مژی جون وشوشو
یه مژی چشم خمار ویه شوشو جنتلمن
من شرمنده روی ماه همه اونهایی که عاشق موسیقی سنتی هستن ...ولی من این نوع موسیقی رو نمی دوستم .تنها صدای که خوشم اومده وتو این سبک ه سالار عقیلی ه اونم نه همه اجراهاش .انگار بر اساس نوع شعری که میخونه من از صداش خوشم میاد یا نه خوشم نمیاد .ولی این مابین " پرواز همای" برای من یه چیز دیگه بوده .نمیدونم از نوع شعرش ه یا سوز صداشه .من عاشق تمام اجراهاشم .وقتی میخونه خدارو خیلی بیشتر وپررنگ تر وقوی تر حس می کنم ( تا مثلا نوحه خوندن یه ادم خدا شناس !) وهمیشه هم موقع خوندنش اشک ریختم نمیدونم از چیه که من اینقدر اجراهاش رو دوس دارم؟ چند شب پیش شوشو برام اجرای موسی وشبان چندسال پیش پرواز همای رو اورد وتونست منو میخکوب تی وی کنه وصد البته اشک رو هم رو گونه هام روان .شوشو می گفت بعد از باشگاه احسان هم کلنجار رفته که سی دی رو بگیره که گفته نمی شه دارم برای خانمم می برم ومجبور شده چند دقیقه ایش رو تو ال سی دی ماشین نشونش بده .می گفت احسان هم هر وقت موسیقی ایشون رو گوش می کنه اشک می ریزه ! ومی گه مال نوع صداشه .منم به شوشو گفتم اون شب که اجرای بی نظیر ایشون رو دیدم تو صدا کردن های مدوام خداخدام اشک ریختم .من عاشق خوندنشم . اول گروه خونی خودم رو می نویسم ( ادم از خود مشتکر گروه خونی B ) برای بقیه گروه خونی لیینکش رو می ذارم. گروه خونی B : 1_فعلا که دارم پیشرفته دو رو میخونم .قرار امروزمون کمی زودتره برای همین تا کارام تموم شد دیدم بهتره نخوابم . 2_همش که درس نیست دیگه 3_سریع مرغ رو انداختم تو تابه که سرخ بشه برنج رو هم دم کردم وسیب زمینی ها هم تو سرخ کن اماده شد وتا دم کشیدن برنج ظرف شکلات خوری وظرف خرما وهمچنین جای کافی میکسم رو پر کردم .بعدش رو میزا رو دستمال کشیدم ولباس هامو جا به جا کردم .بعد ناهار هم ظرفا رو شستم وگازرو تمیز کردم ومیوه های خریده شده رو شستم .کتری رو گذاشتم رو گازکه جوش بیاد . دیدم وقت دارم سرویس بهداشتی رو هم شستم به نظرم سینک وسرویس بهداشتی وهمچنین تمیز بودن میزا بیشتر به چشم میاد مخصوصا ما که دونفریم وزیاد رو زمین ریخت وریز نداریم وجارو کشیدنم اصلا به چشم نمیاد. 4_خودم هم الان لباس پوشیدم وبعد نت گردی میرم ظرف چای رو پر کنم ومیوه وظرفا رو هم رو میز بچینم وبعدش سراغ درس خوندن میرم تا فهمیه ویا احتمالا الهه بیان. 5_تصمیمم اینه که فردا بعد از امتحان عصرش رو به خودم اختصاص بدم موهام احتیاج به نوک چینی داره که باعث می شه حسابی شاداب بشن بعدش هم یه رنگ شکلاتی بذارم واگه وقت شد برم بیرن تو سجاد چیزی میخوام بگیرم وشاید ازاونر برم خونه خواهری شاید هم نه . 6_اخر همین هفته باز دوروز تعطیلی ه برنامه هام رو درست بریزم می تونیم برای اخر هفته هم مهمون داشته باشیم فقط باید سمت روشن مبل راحتی هام رو حتما بخارشور بکشم .فقط همین مدت امتحانات رایت نزدم ( مبل راحتیم چرم ه وفروشنده اش می گفت با رایت هرزگاهی تمیز کن که جرم نگیره ) قسمت سفیدش اگه دقت کنی کمی تو بافتش تیرگی هست .خب دوس ندارم دیگه 7_برای دوتا امتحان دیگه ام اصلا نگرانی ندارم هر چند که پشت سر هم اند. برای تغییر روحیه ام عکس انگشتی این کنار رو عوض کردم. آدم های خاکی مثل زمین ، استهلاک ناپذیرند. رفاقت با آن ها گرچه با ارزش ترین دارایی نامشهود ترازنامه ام است ، ولی ثبتشان نمی کنم ، نه به خاطر عدم تطابق با استانداردهای حسابداری ، به خاطر اینکه در ترازنامه قلبم به گونه ای ثبت شده اند که هیچ پایان دوره ای مرا مجبور به بستن حساب نمی کند پایه همت می کنیم من از روز سه شنبه شروع شد که خواستم فهمیه رو تو درس تحقیق در عملیات به کلاس برسونم .درسی که خیلی برام شیرین ه( شماره یک اینجا ) دائم هم که به خودم نهیب می زدم که دختر جون داری خیلی خیلی دیر درس خوندن رو شروع می کنی بعد هم که باز قرار با فهمیه تا بتونم روش سیمپلکس رو خوب تو کتش کنم ! تا این که تصمیم گرفتم برم بیرون وکلاس درس رو کمی دیر تر شروع کنم که تیرم به هدف نخورد ( شماره پنج اینجا ) وبعدش چقدر خوشحال شدم که فهمیه کلاس درس رو کنسل کرد چون کنسل کردن قرار توسط خودم برام خیلی عذابه ( شماره 4 ) واین درس خوندن هی کش وقوس پیدا کرد ( شماره دو این پستم) تا اینکه اولین جلسه درس خوندن شروع شد _ قبلش من بهش یاد می دادم ولی اینجا قرار شد بخونیم واگه سوالی برامون پیش اومد از همدیگه بپرسیم !) وباز به باد دادن وقت ها وتایم های نازنین توسط شخص شخیص خودم ! تا اینکه اون روز کذایی که واقعا درس خودنمون بصورت روزانه وبا برنامه ریزی شروع شد وصبحا خونه فهمیه وعصرا هم خونه من .حالا با این اوصاف تنبلی ودانشجو دقیقه نودی بودن، فکر کردید نوشتم همت می کنیم واقعا همت کردم وقید نت رو زدم ؟ الان فردا سه جا دعوتم .ظهر تو رستوران که مهمونی بچه یکی از دوستامونه که من امتحان میانترم دارم .بعدش خونه مامان الهه به صرف اش رشته ست که باید از این موهبت هم چشم پوشی کنم وعصری تا شب هم خونه مریم اینا فعلا تصمیم نگرفتم چیکار کنم .( شاید خونه مریم رو برم چون به دوتای دیگه اش نمی رسم ) اخه روز یکشنبه هم یه میانترم دارم ! به چند نفر دانشجوی خود جوش جهت گند زدن به روابط ایران و چین نیازمندیم! چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره نمیدونم کانال R /T /L /2 رو می بینید یا نه ؟ سه شنبه شب ها دوتا برنامه داره که از نظر من خیلی قشنگند وارزش نگاه کردن اونم به زبان آلمانی رو دارند یکی برنامه ZUHAUSE IM CLUCK که ساعت 20:12 دقیقه به وقت المان ( که نسبت به تهران داری اختلاف دوساعت ونیم عقب ه) پخش می شه که در مورد دکوراسیون وتغییر نمای داخلی خونه ست ویه خانواده رو نشون میده که محل زندگی مناسبی ندارند خونه عین کاروانسرا ه بعد اینا میرند جایی عین مسافرت واین گروه میاد وخونه رو می کنه عین دسته گل _ دیگه نمی دونم هزینه اش با کیه وچیه ؟...همینقدر بیشتر آلمانی متوجه نمی شم درسته که آهنگ های ابی وقمیشی وچاوشی رو خیلی می دوستم ولی در کنارشون یه سری اهنگ های تند وشاد مثل اهنگ های خواننده های ترک هم دوس دارم گوش کنم اونم موقعی که مجبورم یه مسیر بی خود طی کنم تا به جایی که می خوام ، برسم .بیشتر مسافت برگشت از یونی تا خونه رو آهنگ گوش می کنم .دیدم فایده ای نداره تو این مسیر ها مکالمه زبان گوش کنم همون مدتی خوشی وریتیمک شدن رو عشق ست .در راستای سرچ وگشت وگذار تو نت یه جا پیدا کردم باقلوا .تمام آلبوم های سردار رو داره .من که خیلی می دوستم شما ها رو نمیدونم . خب خیلی کم پیش اومده که بخوام مقنعه بگیرم بعد دوران پرشکوه درس خوندن تا همین اواخر که دانشجو شدم دیگه نخریده بودم .هر دفعه هم از مغازه شال وروسری فروشی ها تهیه کرده بودم .تا اینکه چند وقت پیش هوسم کرد از مغازه بزرگی که فقط محصولات مقنعه وچادر داره( خانه حجاب صدف ) مقنعه بگیرم مخصوصا اون مانتو کذایی که بعد از نود وبوقی از خیاطی گرفتم واحتیاج به مقنعه ای با رنگ سورمه ای داشت .درسته که سادگی رو دوس دارم ولی الحق بعضی از مدل مقنعه هاش واقعا شکیل بود مثلا همین مقنعه ستایش که فقط بخاطر اون بافت بالای سرش این همه زیبا شده بود .یکی دوتا مقنعه خوشگل هم داشت ولی من چسبیده بودم به مدل ستایش که متاسفانه سایز سر بزرگم نشد ! ۷ آبان ماه مطابق با بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است که از دیر باز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترک المنافع آن را گرامی می دارند و رعایت می کنند. انسانها باورهای مختلفی دارند . همه چیز رابا باورهای خود می سنجند. باور دارند که باورهایشان همیشه درست است . ونمیخواهند بپذیرند که باورهایشان همیشه درست نیست . پس به اندازه ی باورهای هر کسی با او حرف بزن بیشتر که بگویی تورا احمق فرض خواهند کرد. به همین سادگی پ ن : کامنت دونی بازه ( هر دفعه که کامنت دونی رو فعال کنم کامنت دونی فعال قبلی رو غیر فعال می کنم !) امشب یکی از بهترین فیلم هایی رو که می شد دید به نام a good woman از شبکه MPC Persia دیدم .من کار به نوشته های انتقادی درمورد این فیلم ندارم .بعضی از دیالوگ های قشنگش که باید بشینی روش فکر کنی وبالا وپایینش کنی واون حال وهوایی که می تونه برای خیلی از ما ها اتفاق بیفته وبازی هایی که زندگی با ما داره و...برای من همه این جذابیت های فیلم یک طرف این که یه مادر تو هر نقشی که باشه وهر نقشی رو که بازی کنه اگه بخواد می تونه بهترین مادر دنیا باشه یک طرف دیگه .شاید بخاطر شرایط خاص خودم هم باشه ولی دقایق اخر فیلم واقعا به گریه افتادم – خوب شد که شوشو جان نبودند که باز با خنده وشوخی مارو دست بندازند وکل کل کنن که باز فیلم دیدی خانوم و..._ فکر می کنم خیلی ازماها باید این فیلم رو ببینیم .صبا وآتی جون اگه تونستید حتما این فیلم رو ببینید . اینا خریدای دیشبم ه ! اولیش که همون اسپری برنزه کننده بدن "اوریاژ" ه که قراره از روز جمعه شروع کنم به زدن .بعدی هم ژل پاک کننده صورت ه که عمرا اگه بتونم حالا حالا اسمش رو حفظ کنم که بعد از پاک کردن ارایش با صابون مخصوص، با این هم پوستم رو دوباره پاک می کنم که کاملا تمیز بشه واثری از پودر ومیکاپ رو صورتم باقی نمونه بعد از اون قوطی کوچولو که می بینید می زنم .اون کرم ترمیم کننده وضد چروک شب ه .حالا باید هر شب این سه روند رو تکرار کنم . اینا هم شامپوو نرم کننده ست . خب شامپو پن تن اونقدری جا افتاده ست که احتیاجی به معرفی نداره ولی اون نرم کننده بناول واقعا عالی عمل کرده .من یک سال ازش استفاده می کنم وباید بگم تو تمام نرم کننده هایی که از ایرانی وخارجی مصرف کردم این بناول یه چیز دیگه ست .دیشب مشاوره پوست بهم اون یکی دیگه که نارنجی رنگ ه رو معرفی کرده _ عمرا اسم این یکی رو هم حالا حالا یاد بگیرم _ وقول داد که قبل از تموم شدنش من تفاوت رو تو موهام حس کنم .نرم کننده وتقویت کننده ست که یه جورایی عین ماسک مو هم عمل می کنه _ اخه بناول هم نرم کننده وتقویت کننده ست _ خداییش امروز صبح که اولین باره که ازش استفاده میکنم موقع مرتب کاری موهام متوجه تفاوت شدم .موهام خوش حالت تر شده ونرمیش مناسب تر شده _ همش بخاطر اون فر کذایی ه وگرنه موهای من اخر نرمی ولطافت ولختی بود _ اینا هم کرم وپنکیک کالاس ه... قیمت بالایی نداره ولی برای پوست مختلط خیلی عالی جواب میده .دیگه رو بینی م از پوست پوست شدن بعد از میکاپ وعرق کردن خبری نیست .از صبح که ارایش کنم وشب برگردم خونه آخ نگفته با وجودی که من فوق العاده گرمای ام وحسابی هم عرق می کنم ولی صورتم اصلا بهم نمی ریزه .البته یک سالی می شه که دیگه از کرم استفاده نمیکنم وفقط پنکیک می زنم . زیاد از این مدل فراموشی خودم خوشم نمیاد . نه به یه عده که کلی اطلاعات درمورد لوازم بهداشتی دارند ومارک تمام چیزایی که استفاده کردند یادشون می مونه نه به من ...مگه این که یه چیزی رو سالها مصرف کنم تا یادم بمونه .مثلا زور زدم که یادم می مونه اسم کرم ضد افتاب بایودرما ست که الان بیش از هفت سال ه دارم ازش استفاده می کنم ؟...نه خیلی زور زدم به نظر شما ؟...خب یه سری مارک ها کلا یادم می مونه مثلا پنج سالی می شه که من از شامپو پن تن استفاده می کنم وهر دفعه به مقتضای مو وحالت اون از یه مدلش اسفاده کردم . الان هم که یه مدت از پرپشت کننده وتقویت کننده اش استفاده می کنم که خیلی به موهام افتاده .چون برای موهای ظریف وشکننده ست درجه قلیایی خیلی پایینی داره وحسابی به موی منی که هرروز شسته می شه حال میده ! وگرنه اون ضخیم وپرپشت کننده اش برام مهم نبوده ._ این کم قلیا بودنش بزرگترین حسن این مدلش ه _ یکی دوسال از یه شامپو فرانسوی عالی که تجویز دکتر هم بود استفاده کردم که بخاطر چربی بیش از حد ریشه وخشکی پیش از حد ساقه موم بود که باعث شد تو چربی موهام تعادل برقرار بشه چون مدت مصرفم دوسال بود من اسمش تو ذهنم نمونده وحقیقتش فکر می کنم جای تاسف داره که نتونم یه محصولی رو که اینقده به شرایط مو من سازگار بود به یاد بیارم !_ خودم رو کشتم تا از تو ارشیوم هم مطلبش وهم عکسش رو پیدا کنم _ از بچگی بخاطر حساسیت پوستم از صابون داوو سفید استفاده می کردم .صابونهای صورتم هم بین داوو ونیوآ وسیتو متغییره _ برای پاک کردن ارایش _ وهمشون هم مقداری کرم دارند که به صورت لطافت خاصی میده وخشکش نمی کنه .شامپو داوو وونیوآ وبرژوآ هم استفاده کردم که حقیقتا به پای پن تن برای من یکی نرسیدن .یه مدت بود که از یه شیر پاک کن استفاده می کردم که اونم به تجویز دکتر بود فوق العاده عالی بود وتمام جوش های ریز زیر پوستی من که از چربی بود وبرطرف کرده بود – جوشهایی که به زور از نزدیک دیده می شد ودکتر هم می گفت زیاد مهم نیستند _ متاسفانه سه چهارسال پیش سر تحریمی که شدیم دیگه اون مارک رو پیدا نکردم ومتاسفانه دیشب که خواستم به مشاوره بگم اصلا اسمش هم یادم نمی اومد ! _ خب خیلی ضاییعست دیگه_ الان از دو مدل شیر پاک کن سنیره استفاده می کنم که می شه بگی معمولی ه یکی شیر پاک کن ویکی تیونر _برعکس یه سری افراد که کلی اطلاعات دارند فقط نمیدونم چرا برای عکس از عکسای اینترنتی استفاده می کنن نه عکسای خودشن – من هیچی در این زمینه نمی دونم ! یعنی سریعا مارک لوازمی که استفاده می کردم ویام میره مگه خیلی خیلی رو بورس باشه ومدت زیادی هم ازشون مصرف کرده باشم مثل اورال یا بوژوآ که برای لوازم ارایشی استفاده می کنم .با وجودی که رو بینی من کمی چرب ه وشاید هر کرم وپنکیکی رو صورتم نشینه ،یه چند سالی می شد که "لاک ورت " استفاده میکردم که بی نظیره . یه پوشش عالی طبیعی به پوست میده که حض می کنی .بعد سر تحریم دیگه !! پیدا نشد وتا اینکه به تشخیص مرد فروشنده الان دو یا سه سالی می شه که از کالاس استفاده می کنم بی نهایت طبیعیه وخیلی هم صورت رو خوب پوشش میده. اگه اطلاعات خوب وبه درد بخوری در رابطه با تجربیات خودتون دارید اینجا بنویسید . نتونستم عکسا رو بذارم دوتا سایتی که باهاشون کار می کنم برای اپلود، فعلا ورم گرفتن ! درراستای تصمیم برای برنزه کردن پوست با اتوبرنزه ها ونوشتن اون پست وبعدش هم نوشتن پست توضیحی که چرا میخوام برنزه کنم؟ کلی سرچ وتحقیق وتفحص تو اینترنت داشتم که حیفم اومد تو وبلاگم ثبتشون نکنم ! اینم ادرس اخرین کامنت دونی فعال ! 500 صفحه درس مبانی جامعه شناسی خوندن یه طرف این یکی دوخط یک طرف افرادی که وضعیت "نامطلوب" را تحمل می کنند شاید پی به وجود وضعیت مطلوب تر نبرده باشند .ممکن است باورهای سنتی به آنان چنین القا کرده باشد که تقدیرهمین است وآنان نباید زندگی خود را زیر سوال قرار دهند یا برای تغییر آن همت گمارند. قانون عادت قانون جذب قانون انتخاب قانون تفکر مثبت قانون تغییر قانون کنترل قانون مسئولیت قانون پاداش قانون خدمت قانون تاثیر تلاش نیروانا برام یه کامنت گذاشته بود که بی نهایت پر معنا بود وحیفم اومد بصورت یه پست تو وبم نذارمش . دخترها مثل سیب های روی درخت هستند طرح قالبهایی که من می پسندم که مناسب تیتر وبلاگم باشه وبه قول خودمون کمی عجق وق ولوسی جونی اینهمه سایت قالب وبلاگ ولی اکثرشون همین مشکلی که من می گم رو دارند . کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست دیشب فیلم "تهران من حراج " رو با بازی مرضیه وفا مهر، همسر ناصر تقوایی دیدم . وفکر می کنم دلیل اکران نگرفتنش اینه که خیلی طبیعی وواقعی به مساله اشاره شده تو فیلم پرداخته بود چیزی که الان مد نیست وتا یه مشکلی هست صورت مساله رو پاک می کنن تا اینکه اون مشکل رو رفع کنن.کاریش نمی شه کرد از قدیم گفتن واقعیته تلخ ه "برای کشتی که هیچ هدفی ندارد هیچ باد موافقی نخواهد وزید" فیلمی که دیدم اسمش The Twilight Saga: Eclipse ست ودو سری دیگه اش رو هم قبلا تو ما /هو/ره دیده بودم وخیلی دوسش میدارم .میدونید داشتن یه زندگی راکد ولی جاودان اونم با اون خون آشام های خوش تیپ با نمک ویا ادمهای گرگ نما ورزیده می تونه جالب باشه ! کلا از پدر خانواده ، جاسپر وجیکوب بیشتر از بقیه خوشم اومد ! یه سرچ کردم واطلاعاتی که راجع به این سری فیلم ها پیدا کردم . مثل اینکه سری چهارمش هم تو راهه اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را بهدست میآورید که تا بحال کسب کردهاید . یک کار جالبی که سایت ثبت احوال کشور کرده اینه که به شما میگه چند نفر هم اسم شما در ایران وجود داره، وارد این لینک که که شدید اسم خودتون رو وارد کنید و بعد اینتر بزنید. نتیجه ای که میاد اولا معنی اسمتون رو میگه و دوما اینکه چند نفر با اسم شما در ایران وجود دارند. اینم نتایج سرچ اسم خودم : 1- مژهها، موی پلک چشم؛ 2- (در اصطلاح عشاق) اشاره به سنان و نیزه و پیکان و تیر که از کرشمه و غمزههای معشوق به هدف سینهی عاشق میرسد، دارد.فراوانی:122626 پ ن : اسمم هم عین خودم تک ه( یه عدد مژی خودشیفته به توان دو ) پ ن : نظر خواهی فعاله برای نتایج سرچ شماها
فقط باید باور داشته باشید که میتوانید سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید:شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری. باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی میارزی. خورخه لوئیس بورخس وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود. یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند. حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند. و حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند. تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشد. دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی. دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دار تعریف کردن برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی.اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوش بحال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای. دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا میکنند. از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟ 10- از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده باید به زندگیت مسیر بدی وگرنه زندگی به تو مسیر می ده زن متولد فروردین ۱-انتقاد کردن از او در حضور دیگران بسیار وخیم است.در واقع او از انتقادات و حتی پیشنهادات در زمانی هم که با یکدیگر تنها هستید زیاد خوشش نمی آید مرد متولد فروردین ۱-در اولین ملاقات حالت تهاجمی نداشته باشید.اگر به طرف او جذب شده اید زن متولد اردیبهشت ۱-سعی نکنید چگونگی تفکر او را تغییر بدهید,زیرا او حس می کند برای حفظ مرد متولد اردیبهشت ۱-درباره سایر مردها و نقاط مثبتشان صحبت نکنید بخصوص در مورد کسانی که قبلا می شناختید یا فرضا شوهر سابقتان.از حسود کردن او بپزهیزید. زن متولد خرداد ۱-هر نوع آمادگی برای تغییر خلق و خو بدون دلیل واضح,بی صبری یا پرخاشگری را در خود سرکوب کنید و از موضوعات جدال برانگیز بپرهیزید. مرد متولد خرداد ۱-بدون اینکه خودش مایل باشد در زندگی خصوصی و افکار او کنجکاوی نکنید. زن متولد تیر ۱-لاابالی و نامرتب نباشید و نسبت به سر و وضع و رفتارتان بی توجهی نشان ندهید. مرد متولد تیر ۱-سعی نکنید بر او مسلط شوید. زن متولد مرداد ۱-از لباسهای او,دوستانش,شخصیتش یا خانه اش انتقاد نکنید. مرد متولد مرداد ۱-سیگار نکشید,آدامس نجوید و در سایر عادات شخصی خود افراط نکنید(اگر حس می کنید که از این کارها خشمگین می شود).او در این موارد احساس خودش راروراست به شما خواهد گفت… زن متولد شهریور ۱-از عصبانی شدن و از کوره در رفتن اجتناب کنید,او آرام و وقار را تحسین می کند. مرد متولد شهریور ۱-وقتی به نظر ساکت و متفکر می رسد با صحبت کردن مزاحمش نشوید. ۴-قبل از اینکه از تصمیماتش سئوال کنید صبر کنید تا آرامشش را بدست بیاورد. برای یه زندگیه بهتر باید به ورای اون چیزی که بهش اندیشه می شه، اندیشید.... از اونجایی که بیشتر کانال دیگه ای نگاه می کنم تا کانال پی ام سی موزیک برای همین دیشب برای اولین بار موزیک ویدئو زیبا بری باخ منصور رو دیدم .میدونم که آهنگ قدیمی ه ولی خیلی خوشم اومد. 1_دیروز همون کاری رو کردم که باید انجام میدادمش .گرفتم راحت بدون هیچ سر وصدایی خوابیدم .نزدیک هفت ونیم بود که بیدار شدم وهر چی فکر کردم دیدم هیچی مثل کار کردن نمی تونه آرومم کنه برای همین چسبیدم به خونه .طبق روال یه اتاق رو تمیز کردم وجارو کشیدم ورفتم سراغ اتاق دیگه .این مابین چای هم دم کرده بودم وبه خودم یه صفایی می دادم .کل خونه که تموم شد رفتم سراغ آشپزخونه ، آخراش بود که شوشو هم اومد براش میوه پوست کندم ویه کوچولو کنارش موندم ودیدم داره تی وی نگاه می کنه وبه من هم کاری نداره رفتم سراغ سرویس بهداشتی وبعدش لباس ها رو ریختم تو ماشین ورفتم دوش گرفتم وقتی داشتم موهام وخشک می کردم وتقریبا همه کارا هم تموم شده بود ساعت ده ونیم بود سری اخر لباس رو هم پهن کردم واومدم سراغ شوشو که داشت تی وی می دید. 2_خب راحت بودم ناهار ظهر برای شب مونده بود واین به کار کردنم خیلی کمک کرد برای اینکه دیگه دغدغه درست کردن شام رو نداشتم .شام خوردیم وشوشو خواست یه فیلم بزاره که ببینیم دیدم حسابی باطریم تموم شده ویه جورایی خسته تر از اونم که بشینم وفیلم ببینم برای همین ساعت یازده ونیم شب رفتم تو تخت که بخوابم . امتحان دیروز بدجوری فکرمو به خودش مشغول کرد ه .خوب شد که دیشب کار کردم وباعث شدم کمی فکرم آروم بگیره .من درستش می کنم اینو اول به خودم قول میدم ! 3_امشب برای شام خونه یکی از دوستای شوشو که نسبتا دیر به دیر باهم رفت وامد داریم دعوتیم .دیروز یه بلوز مشکی زیر سارافونی گرفتم که میخوام بایه شوار جین مشکی یا یه شلوار غیر جین مشکی که دارم بپوشم _ هرکدوم که بیشتر بهم بیاد _ روش هم یه جلیقه لیمویی رنگ دارم که هنوز مارکش رو هم نکندم میخوام اونو بپوشم .البته همه اینا منوط به اینه که بهم بیاد .صندل لیمویی رنگ هم دارم که با خودم می برم اونجا بپوشم ._ دوست ندارم با کفش رو فرش برم اونم تو مهمونی که فقط ما وصاحبخونه هستیم ، اگه کسای دیگه ای هم باشند مشکلی با این موضوع ندارم ولی کلا زیاد خوشم نمیاد با کفش رو فرش کسی برم هر چند که دیگران این کاررو با خونه وفرش من انجام می دند _ لاک زرد رنگ هم دارم ولی دوس دارم از لاک های که دیروز خریدم استفاده کنم . 4_اینم اون سه تا لاکی که دیروز گرفتم( رنگشون خیلی بهتر از اونیه که تو عکس افتاده ) با این نمک پاش های فانتزی ....اینقدری بهم ریخته بودم که یادم نمیومد اسم نمک پاش رو بگم _ به فروشنده گفتم ببخشید بغیر از این نمک پاشهای فانتزیتون مدل دیگه ندارید ؟ _ عملا اسم تاس یادم رفته بود _ یه سارافون مشکی بافت هم دیدم که دلم رو حسابی گرفت که به خواهرم گفتم برام بگیره ، البته اگه تا اون موقع خودم نگرفته باشمش. باید وقتی سرو کارم به آزاد شهر می افته برم برای خرید یا اگه تا موقع امتحانم اون طرف نرفتم بعد از امتحان بعدیم سرراه برم وبگیرمش .برای تو خونه میخوام با یه ساپورت بپوشم واگه خیلی هم سرد باشه همون بلوز مشکی زیر سارافونی که گرفتم وهم از زیرش می پوشم .دوس دارم تو خونه همیشه لباس خوب ومرتب ویه جورایی نیمه رسمی تنم باشه .فقط با آستین تو خونه مشکل دارم یعنی لباسام باید آستین حلقه یا حداقل آستین کوتاه باشه که احساس راحتی کنم وگرنه بقیه اش برام حله .برای همین اصلا تو خونه من وبا لباس مثلا تو خونه ای نمی بینید .دادم یه لباس دوختم برای تو خونه یعنی تو این سبک بیشتر لباس می پوشم یا دامن وشورت لی کوتاه با یه تی شرت مناسب یا حالت تونیک یا پیراهن های کوتاه .دیگه بلوز شلوار تو خونه ای ونمیدونم لباس راحتی تو کار نیست .تازه همیشه هم فکر می کنم چقدر بیریختم تو خونه ! اینم همون پیراهن کوتاه تو خونه ای که تازه از خیاطی گرفتم .دستم رو بردم زیر قسمت بالاتنه اش که معلوم بشه تمامش کش دوزیه .خیلی بهم میاد . در سرزمینی که ابرها میگذرند بی آنکه ببارند بی شک ظلم بیداد می کند. کوروش کبیر اهنگ مورد علاقه این روزام بی اجازه حسن خاکی ه .از نظرمن نه صداش خاصه نه اونقدرا خودش استایل یه خواننده رو داره ! تنها چیزی که از این اهنگ برام خوشاینده شاید متن ترانه اش باشه .در هر صورت هر چی هست فعلا خیلی دوسش دارم . پس ای امیران آینده میلاد زیبایت مبارک شهسوار و بزرگ مرد تاریخ جهان یادتونه چند وقت پیش از خواننده های گروه 25 باند نوشتم ؟!( شماره سه ) .میدونم که اکثرتون اهنگ زیبا وشنیدنی بیا بیا این گروه رو شنیده یا دیده اید ولی بازم گذاشتن دانلود این آهنگ شنیدنی خالی از لطف نیست !
روش بدست آوردن عدد تقدیر : http://falgoo.net/post-246.aspx ابتدا عدد تقدیر خود را به دست آورید سپس تفسیر آن عدد را که در ادامه بخوانید : پ ن : من عدد یازده می شم ! BMR (سن × 6.8) – ( قد × 5 ) + ( وزن × 13.7 ) + 66 = BMR به عنوان مثال: 1- مرد: 66 2- وزن 75 کیلو : 1027.5 = (75 × 13.7) 3- قد 175 سانتی متر : 875 = (175 × 5 ) 4- سن 28 سال : 190.4 = (28 × 6.8 ) مرحله 1 تا 3 و بعد هم مرحله 4 را از مجموع کم کنید که رویهم می شود 1778.1 مضرب فعالیت بالاخره هر چه میزان فعالیت فرد بیشتر باشد بدن او کالری بیشتری طلب می کند. افراد بدون فعالیت= (میزان کم یا هیچ گونه فعالیت)1.2 × BMR افراد کم فعالیت = (کمی نرمش در حدود 1 تا 3 روز در طول هفته)1.375 × BMR افراد با فعالیت متوسط = (نرمش متعادل در حدود 3 تا 5 بار در طول هفته) 1.55 × BMR افراد فعال = (ورزش روزانه) 1.725 × BMR افراد بیش فعال = ( ورزش های سنگین روزانه ) 1.9 × BMR در این حالت اگر فردی که در مثال بالا میزان کالری مصرفی روزانه او محاسبه شد، دارای فعالیت فیزیکی متوسطی هم باشد می بایست عدد بدست آمده (1778.1) را در 1.55 ضرب کند تا کالری نهایی مورد نیاز بدن خود را بدست آورد که این مقدار برابر است با 2756 در هر روز. من وشوشو Turkish bath هم رفتیم که خیلی خوب بود .اول سونا وبعد هم حموم کردنمون توسط یه خانم برای من ویه آقا برای شوشو بصورت کاملا اختصاصی وگرفتن یه سری عکس وسط اون همه کف ازمون .بعد هم ماسک صورت ومو وهمینطورماساژ کل بدن با یه روغن خوشبو باعث دراومدن خستگی اونروزمون شد . بیشتر وقت روزهامون به استخر رفتن تو هتل وخوشگذرونی لب استخر ونوشیدنی خوردن آقایون وبستنی خوردن من مهسا می گذشت وعصر هم کل خیابون Siteler وقرق می کردی ومی رفتیم تفریح ولذت بردن .من عاشق بار استریت که دیس/کو ها اونجا قرار داشت بودم .تو همین خیابون می تونستی چند مورد افرادی رو ببینی که توی ه گاری کوچولو صدف پخته شده با لیمو تازه می فروختند .که جاتون خالی از این صدف ها هم تست کردیم وخیلی خوشمزه بود وبعد هم تو یه دیس /کو هلندی حسابی ترکونیدم وانرژی از خودمون دروکردیم . یه روز صب هم تصمیم گرفتیم دسته جمعی بریم Icmeler که ساحل زیبایی داشت هر چند که از نظر من ساحل ، ساحل بود وفرقی نمی کرد وبعدا به شوشو گفتم کاش تو هتل می موندیم یا همون ساحل مارماریس می رفتیم .این عکسها هم مربوط می شه به گردش اونروزمون وافتاب گرفتنمون در ساحل اچمیلر. قیمتهای خیلی متفاوت بود وحساب کتاب درستی نداشت بغیر از دوتا فروشگاهی که ازشون اسم بردم .می شد یه چیز رو با دو قیمت متفاوت از دو مغازه پهلوی هم تهیه کرد ! یه سری از بستنی هاش که به قول معروف کارخونه ای بود جلو درب هر سوپری خود نمایی می کرد با یه تابلو بزرگ رو درب یخچال بستنی ها نصب شده بود شامل شکل وقیمت هر بستنی، ولی اگه همین بستنی رو از جایی می خریدی که اون تابلو رو نداشت گرونتر بهت می فروختند. یه سری بستنی هم به قول ما ستنتی یا میوه ای داشت که هر جا یه قیمت می دادند مثلا من تو خود مارماریس یه بستنی میوه ای با هفت اسکوپ کوچولو خوردم به دولیر وهمین بستنی رو با سه اسکوپ تو جزیره خوردم به هفت لیر یه جا هم خوردم 5 لیر ولی بعدا وارد تر شدم واز جایی بستنی می گرفتم که حتما اون تابلو رو که قیمتهای کارخونه ای بستنی رو درج کرده بود رو درب یخچالشون داشته باشن ولی خب گرما زدگی این حرفا رو برنمی داشت ووقتی کم میاوردم از هر جایی که نزدیک تر بود بستنی میگرفتم اونم با هر قیمتی که می شد ! خب بقیه چیزهای سفر هم شخصیه مثلا یک بارکه هنوز هوا روشن بود وارد یه فروشگاه نزدیک تنسس (TANSAS) که تخفیف زده بود شدیم ووقتی بیرون اومدیم هوا تاریک شده بود .یک مقدار لباس خریدیم . قیمتهاخیلی خوب نبود ولی گرون هم نبود .