معلومه باید موقع افطار که ساعت مشخصی هم هست اونجا رسیده باشیم . 4_ امروز از الهه متوجه شدم که کتاب جامعه شناسی رو که دست یکی بود نتونسته بگیره _ ای وااااای _ گفتم اگه بشه عصری کمی زودتر بریم بیرون که یه سر برم خونه الهه که نزدیکای یونی ست وکتاب رو ازش بگیرم وهمین که زنگ بزنم کتابفروشی همون جا ببینم این کتاب رو داره یا نه ؟ مهم نیست، کمکیش هم پیدا بشه خوبه . من برای امتحانات تمام تستی فقط تست می خونم وخلاصه درس رو ! میخواستم امروز صب برم که شوشو گفت ما که شب باید بریم سمت طرقبه خب از تو بزرگراه می رسونمت خونه الهه وبعد هم کتابفروشی یونی که خیالت راحت بشه وبعد می ریم افطاری. 5_روم به دیفال ! ست تو دستشویی من بخاطر کاشی هاش آبی رنگه .یعنی از آت آشغالای جلوی آیینه بگیر تا حوله وسطل زباله وگلاب به روتون برسش تا اون کف پوش توش که برای جلوگیری از سر خوردن انداختیم وهمینطور دمپایهاش ابی رنگه .تنها چیزی که هر چی تو نخش بودم ولی پیدا نکردم دستمال توالت آبی رنگه! صورتی دیدم ولی آبی نه ...نمیدونم شما دستمال توالت آبی دیدید ؟ چه مارکی ؟ تو هایپر مارکتا هم چشمم نیفتاده .کلید کردم به اون که اونم آبی رنگ بشه . چاره ای نیست .می دونم درس مورد نظر ارائه نمی شه .این ترم تابستون اولین ترمیه که همچین مسخره بازی از خودشون دراوردن .قبلش اعلام کردن که دروس عمومی ودروس سه ترم اخر مقطع کارشناسی ارئه می شه .هیچ وقت از این جینگلوک بازیها نبود .برعکس ه من دلم میخواست درس حقوق بازرگان رو بر می داشتم نه زبان تخصصی 2 .ولی چاره ای نیست .شش واحد چیه که بخوام منم عین سایت وتصمیم یونی ، ناز کنم .میخونمش به کوری چشم دشمنان اسلام ! امروز روز انتخاب واحد ترم تابستون بود .با وجودی که تعداد واحدام طوریه که تو دو ترم تموم می شه ولی ترجیح میدم درسام رو سبک کنم .دوتا درس مد نظرم بود که قرار بود یکیش رو با الهه مشترک برداریم که موقع امتحان باهم باشیم ودرسامون باهم پیش بره واون یکی دیگه رو من حقوق بردارم اونم توسعه که حقوق رو الهه پاس کرده بود وتوسعه رو من ! زنگ زدم به الهه که با بچه نره بیرون وخودم براش انتخاب واحد کردم. درسایی که میخواستیم بغیر از یکیش ارائه نشده بود ولی امکان داره تا اخر فرصت انتخاب واحد درسای مورد نظر هم ارائه بشن . خب الهه درس عمومی زیادداره ومن هیچی ندارم مجبور شدم برای الهه سه تا عمومی بردارم وبرای خودم یکی همون درسی که میخواستم شد وبه جای حقوق زبان تخصصی دو برداشتم .موافقم نیستم زبان رو تو ترم تابستون بردارم اونم بدون امتحان میانترم ولی فعلا برداشتم که شش واحد پر بشه .امیدوارم تا اخر فرصت انتخاب واحد درس هایی که میخوایم ارائه بشه تا هم درسای خودم رو تغییر بدم هم مال الهه رو .انگار نمی شه بدون دغدغه انتخاب واحد داشت . من خیلی ادم مثبتی ام ولی تا جایی که خودم رو گول نزنم .هر چند الهه بهم می گه بازم نباید در حدی هم که مطمئنم، بخودم انرژی منفی بدم .تو امتحاناتم از پیشرفته یک می ترسیدم .دوتا از امتحانات که تمام تستی بود وخیالم راحت .تازه خیلی سری نمراتش هم اومد یکی از امتحانات سختم هم که 5 نمره میانترم داشتم !! وفقط مونده بود همین پیشرفته لامصبی.چندروز پیش سری به پورتال یونی زدم وخبری نبود ویکی دوروز هم هی قسمت نمی شه تا امروز ...دل تو دلم نبود وقتی شماره دانشجویم رو زدم وبعد هم رمز ووارد پورتال شدم وانتخاب کردم و...بعله ...همه درسا رو پاس کردم .ای جووووووووووونم به قول ظفر تو سریال درپیتی عاصی _ از شبکه ام بی سی _ عزیززززززززززززمی میدونم که از الان اونم برای من دقیقه نودی خیلی زوده درمورد ارشد صحبت کنم _ امتحان ارشد دانشگاه ما تو اخر اردیبهشت برگزار می شه _ولی این دلیل نمی شه بهش فکر نکنم .پی دی اف دفترچه سال 90 رو تو داکیومنتم دارم .دانشگاه ما رشته زیاد داره ولی سه تا از رشته هاشو من دوس می دارم _ بخاطر یه سری مسایل فقط رو یونی خودم تمرکز کردم ونمیخوام به ازاد یا دولتی فکر کنم _ متاسفانه یونی ما ارشد حسابداری رو نداره بعد از حسابداری، من اقتصاددوس دارم هر چند می دونم دوزار نمی ارزه !! دیشب سایت انتخاب واحد یونی رو باز کردم .شروع انتخاب ترم تابستون رو از 26 ام زده بود وقتی وارد پورتال شدم .برای من زد تا اخر همین ماه یعنی 30 ام می تونم انتخاب واحد کنم .واحد هام طوری ه که می تونم تو دوتا ترم آینده تمومش کنم وهمون هشت ترم قال قضیه رو بکنم .ولی خودم ترجیح میدم شش واحد کمتر بشه بهتره .از فردای خودم خبر ندارم که ...هر چی سبک تر کنم خیالم راحت تره .بیخیال شهریه ثابتش اعصابم اینجوری آرومتر می مونه . روزای نه اینوری نه انوری مربوط به یونی ادامه داره ...خب من فقط به نتیجه یه امتحانم مطمئن نیستم وباید طاقت بیارم برا ی اومدن نتایج .خوبیش اینه که همیشه قبل از انتخاب واحد نمرات ترم قبل اوکی شده .امیدوارم که نخوام ترم تابستون درسی رو بردارم که ترم قبل نتونستم از عهده اش خوب بربیام .خوبی یونی ما اینه که ترم تابستون کلاس نداره .یعنی کلا تو طول ترم هم می تونی کلاس نری چون حضور وغیاب نداره ورفتن سر کلاس اختیاریه فقط بعضی از استادهای گیر ! موظفت می کنن که بری سر کلاسون وبرای همین حضور وغیاب هم می کنن ومی گن اگه سر کلاسا باشی شاید دراخر برای نیم نمره کم داشتن یه الفاقی هم بهت بکنن !.فعلا که منتظرم . همیشه بعد از امتحانات به یه پوچی موقت می رسم.یکی دوروز بعدش خیلی خوش ام ...بعدش خونه رو مرتب میکنم یا خرید انجام می دم وبعدش....بعدش می شم یه ادم بیکار بی حوصله دمق که له له میزنه برای روز وشبای امتحانش ! نتایج امتحانات تمام تستی خیلی زود میاد.اگه تعداد امتحانات وروزای اون زیاد باشه گاهی قبل از اتمام امتحاناتت نمره اولین امتحانت بشرط تمام تستی بودن میاد.اونهایی هم که تستی تشریحی هستند که می مونه تا تصحیح اون توسط استاد ولی بازم نمرات تستیش سریع میاد.از نمره یکی از اولین امتحاناتم می ترسم .چون تمام تشریحی بود وفقط 4 نمره از میانترم نمره دارم .جالبیش اینه که زبان تخصصی رو شدم 18 انوقت تفسیر رو شدم 60/16 .کلا من با درسای عمومی مشکل دارم .تازه امتحان زبان تخصصیم با میانه 2 که مهمترین درس ویکی از مشکل ترین درسای رشته ام پشت سر هم بوده و هر چی زبان میخوندم باید درس میانه رو هم میخوندم .ولی تو کف تفاوت نمره اش با درس عمومی تفسیرم موندم ! می دونید من با مهربونی وگذشت کردن اصلا مشکلی ندارم ولی یه جاهایی این کار ادم عین حماقته ! می دونم که ارضا کردن حس کمک کردن وهم نوع دوستی برای روحیه وبهتر شده حس خود ادم خوبه ولی تاجایی که به ادم ضرر نرسونه و باعث اشفتگی روحیه ادم نشه .