خدا من رو آزاد کرد !

 

 

1_ به سلامتی امتحانات این ترمم هم تموم شد .هورادوماهی شد که درس خوندیم وهمت کردیم .فقط از پیشرفته 2 می ترسم فکر می کنم دیگه لبه مرز رو نمره بیارم .

 

2_ نتیجه این درس خوندن اضافه کردن سه کیلو وزن ناقابل ه  که باید دهنم صاف بشه وبرسونم سر جای قبلیش .دیگه پروسه این سه وسال ونیم درس خوندنم اینه شد که موقع  امتحانات پایانترم  وشبهای امتحانی وزن اضافه می کنم وتو طول ترم مشغول وزن کم کردنم وباز روزی از نو _ یه شل کن سفت کنی داریم ما با این بدن زبون نفهممون _نیشخند

 

3_ میخوام خودم وخونه رو خفه کنم .تصمیم داشتم از امتحان بر می گردم بچسبم به خونه که فعلا اینجم اونم بدون دراوردن لباس یونی .بعدش هم چندین قرار خوشگذرونی با دوستان داریم وچندین برنامه خرید هم این مابین داریم یه خرید با الهه میرم که پالتو وچکمه بگیرم ( نگید دیر شده چون واقعا دوس دارم بعدش هم سال دیگه رو ازم نگرفتن که ...تازه مشهد تو فروردینش هم سرده ) .یه سری خرید رو هم با مهسا بایدانجام بدم شلوار جین میخوام اونم دوسه تا با دوسه تا رنگ مختلف با مانتو ....کلا می خوام خودم رو خفه کنم دیگه زحمت کشیدم ومیخوام به خودم مزد بدم .مژه

 

4_ یادم رفت تو ابانماه تولد نه سالگی وبم رو جشن بگیرم .خیلی مشغول بودم برای همین فراموش کردم به جاش امروز یه پست نوشتم ولی تو اون تاریخ ارسالش کردم که حداقل ثبتش تو ماه تولد وبم باشه هر چند که با یه ماه تاخیر انجام شده .چاره ای نیست ...فراموش کرده بودم .تولدت مبارک دختر خوشگل چشم خمار میشی رنگم

 

5_ این عکسا هم اتفاق امروزه جلوی درب خونه امون ه _ بعد از برگشت از امتحان _ گربه خوشگل وملوسی که بدجوری خودش رو برام لوس می کردوعشوه میومد .

/ 0 نظر / 25 بازدید