بخصوص من از اون پیراهن هایی که اکثر زنها شبا تو خیابون Siteler تنشون می کردند از اونجا خریدم _ پیراهن های بلند یا کوتاه که بالاتنه اش بصورت سوتین بود وفقط دوبند داشت وحسابی هم خنک بود وصد البته در حین خنکی خیلی هم شیک بودند _ یا یه سری کارا که دیگه مخصوص شلوغکاری های خودمون بود وفکر نمی کنم گفتنش اینجا ضرورتی داشته باشه یا باعث دادن اطلاعات بیشتری برای سفر به مارماریس بشه .هر چی بود داشتن یه سری همسفر خوب وهم فکر وهمینطور نداشتن استرس که رو آدم چی فکر کنن ؟ بودن یه آزادی طبیعی که راحت باشی باعث شد بهترین تجربه سفر رو داشته باشم وبهم خیلی خوش بگذره. اولین توری که رفتیم یه روز کامل گردش همراه با ناهار تو کشتی بود. یه کشتی سه طبقه که طبقه بالای اونو تخت چیده بودند که بری وحموم افتاب بگیری وخودتو برنزه کنی .بهترین وزیباترین ودست نخورده ترین مناظر طبیعت ومن تو این تور دیدم وتا نزدیک مرز یونان هم رفتیم . چندین بار نزدیک ساحل های دنج جزیره های غیر مسکونی ، کشتی لنگر می نداخت وتوریستا خودشون و به آب دریا می سپردند وشنا می کردند .یه کشتی هم به نام بانانا ( موز ) بود که با پرداخت چند لیر سوارش می شدی ودوروبر کشتی اصلی ویا کمی دورتر تورو با هیجان وصف ناشدنی روبرو می کرد ولذت یه سواری رو اب وبرات فراهم می کرد .اینها تمام مناظری ه که موقع تور کشتی گرفتم البته یه جزیره مسکونی هم بردند که توش کمی گردش کردیم وکنار ساحلش آبتنی وشنا ....از اخر هم موقع برگشت یه مراسم رقص عالی تو کشتی بصورت دسته جمعی برگزار شد که می تونستی بری اون وسط وفک یه عده رو بیاری پایین ! تور بعدی که من وشوشو رفتیم جیب سواری بود که وارد یه مسیر سر سبز جنگلی کوهستانی می شدیم با برنامه اب پاشی با تفنگ های ابی رو هم دیگه !!.بسته به اندازه جیپ ها توریست سوار می کردند ووقتی نزدیک هم دیگه می شدیم برنامه ابپاشی وجیغ وداد برقرار بود ویه جا هم نگه داشتند وکلا با شلنگ همه رو خیس کردند .قبل ازاینکه وارد این تفریح بشیم لیدرش به انگلیسی توضیحات تفریح یک روزه جیب سواری رو به توریست ها داد وازمون خواست دوربین وموبایل و...تو جایی بذاریم که خیس نشن این تور هم چندین جا برای استراحت وشنا نگه داشت .اینجا قسمتهایی از دریای مدیترانه است که تو این تور ازش عکس گرفتم . تور پر هیجان وشادی بود .یه جایی هم بردن که این تابلو مربوط می شه به داستان اون منطقه نمیدونم تو عکس کامل مشخصه یا نه ؟ولی چیزی که بود یه قسمت این دریا رو می شد کاملا تا یه مسیر خیلی طولانی وسط اب پیاده روی کرد در صورتی که دوروبر واطراف این مسیر عمق اب زیاد بود ومی شد اونجا ها شنا کرد ! _ می بینید قسمتی که می شه پیادروی کرد تیره تر ِ چون عمق نداشت وکف ِ معلومه _ بعدش هم تو یه رستوران جنگلی وسط اون همه زیبایی نگه داشتن وناهار رو که شامل پاستا وسالاد ویه صاب مرده دیگه !! بصورت دلبخواهی وگوشت یا مرغ یا ماهی هم بصورت اردر بهت می دادند .ناهار رایگان بود وبا تور قبلا حساب شده بود ولی برای نوشیدنی _ نوشابه یا اب _ باید پول پرداخت می کردیم . با همین تور وسط کوه وجنگل بردنمون آبشار که اب خیلی خنکی داشت ومردم از یه ارتفاعی داخل آب می پریدند _ ازاین قسمت عکس تک نگرفتم که براتون بذارم _ یه عده از خانوم ها هم که می ترسیدند لیدرا دستشون می گرفتند وبه زور پرتشون می کردند داخل اب ، اتفاقا میخواستن این بلا رو سر من بیارن که بهشون گفتم دوربین دستمه وشوشو هم برای محکم کاری گفت که من شنا بلد نیستم !! تو کل جیب سواری هم با یه دوربین استتار شده _ برای اینکه خیس نشه داخل یه محفطه شیشه ای دوربین رو قرار داده بودند _ از گروه فیلم می گرفتند که اخر گردش به مبلغ 40 لیر اونو به هر کی می خواست می فروختند _ ادرس هتل رو می گرفتند وبراشون یه دی وی دی از فیلم تور رو می فرستادند _ برای همین فیلمبردار حواسش به کل بچه های تور بود وتو هر قسمتی که وارد می شدیم از همه فیلم می گرفت وما هم ابراز احساست می کردیم ودست تکون می دادیم وچرت وپرت می گفتیم ! اگه شماها یه نقشه از شهر مارماریس رو از همین جاهای که اطلاعات تور ارائه می دادند بگیرید کلی از مکانها رو خودتون می تونید بصورت انفرادی برید _ چون یه سری از جاها نسبتا نزدیک بودند ونمی خواست اطلاعات خاصی داشته باشید _ البته یه سری از این مراکز تفریحی ودیدنی رو هم می تونید با سرچ تو اینترنت به دست بیارید ولی من بهتون توصیه می کنم حتما از این برگه ها وهمینطور نقشه شهر رو تهیه کنید . استامبول شهر هدف ما بعد از خارج شدن از مرز بود.تو کل مسیر وهمینطور خود شهرهای ترکیه سرویس بهداشتی پولی بود وبا پرداخت یک لیر می تونستی از توالت با امکانات بهداشتی خوب وتمیز استفاده کنی تنها عیبش نداشتن شلنگ وبجاش داشتن پارچ برای شستشو بود _ البته بغیر از توالت فرنگی _ دستمال کاغذی ودست خشک کن های برقی و همینطورمواد پاک کننده .من از استامبول زیاد خوشم نیومد مثل تهران شلوغ ودرهم برهم وگرم بود ولی بخاطر سبک معماری مساجد توجه منو به خودش خیلی جلب کرد . .یعنی هر وقت به من بگن استامبول یاد معماری زیبا ومنحصر به فرد مساجدش می افتم . تا ساعت حرکت به مارماریس مدتی رو وقت داشتیم که ترجیح دادیم با کشتی به جزایر استامبول که معروفترین اونها بیوک آدا بود بریم .هر چی می دیدیم درخت وجنگل وسرسبزی فوق العاده زیبا بود که ادم ومحو تماشای خودش می کرد ما ناهار وتو یکی از جزایر خوردیم و بعد حرکت کردیم به سمت مارماریس . جاده استامبول به مارماریس یکی از زیبا ترین مسیرهایی بود که من دیده بودم که بوی آشنایی میداد _ بخاطر شباهت زیادش به جاده چالوس _ وهوا هم خنک ودلچسب بود بعد از ده یازده ساعت به مارماریس رسیدم واز اونجا که مارماریس یه شهر ساحلیه پس در پست ترین نقطه قرار گرفته وهنگام ورود به شهرش با منظره زیبایی روبرو می شی واین شهر رو از بالا تماشا می کنید. ما تو منطقه Armutalan یه هتل آپارتمان گرفتیم _ هتل رو از قبل رزو کرده بودیم ولی اگه این کاررو هم نمی کردیم بازم می شد هتل با قیمت مناسب پیدا کرد هیچ وقت از اینکه بدون جا تو این شهر بمونید به خودتون نگرانی راه ندید _ که از قسمت پررفت وامد ومحل گردش اصلی شهر کمی دور بود که با مینی بوس هایی به اسم دولمُش وبا مبلغ هر نفر یک ونیم لیر می تونستی به ساحل وخیابونهای اصلی شهر که از عصری به بعد محل خوشگذرونی وتفریح توریستا می شد در رفت وامد باشی. این نمای بیرونی از رو تراس هتل مونه . هر روز یکی دوبار شاهد سمپاشی معابر ودرختا توسط ماشین های مخصوص می بودیم که بوی خاص وزننده ای هم نداشت .باورتون نمی شه تو تمام مدت اقامتم یه پشه فلک زده هم ندیدم. خیابونی که در طول کل نوار ساحلی قرار داشت پر بود از کا/باره که مردم تو فضای بیرونی اون می شستن وچیزی سفارش می دادن واز برنامه های رقص وموزیکش لذت می بردند .تو همین مسیر ساحلی فروشگاه بزرگ وچند طبقه Migros قرار داشت که پهلوی اون هم مک دونالد معروف یه شعبه داشت .تو میکروس از جون آدمیزاد تا شیر مرغ پیدا می شد .طبقه خواروبار وغذاهای نیمه آماده ومیوه سبزیجات تا طبقه پوشاک وکیف وکفش ولوازم منزل وهمنیطور لوازم آرایشی وبهداشتی و... ،تو همین مسیر ساحلی ( Siteler) فروشگاه پوینت سنتر قرار داشت واگه مسیر رو ادامه می دادی _ خیلی راه بود _ می رسیدی میدان آتاتورک وبعد هم فروشگاه چند طبقه وبزرگ Tansas. از میدان آتاتورک هم مسیری بود که منتهی می شد به بار استریت که پربود از دیس /کو های کشورهای مختلف .همینطور مسیری داشت که تمام کشتی های تفریحی رو می شد اونجا ببینی اکثر رستورانهای این مسیر منوهای غذاهاشون بصورت یه تابلو بزرگ جلوی دروردی گذاشته بودند که اسم غذاهاشون ، مواد تشکیل دهنده وهمینطور قیمت اونها رو نشون می داد ومی تونستی خیلی راحت وآسوده با توجه به اطلاعاتی که می گرفتی غذا سفارش بدی که صد البته برای نوشیدن یه کولا یا فانتا خیلی بیشتر از غذا پیاده می شدی ومبلغ گزافی رو باید پرداخت می کردی .. همینطور تو کل شهر می تونستی جاها یی رو ببینی که به توریستا اطلاعات درباره انواع تورهای تفریحی ومبالغ اون می دادند . وقتی قرار شد همراه محمد ، مهسا وخانواده دونفره مهسا اینا بریم مارماریس که اونجا از انگلیس هم دایی وبچه ها دایی ونوه دایی مهسا جون میومدند در اصل پایه سفر ما بنا شد . بماند که کل سفر یه طرف ،این حاضر شدن وخاطرات خرید وبرگشت از سفر هم یه طرف .خب ما از تهران حرکت کردیم به سمت استامبول ( بصورت زمینی ) وجالب اینکه تو اتوبوس ما کسی از شهری به نام مارماریس تو ترکیه خبر نداشت .به نظرم استامبول صرفنظر از مساجد زیبا وآثار باستانیش وجزایر زیباش در مقابل مارماریس مثل تهران بود در مقابل یه شهر اروپایی _ شاید هم مثل یکی از شهرهای در پیتی افغانستان بود درمقابل یه شهر اروپایی دنج _ اینکه مسافت تا مارماریس وراههای ارتباطیش چه جوریه ؟ چیزی نیست که من بخوام بنویسم چون با کمی سرچ تو اینترنت به همه اطلاعتش دست پیدا می کنید .ما تو یه هتل آپارتمان خیلی تر وتمیز وشیک سوئیت گرفتیم که شامل یه آشپزخونه عالی با تراس وکلیه لوازم پخت وپز برقی و یه اتاق خواب مامانی وسرویس بهداشتی بود . هتل ها برای گرم کردن اب از انرژی خورشیدی یا برق استفاده می کردند. هتل ما از انرژی خورشید برای گرمایش استفاده می کرد برای همین صبح ها بعد از ساعت نه اب حمام داغ می شد ولی عصرا با وجود غروب خورشید اب تا مدتها گرم بود و می شد دوش گرفت .همه هتل ها هم بدون استثنا داری اسختر ورستوران بودند راحت می تونستی شام یا ناهارت رو تو رستوران دنج وعالی هتل که مجهز به تلویزیون ال سی دی بود با یه نوشیدنی بی نظیر میل کنی ولذت این همه ارامشو تو هوای ازاد ببری _ رستورانها فقط داری محوطه بیرونی بودند _هوا تو فصلی که ما رفتیم _ اوایل تیر _ عالی بود البته روزا گرم بود ولی نه اونقدرا ولی بجاش شبهای عالی داشت . اکثر توریستا _ که بیشتر انگلیسی بودند وبه ندرت یه ایرانی پیدا می شد ، تو کل اقامتمون وتو کل این همه بیرون رفتن تنها یک بار یه ایرانی دیدیم که این بهترین مزیت این شهر بود _ وقتشنو به شنا کردن تو استخر هتل یا کنار ساحل ویا افتاب گرفتن رو صندلی های کنار ساحل می گذروندند وعصری هم می رفتن مراکز تفریحی کا/باره ودیس کو ورستورانهای حاشیه خیابون و....تنها چیزی که برای غذا خورهای قهاری مثل شوشو من بد بود ومن از قبل از این موضوع اطلاع داشتم نداشتن برنج خوب بود که جاتون خالی من برنج ایرانی با خودم برده بودم که بیشتر مواقع ناهاررو تو هتل خودم درست می کردم ولی شام یا صبحانه رو ترجیح می دادیم بیرون میل کنیم .از نظر قیمتی برای خرید ، خب از استامبول خیلی گرونتر بود ولی برای خورد وخوراک در حد رستورانهای عالی تهران بود وتو فروشگاه های چند طبقه ای که داشت می تونستی انواع گوشت وتکه های حاضر شده مرغ و...اینها رو تهیه کنی ونوش جان کنی .نکته جالبی که داشت در بیشتر مواقع چی تو راه که بودیم وچی تو خود مارماریس قیمت بالای نوشیدنی بود طوری که یه پرس غذای عالی می خوردی با یه لیوان نوشیدنی که قیمت این نوشیدنی _ نوشابه منظورم نه از اونها !!_ از قیمت غذا چیزی کم نداشت .در اصل رستوران دار ها بخاطر گرما وتمایل مردم به خوردن کولا وفانتا بیشتر از فروش نوشیدنی سود میکردند تا منو های غذاشون ! اینجا هم عین دبی در خود شهر جاهایی بود که می شد ازشون راهنمایی گرفت برای دیدن مراکز تفریحی .مثل تور با کشتی یا جیب سواری وهمینطور حموم ترکیشون که ماساژ با روغن و...داشت .شبها پر می شد از شادی وهمهمه وصدای موسیقی .تمام نوار ساحلی پر بود از کا/باره که ورودی رایگان داشت ولی وقتی داخل می شدی باید یه چیزی سفارش می دادی والبته تمام کا/باره ها در محوطه بیرونی قرار داشت ورهگذره ها هم می تونستن با ایستادن از برنامه هاشون فیض ببرند هر کدوم هم سعی در اجراکردن بهتر برنامه های رقص وموسیقی خودشون داشتند ودر ورودی اغلبشون _ حتی رستوران ها _ یه تابلو بزرگ نصب شده بود با منو غذاها ومواد تشکیل دهنده اش وهمینطور قیمت اونها .قبل از اینکه شام یا ناهارو بخوان براتون بیارند یه کره خیلی خوشمزه که طعم سیر می داد با سبزی های معطر همراه تکه های خوشگل نان فانتزی میاوردند که تا حاضر شدن سفارشتون اونو میل کنید . گرونی اب وبستنی ونوشیدنی مثل کولا وفانتا خیلی به چشم میومد تا پولی که برای خوردن غذا پرداخت می شد در عوض ابممیوه های نسبتا ارزونی داشت ومن همیشه یه بطری اب وچند تا پاکت ابمیوه تو یخچال خنک می کردم که همین که از بیرون میومدیم دل وجیگرمون وباهاش صفا بدیم .همه توریستا هم بطری اب معدنی دستشون بود .قسمت مارینا هم پر بود از رستوران با منوهای غذاهای انچنانی از غذاهای دریایی بگیر تا استیک وگوشت خوک وشر/اب وویس /کی و.... خیابون دیس کوها هم که مورد علاقه من بود خیلی دیدنی بود راستش من از دیس /کو بیشتر از کا/باره لذت می برم .اینکه جایی هست که بدون دغدغه فشار فوشور داده شدن ، می تونم با شوشو برقصم ولذت ببرم یه حس عالی بهم دست می داد ومی شد یه خوشگذرونی عالی وسالم که خوابشو هم نمیشد تو ایران دید این تصویر ثابت میکنه که دنیا در حال گرم شدنه متولدین فروردین : آهن فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که 9 برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید. آنها پیشگامانی هستند که همواره دیگران را به سمت هدفی نایافتنی هدایت می نمایند.متولدین فروردین کمتر به دنبال اندوختن ثروت هستند.