نزدیک امتحانات ایامیه که ادم بهتر دوست واز شبه دوست شناسایی می کنه .اون از نفیسه که خیلی وقته باهام تماس نگرفته اونوقت دقیقا شب امتحان اس می زنه که کتاب تربیت بدنی دارم یا نه ؟ دیشب یکی از بچه های دانشگاه زنگ زده که بیاد جزوه های دست نویس من وبگیره !! یعنی دیشب هاااا_ تاحالا نمیدونم چیکار می کرده؟ بعد که ادم نمره میاره ودرسش رو پاس می کنه هی می گه خوشبحالت خب تو زرنگ بودی ، نخیر من زرنگ نبودم منم شب امتحانی بودم وفقط یه هفته خواب وبه خودم حروم کردم _ بهش می گفتم که می دونی که فردا شب امتحانه _ خودش همون درس رو امتحان داشت _ وخیابون سمت خونه ما هم یک طرفه تا بیای بگیری وببری فتو بزنی من وجون به لب کردی بعدش هم اینا خلاصه نوشته شده های خودمه واگه جزو نداشته باشی یا حداقل یک بار جزو رو نخونده باشی شاید اونقدرا نفهمی چی به چیه ؟خلاصه بعد از کلی حرف زدن دلم به رحم اومد وبهش پیشنهاددادم بیاد خونه امون وبه جای فتو زدن همونا رو بنویسه واگه اشکالی هم داشت من بهش می گم فقط به شرطی که زیاد با هام صحبت نکنه وبزاره منم درس بخونم ._ مثل خر کیف کرد وکلی تشکر واینا ..._ منم بدون تعارف کمی به خودم رسیدم وکتری گذاشتم وگفتم هیچ کاری نمی کنم اینجوری تمام وقتم به تو اشپزخونه رفتم برای اب طالبی درست کردن وبستنی سرو کردن می گذره وبعدش هم باید اونا رو شورموجابه جا کنم ، می شینم ودر حد یه کافی میکس پذیرایی می کنم میدونه که تو خونه من مامانی وجود نداره که من نخوام از سر درسم بلند نشم ! سرتون رو درد نیارم اصلا از حس کمکی که بهش کردم ناراحت نیستم .ولی از دست ادم هایی که فقط دقیقه نود اونم مواقعی که خرشون تو گل گیر کرده وبهت نیاز دارن متنفرم .می بینم اومده با یکی دیگه اونم بدون اطلاع به من خودش جزو دوستان نیست اونوقت کسی رو با خودش اورده که من تو دانشگاه محلش نمی ذارم از بس خنگول واحمق وحرفای چرت می زنه .دوساعت نشستن تا بنویسن ویه جورایی رفع اشکال کنن وخداییش تا حدی هم وقت من گرفته شد ولی حس انساندوستیم ومعرفتم رو خواستم ارجح بنهم انوقت دیشب بهش اس زدم تا امروز صبح موقع امتحان جواب اس من ونداده نزدیک ساعت امتحانی رفتم سمت جایی که باید امتحان بدم می بینم اونجاست می گم دیدم امروز هم جواب اسم و ندادی فکر کردم از امتحان دادن منصرف شدی .بعد اخر امتحان هم عین گاو رفته بود واون دوست سریش دیشبش رو قال گذاشته بود که می خوااست خودشو رو بهش بچسبونه تا یه مسیری رو برسوندش .همین مریم یک بار تو عمرسه ساله دانشجویی یه تعارف به من نکرد برای رسوندن البته منم فقط یک ترم بی ماشین بودم وبعدش ماشین گرفتم ولی اون که نمیدونست _ برای اینکه دست مانور دادنم پایینه !!_ از عید که عهد بستم هیچی رو تو دلم نگه ندارم تصمیم دارم چند ساعت بعد یه موقع مناسب بهش زنگ بزم وجریان دیشب رو بهش بگم .بهش بگم که من رسم ندارم با هرکی رفت وامد داشته باشم اونم از بچه های یونی که فقط تو یونی اند وحتی با هم اشنا وهمکلاس همیشگی نیستیم چه برسه به دوست .فقط منتظرم تایم خوبی بشه تا بهش زنگ بزنم .مردم واقعا پررو اند این همون دوست ماریا تو اون امتحان کذاییه. اخرین امتحانم امروز بود که شکر خدا ختم به خیر شد. 1_ مردم می خوابن که حالشون بهتر بشه وسر حال وقبراق بیدار بشن اونوقت من خوابیدم ونیم ساعتی هست که بیدار شدم اونم با سر درد ! 2_ از هفته دوم خرداد در اصل تو شبای امتحانی بودم با این وجود تا جایی که می شد وهمین که خودم خسته نشم تو شبای امتحان همه کارا خونه رو انجام می دادم بجز شب امتحان که از بیرون وددر رفتن منصرف شدم وشوشو رو قانع کردم بهتره برای خودش برنامه بچینه که منم تو خونه درس بخونم .کارای خونه سرجاش انجام شده وپنجشنبه وجمعه ها هم بغیر از یکی دومورد ددر به همراه شوشو هم بوده که یه وقت احساس نکنه تو فشار گذاشتمش همین که خودم هم تا این حد می کشیدمم وانجام دادم . 3_ دیشب شوشو شام از بیرون برامون گرفت طفلکی گفت حاضر بشیم که بریم بیرون بخوریم ولی یه بیرون رفتن مصادف بود با حداقل دوساعت از دست دادن وقت من .البته تو اون دوساعت منم سریال عاصی نگاه کردم ودرس نخوندم ولی تو ایام امتحانی اگه درس هم نخونم ترجیح می دم تو خونه بمونم تا برم ددر . 4- ناهار امروزم حاضر بود یعنی دیشب درستش کردم که خیالم راحت باشه .سرراه هم به خاطر خرید خیار گوجه ودرست کردن سالاد شیرازی برای ظهر، کلی خرت وپرت دیگه هم گرفتم .اومدم تو خونه وفقط گذاشتم تو یخچال والا فرصت جابجا کردن وشستنشون رو ندارم _ گوجه وبادمجون وکدو – ولی میوه ها روشستم ، شام شب هم اماده ست .برای همین از خواب بعد از ظهری که بیدار شدم ظرفا رو چیدم تو ماشین ویه چای دم کردم ویه قرص مسکن خوردم که بعد از اپ کردن اینجا کمی درس خونم در حد خلاصه نویسی ها دستی خودم . 5_ لعنتی وقتی از خواب بیدار می شم حداقل نیم ساعتی گیج می زنم .برنج رو هم خیس کردم ویه بسته هم مرغ گذاشتم بیرون که تو تایم های استراحت درس خوندنم ناهار فردا رو اماده کنم که فردا خیالم از این بابت راحت باشه .واقعا دهنم صاف می شه که هوای گرم اونم قبل از ظهر بیرون باشم .از اونجایی که هر گونه خوردن اب میوه وبستنی برام غدغنه امروز بعد از دهن صاف شدنم تو راه وپشت فرمون همین که اومدم خونه یه شربت ابلیمو مشتی با قند رژیمی درست کردم وگذاشتم تو فریزر برای فردام واز فرط تشنگی یه لیوان بزرگ شیر سرد رو سر کشیدم وحالش رو بردم _ به ندرت شیر میخورم مگه شبای امتحان هوسم کنه وبا قهوه برای خودم درست کنم _ ورو مبل ولو بودم تا شوشو بیاد وناهار بخوریم وبخوابم . 6_ فردا رو بخیر بگذرونم هنوز نگران امتحانیم که خرابش کردم که هم نیاز این امتحان فردامه یعنی خدای نکرده اگه اون پاس نشه حتی امتحان فردا رو پاس کنم نمره ام رو قبول نمی کنن .کاش یه قانون می ذاشتن که حالا ادم درس قبل تر رو پاس کرده به میمنتش هم نیاز بعدیش رو هم براش پاس کنن نه اینکه اینو بیفتم اونو ازم قبول نکنن ! امتحان امروزم که عالی بود اینروزا مثل روزای عادی دیگه ظهرا می خوابم که برای درس خوندن شبانه ام انرژی کافی رو داشته باشم جسمن تو خوابم ولی هوشن ؟..نمی دونم ...دائم تو خواب مغزم در حال محاسبه ست .امتحان فردا که هیچ... ولی از امتحان پس فردا می ترسم... خیلی می ترسم مغزم دائم در خواب وبیداری موقع تی وی دیدن محاسبه می کنه وبهره پرداخت می کنه یا سهام خزانه خرید وفروش می کنه واز اخر هم میخواد صورت وجوه نقدش رو بنویسه وتراز کنه هر چی بهش می گم استوپ به گوشش نمیره وقتی درس دیگه ای میخونم خوبه ولی همین که بیکار می شم یا می خوابم یا تی وی می بینم شروع میکنه به محاسبات پیچیده اش می ترسم بپوکه مغز بیچاره ام ! یونی ما خیلی مزایا داره که شاید تا همین الان کمتر دانشگاهی همچین مزایای داشته باشه. برنامه کلاسی تو سایت انلاینه وبیشتر مواقع – اگه وارد کننده اش تنبلی نکنه یا استاد به موقع خبر بده _ عدم تشکیل کلاس رو می تونی قبل از یونی رفتن تو سایت چک کنی وبیخودی نری یونی .