خوشحالم !

 

 

1_از دیشب تصمیم داشتم امروز برای اولین بار خودم به تنهایی پسملی رو با کالسکه تو همین محدود خونه ببرم. هم برای روحیه خودم هم هواخوری وافتاب گرفتن پسملی .

صب شوشو صبر کرد که من حاضر بشم وبرام کالسکه رو از عقب ماشین باز کرد ویادم داد ومنو راهی کرد که با این بیرون رفتنام کمترم خلقم تنگ بشه _ چیزی که اینروزا هر سه چهارهفته ای میاد سراغم از خود راضی_

خب ماطبقه سه ونیم هستیم اونم بی اسانسور واز همه بدتر انباریمون هم رو پشت بوم ه وبرای همین خدا خیر بده صندق عقب ماشین شاسی بلند رو !!نیشخند

 

2_ طفلکی شوشو همه سعیشو می کنه که من کمی ریلکس تر بشم .می گه اینقده برنامه نریز وخودت رو درگیر خونه وناهار وکاراش نکن .با این وجود رسیدم خونه وتونستم  ناهار هم به موقع حاضر کنم و از همه مهمتر وبهتر که برام ارامش میاره عصری تونستم یه سر وسامون هم به خونه بدم ومرتبش کنم ویه جارو گرد گیری مختصر تو پذیرایی رو بکنم ! یعنی الان من شارژم اونم اساسی.

 

3- نمیخوام زیاد از کارگر بنویسم اینا برای اینه که یاد خودم بمونه وتغییراتم رو ببینم .اخه یکشنبه نگفتم حلیمه بیاد .حقیقتش خیلی ماست مالی می کنه .مهسا بهم می گه بهش بگم ولی کسی که عادتش ه همینه دیگه ...وقتی من تو اتاق خوابم یه جور تمیز می کنه ووقتی نیستم سمبل می کنه .از همه بدتر بهش می گم اینجارو کشیدی می گه اره ...ولی تابلو معلومه که تمیز نکرده ..خب نمیشه که ...من بگم دختر خوب چرا دروغ می گی .؟  اونوقت با اصل اینجا که برای خودم کردم اویزه گوش درست از کار در نمیاد ذاتش ه دیگه ....گاهی به دردم میخوره ولی ازشماها چه پنهون با این ماست مالیش هزینه اش هم خیلی سنگینی می کنه . دوبار در هفته نظافت اونم یکیش اینجور سمبلی ...خدارو خوش نمیاد ...واسه همین این هفته بیخیالش شدم وخودم تونستم امروز همون کاری رو بکنم که با مبلغ نسبتا زیادی حلیمه انجامش میده اذیت هم نشدم .ببینم اذیت می شم قید هزینه وماست مالی رو میزنم وبه حلیمه بسنده می کنم .ولی فعلا که خوبه .

 

4_ از شما چه پنهون من به شوشو نمره 18/5 میدم .نیم نمره هم برای طبیعی بودنش ازش کم کردم وگرنه 19 بهش میدم .ولی گاهی همین مرد مهربونم که زبون نداره چنان با خونسردیش منو از کوره در میاره که حد نداره بغل...باید یادم بمونه اون یه خردادی بی برنامه ست دیگه ...تازه مردی نیست که از من خیلی چیزا رو که مردای دیگه مقید اند ، بخواد واین اونو متمایز می کنه .بارها گفته که سخت نگیرم کمی نا مرتبی وتمیز نبودن هم خوبه .گفته تونستی انجام بده نتونستی گور باباش خوش باش ...خیلی روم تاثیر گذاشته ولی منم یه مردادی با نظم وبرنامه ام دیگه ...که حتی برای دستشویی رفتنش هم برنامه داره واصلا این برنامه ریزی ها هم اذیتش نمی کنه .

خدا خیرش بده که داره این همه رو من کار می کنه که منو عوض کنه که این عوض شدنم در جهت ارامش واسایش بیشتر منه .قلب

 

5_ الان خیلی شادم .صب تونستم کمی لباسا رو مرتب کنم .عصری هم که خونه مرتب شد وظرفا تو ظرفشو گذاشته شد .از همه مهمتر به پسملی هم رسیدم با وجودی که بیرون رفتیم موقع رسیدن به خونه صبحونه بهش دادم _ بیسکویت مادر _ عصری هم بهش سوپش رو دادم .مابین نوشتن اینجا هم بغلش کردم وبهش شیر دادم وحسابی نازش رو کشیدم .الان هم داره برنامه های ضبط شده رو نگاه میکنه – ما که فلا م ا ه و ا ره نداریم _ باید بگم این جمعه شوشو مارو صاحب ما/هوا /ره کنه که پسملی سرگرم بشه .خداییش این تی وی وطنی نمی تونه یه بچه شش ونیم ماه رو سرگرم کنه هااا خوب شد اینا رو من ضبط کردم که الان پسملی سرش گرم باشه که منم بتونم به  دوتا کار شخصی خودم برسم .

الان فقط میوه دادن پسملی مونده ...زندگی خیلی خوبه حیف که خودم گاهی خیلی سخت می گیرم.مژه

/ 0 نظر / 14 بازدید