ولی اگر شروع به مال اندوزی کنند با چنان سرعتی پیش می روند که وقت نمی کنند بایستند و پول ها را بشمرند. در زمینه پول ٬ زمان و حتی لباس خود بسیار دست و دلبازانه عمل می کنند و هر قدر هم فقیر باشند همیشه چیزی برای بخشیدن دارند. آنها اعتقاد دارند که وقتی به دیگران کمک می کنند نه فقط خرسند می شوند بلکه این عمل آنها باعث می شود که دیگران هم متقابلا کاری برای آنها انجام دهند. متولدین اردیبهشت : مس فلز ماه اردیبهشت مس است که رسانای برق و گرماست و بعد از گذشت سالها همچنان درخشان باقی می ماند. در زندگی خانوادگی حاکم ورئیس است و هیچکس جرات ندارد آرامش او را بر هم زند. او مانند زمان صبور است و مانند جنگل عمیق ٬ واز چنان قدرتی برخوردار است که قادر است کوه را جابجا کند ولی آدمی لجوج و یکدنده است. این افراد معمولا از چیزهای کوچک خوششان نمی آید واز همین رو دلبستگی خاصی به عشق پایدار و ثروت دارند. متولدین خرداد : جیوه فلز سرد جیوه در متولدین خرداد تمایلات دوگانه ای را به وجود می آورد مگر آنکه خودش جلوی آین کارها را بگیرد و به ندای قلب خود گوش کند. هنگامی که عمیقا به دنبال علت بی حوصلگی متولد خرداد بگردید در می یابید که او همیشه در پی هدفی است ولی مشکل اساسی او این است که هدف را نمی شناسد . متولد خرداد از تخیل بسیار قدرتمندی برخوردار است و به همین خاطر اهداف زیادی را در سر می پروراند. ذهن متولدین خرداد همیشه به کاری مشغول است و به همین دلیل بیش از دیگران به استراحت نیاز دارد . آنها با آنکه نسبت به بی خوابی حساس هستند ولی هیچگاه به اندازه کافی نمی خوابند. متولدین تیر: نقره فلزوجودی متولدین تیر ٬ نقره است که علیرغم تشابه با سایر فلزات از خصوصیات ویژه گرانبهایی برخوردار است. آنها قلب مهربانی دارند و نیاز دیگران را به خوبی حس می کنند و به آن اهمیت می دهند و می خواهند به دیگران کمک کنند ٬ اما در ابتدا منمتظر می شوند تا ببیند کسی دیگری پیدا می شود که پیش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چیزی کنند که نیازی به آن نیست. اما اگر دریابد که کس دیگری آستین خود را بالا نزده است آنگاه در آخرین لحظه دست به کار می شود . او می گذارد که دو بار زیر آب فرو روید ٬ ولی بار سوم شما را نجات می دهد . او خیلی رئوف است و نمی گذارد غرق شوید. متولدین مرداد: طلا متولد مرداد در دوستی بسیار وفادار است و درموقع دشمنی آدم منصف و قدرتمندی است . او چه ساکت باشد ٬ چه خودنما ٬ فردی خلاق ٬ مبتکر و قدرتمند است . چون او از طلای خالص است به همین دلیل ما ٬ گاهی خودخواهی ٬ تکبرو تنبلی او را نادیده می گیریم .متولدین مرداد در مورد پول هیچگونه احتیاطی به خرج نمی دهند ٬ بسیار ولخرج هستند و حتی اگر پول زیادی نداشته باشند شیک می پوشند و زندگی شان لوکس است و برای تفریح و سرگرمی خود زیاد خرج می کنند. اگر کسی از آنها پول بخواهد به او می دهند و اگر نداشته باشند از دیگری قرض می کنند و به او می دهند. متولدین شهریور: جیوه اگر درجه حرارت محیط مناسب باشد ٬ متولدین شهریور علیرغم اینکه ظاهرا ترکیبی از فولاد و یخ به نظر می رسند ٬ در اثر عواطف اطرافیان ذوب خواهند شد . آنها بدون تردید انسانهایی صادق و قابل اعتمادی هستند ولی زمانی که نخواهند به جایی بروند و یا کار خاصی را انجام دهند ٬ به راحتی می توانند خود را به مریضی بزنند. در چنین مواقعی استعداد نمایی آنها در زمینه هنرپیشگی هویدا می شود. متولدین شهریور از عکسهای خود ایراد می گیرند و در مورد سر و وضع خود وسواس شدیدی دارند ٬ همیشه سر و وضعی مرتب و پاکیزه دارند و در مورد لباس بسیار سخت گیر هستند. متولدین مهر : مس متولدین مهر سودمندی فلز مس را که فلز هم آهنگی آنهاست بازتب می دهند. از هر گونه بی ادبی و بی نزاکتی تنفر دارند ولی با وجود این اگر تابلویی روی دیوار خانه تان کج باشد ًنرا صاف می کنند و اگر صدای تلویزیون تان زیاد باشد آن را کم می کنند . آنها عاشق مردم هستند ولی از اجتماعات بزرگ بدشان می اید.مانند کبوتران صلح دائم این طرف و آنطرف می روند.و به میانجیگری می پردازند و صلح و صفا برقرار می کنند.انسانهایی بامحبت و دلپذیر هستند ولی گاهی اوقات بداخلاق واخمو می شوندو از دستور دادن به دیگران خوششان می آید. متولدین آبان: آهن در بین متولدین آبان آدم عصبی و بی قرارخیلی کم دیده می شود و این در اثر فلز درونی شخصیت آنهاست ٬ با وجود این آنها خیلی رقیق القلب بوده و نسبت به افراد ناتوان و درمانده خیلی دلسوز هستند. متولدین آبان هرگز هدیه یا محبت کسی را فراموش نمی کنند و فورا در جستجوی جبران آن برمی ایند.از طرف دیگر ظلم و بی عدالتی را نیز فراموش نمی کنند و در مقابل ان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. به خانواده و روابط خانوادگی اهمیت زیادی می دهندو رفتارشان با کودکان ملایم و عطوفت آمیز است. متولدین آذر : قلع در میان متولدین آذر به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که شوخ طبع و بذله گو باشد و همین تعداد اندک نیز که در گفتن لطیفه چنان خام هستندکه هیچ کس به آنها نمی خندد. اگر چه متولدین آذر حافظه ای بسیار قوی دارند ولی گاهی فراموش می کنند که کت خود را کجا گذاشته اند آنها هرگز نمی توانند دروغگوی ماهری باشند هیچ کس حتی برای یک لحظه نمی تواند دروغ آنها را باور کند. ریا کاری و دروغ گویی اصلا با مزاج آنها سازگار نیست و هر وقت سعی به انجام این کار نمایند به زودی دستشان رو می شود . متولدین آذر ٬ چه کم رو چه پررو ٬ ر زمینه عشق همیشه آماده اند که شانس خود را امتحان کنند و خود را به آب و آتش بزنند. متولدین دی : سرب اگر چه فلز درونی متولد دی او را به فردی بسیار محکم تبدیل ساخته است اما او فردی خجالتی است که روحیه ای لطیف و حساس دارد. متولد دی همه کسانی را که باعث صعود آنها شده اند بسیار ستایش می کنند . آنها خواستار پیروزی و موفقیت هستند و به سنتها و آداب و رسوم احترام می گذارند. در شخصیت متولد دی همیشه اندکی افسردگی و غم همراه با جدیت وجود دارد. اما هیچ یک از این دو خصوصیت باعث نمی شود که اواز انضباط جدی دست بر دارد . متولد دی به حدی لایق و کارآمد است که به راحتی می توانید زمام امور را به دستش بسپارید. متولدین بهمن: اورانیوم فلز درونی متولدین بهمن یک فلز حقیقی نیست و یک ماده رادیواکتیو است که فقط در ترکیبات یافت می شود . اورانیوم می تواند موجب انفجارات عظیم و زنجیره ای گردداز همین رو تلاش برای محدود کردن آنها و مجبورساختن شان به انجام کاری مثل کوشش برای به دام انداختن طوفان زمستانی در یک بطری است . متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده به زبان می آورد ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. یک بهمنی برای احساس امنیت دور و اطراف خود را شلوغ می کند و دوستان زیادی دارد ولی گاهی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می رود و دلش می خواهد تنها باشد. متولدین اسفند: قلع فلز متولد اسفند ٬ آهن ٬ جیوه ٬ طلا و یا سرب نیست بلکه آلیاژی از فلزهاست که نشانگر غیر واقعی و توهم آمیز بودن این افراد است. آنها قوی تر از آن هستند که می پندارید و عاقل تر ازآن که می شناسید ولی تا زمانی که خودشان راز وجود شان را کشف نکنند ٬ راز آنها همواره پوشیده و مخفی باقی خواهد ماند. یک متولد اسفندتمایل چندانی به آرزوهای دنیوی ندارد٬ همچنین برای مقام ٬ قدرت و یا رهبری ارزشی قائل نیست و ثروت و مال دنیا برای او جذابیتی ندارد. او به آینده هیچ اشتیاقی ندارد و نسبت به آن بی خیال است. در مورد گذشته نیز دانشی شهودی دارد و در مورد امروز شکیبا و مقاوم است چ ن : چه کنیم دیگه مردادی ایم ! بر اساس تاریخ تولدتان درخت مورد نظر را انتخاب نموده و درلیست پایین آن را پیدا نموده و خصوصیات اخلاقی خود را مشاهده کنید درخت مربوطه تاریخ تولد درخت نارون 24 تیر الی 3 مرداد درخت سرو 4 مرداد الی 13 مرداد درخت سپیدار 14 مرداد الی 22 مرداد درخت سدر 23 مرداد الی 1 شهریور درخت کاج 2 شهریور الی 11 شهریور درخت بید مجنون 12 شهریور الی 21 شهریور درخت لیمو ترش 22 شهریور الی 31 شهریور درخت زیتون 1 مهر درخت فندق 2 مهر الی 11 مهر درخت سماق کوهی 12 مهر الی 21 مهر درخت افرا 22 مهر الی 1 آبان درخت گردو 2 آبان الی 20 آبان درخت شاه بلوط 21 آبان الی 30 آبان درخت زبان گنجشک 1 آذر الی 10 آذر درخت آلش 11 آذر الی 20 آذر درخت انجیر 21 آذر الی 30 آذر درخت راش 1 دی درخت سیب 2 دی الی 10 دی درخت صنوبر 11 دی الی 21 دی درخت نارون 22 دی الی 4 بهمن درخت سرو 5 بهمن الی 14 بهمن درخت سپیدار 15 بهمن الی 19 بهمن درخت سدر 20 بهمن الی 29 بهمن درخت کاج 30 بهمن الی 9 اسفند درخت بید مجنون 10 اسفند الی 19 اسفند درخت لیمو ترش 23 الی 29 اسفند درخت بلوط 1 فروردین درخت فندق 2 فروردین الی 11 فروردین درخت سماق کوهی 12 فروردین الی 21 فروردین درخت افرا 22 فروردین الی 31 فروردین درخت گردو 1 اردیبهشت الی10اردیبهشت درخت سپیدار 11 اردیبهشت الی 24 اردیبهشت درخت شاه بلوط 25 اردیبهشت الی 3 خرداد درخت زبان گنجشک 4 خرداد الی 13 خرداد درخت آلش 14 خرداد الی 23 خرداد درخت انجیر 24 خرداد الی 2 تیر درخت توس 3 تیر درخت سیب 4 تیر الی 13 تیر درخت صنوبر 14 تیر الی 23 تیر درخت توس (الهام پذیر) با نشاط و خوش پوش مهربان و در عین حال متظاهر افراط در هیچ کاری را دوست ندارند. از ابتذال متنفرند و زندگی در طبیعت و آرامش را دوست دارند.... خیلی احساساتی نمیباشند. کمی بلند پرواز و پر از قوه تخیل میباشند. و از وجودی آرام و راضی کننده سود میبرند. درخت راش (خلاق( دارای سلیقه خوب و دارای قدرت سازماندهی بسیار بالایی در زندگی و شغل خود میباشند. همیشه نگران وضعیت ظاهری خود میباشند آنها رهبران خوبی هستند که غالباً ریسکهای غیر ضروری انجام نمیدهند . این گروه به تناسب اندام خود از طریق رژیم, ورزش و غیره بسیار علاقه مندند. درخت زبان گنجشک (بلند پرواز( پر نشاط و سر زنده و به میزان بسیار زیاد جذاب میباشد این گروه از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل میکند , پافشاری در هر کاری از خصوصیات آنهاست. از انتظار واهمه ای ندارد. جاه طلب و باهوش و پر استعداد و علاقه مند به بازی با سرنوشت میباشند اصولاً دارای تمایلات خود خواهانه و در عین حال بسیار قابل اعتماد و درستکار میباشد آنها چون عاشقی محتاطند که بعضی اوقات مغزش بر قلب حکم رانی میکند. درخت سیب (عاشق( این افراد فریبنده, جذاب و سرارسر پر از انرژی مثبت میباشند.اهل خوش و بش حادثه جو حساس و همیشه عاشق اند. دوست دارند عاشق باشند و همیشه عاشقشان باشند. با وفا زوجی پر محبت- بسیار بخشنده و پر استعداد و اصولاً برای امروز زندگی میکنند - آنها فیلسوفانی با فکر آزاد میباشند که دارای قوه تخیل بسیار بالا هستند درخت نارون)شریف( دارای سرشتی مثبت بوده و با سلیقه لباس میپوشند علاقه ای به بخشیدن خطاهای دیگران ندارند . همواره بشاش و علاقه ای به رهبری کردن دارند و دوست ندارند از کسی اطاعت کنند.شریکی صادق و مهربانند که دوست دارند برای دیگران تصمیم بگیرند - نجیب زاده - دست و دلباز و طبع خوبی برای شوخی دارند. درخت شاه بلوط )صادق( این گروه سیاستمدارانی مادرزادند دارای توان بالا در قضاوت بوده و علاقه مند به تاثیر گذاری بر روی دیگران میباشند . اغلب فکر میکنند که دیگران آنها را درک نمیکنند فقط یک بار عاشق میشوند و برای پیدا کردن جفت خود دچار مشکلات زیادی میشوند. درخت سرو (با وفا) قوی,عضلانی سازگار و قانع به آنچه که زندگی به آنها میدهد . خوشبین و خوشنود بوده و بسیار علاقه مند به پول و دانش میباشند و از تنهایی متنفرند.عاشقی احساساتی اند که هرگز نمیتوانند راضی گردند. بسیار مهربان بوده سرکش و بی دقتند و سریع خشمگین میشوند. درخت سدر (صمیمی) دارای زیبایی نادری میباشند و میدانند چگونه با محیط سازگار شوند - به تجملات علاقه دارند و از سلامتی خوبی برخوردارند. فردی خجالتی نمیباشند. غالباً دیگران را کمتر از خود میبینند و دارای اعتماد به نفس بسیار بالایی هستند. مصمم و علاقه مند به گروه افرادی زبردست و دارای خوش بینی سالم میباشند. همواره منتظر یک عشق واقعی اند و قادر به گرفتن تصمیم های سریع هستند درخت فندق (غیر عادی( دلربا - بی صبر و خیلی فهیم میباشند. مبارزی فعال برای جنبشهای اجتماعی بوده محبوب و عاشقی دم دمی مزاج به حساب می آیند. این گروه شریکی بردبار و در قضاوت بسیار دقیق میباشند. درخت گردو (پر شور( سخت گیر عجیب و پر از تضاد بوده و اغلب خودخواه میباشند. پرخاشجو دارای عکس العملهای غیر منتظره میباشند. افراد این گروه نجیب و دارای افقی گسترده میباشند که فی البداهه عمل میکنند. بلند پروازی آنها نامحدود بوده و هرگز انعطاف پذیر نمیباشند. آنها شریکی دشوار و غیر عادی بوده که اغلب دوستشان ندارند ولی همواره مورد تحسین قرار میگیرند. بسیار حسود و احساساتی بوده و هرگز اه مصالحه نمی باشند. درخت سماق کوهی )احساساتی( پر از بشاشیت و دارای موهبت خودخواه نبودن میباشند.. جنب و جوش ناآرامی و پیچیدگیها را دوست دارند.. هم وابسته و هم مستقل اند. سلیقه خوبی داشته و هنرمندان احساساتی میباشند. آنها میتوانند شریک خوبی برای زندگی باشند که متاسفانه قدرت بخشش آنها بسیار کم است. درخت انجیر)حساس( خیلی قوی و مستقل بوده و به تناقضات و حرفهای نامربوط میدان نمیدهند - زندگی را دوست دارند و همینطور خانواده - بچه ها و حیواناتشان را - شوخ طبع بوده و تنبلی و بطالت علاقه ای ندارند این گروه دارای استعداد و هوش بالفطره میباشند درخت زیتون(خردمند) عاشق خورشید و گرما میباشند. آنها افرادی معقول و متعادل بوده که از پرخاش و خشونت خود دوری میکنند. بردبارند و بشاش و در صحنه های زندگی بسیار خونسرد رفتار میکنند.این گروه بسیار حساس بوده و فارغ از حسادت میباشند. آنها عاشق خواندن و شرکت کردن در جمع مردم خبره میباشند. درخت بلوط )شجاع) طبعی قوی دارند دلیر و نیرومند میباشند و در کارها بسیار سختگیر و مستقل عمل میکنند . حساس بوده و به تغییر علاقه ای ندارند.. همیشه پایشان را روی زمین نگه می دارند و اهل عمل می باشند. درخت آلش (خوش سلیقه) دارای زیبایی آرامش بخش بوده و همواره نگران وضع ظاهر خود می باشند. خوش سلیقه بوده و تا جایی که امکان دارد به خود سخت نمیگیرند همواره یک زندگی منظم و معقول را هدایت می کنند. این گروه به ندرت با احساسات خود خوشحال میشوند و همیشه به دنبال مهربانی و آگاهی در یک شریک احساساتی میباشند. اغل به مردم بد گمان بودهو هیچ وقت به تصمیمات خود اعتماد ندارند. افراد این دسته بسیار با وجدان می باشند. درخت صنوبر )مرموز( دارای سلیقه ای غیر عادی و خوب بوده که تا حدی دارای گرایشات خود خواهانه میباشند. این افراد با نزدیکان خود مدارا نموده و تا اندازه ای فروتن میباشند. آنها خلاق کله شق بوده و دارای دوستان بسیار زیاد و بلند پروازی آنها بسیار زیاد میباشد این دسته از مردم بسیار قابل اعتماد میباشند. درخت افرا (مستقل( یک فرد معمولی نمی باشند. آنها پر از تخیل و ابتکارند ولی در عین حال خجالتی و محتاط و کم حرف میباشند. این گروه مغرور و دارای اعتماد به نفس بالایی می باشند آنها تشنه تجربیات جدید بوده که در بعضی اوقاتعصبی می شوند.