امتحانات سراسریه یعنی درست عین کنکور هر رشته ای هر درسی رو تو کل ایران در یک روز ویه ساعت امتحان می ده .می تونی خیلی متشخصانه اسم کلاس وشماره صندلیت رو موقع امتحانات از تو سایت یا از طریق اس ام اس نگاه کنی .خیلی از اخطار ها مخصوصا عدم واریز شهریه اس ام اسی برات میاد وبهت گوشزد می کنه . از انتخاب واحد تا موقع امتحانات تو وقت داری که شهریه ترم رو واریز کنی موقع امتحانات بغیر از کارت دانشجویی ت یه برگه ورود به جلسه ازمون رو باید از پورتال شخصیت از سایت بگیری که توش عکست وتعداد امتحاناتت وزیر ش هم مقداری بدهیت به دانشگاه معلومه که اگه موقع امتحانات زیر این برگه ورود به جلسه صفر ننوشته باشه _ یعنی بدهیت صفر نباشه – نمی ذارن سر جلسه امتحان حاضر بشی چون یه مدت طولانی رو بهت وقت دادن که شهریه رو به حسابشون واریز کنی . می تونی سر کلاس نری یا امتحان میانترم رو ندی یعنی ازادی عمل داری .برای همین تو یه همچین شرایطی بار درس خوندن خیلی بیشتر رو دوشت می افته . عیب اصلیش اینه که باید کل کتاب رو بخونی حتی بهترین جزو رو داشته باشی بازم معلوم نیست طراح سوالت کی باشه ؟شاید استاد خودت طراح سوالات باشه ولی نمی دونی سوالات اون کی پخش می شه؟ عین یه مخزن که سوالات داخش ریخته میشه واز خروجی اون سوالات برداشته می شه وتو اصلا نمی دونی چی به چی ؟ یعنی عین دانشگاه های دیگه که استادت طراح سوالات هست وراحت از جزو داده شده توسط خودش سوال طرح می کنه اینجا خبری نیست.خدایییش بیست گرفتن تو یونی ما یعنی اخرش یعنی شاگرد زرنگ . خب معایب ومزایای دیگه ای هم هست که بعدا در موردش می نویسم. من که از خودم خبر دارم من که خودم رو گول نمی زنم میدونم تا چه حد رفیق باز ومهربونم .ولی این ومی دونم هر چیز زیاد داشتن ،دلیل بر بهتر بودن نیست گاهی می شه حماقت .وقتی یکی از دوستای یونی که نسبتا با هم صمیمی بودیم بعد از چند ماه بی خبری فقط اس میده که کتاب تربیت بدنی داری؟ باید جوابش فقط یه کلمه نه باشه _برای اینکه بدونید فردا هم موقع امتحان کادو عیدش رو براش می برم .از عید هیچ کلاس مشترکی با هم نداشتیم واسه همین تا همین الان رو دستم مونده .این و گفتم که بدونید بی خودی بهش نه نگفتم _ من همینجا اعلام می کنم از دست خودم خسته شدم .درسته که تیز هوش نیستم ولی نسبتا شاگرد زرنگی ام شاگرد زرنگ تنبلی که بخصوص ترم های دوم سال از زیر درس خوندن شونه خالی می کنه که شاید شانس بیاره یا معجزه ای بشه ._ من توقعات ما فوق بشری ندارم فقط میخوام از نصف هوشم استفاده کنم _ اونم برای دانشگاهی که همه می دونن نمره اوردن تو امتحاناتش کار حضرت فیل ه .خب استاد که بهت جزو می گه خودش که طراح سوال نیست .سوالاتت طرح می شه توسط یه طراح یا استاد مجهول الهویه بعد این امتحان مدل کنکوری لعنتی نه حساب داره نه کتاب .کلی فصل سخت ومشکل هست می بینی طرف از پاورقی برامون سوال دراورده گاهی یه نکته یا موضوع رو چد بار تکرار کرده انوقت خدا نکنه تو اون مورد تو ضعف داشته باشی کارت با کرام الکاتبین ه. یعنی خیلی پشت سوالات طرح شده اصولی ننشسته خیلی فرق می کنه با دانشگاه های دیگه که استادت طراح سوالات امتحانیت هم هست واز کتاب قطوری که یه جزو چند برگی دستته سوال میاد وراحت می تونی دور کتاب خوندن رو خط بکشی وفقط به خوندن جزو استادت بسنده کنی. من همینجا با صراحت می گم که با وجودی که هنوز به شانس ومعجزه اعتقاددارم ولی از دوتا امتحان فردا وپس فردام می ترسم چون عمرا به قولی که اینجا نوشتم عمل درست وحسابی نکردم باز گذاشتم درسا رو شب امتحان وباز همون شبای امتحان هم از خوندنشون طفره رفتم وباز به نمرات متوسط دارم اکتفا می کنم ومثلا میخوام راضی باشم !! پامو تو حلقتون می کنم اگه بخواین واهی امیدوارم کنید . تونستم عقب افتادگی درسیم رو با تموم کردن یه کتاب بصورت پنجاه درصد تموم کنم ! خب تو هفته ای که گذشت باید دوتا کتاب رو تموم می کردم من تونستم فقط یکیش رو تموم کنم .یه هفته مونده وکلی تلاش برای خوندن همون کتابی که اصلا شروع نشده ومرور کردن همین کتابی که به زور تمومش کردم ! دوتا امتحان پشت سرهم در هفته اینده انتظارم رو میکشه . از روزی که امتحانم رو خراب کردم تا همین امروز روزام رو از دست دادم .خب روزی رو که امتحان می دادم جزو روزای درس خوندن وبرنامه ام نمی ذارم مگه امتحانات پشت سرهم .گفتم تا اخر هفته استراحت کنم واز اول همین هفته شروع کنم که حال وروزم زیاد جالب ومیزون نبود.دیروز خیلی خوشحال شدم که تو پورتالم نمره های میانترم دوتا امتحان بعدی رو دیدم وبسیارامیدوار شدم .زبان تخصصی شش شدم _ میانترم ها از شش نمره ست _ ومیانه 2 رو هم پنج جای شکرش باقیه که با نمره 5 یا 4 می تونم قبول بشم !!_ اینجوری می شم 10 دیگه... ویعنی پاسشون کردم می دونید چیزی که میخوام بگم اصلا تعریف نیست چیزیه که واقعا بهش رسیدم واعتقاد دارم واستاد ها هم می گن .من به هیچ معایب ویا مزایای دانشگاهمون کاری ندارم .ولی یه چیزی رو صددرصد بهش اعتقاددارم تو یونی ما نمره 18 گرفتن یعنی 118 گرفتن !دانشگاه دیگه جزو دارن استاد خودش سوال طرح می کنه چیزی رو طرح می کنه که روال ه یا بهش اشاره شده یا خودش درس داده .تو یونی ما سوالات ونمی دونی میخوان از کجاشون دربیارند ؟ یعنی باید رو کل کتاب الکی وپر اشتباهشون تسلط داشته باید تا روی یه جزو خوب وکامل یه استاد نمونه ! .برای پیشرفته ( درسی که داشتم ) بغیر از استاد خودم با استاد شادمان بصورت خصوصی با بقیه دانشجو ها کلاس برداشته بودیم .من نمی گم خیلی عالی خونده بودم ولی اونقدری بود که راحت ده تا چهارده رو بگیرم .بعد سوالی میاد که در حد یه اشاره بهش شده بوده واصلا کسی فکرشو نمی کرد از اون بیاد .سوالات یونی ما در اکثر مواقع آشغاله...دیشب که ساعت چهار صب رفتم بخوابم که خوابم نبرد ودم دم ای صبح با زنگ موبایل بیدار شدم ورفتم تو امتحان اولی ر...م ودومی رو هم شکر خدا خوب دادم که بیام خونه وبازم تو خواب عصری هی درمورد این امتحان خواب ببینم وروح وجسمم فرسایش داشته باشه وانگیزمو تا حدی برای امتحان بعدی از دست بدم والان هم همینجوری تو بی نظمی خونه که محصول یه نصفه روز نبودن منه بشینم غصه بخورم واروم نشم وبه فکر پیدا کردن استادش باشم . امروز امتحان داشتم اونم دوتا .نیاید بگید عیبی نداره که خفتون می کنم هااا امتحان اولی رو به شش گرفتن هم راضی ام در حدی که پاس بشه _ نمره میانترم دارم _ خودم با دست خودم یه سوال رو که حداقل ثبت هاش درست بود پاک کردم واشتباه نوشتم این که بماند بعدش هم از چیزی که اصلا سوال نمی ومد سوال داده بود یعنی دو روش بود که یکیش در حد فقط یه اشاره کردن بود اونم عین اب خوردن دقیقا زده بود همون اب خوردنه اومده بود که دهن ادم ویه جای دیگه ادم رو سرویس کنه !اونوقت من کلی سرمایه گذاری رو اون یکی دیگه روش کرده بودم که بعله دیگه فوت آبم وچی وفلان وهمیشه هم سه تا چهار نمره ازش سوال میومده اونوقت اینی بشه که نباید بشه از جلد دوم کتاب هم که اصلا انتظارش رو نداشتم وزیاد هم نخونده بودم بیشتر تونستم نمره بیارم تا از جلد اول . خدا نکنه یه دانشجو عین من تنبل باشه که زورش بیاد با کلی وقت ، درس بخونه .یعنی فکر کن اگه من از یک سوم وقت هام هم استفاده میکردم الان کجای یونی بودم ؟ 1_ فکر کنم تا مطلبم رو بنویسم ودکمه سند رو بزنم شده باشه روز یکشنبه در هر صورت الان دقایق اخر شنبه شب ه که دارم فیلم وعکسای تولد( شماره دو ) آرمین وآیلین خواهرزاده هام رو می ریزم رو لپ تاپ وبعدش هم رایت می کنم که فردا که میرم یونی واون سمتا هستم برای خواهری ببرم . 2- برنامه فردا صبحم اینه که برم وشهریه یونی رو بریزم والا الان دو ترم ه که زرنگ شدم ودیگه بعد از انتخاب واحد زرتی پول به حساب یونی نمی ریزم ومی ذارم لحظه های اخر !! یعنی الان باید بریزی چون کارت ورود به جلسه رو از سایت می گیری وتو اون اگه مبلغی بدهکار باشی نمی ذارن بری سر جلسه امتحان . 3- فردا _یعنی امروز _ بعد از کلاسم میخوام برم ارایشگاهی که موهام رو فرزده .راست وحقیقتش اصلا فرم اونی نشد که من میخواستم واون بهم قول داده بود. حداقل الان دیگه مطمئنم .پاکسازی پوستش که توسط خواهرش انجام شد عالی بود.میخوام موهام رو رنگ تیره کنم وبعدش هم پاکسازی پوست .گفتم رنگ وکه می برم ویه زدنش اونقدرا مهارت نمی خواد وتازه می گم که به جای شونه کردن موهای رنگ شده ، ماساژ بده وبعدش تا موم رنگ بگیره پوستمو پاکسازی کنه. وقتی فر زدم دو درجه رنگ موهام روشن شد .شوشو هم حسااااااااااس من همش چهارتا دونه موی سفید تو شقیقه هام دارم که اونم همین یکی دوسال پیداشون شده .دائم به سرم ور میره ومی گه چرا داره موهات سفید می شه ؟...بعدش همه دوروبری های من به سن من خیلی بیشر موی سفید دارند ولازمه که بهتون بگم موهای شوشو جان هم سفیده چون ارث داشته وبرای همین به این سن وسال 80 تا 70 درصد موهاش سفیده که من عاشق همین موهاشم وکلی هم تو خیابون جلب توجه می کنه ویه عده حتی فک می کنن موهاش مش شده 4_ بعد تمام اینا هم میخوام برم خونه مهسا بهش قول دادم . اخه اکثر مواقع بعد از یونی میرم خونه خواهری ولی این بار میخوام برم پیش مهسا اگه کارم تا ساعت نه شب تموم شد که خودم بر می گردم خونه وگرنه شوشو تو همون نزدیکی ها باشگاهه ومیاد دنبالم .قراره کمد لباس هاش وبهم بچینم ! ...مگه تعجب داره ؟!... 5_ تا ببینم از کارای امروزم همش تموم می شه یا نه ؟ باز روزهای نزدیک امتحانات وبرنامه ریزی درسی من ! برنامه درسی برای من یه الارمه اینکه وقتی بهش نگاه کنم بفهمم با نمره چند قراره اون درس پاس بشه ....همیشه طبق برنامه جلو نمی رم ولی خیلی هم ازش عقب نمی مونم .کلا ادم تنبلی هستم تو درس خوندن وفقط درسای اصلیه که می تونه من وساعت ها پای خودش بنشونه .تو درسای خوندنی سریع خسته می شم وهر نیم ساعت درس ، میفهمم کمی کم میارم وباید یه کاری غیر از درس خوندن انجام بدم .وقتی خیلی نزدیک امتحانات بشم کارای عصر خونه رو مابین درس خوندنم انجام میدم . یه مقدار درس میخونم بعد میرم ظرفا رو می شورم یا کمی درس میخونم ومیرم شام درست می کنم وهمینطوری تا هم کارای خونه تموم بشه هم من زیاد موقع درس خوندن خسته نشم .شروع برنامه درسی من از اول همین هفته بوده ! اون خطایی که کشیدم یعنی شروع برنامه برای امتحان بعدی .تعداد روزا مشخصه وشبای امتحان با رنگ دیگه ای مشخص شده .متاسفانه دوتا امتحانم تو یک روزه ودوتا هم پشت سرهم دارم .الان هم کلی از برنامه عقب هستم . برنامه درسی رو از داخل زدم به جا کتابی که چشمم همیشه روش باشه ! بعد از چندین بار دودر کردن یکی از کلاس های روز یکشنبه ام _ از سه تا کلاس این روزم یکش رو که عملا از اول نرفتم یکیش هم دوخط درمیون می رفتم که تصمیم گرفتم نرم وفقط کلاس پیشرفته رو می رفتم _تصمیم گرفتم که کلا بی خیالش بشم وبجاش کلاس شش تا هشت پیشرفته رو بندازم تو ساعت چهار تا شش ام _ دو تا سه تا کد کلاس ه پشت سرهم داره _ انگار بهم وحی نازل شده بود چون کلاس چهار تا شش ام برگزار نشده بود وکلا استاد نیومده بود وهر سه تا کد کلاسش هم برگزار نمی شد .تو بوفه نشستم وکمی جزو نوشته ام ویه چای هم خوردم تا ساعت چهار بشه وبرم کلاس .خیلی خوشحالم که این هفته فقط یکشنبه کلاس داشتم وهفته آینده هم که کلاس یکشنبه برگزار نمیشه ورفت تا هفته بعد ترش .هر چند اینا آرامش قبل از طوفان ه ( امتحانات ) درسته که امتحانات میانترم تموم شده ولی دقیقا از اواسط ماه دیگه امتحاناتم شروع می شه ویه جورایی اگه همین الان هم شروع به خوندن کنم زیاد وقت ندارم .کمتر از دوهفته تا اول ماه دیگه فرصت دارم وباید رو چهارتا کتاب هم تمرکز کنم .یعنی فکر خونه تکونی ونت گردی بیخودی _ بغیر از اپ کردن وبلاگم _ وسر به هوا بودن وهوس خرید کیف وکفش ومانتو وبازار گردی و... به کل از سر مبارکم دور کنم که یه وقت اخر ترم نزنم تو سر مهندس اتاق بغلی که این چه کاری بود کردی مژی ؟...نه ؟ من نمی دونم این چه درد ومرضیه که موقع درس وزندگی یادم از تمیز کاری خونه اونم در حد خونه تکونی میاد ! از دیشب هی می گم باید بعد از همین امتحان میانترم امروزم خونه رو بریزم بیرون ...انگار چقدر از عید گذشته ؟...اصلا مرض دارم ، دله درد دارم .حالا تو این هاگیرواگیر درس خوندن، همون هفته ای دوبار هم نظافتم به راهه هااا بازم گیر میدم . همیشه اخر هفته رو تا جایی که بشه به شوشو اختصاص می دم دوس ندارم یک روز تو خونه اس ببینه من دارم درس میخونم در صورتی که می شه این درس رو تو کل هفته پخش کرد وخوندش .می مونه شبای امتحانی که حتی شده در حد یه بیرون رفتن وشام با هم خوردن هم باهاش همکاری می کنم چون دیگه نمی شه تو اون شبا مهمونی داد یا حتی مهمونی رفت .تعطیلی های ما هم که فقط بخاطر عزاست هر چند که اگه به خاطر میلاد هم باشه زیاد فرقی تو اصل قضیه نمی کنه دیروز حال خوبی نداشتم وماریا هم سریع متوجه شد چون وقتی برای بار چهارم ازش خواستم برگه رو رو پاش بذاره واونم اونجوری برگه رو گذاشت منم سریع بلند شدم .