افراد این دسته دارای پیچیدگی های فراوان بوده و از نعمت حافظه خوب برخوردار میباشند. آنها براحتی یاد میگیرند که زندگی عشق پیچیده دارد ولی می خواهند همواره تاثیر گذار با شند درخت بید مجنون)مالیخولییایی( زیبا و پر از مالیخولیا. جذاب وبسیار وابسته به حس تلقین می باشند. از هرچیز زیبا و پر سلیقه خوششان می آید عاشق سفر بوده و میتوانند تحت تاثیر قرار گیرند. آنها دم دمی مزاج صادق- خیال باف و بی قرارند ولی در عین حال پرتوقع و دارای بصیرتی بالا می باشند . همواره رنج می کشند ولی اغلب شریکی محکم پیدا می کنند درخت لیمو ترش (دو دل( آنچه را زندگی برایش مقرر ساخته خونسردانه می پذیرد. از جنگیدن استرس و رنج کشیدن بیزار است و از تنبلی و بطالت خوشش نمی آید. این گروه اغلب ملایم و دل رحم بوده و برای دوستان خود بسیار وفادار میباشند . با استعداد بوده ولی از پشتکار کمی برخوردار می باشند و برای همین کمتر استعداد خود را به شکوفایی می رسانند. اغلب در حال شکایت کردن بوده و از درجه حسادت بالایی برخوردارند درخت سپیدار ) بلاتکلیف( بسیار اهل تجمل به نظر میرسند. خیلی اعتماد به نفس ندارندولی وقتی لازم باشداز خود جرات نشان میدهند. آنها طالب محیطی گرم میباشند. در انتخاب خود بسیار وسواس دارند و اغلب تنهاست. این گروه دارای طبعی هنرمندانه میاشند و گرایشی به سمت فلسفه دارند. دارای سازماندهی خوبی است و در هر موقعیتی قابل اعتماد است و روابط را بسیار جدی میگیرد. درخت کاج (منحصر به فرد( به شراکت های موافق عشق می ورزند. آنها میدانند که زندگی را چگونه راحت بگیرند. بسیار فعال و طبیعت گرا می باشند. این گروه افرادی قابل اعتماد و اهل عملند که بسادگی عاشق میشوند ولی احساسات سریعاً او را می سوزاند و تا رمانی که ایده آل خود را نیابد همه چیز برای او نا امید کننده است. در روابط عاشقانه باید مراقب قلب ساده و صمیمی آنها بود که شکسته نشود پ ن١ : من درخت سدر ام .خیلی درسته برای شما ها چطور؟ پ ن ٢: به زودی بر می گردم بزمجه های تنبل عنوانی است که متخصص خزندگان، هنری Henry در مورد بزمجه هایی به کار می برد که کاری به جز لم دادن در خانه او ندارند ، جاییکه هنری از انها در حالیکه روی مینی مبلشان لم داده اند یا روی مینی تختشان دراز کشیده اند عکاسی می کند . هنری می گوید وقتی انها ارام و ریلکس هستند دوست دارند روی صندلی بشینند و وقتی گیتاری به دستشان می دهم حدود نیم ساعتی به حالت نوازندگی می مانند ، انها این حالت را خیلی دوست دارند . هنری حدود ۲۶ سال است که در خانه اش با این بزمجه ها زندگی می کند و همیشه ۳۰ تا ۵۰ بزمجه با او زندگی می کنند . عکس ها بیشتر و توضیحات بیشتر در todaysplanet هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید میدونم برای نوشتن تجربیات سفرم خیلی فاصله بین نوشته هام افتاده ولی باورتون نمی شه دلم نمیاد یه سری از تجربیاتمو بذارم اک بند بمونه واینجا عنوانشون نکنم ! فکر می کنم درمورد خرید وتور شهر زیاد نوشتم اینکه یادتون باشه از فروشگاه های معمولی که عین فروشگاه زنجیره ای نیستند برای خریداتون تخفیف بگیرید . تور خیلی عالی بعدی که بهتون پیشنهاد می کنم حتما برید تور صحراست که فوق العاده پر هیجان وخاطره انگیزه .ما با ماشین خود مسئول تور رفتیم .قبل از ورود به صحرا باد لاستیک ماشینها رو کم می کنن همونجا یه فروشگاه داشت که من از این زنبل زیمبوهایی که به دور کمر می بندن برای رقص عربی ، ازش خریدم کلی هم تخفیف گرفتم _ البته بعنوان سوغات برای یکی از بهترین دوستام _ بعدش که رفتیم تو صحرا وکلی با ماشین از روی این شن وماسه های صحرا بالا وپایین رفتیم وصد البته کلی هم من حیغ کشیدم _ فقط من یه نفر _ بعدش هم که به کمپ ایرانی ها رفتیم .قبل از ورود به کمپ یه سری ماشین کوچولو بود که بعضیا کرایه می کردند وسواری می خوردند وارد کمپ هم بشی برای استفاده یک بار از همه چی برات رایگانه ! موقع ورود چای ونسکافه، اب ونوشابه های خنگ وهمینطور شام . یه خانومی هم بود که طراحی با حنا رو بدن می کرد ومن رفتم رو بازوم یه طرح انداختم وکلی باهاش حال کردم . بغیر از موسیقی زنده وبزن وبرقص کل جماعت اون وسط ، دی جی هم داشت واز اخر هم یه رقص عربی خیلی مشتی توسط یه رقاص که بعدش کلی رقص های ایرانی هم انجام دادم دل وروحمون وجلا داد. خلاصه یه شب خوش وخاطره انگیز برامون رقم خورد . روز بعد صب رفتیم ساحل جمیرا زیبا ترین وقشنگترین ساحل دبی که بهتون پیشنهاد می کنم دیدنشو از دست ندید .حیف که عکس مناسبی از اونجا ندارم براتون بذارم .چون تو تمام مناظر سرسبز وگل وبوته دار قبل از ساحلش تو کادر دوربین یا من هستم یا شوشو ویه عکس تک از منظره اونجا ندارم .اونجا هم خیلی فاز داد هم افتابش هم شنا کردن تو دریاش . یکی دیگه از جاهایی که خیلی بهم فاز داد دیس/کو پرشین نایت تو هتل پالام پلازا بود .تنها عیبش نبود تهویه درست وحسابی بود وجمعیت بیش از اندازه محوطه دیس/ کو بود ! وگرنه همه چیزش عالی بود .حتی مهمونا خارجی هم اونجا اومده بودند وبا دی جی ایرانی کلی حال می کردند .ورودیش برای خانم های رایگان بود ولی برای اقایون 80 درهم بود. شخصی که تیمپو می زد حسابی ادم وسر کیف وحال میاورد .خب ما بیش از دوساعت اونجا دوم نیاوردیم .شوشو قبلش موقع برگشت از سیتی سنتر پاش اسیب دیده بود ، کمر مریم هم درد می کرد منم که شرشر عرق می ریختم . روهم رفته تونستیم از روزامون خوب استفاده کنیم ولی اونقدری بهمون چسبید که بخوایم حداقل یک بار دیگه ولی مدت بیشتری یه سفر دیگه هم به دبی داشته باشیم . این جاهای خریدی که تو ما/هوا/ره تبلیغ می کنن در اصل فروشگاه است نه مرکز خرید .من از اول میدونستم که نباید یه همچین جایی برم چون همه گفته بودند بنجل فروشیه .اتفاقا یکی از همسفرا که رفته بود ( یه کاری داشت که باید می رفت ) اصلا خوشش نیومده بود . یه روز هم ترانسفر هتل مارو برد برای خرید به شارجه ( شارجه چسبیده به د/بی است عین نوشهر وچالوس خودمون !) فروشگاه شوبرا ، بدک نبود ولی سیتی سنتر همونجا که تقریبا اونور خیابون می افتاد عالی بود بخصوص فروشگاه زنجیره ای Carrrfourکه البته تو سیتی سنتر دبی هم این فروشگاه زنجیره ای هست که جنسای خیلی خوبی داره واز شیرمرغ تا جون ادمیزاد توش پیدا می شه .فروشگاه اسواق الهدایا هم همونجا بود ( یک تا پنج درهمی ) بغیر از پوشاک وکفشش اونجا هم چیزهای خیلی خوبی بخصوص برای کادو می شد پیدا کرد که واقعا مفت به معنای واقعی حساب می شد . متاسفانه من از یه سری از خریدا صرفنظر کردم چون با خودم می گفتم اینجا ! هم هست ( خب یکی نبود بگه انتظار چی رو داشتی برای خرید که اینجا نباشه ) اونجا تنها جایی بود که خیلی دلم سوخت بخاطر خرید کمی که انجام دادم . هتل ما نزدیک میدان ماهی بود همون حول وحوش هم یه مرکز خرید بود به نام القریر که اونجا هم فروشگاه زنجیره ای مکس بود کلی لباس شیک وارزون هم از اونجا خرید کردم . وصد البته یه مکدونالد هم کنار این مرکز خرید بود .بغیر از اینا چندین فروشگاه هم خیلی نزدیک هتل قرار داشت وروز اخر سریع رفتم از اونجا برای شوشو پیراهن خریدم . اووووف اوووف نزدیک بود یادم بره بازار کرامه رو هم از دست ندید که کیف وکفشاش عالیه .میدان عبدالناصر ( بنی یاس ) هم نزدیک هتل بود .خب چون قصد خرید نداشتیم ومیخواستیم بیشتر تفریح کنیم وخوش بگذرونیم دیگه اونجا نرفتیم .بهتون توصیه می کنم اول این مرکز خریدا رو برید بعد جاهای دیگه ای که فکر می کنید بهتره ! داشتم از تور گردش در شهر می گفتم داشتم می گفتم برنامه ریزی ومدیریت حرف اول رو تو هر کاری منجمله سفر میزنه ! برنامه های که ترانسفر هتل برای گردش هرروز شما در نظر می گیره از پیش تعیین شده است وهرروز هم متفاوته .مثلا تو هتل ما برنامه گردش روز جمعه اش سیتی سنتر بود . میدونم که خرید خیلی لذت بخشه ولی برنامه هاتونو طوری بچینید که بیشتر جاهای دیدنی د/بی رو بینید .خرید خریده ومی شه اونها رو از یکی دومرکز خرید انجام داد وبقیه زمان رو به تفریح وخوشگذرونی صرف کرد که کمتر پیش میاد ! پس تور شهر رو از دست ندید چون اینجوری علاوه بر اینکه بیشتر مناطق دیدینی رو می بینید از نظر هزینه هم براتون صرف می کنه . من مرکز خرید ابن بطوطه رو بهتون پیشنهاد می کنم .که هم دیدینیست وهم مرکز خرید .البته فروشگاه زنجیره ای مکس که تو این مرکز خرید واقع شده خیلی قیمتهای مناسبی داره وشما می تونید براحتی اونجا برای خودتون خرید کنید .بقیه فروشگاه ها هم چون مارک دار هستند طبیعتا از قیمت بالایی برخوردارند .شوشو از ادیداس یه کفش گرفت که حداقل نصف قیمت اینجا بود ( نزدیک دویست هزار تومن ) ولی از اونجایی که من اونقدرا ورزشکار نیستم حیفم اومد این مبلغ وبرای خرید فقط یه جفت کفش صرف کنم برای همین رفتم تو فروشگاه مکس وکلی خرید کردم که اون همه خرید مبلغش به نصف قیمت کفش شوشو هم نرسید ! وقتی یواش یواش فکر سفر رفتنمون قطعی شد ( شماره سه،شماره چهار این نوشته ، شماره دو اینجا وشماره سه این پست ) کارای مربوط به سفر رو( شماره یک وشماره سه ) وانجام دادم .کلی هم اطلاعات از تو اینترنت گرفتم .من نمیخوام براتون از اونجا بگم .من فقط وفقط میخوام تجربیات سفررو براتون بنویسم چون من اطلاعات خیلی مفیدی از تو همین نوشته های وبلاگ ها پیدا کردم که خیلی به دردم خورد .خب اطلاعات کلی راجع به شهر مراکز تفریحی و... تو اینترنت هست وحتی بعضیا این نوشته ها رو تو وبلاگاشون کپی کردند .چیزی که می خوام بگم یا یه عده از نوشتنش منصرف شدند ( بخاطر چرت وپرتایی که یه عده تو کامنت دونی ادم می ذارن ) یا اونقدری کم هست که تو اطلاعات سرچ شده تو نت گم وگور می شن ! خب اولین توصیه من به شما دراوردم یه سری اطلاعات جامع وکامل راجع به د/بی وممنوعیت دارویی که براتون هست وپیدا کردن ادرس هتلتون ودیدن امکانات هتل است .) تورهای گردشی د/بی ، مراکز خرید ، رستورانها ، و....) اگه با تور برید ترانسفر تو فرودگاه دنبالتون میاد ومعمولا هر روز سر یه ساعت خاص ومشخص ترانسفر هتل شما رو به مناطق از پیش تعیین شده ( که در اغلب موارد جای زیاد به درد بخوری نیست ) می بره. وقتی وارد هتل بشید لیدرتون کلی اطلاعات راجع به ساعت کار رستوران وبرنامه صبحانه وناهار واستخر هتل وهمینطور برنامه های رایگان ترانسفر هتل می گه .یه سری تور دیگه که باید براش هزینه کنید هم همون لیدر هتل براتون در نظر می گیره که بهتون توصیه می کنم حتما سیتی تور ( گردش در شهر ) وتور صافاری ( تور صحرا ) رو برید .میدونم که سلیقه ها خیلی متفاوته ولی از رفتن به این دو تور هرگز احساس پشیمونی نخواهید کرد . پ ن : مرور گر فایر فاکس نداری؟ قالب وبلاگم با اکسپلوررت مشکل داره ؟فقط می تونی از گوگل ریدر اینجا رو بخونی ؟کلی حرف داری که رو دلت سنگینی می کنه وتو گلوت قلبمه شده ؟خب عزیزم کافیه همین جا رو کمی فشار بدی وکلی خودت وراحت کنی ! البته فقط از نظر صحبت کردن نه از نظر دیگه راحت بشی !! ستاره، میآیی خوشه بازی کنیم؟ *** تو خوشهی چندی؟ من خوشهی چندم؟ ما خوشهی چندیم؟ ما را که خواهد چید؟ در خوشهی آخر، ما را که خواهد دید؟ *** ای دختر زیبا! دیدی؟ سند دارم! وضعیتم خوب است. در خوشهی سوم، اوضاع من جور است. حالا زنم می شی؟ با بنده میجوشی؟ *** ای دکتر خوبم! بنده سند دارم اوضاع من خوب است. در خوشهی سوم، وضعیتم جور است. مسرور مسرورم! *** آه ای خدای من بر منکرت لعنت! کاری که کردی تو کار عجیبی بود؛ *** در یک زمستان، یک شب بیبرف، ثروت پراکندی درون خانههای ما با خوشهی سوم! کاری که کردی تو کار عجیبی بود؛ یعنی که این دفعه بر عکس معمولش این خیل ثروتمند در حسرت فقرند! برگرفته از وبلاگ خدابیامرز شرکت پنتون که مرکز اصلی آن در نیوجرسی واقع شده منبع وماخذ معتبر مشهور جهانی در زمینه رنگ است . این شرکت رنگ مد سال2010 را فیروزه ای اعلام کرد. اینم مقاله سایت دوخت در این مورد اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری روی این لینک کلیک کرده و در صفحه ای که باز خواهد شد تصویر سیاه رنگ در سمت راست را آرام به سمت چپ بکشید _ روی پیوند زیر کلیک کنین. خب این فیزولوژی پرانرژی ذاتی من ! ( عجب جمله بندی تخماتیکی ! ) بهم اجازه گوش کردن آهنگ های سنتی رو نمیده.دلم میخواد قر بدم وبالا وپایین بپرم .هر چند که کمی از سالار عقیلی خوشم میاد ولی خب این دلیل نمی شه برای دوست داشتن آهنگ های سنتی. دیشب شوشو یه کنسرت از اجرای همایون وبرام گذاشت .گفت اگه گوش کنی خیلی خوشت میاد .از اونجایی که شوشو عاشق شعرهای خیام ِ ویه جورایی شعراش واز حفظه با این قضیه بیشتر حال می کنه .مثله اینکه همایون بیشتر شعرهای ،یا بهتر بگم رباعیات خیام رو تو کنسرت هاش می خونه .خیلی عالی بود خیلی .بسی خوشمان امد . قبل از خوندن چرت وپرتای نوشته های من ، بهتره توجه اتونو به ساعت نوشته شدن این پست جلب کنم !....وقتی بیدار خوابی به سر شوشو گرامی بزنه همینه دیگه.....دیدم هی غلت واغلت!! میزنه ومی گه تو هم عین من که خوابت نمی بره....البته باید یادآور بشم که بنده تا خواستم بخوابم با ایش واوش ایشون از عدم خوابیدنشون مواجهه شدم ومنم که حساااااس یه پشه تکون بخوره بیدار می شم چه برسه روم به دیفال ، شوشو گرامی ....براش میوه اوردم ،حرف زدم ،ولی از خواب خبری نشد که نشد ....دیدم رفته تو تاریکی هدفون گذاشته وداره هنرنمایی می کنه وارگ می زنه .گفتم خداییش ستمه که اون بیدار بمونه ومن تو خواب شیرین ....برای همین رفتم تو اشپزخونه وگوشتی که دیشب خریده بودیم وجابجا کردم وظرف ها رو هم شستم که اگه فردا کله ظهر از خواب بیدار شدم کاری برای انجام دادن نباشه .از اون طرف فردا ( فردا که چه عرض کنم ، با توجه به ساعت ، امروز ) ظهر کلاس دارم وناهار با هم نیستیم .پس بهتره تا وقتی شوشو بیداره منم بیدار بمونه که بعد تا لنگ ظهر بخوابم وبعدش هم برم یونی .برای اینکه زیاد این پست هم آبکی نباشه براتون این لینک نوشته خودمو می ذارم درمورد بستن شال....