تو کلاس بعدی بی مقدمه هم اومد سمت من ومنم گفتم که ناراحت شدم عذرخواهی کرد وگفت منظوری نداشته ! البته گفتم مساله تقلب کردن نبود ومن با ماریا عین الهه فصل ها رو قسمت نکرده بودیم ولی وقتی به جاش می رسه خانوم خیلی ادعاش می شه برای اون بیشتر بود ....وقتی رسیدم خونه یه اس از طرف ماریا داشتم که نوشته بود ببخشید چه فرقی برام می کرد که تو نگاه می کردی یا دونفر دوطرف ام .منم جوابش رو با ملایمت دادم وگفتم عیبی نداره عزیزم .ولی بعدش حس خوبی داشتم اینکه ادم دلخوریش رو بگه عالیه . الان کارد بزنی خونم درنمیاد .امتحان میانترم داشتم .یادم میانترم هفته گذشته سه درس رو من خودم وسه درس هم الهه .اونوقت امروز ....فقط بلدند از ادم چیزی بخوان مژی می شه یه سر بری تو سایت یونی وفلان جا رو ببینی ؟...مژی می شه حواست به برنامه کلاسی سایت یونی باشه وامتحانات میانترم رو به ما هم خبر بدی ؟...مژی می شه یه سری بری تو پرتال ما واسم ننه امون رو از رقیه به آناهیتا تغییر بدی؟!....یعنی همش برای کار وانجام یه سری چیزا دیگه ..چی مژی اینترنت داره ووارده وخب یه جورایی در بندش هم نیست _ همون خرفرض خودمون !_ .درسته که میانترم تشریحی بود ولی من چون بدون خوندن نرفته بودم ویه جورایی آمادگی داشتم لازم نبود از الف تا ی نوشته هاش رو کپی کنم .این دونفر دم به دقیقه هم کاراشون به من محول می شه یادم برای میانترم هفته گذشته کلی شاکی بودند که چرا پهلوی اونا ننشستم .من گفتم خب شماها میومدید کنار ما ....اصلا خوشم نیومد .الان بین دوتا کلاسام گفتم این وثبت کنم وآخرین داغ رو پشت دستم بزارم برای یه همچین افرادی .موضوع مساله تقلب کردن یا نکردن نیست اون حسی که اون موقع سر جلسه به من دست داد حسابی حالم رو گرفت قبلش گفتم ماریا اگه برگه ات رو بذاری روپات من کاملا می بینم اونوقت خانوم برگه سوالاتش رو گذاشته بود رو پاش بعد از چند بار گفتن برگه جوابها رو گذاشته رو پاش بدون اینکه فقط کمی سرش رو بالا بگیره .کاش فقط یه تقلب ساده بود ....کاش... وامیدوارم این اخرین داغ پشت دستم باشه . 1_ یه جورایی می شه بگی از دیشب هوا کمی خنک شده البته این خنکی برای من خیلی هم به چشم بیا نیست کلا از بهار زیاد خوشم نمیاد اون حساسیت وعطسه های مداومش یک طرف واین که بدونی بعدش یه فصل گرم میاد هم یک طرف .با این وجود بعد از بیرون اومدن از کلاس دیدم مثل اینکه یه نموره بارونی هم اومده .دیدم هوا هم بدک نیست یک مسیری رو که همیشه با تاکسی میام وپیاده اومدم .یعنی کلا تصمیم گرفتم این مسیر رو پیاده بیام ولی خیلی کم پیش میاد یا بعد از یونی میرم خونه خواهری وشوشو میاد دنبالم یا با ماشینم یا سرراه کمی کار دارم ویه جورایی دیر وقت می شه وتصمیم می گرم همین بیست دقیقه پیاده روی رو هم با تاکسی بیام . 2_ هوا عالی شده ولی همون یه ذره نسیم باعث شده بیشتر حساسیتم گل کنه وفخ فخ کنم ! سرراه از ساندویچی دوتا پیراشکی می گیرم یا یک کیلو سوپ !- بقدری این پیراشکی های 84 خوشمزه س که نگو _ 3_وقتی میام تو دیگه کوچکترین معطلی باعث می شه آبروم بره ! از بس این دوتا کلاس روز چهارشنبه ام پشت سرهمه که فرصت برای دستشویی رفتن ندارم وترجیح میدم همون چند دقیقه رو یه چای بگیرم وتو راه کلاس هول هولکی بخورم بعد کلاس هم که یادم میره چه کاری دارم؟ برای همین وقتی وارد خونه می شم فقط باید بالا وپایین بپرم تا بتونم لباس هامو دربیارم وقضای حاجت کنم اونم با کلی آخ اخ اوف اوف گفتن تو اون صاب مرده جا ...خوبه که دستشویی تهویه داره واحتمال میدم صدام تو سر وصدای تهویه گم بشه وگرنه ادم می مونه تو خونه اپارتمانی چطور چشمش به چشم همسایه بیفته ! 4_ حوصله هیچ کاری ندارم ظرفای ظهر تو سینکه فقط یه کاسه از اون سوپ رو برای خودم کشیدم وخوردم ! گرسنه ام نیست حس می کنم مغزم کشش نداره !خب شام که گرفتم وظرفا رو هم از اخر میذارم تو ماشین . 5_موقع رفتن به یونی رو یه تیکه کاغذ خیلی مودبانه نوشتم که همسایه محترم از کشیدن سیگار در سرویس بهداشتی یا داکت خودداری نمایید چون بوی ان در طبقات بالا بسیار آزاردهنده ست .شوشو بعد از کلی تحمل کردن خیلی مودبانه به همسایه مذکورتذکر داده بود .تازه طرف طبقه اول هم هست ومی تونه بیاد تو حیاط واون زهره ماری رو بشه یه مدت خوب بود ولی جدیدا باز میرم تو دستشویی عقم می گیره نه به اینکه قبلا بوی غذا ومرغ سرخ شده وپیاز داغ وبادمجون تنوری می داد نه به اینکه حالا بوی گند سیگار .طرف تازه داماد هم هست...کاری ندارم دیدم حرف حالیش نمیشه یه تذکر رو کاغذ نوشتم وزدم رو برد که بقیه همسایه هم بخونن از دستی نوشتم در طبقات بالا که بقیه هم مطمئن بشن این بوی سیگار از پایینه نه از بالا _ اخه شوشو هم سیگارمی کشه _اخه اون همسایه دکترمون فکر کرده بود از خونه ماست درصورتی که بو به سمت بالا میره نه پایین واسه همین بهش گفتیم که تو خونه ما هم بو سیگار هست .گفتم شاید بلانسبت بقیه هم ندونن دود به سمت بالا میره نه پایین وهمین که از شوشو جان رفع سوظن کنم اونجوری نوشتم وسیاست به خرج دادم ! دوتا یکشنبه آینده ودوتا امتحان میانترم دیگه.هنوز اولی رو نخوندم چه برسه به هفته بعدیش هوا خیلی گرمه ووقتی گرم تر حس می شه که یه دانشجو تنبل باشی که آرزوت هم نخواد برآورده بشه .فردا امتحان میانترم زبان تخصصی دارم اونم شش فصل که قرار بود من سه فصل بخونم والهه هم سه فصل... از اونطرف نیلوفر هم ، همون تایم کلاسی داره که نمی تونه دودرش کنه .من موندم والهه ونهایت اطلاعات ناقصی که تو این تایم کم از کل درس داریم !...خدا به دادمون برسه .انوقت منه کله شق که نمی دونستم میانترم چیه ؟ کلید کردم که بیا بریم الهه جون این امتحان رو بدیم اونم با این همه معلوماتی که داریم. فکر نکنم اینجا اون هوش ونبوغ من کار ساز بشه بدتر از اون که چشم خماری که میشی رنگ هم باشه تو این مورد به دوپول سیاه هم نمی ارزه ! نظر خواهی فعاله این ترم که بعد از تعطیلات عید می شه ،جای درس خوندنم رو عوض کردم .قبلا که عکس وموقعیت مکانهای مطالعه ام رو گذاشته بودم .گفتم جابجایی وتنوع بلکه باعث بشه درس بخونم .البته این اتاق که بهش نقل مکان کردم تراس داره ودرب وپنجره تراس بازه وباعث می شه هوای تازه همیشه تو اون اتاق جریان داشته باشه _ هر چند که تراسمون خیلی بسته به حساب میاد وخودمون هم یه پنجره گذاشتیم که تنها سوراخش هم بسته بشه !_ یه کاناپه ویه دستگاه ورزشی یه طرف اتاق ه ویه تخت که معروف ه به تخت مجردی با کتابخونه سمت دیگه اش . واسه همین گاهی می تونم تکیه بدم به لبه تخت وگاهی تکیه بدم به کاناپه ویا گاهی رو کاناپه بشینم وگاهی رو تخت که حسابی درس خوندنم بیاد ._ مونا جون در جریانید که چقدر خوب داشتم درس میخوندم واصلا به شما اس هم نزدم

دوماهی شد که درس خوندیم وهمت کردیم .فقط از پیشرفته 2 می ترسم فکر می کنم دیگه لبه مرز رو نمره بیارم .









_ نمره میانترم یونی ما از شش وپایانترم از 14 ست فقط تو تابستون ها که کلاسی در کار نیست پایانترم از بیست حساب می شه _ خودم دو ترم که تو میانترم ها شرکت می کنم ونتیجه اش عالی ه_

_ نمراتم رو نوشتم که فکر نکنید خیلی بچه زرنگم _
).



شوشو که برنامه ورزش ظهرفردا رو داره ولی اوکی نداده ( ظهر جمعه در خدمت خانوده ست
) بهش گفتم بهتره بره میدونم که قبل از درس خوندن ماست ولی بهتره بره که زیاد حوصله اش سر نره .منم که بعد از ناهار ساعت چهار با فهمیه برنامه درس خوندن دارم .خیلی درس مشکلیه برام دعا کنید.
( هر چند که خودم تو این زمینه ها به دعا عقیده ندارم .می گم یعنی چی تا ادم زور روش میاد یاد خدا می افته؟ ولی به این اعتقاددارم که بگم خدایا کمکم کن یعنی هم خودم بخونم هم اون هوامو داشته باشه .حالا شما به اعتقادداشتن یا نداشتن من کاری نداشته باشید دعا کنید این درس مشکل رو به سلامتی پشت سر بذارم ).