برید حالشووووووببرید. پ ن : خاک به سر پرشین ! روانشناسی سه بعدی * به این باور رسیده ام که همه شکست ها و ناکامی های گذشته ام پایه ای برای ادراکاتی بوده اند که توانسته اند سطح جدیدی از زندگی ام را که تاکنون از آن لذت می برم را بیافرینند . * راه دست یابی به موفقیت عمل گسترده و مصمم است . * مهم نیست چه بدست می آوریم ؛ بلکه چه کسی میشویم و چه چیزی میدهیم است که به زندگی ما معنی میدهد * اغلب نمی دانند که اگر ما هم? منابع خود را برای کسب تبحر در یک زمینه خاص زندگی متمرکز کنیم فوری به چه قدرت عظیمی دست پیدا می کنیم . * خود را در چنان شرایط فکری قرار دهید که به خود بگویید " در اینجا موقعیتی وجود دارد که بیش از گذشته شادی کنم توان و قابلیت انجام هر چه را که لازم است دارم " * اعتقادات قدرت ساختن و نابودی دارند . انسانها از این توانایی عالی برخوردارند که بتوانند از هر تجربه ای در زندگیشان مفهومی خلق کنند که قدرت آنان را از دستشان بگیرد یا اینکه واقعاً زندگیشان را نجات بخشد * همواره قدرت افراد را در تغییر ناگهانی هر چیزی در زندگیشان دیده ام آموخته ام که منابع مورد نیاز برای تبدیل رویاهای ما به واقعیت در درونمان قرار دارند و فقط منتظر روزی هستند که تصمیم بگیریم بیدار شویم و حق خود را بگیریم . یه چیز جالبی که تو رستورانهای اصفهان ویزد به چشمم خورد نوع آوردن غذا بود ! مهم نبود چی سفارش میدی... تو این دو شهر هرچی سفارش می دادی به همراه برنجت تو یه ظرف میاوردن .مشهد وقتی سفارش غذا می دی تو یه دیس برنج میارن وتو یه دیس دیگه بختیاری ، جوجه یا هر چی که سفارش دادی .بعد کنار غذا رو با وجود مخلوط بودنش تزئین هم می کردند .هر چی بود هم خوشمزه بود وهم می چسبید .یه زرشک پلو خیلی خوشمزه تو رستوران هتل یزد سفارش دادم که حسابی بهم چسبید. یزد شبای سردی داشت هر چی تو طول روز گرما میخوردی تو شب حسابی خنک می شدی.اونقدری بهمون چسبید که تصمیم گرفتیم یه شب دیگه هم بمونیم وفردا صب زود راه بیفتیم که برسیم به طبس .تو جاده هم که همش کوه می دیدم یا این تابلو رو ...کوه وکوه وکوه ... منم که نمی داشتم بهم بد بگذره یا مدام پاستیل میخوردم ....یا نوقا وقطاب بعدش هم اب میخوردم و روش چیپس...با وجود خوش گذشتن ، دلم حسابی برای خونه ام تنگ شده بود ودلم میخواست هر چه زودتر به خونه برسم .اینم یه هنرنمایی من تو تونل ! خب نوشتم براتون که هدف بعدیمون دیدن حموم علیقی آقا بود . جایی که حتی دوست اصفهانی شوشو هم اونو بلد نبود .متاسفانه از این جای تاریخی تا 16 سال پیش بعنوان حمام استفاده می شده وبعدا تصمیم می گیرن ازش بعنوان یه میراث فرهنگی محافظت کنن .این درب ورودیشه واینا هم عکس ورودی خودم حمامه ( + + + + ) .اینا هم که عکسای داخل حمام ِ ( + + + ) نمیدونید چه حالی شدم وقتی فهمیدم که فقط 16 ساله که از اینجا محافظت می شه وهر متولی اون هم بنا به سلیقه خودش یه سری تغییرات تو حموم انجام داده .نقاشی های برجسته خیلی قشنگی هم داشت که متاسفانه تو عکسا خودم حضور دارم وفقط می تونم این عکسا رو براتون بذارم . خب دیگه کارمون تو اصفهان تموم شده بود ماشین وگرفته بودیم وجاهای دیدنی واصلی رو هم دیده بودیم .شهر بعدی یزد بود شهر بادگیرها ! هتل رو از قبل تعیین کرده بودیم ولی بازم به محض رسیدن به یزد از طریق 118 کلی اطلاعات گرفتیم .رفتیم صفائیه یزد که جای خوش اب وهوایی بود.منطقه لرد نشینا . هتل فرهنگیان خیلی تروتمیز بود با یه محوطه خیلی باحال هم قیمتاش مناسب بود واز همه مهمتر رستوران وکافی شاپ هم داشت .یه اتاق گرفتیم وبعد از گرفتن دوش وسفارش یه قوری چایی خوشمزه ودر کردن خستگی رفتیم یه دوری تو شهر بزنیم .راستش گرسنمون بود ودلمون میخواست بیرون هم غذا بخوریم .تو این گشت وگذار سوغاتی مخصوص یزد که باقلوا وقطاب هم بود گرفتیم .برای فردا کلی نقشه داشتیم .یه نقشه رو در ورودی هتل بود که مکانهای تاریخی ودیدنی رو نشون می داد .ولی بهترین کار گرفتن یه نقشه از هتل بود که دیگه حسابی بلد شهر یزد شدیم .جاهایی که برای فردا تصمیم به دیدنشون گرفتیم .آتشکده زرتشتیان وبنای امیر چخماق وباغ دولت آباد بود .تو نقشه مسیرا رو مشخص کردیم وبه ترتیب مسیر رفتیم برای سیاحت . آتشکده زرتشتیان تنها جایی بود که برای دیدنش بلیط ورودی پرداخت نکردیم _ دم اجدادمون گرم ، بهتون توصیه می کنم اگه گذرتون به یزد افتاد وخواستید برید این مکان وببینید به صندوقش حتما یه کمکی بکنید _ اینجا ورودی ساختمونه . تو ساختمون هم یه مکانی بود که باشیشیه ورودی اونو بسته بودن که آتیش دراونجا روشن بود ونگهداری می شد .کلی هم نصایح وپندهای زرتشت رو درودیوارش بود ( + + ).نمیدونم چرا اینقدر با این مکان حال کردم ! جای بعدی دیدن بنای تاریخی امیر چخماق بود .از اونجایی که نسبتا زود اومده بودیم بیرون تا تومدت صب تا ظهر بتونیم چند جایی رو که تعیین کرده بودیم ببینیم میل به صبحونه خوردن نداشتیم .برای همین تو بازارچه میدان امیر چخماق یه صبحونه مشتی خوردیم .وبعد هم رفتیم برای دیدن .اینا عکسای اونجاس ( + + + + + ) باغ دولت اباد خیلی زیبا بود.اینا تماما عکسای اونجاست .از محوطه بیرونی ( + + + + ) ومحوطه درونیش ( + ) اگه گفتید این عکس چیه ؟...اینم یه عکس از داخل بادگیر باغ دولت اباد ِ که میگن بلندترین بادگیر خشتی جهان است . محوطه خیلی زیبایی داشت با جوی آبی پر از آب وفواره های کوچیک بعد از ناهار وخرید کلی سوغاتی وانجام یه سری کارا و گذاشتن دوست شوشو دم خونه اشون برگشتیم ومی دونستیم که دیر شده ولی گفتیم یه سر بریم چهل ستون که شاید هنوز فرصت باقی باشه ! تابلو زده بودند که از درب خیابون پشتی وارد بشید. چهل ستون وعالی قاپو هم نزدیک به هم هستند ومی تونید هردوشونو تو یه روز ببینید . البته عالی قاپو تو میدان نقش جهان ِ ...خلاصه دیدیم نخیر درب چهل ستون بسته اس. کنارش یه موزه حیات وحش ماقبل تاریخ هست .رفتم که ازش بپرسم که این چهل ستون تا کی بازه؟ وهمینطور اون ساختمون که تاریخی معلوم می شه ودر اون طرف خیابون تو یه عقب رفتگی نبستا وسیع قرار گرفته چیه ؟....اظهار بی اطلاعی کرد از شناخت اون ساختمون می گفت بانکه... می گفتم نه خیلی عقب نشینی داره وبا دست هم نشون می دادم که ای بابا همون طرف خیابونه ....خلاصه دیدیم که اینجا که نمی شه رفت همون طرف خیابون یه پارک با صفا بود که دانشگاه هنر اصفهان هم تو این پارک قرار داشت . گفتیم یه قدمی بزنیم ویه حالی بکنیم . همینطور که تو پارک قدم می زدیم وبه قسمت انتهایش نزدیک می شدیم دیدم یه دربی هست که مردم داخلش می شن وقتی از اونجا رفتیم با کمال تعجب میدان نقش جهان بود _ دوست شوشو ، ما رو از مسیر دیگه ای برده بود ومن اصلا فکرنمی کردم نقش جهان اینقده به ما نزدیک باشه _ حین قدم زدم هم متوجه شدم اون ساختمونی که بنظرم تاریخی هم اومده بود بنا عالی قاپو می باشد . داشته باشید اطلاعات یه بلیط فروش موزه رو !...حالا کرایه دولا پهنا باهات حساب می کردند ویه قدم راه وتا می فهمیدن بلد نیستی با چند برابر قیمت میخواستن ازت بگیرن واینکه همه بناها ورودیه داشت یه طرف _ چون به نظرم همشون طبیعی میومد _ ولی اینکه به عمد نگی اونجا عالی قاپوس تا برای سرگرم شدن هم که شده بری تو موزه ی در پیتی این دیگه نوبرشه !!.... تصمیم فردامون با این ادرسی که داشتیم دیدن چهل ستون وعالی قاپو بود . تو هر دومکان هم می شد تو قسمتای داخلی بنا عکس بدون فلش گرفت . این عکسای چهل ستونه ( + + + ) . می بینید که باز این توریستا از ما جلوترن ! (+ ) اینجا هم قسمتای درونی چهل ستونه ( + + ) اینم هنر مردم فرهنگ دوست ایرانی هاس رو نقاشی های داخلی ساختمون چهل ستون ! ( + ) بعد از اون رفتیم عالی قاپو...تو ورودی عالی قاپو اگه بصورت ضربدر تو گوشه های دیوار قرار می گرفتی وآهسته با هم حرف می زدید می تونستید صدای همدیگر رو بشنوید . یه دستگاه مثل خودپرداز هم اونجا گذاشتن بودن که کلی اطلاعات مناطق وبناهای دیدنی رو داشت که بصورت نوشته ، عکس یا فیلم نشون می داد واز آخر هم می تونستی از ادرس اون محل یه پرینت بگیری. این کارشون عالی بود .ما اطلاعات جای بعدی رو از اون دستگاه گرفتیم چون دوست اصفهانی شوشو هم جای حموم علیقلی آقا رو بلد نبود !....وقتی به بالای عالی قاپو رسیدم وکلی عکسای قشنگ گرفتیم . ( + + + + + )با صدای نواختن این مرد هم خستگی اون همه پله ای رو که رفته بودیم بالا از تنمون به در کردیم . بعد تو یه چایخونه نقش جهان یه چایی خوردیم که حال بیام وبریم همون حمومی که ادرسش واز اون دستگاه گرفته بودیم .اونم به محل هتل ما خیلی نزدیک بود .موقع چای خوردن یه چیز جالبی دیدم از بس برای ورود به یه جا از مردم بلیط می گرفتن این موضوع برای خودشون هم جالب بوده که رو تابلو عنوانش کرده بودن !!! تصمیم صبح روز بعدمون دیدن کلیسای وانگ بود. خب ما خیلی سریع تو نستیم بعد از بیدار شدن ودوش گرفتن وخوردن صبحونه وهمچنین کمی هم ادرس پرسیدن اونجا رو پیدا کنیم .اینم دلیل ادعام ( + ) . طبق روال عادی همه مکانهای تاریخی ورودیه داره .... اونم تو اصفهان !! ولی جالبیش این بود که فقط کلیسای وانگ تو تمام مکانهایی که ما برای دیدن انتخاب کردیم تفاوت بین مردم عادی وتوریستا قائل شده بودن واز توریستا سه برابر ورودی افراد معمولی می گرفتن .همینطور برای دادن مجوز فیلمبرداری بیست هزار تومن می گرفتن . یه قسمت موزه داشت ویه یه قسمت کلیسا بود که تو یه فضای باز وبزرگی قرار داشت که تو هر دوجا اجازه عکسبرداری نداشتیم . (+ + + + ) موقع ورود به موزه اش یه تابلو بزرگی نصب کرده بودند که روش عکس موبایل ودوربین وحیوونات خونگی و...کشیده بودن با یه ضربدر بزرگ قرمز روش وزیرش هم انگلسی وفارسی نوشته بودند عکسبرداری وفیلمبرداری وبا موبایل حرف زدن ممنوع وهمینطور مراقب کودکان خود باشید وفلان وبهمان ....اون پست no که نوشتم اقتباسی بود از این تابلو موزه کلیسای وانگ . قبل از اینکه وارد بشم با دیدن اون تابلو رو کردم به شوشو گفتم این چه وضعیه؟ no عکس no فیلمبرداری no بچه no حیوون no…. ولی می شد تو محوطه اش عکس گرفت . ماشالله هر جا هم که ما می رفتیم زودتر از ما توریستا اونجا بودن . بعد از اونجا هم یه قرار با دوست شوشو داشتیم که به اتفاق اون رفتیم میدون نقش جهان واول از همه تو یه رستوران سنتی ( به نام نقش جهان ) ناهار خوردیم ( + + ) .از اونجایی که من دوس دارم هر چیزی رو حتی شده یه بار تست کنم وهمین که بریونی اصفهانی خیلی خوشمزه بود اینبار خواستم خورشت ماست وتست کنم .من طعم شیرین وهم دوس دارم ولی این خورشت اصلا چنگی به دل نزد .توصیه می کنم که نخورید. (+) تو اصفهان گز بلداچی وکرمانی معروفه ولی طبق روال همه کارای ما ایرانی ها کلی از این اسم ، رو درمغازه های میدان نقش جهان بود. خب دوست شوشو وارد بود وما رو برد جای اصلش که کلی گز وپشمک وپولکی خریدیم .من که گز نوقا که مخصوص تبریزه !! _ داشته باشید تو اصفهان هااااااا ) وهمینطور گزآردی برای خودم خریدم . از اونجایی که قصد رفتن به اصفهان برای ما خرید ماشین بود تا گردش وتفریح . خب بیشتر کارامون خواه نا خواه تحت تاثیر این خرید قرار می گرفت . هتل واز قبل رزو کرده بودیم .واسه همین از فرودگاه مستقیم رفتیم اونجا .( تو خیابان چهارباغ که به بیشتر مناطق دیدنیش نزدیک بود ) یه دوش گرفتیم وکمی به خودمون صفا دادیم وشوشو ومن رفتیم سراغ ماشین وکارای اون وعملا اون روز تا شب بغیر از پل سی وسه پل نتونستیم چیز دیگه ای ببینیم . تو اصفهان بیشتر مراکز دیدنیش صبحاس یعنی تا حدود ساعت چهار ، بعد از اون دیگه تو می مونی ویه شهر ناآشنا . برای همین بهتون توصیه می کنم صبا نخوابید وسریع بزنید بیرون تا جاهای دیدنیشو از دست ندید وبجاش غروبا برید برای چرخ زدن تو شهر . تمام پل هاشو هم ( سی وسه پل ، پل خواجو ،پل چوبی ، پل مارنان ) رو می تونید تو یک دفعه ببینید ومعلومه که تو شب هم زیباتره ...البته بخاطر ساخت وساز مترو جلوی آب زاینده رود رو بسته بودند وشبا هم این پلها همچین جذابیتی نداشت . فردا صب هم بعد از خورد صبحانه خیلی مفصل سراغ ماشین رفتیم وکارای اون تا ظهر.... ظهر هم فروشنده ماشین که حسابی با شوشو رفیق شده بود یه رستوران خیلی باصفا وتر وتمیز بهمون معرفی کرد وهمراه ما رفتیم برای سرو غذا ( + + ) بعد از ناهار ماشین دستمون رسید و تو وقت باقی مونده رفیتم پارک پرندگان . بهتون بگم پارک ناژوان وپارک پرندگان وپارک موزه پروانه ها تو یک مسیره ومی تونید همه رو با هم ببینید واز اونجایی که کار ما تو همون محدوده بود ترجیح دادیم بعد از ناهار تا فرصت باقیست اینجا ها رو ببینیم . علاوه بر فروشنده ماشین که یه جورایی لیدر ما بود من قبلا تو اینترنت سرچ کرده بودم وجاهای دیدنی اصفهان ودر آورده بودم .تازه تو خود هتل هم جاهای دیدنی رو رو نقشه مشخص کرده بود . در ضمن می تونید از 118 اصفهان هم در این مورد اطلاعات کسب کنید تا بتونید با برنامه ریزی به همه کاراتون برسید . پارک ناژوان خیلی زیبا وقشنگ بود بعدش هم که پارک پرندگان ( این عکسای ورودیشه + + ) شاید اسم پارک پرندگان شما رو یاد باغ وحش بندازه ! ولی طراحی پارک خیلی زیبا وشکیل بود یه فضای سبز خیلی بزرگ رو با تور پوشونده بودند .تو پارک تیر های بلندی قرار داشت که از سقفش با توری محافظت می شد وهمینجور که تو پارک قدم میزدی می تونستی پرنده های قشنگ وهم ببینی . ( + + + + + + + + ) البته یه سری از پرنده ها رو هم تو قفس های شیشه ای یا میله ای نگهداری می کردند . ( + + + + + + + + + + + )ولی چیزی که باعث اون همه قشنگی شده بود تمیزی وابتکارشون بود .یه استخر خیلی باحال هم داشت که متاسفانه بخاطر بیماری وتر وتمیز کردن آب اونو خالی کرده بودند ( + + ). تو پارک هم یه قسمتی رو درست کرده بودند به اسم کوچه های قدیم اصفهان ( + + ) که فوق العاده بود وپرنده های رنگارنگ این ور واونور می رفتن وگاهی هم از تو ماکت کوچه پس کوچه های اصفهان میومدن بیرون (+ + ) کمی کار داشتیم وتا شب طول کشید و رفتیم پل خواجو وجاتون خالی بریونی خوردیم .
تحویل سال نو ۱۳۹۱ – ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۰۰ ثانیه صبح سه شنبه اول فروردین ۱۳۹۱ در ایران