وحداقلش تا یه جایی کمی مرور شد .
)

که خیلی خوب پاسش کردم هم اومد .درسته که بازم پاسش کردم ولی دونمره از حداقل انتظار من پایین تر شده بودم .دوتا از دوستام هم این درس رو افتادن .اوضاع الهه هم که مشخص نیست .نمره پایان ترمش خیلی افتضاح شده ولی نمره میانترمش مشخص نیست اگه میانترمش رو عین من بشه می شه بگی اونم این درس رو پاس کرده وگرنه که نه .
) کلی که به خودمون خندیدم ودست گرفتیم خودمون رو .

امتحانی که استادش عالی بود ودانشجوهاش ریتم می زدند !برای میانترم حتی یه نیم نمره هم نداده بود .می دونید که اگه ما نه ونیم بشیم سیستم بهمون ده میده ومی شیم قبول .( از بس درس خوندن تو یونی ما سخت ه )
میانترم چهارونیم شده بودم وبه قد یه پنج گرفتن امروز رفتم سر جلسه .دیشب هم خوابیدم (اکثر امتحاناتی که اینجوری کله صبحه تا خود صبح درس می خونم ) تو خواب هم همش ارزش فعلی وآتی وقیمت سهام واوراق قرضه حساب می کرد وپیش بینی بازار سهام و...هزار کوفت ودرد دیگه .ولی با سه برابر انتظارم از جلسه اومدم بیرون فکر نمی کنم زیر 15 نمره ام بشه .استادش خیلی عالی ه ولی دلم می خواست می بود که یه شیشکی براش می بستم که ترم بعد عمرا اگه من وتو کلاسش بببینه _ تو این ترم می گفت نصفتون برام اشنا اید _



ولی خیالت راحت تا روز سه شنبه کلکش رو می کنم ! برای همین قرار شد امروز کمی زودتر بریم یونی وتو تریا بشینیم ویه چیزی بخوریم وتبادل اطلاعات کنیم وحل های تمرین رو با هم چک کنیم .دیشب که فهیمه کلا از روی من کپی پیس کرد ودیگه اون احتیاجی به چک کردن نداره
...ببینم الهه چی حل کرده ومن چی حل کردم ؟ امروز کمی زودتر میرم وقبلش با فهیمه هماهنگ می کنم که اونم بیاد وبه الهه هم زنگ میزنم نیم ساعت بعد از من حرکت کنه ( خونه ش نزدیک یونی ه )
واستاد هم گفت خیالتون راحت سوال ها با هم فرق فوکوله ولی عمرا اگه فرق فوکولید وفقط جابه جا شده بود
.از قبل هم قرار شد تا کل سوالها رو جواب ندادیم هی بهم جواب ندیم ولی مگه الهه گذاشت ....من یه سوال رو نمیدونستم که الهه گفت واونم به سلامتی اشتباه از کار در اومد
. گاهی تو امتحان ها بی دقتی فاحش می کنم وسوال رو دقیق نمیخونم وتند تند جواب میدم وگرنه دانشجوی زرنگی ام ...
دستور رو برعکس فکر کرده بودیم تو صفحه دوم هم هر چی برنامه نویسی داشت من حل کردم وبه الهه هم گفتم که چک کنه که یه وقت غلط ننویسه .بعد از امتحان قرار بود کلاس عملی داشته باشیم که بعد از کلی علافی _ تایم بعد از امتحان تا شروع کلاس عملی – استاد اومد ودید فقط 4 تا دانشجو ایم وما هم هی کل کل که یالا استاد باید دونمره بهمون بدی وال وبل ...استاد هم می گفت چون سطح نمرات کلاس قبلی پایین بوده به همه 75 صدم اضافه کرده _ بر اساس بالاترین نمره که 25/5 صدم بوده می گفت فقط همین یه نمره بالا رو داشتن _ منم گفتم من 75/5 می شم واستاد هم گفت پس بنا به ادعا من ( یعنی اینقده شک داره بهم ؟
) می تونه به همه فقط 25 صدم اضافه کنه .من کلا بعد از امتحان هیچی یادم نمی مونه _ بخاطر جلوگیری از استرس بیخودی خب نمره ها میاد دیگه چه احتیاجی هست قبلش حرص بخورم ؟_ ولی این بار بخاطر اون کل کل های سر کلاس عملی وهی سر به سر گذاشتن با استاد زنگ زدم ببینم فلان سوال رو الهه یادشه چی نوشتم _ بین دو گزینه مشکوک بودم _ که اونم جاییه واز موبایلش دور...خدا کنه همون یه سوالم اشتباه باشه _ 98درصد مطمئنم _ به استاد می گم استاد اگه من این نمره نشم یعنی شما بد تصحیح کردید _ رو رو برم بشر
_
_ فقط یه فصل مونده که دارم امروز میخونمش .یادم از میانترم زبان تخصصی افتاد که سه درس من خوندم وسه درس الهه .این الهه تابلو هی دستشو می ذاشت جلوی دهنش یا چادرش رو میاورد جلو هی می پرسید یا هی جواب می داد ._ طبیعتا سوال های اولیه رو من بهش جواب دادم وسوال های اخر رو اون به من !!_ نامرد صبر نمی کرد ادم تا اخر سوالات رو بخونه وجواب بده بعد هر چی موند رو مشورت کنه ...اونم به اون تابلویی.حالا این امتحان با سوالات مختلف ه .منم به الهه گفتم یه خط در میون جا بگیره _
شاید سوالاتمون یکسان در بیاد
_ ازش خواستم بذاره هردومون تا اخر سوالها رو بخونیم وجواب بدیم بعد هر چی موند رو با هم مشورت کنیم البته نه به تابلویی میانترم گذشته ونه با خنده ودست جلوی دهن گرفتن یا چادر جلو اوردن واون همه تکون خوردن وخندیدن ...نمی خوام جلوی استاد کم بیارم _ فکر می کنم همین یه دور که تونستم بخونم کافیه _
از نظر من هیچی نداره نمی دونم چرا بچه های کد قبل که میانترم دادن به الهه گفتن سخت گرفته .والا هر چی میخونم که عالیه


حداقل بکشم که فردا صبح بیدار بشم وبرم شرکت.
..خوشحالم که یه دوست به دوستام اضافه شد .


_ انگار اگه پز نمیومدم حناق می گرفتم _
رو هم هر چه زودتر آدم بفرماید...آمین














_ برام نه مدرک مهمه نه تا حدی بازار کار، درس خوندن برای من داشتن اوقات خوشه بردن یه لذت ناب ه
برای همین به مدرک واینده اش فکر نمی کنم مخصوصا که خوشبختانه زیاد هزینه اش هم برام موردی نداره که بخوام دودوتا چهارتا بکنم _همونطور که گفتم رشته اقتصاد دوس دارم تو رشته های دیگه دانشگاهمون یکی هم بیو شیمی واون یکی دیگه هم مهندسی کشاورزی ه.درسته که همونطور که اشاره کردم بند مدرک نیستم ولی گاهی قلقلک می شم که همین مهندسی رو انتخاب کنم که اخر عمری یه اسم مهندس هم با خودم یدک بکشم _ هر چند که الان با زحمات شوشو جان لقب خانوم مهندس رو دارم
_ بیو شیمی رتبه سوم رو داره .تا دلتون بخواد مشهد رشته آمار وریاضی محض وشیمی و.....اینا داره .مقام اول برام رشته اقتصاده که باید دو تا منبع رو مطالعه کنم .البته وقتی موقع امتحان ارشد ه منم ترم هشت کارشناسی ام .اگه ترم تابستون هم بر ندارم می تونم تو دوتا ترم تمومش کنم. فقط ترم تابستون رو بر می دارم که واحد هام کمتر بشه همین که ترم اول سال 90_91 رو کمی سنگین تر بر می دارم که هوا خوبه وترم دومش رو که میخوره به تابستون وامتحانات خرداد وهمین که اگه خدا بخواد موقع امتحان ارشده کمتر برمی دارم که راحت تر برای ارشد آماده بشم .باید با یکی از استاد هایی که قبولش دارم مشورت کنم .البته من فقط یونی خودم رو میخوام وهمین سه تا رشته مدنظرم که اقتصاد حرف اول رو می زنه !




خدا امتحان فردا رو ختم به خیر کنه !



_باید خیلی تلاش کنم یه هفته باقی مونده ودوتا کتاب خفن پرقطر وسخت که هر دو امتحان هم پشت سرهمه .ولی می دونم که می تونم .


_ اخه صورتن معلومه که سن وسالی نداره _ از اینا بگذریم این شوشوعجیب رو ظاهرم مخصوصا پوست وصورتم حساس ه .گفتم رنگ موهام یک دسته بشه وهمین که کلا رنگ تیره رو بیشتر دوس دارم .




واگه ادم بیرون نره یا مهمون نداشته باشه دیگه واقعا اوضاع فکریش بهم می ریزه حتی اگه بخواد تو خونه فیلم نگاه کنه . خودم هم اینجور تعطیلی ها رو دوس ندارم .از اول هفته ماتم گرفته بودم برای این سه روز تعطیلی اخر هفته که روز یکشنبه اش هم میانترم دارم .دیشب که خونه مهسا اینا دعوت بودیم ولی برای دوروز باقی مونده
....خیلی دوس داشتم امروز خواهرم اینا رو می گفتم که تا شب دور هم بودیم ونهایت شب هم می رفتیم بیرون هواخوری ولی میانترمم شوخی بردار نیست .خواهری هم داشت برای شنبه شب می گفت که گفتم اگه بشه نباشه بهتره چون امتحان دارم وهمین که موندم با شوشو جان چیکار کنم ؟....البته اگه چاره ای نباشه طفلک شوشو جان می سوزه ومی سازه ومی شینه پای فیلم ومنم یک کمی کنارش میمونم وبعد میرم تو اتاق که درس بخونم ولی تا جایی که بشه دوس دارم خودش برنامه داشته باشه که بهش خوش بگذره ویاد من نیفته که نمی تونم همپاش باشم .دیشب خونه مهسا اینا که بودیم توسط اس ام اس دوستاش برای امروز صبح تا بعد از ظهر دعوت شد باشگاه _ می دونید که بچه ام ورزشکاره
_ نمی دونید چقدر خوشحال شدم .گفتم بعد از اپ اینجا وجمع جور کردن لباس های خشک شده وشستن ظرفا وگرفتن دوش برم سراغ درسم !

اونم اس های بی کلاسی
که یادت بمونه برای من از ارشد به بالا اس نزنی !_ دیشب هم که دیگه اخرای درس خوندن خسته شدم ویه بالشت گذاشتم زیر دستام وبصورت خوابیده درس خوندم .
| Design By : Pichak |