مشخصات گروه :متعادل است ،سیستم دفاعی پرقدرت و دستگاه گوارش مقاوم دارد،لبنیات دوست دارد،دارای بهترین واکنش در برابر تنش و در برابر انتخاب رژیم غذایی بسیار قابل انعطاف است
غذای افزایش دهنده وزن : ذرت،عدس،بادام زمینی،دانه کنجد،گندم
غذای کاهش دهنده وزن :سبزیهای برگی،گوشت،جگر،تخم مرغ و لبنیات
گوشت و ماهی :گوشت گوسفند،بره،خرگوش،آهو،گوزن،قزل آلا،خاویار خوب است ولی جوجه ،دل،ژامبون،میگو،ماهی دودی،مرغابی خوب نمی باشد.
تخم مرغ و لبنیات : کلیه غذاهای لبنی و تخم مرغ مشکلی ندارد ولی بستنی بهتر است مصرف نشود.
روغن و چربی : روغن زیتون مفید است ولی کنجد ،آفتابگردان و ذرت پرهیز شود.
دانه و مغزها : فقط گردو و کره بادام مفید است و بقیه مغزها و دانه ها پرهیز کردنی است.
بقولات : لوبیا سفید و معمولی مفید ولی انواع لوبیا و عدس پرهیز کردنی است.
غلات : برنج و یولاف مفید است ولی جو ،برشتوک،ذرت ،گندم سبوس دار و جوانه گندم چندان مفید نیست.
سبزی ها :سیب زمینی ،قارچ ،انواع کلم ،فلفل ،هویج،بادنجان مفید و گوجه فرنگی ،ذرت و زیتون و تربچه باید پرهیز بشود.
میوه ها :موز و آناناس و انواع آلو ،انواع انگور،توت ،خربزه،سیب،شلیل مفید و نارگیل و خرما پرهیز شود.
ادویه و چاشنی ها : زنجبیل،کاری،ترب کوهی،فلفل قرمز مفید و دارچین و ،فلفل سیاه وسس گوجه فرنگی و مالت جو پرهیز کردنی است.
نوشیدنیها :چای و قهئه مفید است و نوشیدنی گازدار و مشروبات الکلی پرهیز شود.
مکمل ها :منیزیم موجود در سبزیهای برگی و دانه ها و بقولات و جینگو و لستن مفید است.
دم کردن گیاهی : نعناع،زنجبیل،ریشه شیرین بیان
...ظهر کمی زودتر از خونه فهمیه زدم بیرون وتاساعت دواونجا نموندم .سرراه کمی خرت پرت برای ناهار وکلی خوراکی برای درس خوندن عصرمون گرفتم .جاتون خالی می خواستم برای ظهر پلو با مرغ سرخ شده درست کنم .شب هم برنجم رو خیس کرده بودم هم مرغ نیم پز شده بود.درسته که شوشو زیاد اهل دورچین غذا نیست مخصوصا یه سری هاش رو ( مثل هویج ونخود سبز یا فلفل دلمه ای ) اصلا نمیخوره وفقط با قارچ وسیب زمینی سرخ شده یا نهایت خیارشورش حال میکنه ولی خودم شدیدا علاقه دارم وحس می کنم طعم غذا بهتر می شه .حداقل باید سه چهارتا از دورچین ها باشه.
....فعلا که برنامه هام همینه تا ببینم چی می شه .
...درس جای خودش ونت گردی هم جای خودش .تفریحاتم حساب شده ست وزیاد بیرون نمیرم در حد اخر هفته اونم شام با شوشو یا شام با دوستان .
جمعی از تولید کنندگان به خاک سیاه نشسته

چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه

ادامه مطلب
_ یکی هم برنامه EXTREM SCHON! ساعت 22:15 که در مورد عمل جراحی زیبایی ه وتا اینجایی که من تونستم ببینم بیشتر زنان هستند .فوق العاده برنامه جالبیه .خواستم اطلاعاتم رو اینجا شرینگ کنم که شما هم اگه دوست داشتید ببینید .

ویه مدل ساده گرفتم وقتی اومدم خونه تو سایتی که رو پلاستیک خریدم بود جستجو کردم وفهمیدم این محصولات تولید خودشونه به این فکر افتادم که حتما دفعه بعدی که از اونجا رد می شم یه پیشنهاد بدم که برای صورت های درشت هم سایز مقنعه داشته باشند .
بعضی مدل هاش هم با وجودی که خیلی شیک بود ولی باید حتما حجابت رعایت می شد تا مدلش نشون داده بشه ومنم اگه همون دولاخ موی زاغارتم بیرون نباشه دلم می گیره برای همین از خیر خرید اون مدل ها هم گذشتم .خواستم به شماها هم اطلاع بدم شاید هوستون کرد .مدل های خوشگل وجالبی داره .
این روز به مناسبت تکمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت مشترک المنافع جهانی و هر سازمان بین المللی بشمار می آید.




ادامه مطلب

حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ،شما به هر چیزی که فکر میکنید آن را جذب میکنید خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
ادامه مطلب
بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند
پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند
بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند
اما به دست آوردنشان آسان است اکتفا می کنند
سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید .
باشه بیشتر با رنگهای آبی وصورتیه . دوتا رنگی که زیاد دوس ندارمشون یا با رنگهای سرد کمرنگ یا طرح قالب خوشگله ولی نوشته ها روش حرکت می کنه یا خط کناری دوتا ستون زیاد مشخص از هم نیستند _ اون نوشته کنار وبم با نوشته های روزانه با مرز رنگی کمرنگی جدا می شن – خلاصه هزار ویه عیب .بیشتر مواقع طرح هایی که دوس دارم یا تو زمینه بی رنگ آب دهن مرده ای اند
یا با رنگ های صورتی وآبی ...یعنی رنگی بغیر از اینا نبود ؟ بعد طرح هایی که دوس نمی دارمشون یعنی برای نوشته های من وتیتر من مناسب نیستن مثل گل وبلبل وباغ وشمع و....!! این طرح ها چنان رنگهای زیبایی دارند که ادم کیف می کنه .خب من چه گلی به سر پسر همسایه بگیرم با این همه مشکل ؟!
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند. و شکستهایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی
که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست
و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی... که محکم هستی... که خیلی می ارزی. و می آموزی و می آموزی
با هر خداحافظی
یاد میگیری ... خورخه لوییس بورخس





فاینمن
۲- اون رو در عدد ۳ ضرب کنید.
۳- حاصل رو بعلاوه ۳ کنید.
۴- دوباره حاصل رو در ۳ ضرب کنید.
۵- یه عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آوردید.
۶- ارقام عدد خودتون رو با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتون ۵۲ است ۵ رو با ۲جمع کنید)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۲- نلسون ماندلا
۳- نیوتن
۴- محمد علی کلی
۵- تام کروز
۶- بیل گیتس
۷- گاندی
۸- براد پیت
ادامه مطلب


کارهای سادهای انجام دهید.
در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن
زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود
در این سال لذت ببرید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یکشاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy(انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)،
Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- ازخداوند به وسیله نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید.
این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید.
نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید.
مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید.زمانی هم مخالفت وجود دارد.
وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، کمی فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای.
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن، وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند احساس بهتری خواهی داشت.
وقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده هستند.
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر میکند.
تو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستی.
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی.
گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم
3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم
4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم









مگر اینکه این پیشنهادات کاملا سازنده بوده و با مقداری ملاحظه و احتیاط مطرح شوند.
۲-وقت نشناسی بخصوص او را بسیار ناراحت می کند.این واقیعت که خود او هم بندرت وقت شناس است,دلیل موجهی برای وقت نشناسی شما محسوب نمی شود!
۳-سعی نکنید دقت و توجه او را منحصرا به خود اختصاص دهید,زیرا او احتیاج دارد روزانه مقداری تنهایی و خلوت داشته باشد.
۴-از طعنه زدن و سرزنش کردن,زرنگی,بدزبانی و ناپختگی بپرهیزید.
۵-او موجودی مشکل پسند و باریک بینی است,بنابراین همیشه مراقب مرتب بودن سر و وضع و مطبوع بودن شخصیت خود باشید.
حداقل بگذارید او فکر کند که خودش در اظهار علاقه پیشقدم شده است.
۲-از هر نوع دخالتی در کارهای شغلی اش اجتناب کنید.
۳-او شدیدا از تظاهر و خودنمایی بدش می آید بنابراین سعی نکنید با مهم جلوه دادن خودتان و یا موقعیت اجتماعی خود او را تحت تاثیر قرار دهید.تا جایی که می توانید طبیعی و بی پیرایه باشید.
عقاید شخصی و خصوصی خود حقوقی دارد.
۲-برای اینکه با او کاملا هماهنگ باشید نباید او را وادار کنید علیرغم میل خود جایی برود و یا کسی را ملاقات کند.
۳-با او دعوا و جر و بحث نکنید.او شدیدا از اعتشاش و پرخاش بدش می آید.
۴-علاقه او به حرف زدن و نوشتن صحیح و درست,شما را ملزم می کند به انتخاب لغات و گرامر صحیح توجه و دقت داشته باشید.
۵-از اینکه موجودی پول پرست,مفلوک و یا طعنه زن به نظر بیاید اجتناب کنید,
زیرا طبیعت بخشنده او با این خصوصیات تناقض دارد.
۲-او را درگیر خویشاوندان خود نکنید.اجبارهایی رابه او تحمیل نکنید و قرارهایی نگذارید که با سلیقه او جورنیست.
۳-از بد قولی بپرهیزید و عادات افراطی را در خود سرکوب کنید.
۴-از شب زنده داری زیاد خودداری کنید حتی اگر ظاهرا به نظر بیاید که او این کار را دوست دارد.علیرغم اینها او به آسانی از شب زنده داری خسته می شود.
۲-مشکلات خود را نزد او نبرید زیرا این موضوع او را افسرده می کند.
۳-سعی نکنید زندگی,عادات ,دوستانش را نظم و ترتیب بدهید.او طبیعتا موجود بسیار مستقلی است.
۴-خودتان را با اشخاص دیگر مشغول نکنید و مواظب هر نوع بی نظمی و بی توجهی در مورد عادات لباس پوشیدن خود باشید.
۲-به محافظه کاری او,با سخن گفتن غیر عادی,لباس پوشیدن غیر عادی,و کارهای غیرعادی دیگر,خدشه وارد نکنید.خیلی احتمال دارد که او سیگار کشیدن یا مشروب خوردن شما را تایید نکند…
۳-هر نوع تمایل به بد خلقی,اغتشاش یا ناسازگاری را در خود سرکوب کنید.
۴-سعی نکنید به او توصیه کنید که چه بخورد و چه بپوشد و اگر به نظر می رسد که به دوستان شما علاقمند نیست آنها را به او تحمیل نکنید.
۲-از جر و بحث در مورد مسایل شخصی خودتان با او در انظار عموم خودداری کنید.
۳-از ولخرجی اجتناب کنید زیرا او صرفه جویی و عقل معاش را تحسین می کند.
۴-در حضور دیگران از انتقاد کردن از او خودداری کنید.
۲-از ولخرجی و اسراف و همینطور دخالت دادن اقوام در کارها دوری کنید.
۳-در رفتار خود محافظه کار باشید,از آرایش زیاد و لباسهای عجیب و غریب بپرهیزید.
۴-از برنامه ریزیهای کامل اجتماعی خودداری کنید,بگذارید او خودش برنامه ریزی کند.
۲-از بحثهای مذهبی و سئوالهای مربوط به خانواده اش خودداری کنید.
۳-سعی نکنید بر او مسلط بشوید…مواظب باشید که عقاید خود,دوستان خود,ورزشهای مورد علاقه خود و ترجیحات خود را در مورد موضوعات مختلف,به او تحمیل نکنید.
۴-با او دعوا و غرغر نکنید.از آنجایی که او از طفره رفتن عصبانی می شود همیشه با او صادق و راستگو باشید.
۲-از پرگویی در مورد خودتان,شغلتان,دوستانتان و بخصوص مردانی که می شناسید خودداری کنید.او دوست دارد خودش در مرکز صحنه باشد.
۳-به طور آشکار از مردها دلربایی نکنید و هرگز سعی نکنید حسادت او را عمدا تحریک کنید.
۴-سلطه جویی او را بپذیرید و او را وادار نکنید به مکانهایی برود یا کارهایی بکند که هیچ اهمیتی به آنها نمی دهد.
۵-او از اینکه در حضور جمع مورد بحث واقع شود و یا از او انتقاد بشود خوشش نمی آید.
۲-از انتقادهای او ناراحت نشوید,زیرا او به طرف کمال حرکت می کند,هم برای خودش و هم برای شما.
۳-بدون مشورت با او تصمیمی نگیرید.او دوست دارد اظهار نظر کند و احساس کند که برای شما مفید است.
۴-زمانی که حس می کنید خودش شخصا میل به فاش کردن بعضی مسایل ندارد سعی نکنید در زندگی خصوصی او کنجکاوی کنید.به یاد داشته باشید که مهربانی و همدردی برای او خیلی بیشتر از تجملات و هدایای گرانبها ارزش دارد.
۲-از اغتشاش و شلوغی بپرهیزید زیرا او برای صلح و هماهنگی ارزش زیادی قایل است..
۳-در مورد موضوعات بی اهمیت به او غرغر نکنید و در مورد مسایلی که کاری درباره شان نمی توان کرد غمگین و بهانه جو نباشید.او در مورد اتلاف انرژی بسیار تحریک پذیر می باشد.
از افراط در همه چیز خودداری کنید.منظور این است که همانطور که باید در مورد خارجی عواطف میانه رو باشید,در مورد عواطف درونی هم معتدل باشید.او یک میانه روی منطقی را دوست دارد.
۵-در مورد عادات شخصی یا طرز رفتارش مخالفت نکنید,زیرا او چه بوسیله کلام و چه به طرق دیگر نارضایتی خود را نشان می دهد.
ادامه مطلب



بدانید که شهسواران و شهریاران می میرند
اما شادمانی مردمان هرگز
افتخار من است, زیر پرچم زیبای تو رشد کردن





ادامه مطلب
راه های متفاوتی برای تشخیص میزان کالری مورد نیاز روزانه بدن وجود دارد که ما در این قسمت یکی از آنها را به نان فرمول "هریس بندیک" را برای شما انتخاب کرده ایم. این فرمول یکی از آسانترین راه های محاسبه فرایند بنیادین متابولیک است (BMR ). عوامل مهم در این فرمول عبارتند از: جنسیت، وزن بدن (به کیلو )، قد (به سانتی متر)، و سن. فرمول مذکور به این شکل است.
ادامه مطلب




نورمن وینست پیل
ادامه مطلب
ادامه مطلب



همه اینها رو به این دلیل اشاره کردم که بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته . پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) .
مردها مثل « مخلوط کن » هستند
در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد
************************
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند
حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد
************************
مردها مثل « کامپیوتر » هستند
کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند
************************
مردها مثل « سیمان » هستند
وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی
************************
مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند
همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند
************************
مردها مثل « جای پارک » هستند
خوب هایشان قبلا” اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم
************************
مردها مثل « پاپ کورن » ( ذرت بو داده ) هستند
بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند
************************
مردها مثل « باران بهاری » هستند
هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود
************************
مردها مثل « پیکان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غیر قابل اطمینان.
************************
مردها مثل « موز » هستند
هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند
************************
مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید
_در صفحه ای که باز می شود روی کلمه ی start کلیک کنید.
_ بعد از یک آماده باش 3 – 2 - 1 باید جای عددهایی که چند لحظه نمایش داده می شوند را به خاطر بسپرده و روی دایره های آن ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنین.
_ بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان واکنش و درستی تشخیص جای عددها محاسبه شده و نمایش داده می شود
ساعتش هم خرابه والا الان ساعت چهار ودوازده دقیقه صبحه ...عجب ساعت دروغگوووووووی داره هاااااااااااااا

این تصویر در حقیقت ثابت و بدون حرکت میباشد . اگر آنرا متحرک میبینید به فشارهای روانی شما مربوط میباشد هر چه سرعت حرکت در تصویر بیشتر دیده شود فشارهای روانی بیننده نیز بیشتر میباشد و بالعکس
ادامه مطلب
| Design By : Pichak |






















.jpg)
