من به همراه فسقلی اومدم

 

 

شرمنده روی ماه همتون که نگرانتون کردم اوه!( از خاموش تا روشنتون بگیر ) ببخشید که کارم همچین یهوویی شد .کامنتای این پست و پستی که مونا جون زحمتش رو کشید و تونستم جواب بدم تا بعدا برم سراغ ایمیل ها وبعد هم وب هاتون .

 

 

.یادتونه که دوشنبه کلی به خونه رسیدم وسه شنبه عصری هم وقت دکتر داشتم ؟...خب روز سه شنبه بهم زنگ زدن وگفتن بجای عصری الان برم مطب دکتر _ دکتر م چند روزی نبود برای همین اونروز صب هم تو مطب نشسته بود _ خلاصه با معاینه اولیه معلوم شد حجم کیسه ابم کم شده سریع یه سونو اورژانسی برای بیمارستان رضوی نوشت وقرار شد بخش زایمان هم سونو رو برای دکترم بخونه وخلاصه این شد که من از ظهر سه شنبه تو بیمارستان موندگار شدم .بعدش هم تا دیشب خونه خواهری بودم که متاسفانه نت ندارن وبا هزار زور وزحمت اومدم خونه .دلم برای خونه ام خیلی تنگ شده بود هرچی اصرار کردن دوروز دیگه هم بمونم گفتم نه ...

 

الان هم کسی میاد که باز خونه رو مرتب کنه ولباس ها رو بشوره و...شرمنده در اسرع وقت میام وشرح ماجرا رو می نویسم .

 

من وفسقل پسمل شیرینم هردومون خوبیم .هر چند که درروز ساعت هایی هست که این فسقلی نقش کوالا رو بازی می کنه ومدام بهم چسبیده اس ولی بازم شیرینه ومن نمی تونم برای یه لحظه اش هم خدارو شکر کنم .

 

دوستون دارم هوارتااااااااااقلب

/ 58 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فندق

عزیییییییییییییزم. قدمش مبارک باشه . انشالله به سلامتی از طرف من هوارتاااااااااااااااااااا ماچش کن.

فندق

عزیییییییییییییزم. قدمش مبارک باشه . انشالله به سلامتی از طرف من هوارتاااااااااااااااااااا ماچش کن.

جنان

سلام عزيزم قدم نورسيده مباررررك

خانومی

سلام عزیزم تولد گل پسرتون مبارک باشه انشالله همیشه سالم وشاداب باشه وسایه پدر ومادرش روی سرش باشه.از خواننده های خاموشتون بودم الان باید تبریک میگفتم بهتون.[گل][گل][گل]

خاله مونا

ای جانم مژی گلم بگردم که چقد سختی کشیدیییییییییییییییییییی ولی خب خودتم خوب میدونی کههههههه.. یه لحظه دیدن نینی خوشگلت به همه اینا میارزه... ایشالا همیشه سرحال و سالم باشید به باباییش حسابی تبریک بگیاااااااااااااااا به به.. چه بابایی بشه داداش ما :D عکسم که نمیذاری همچنانننننننننن وب نینیمونم که آپ نکردی اوووووووووو تازه من میخوام مژی جون رو مدیر بخش آشپزی اینا بکنم.. کجایی باباااااااااااا زودی سرحال شو بووووووووووووس

سارا

پست اولت فکر کنم همه خانومهای متاهل رو مجبور کرد به بچه دار شدن فکر کنند بس که حواشی سخت زایمان رو راحت توصیف کردی. ولی اون پست دوم .... . خیلی خوشحالم خوبی. حتما درد زیادی تحمل کردی. ولی با بغل کردن سپهر آرومتر میشدی. دست خواهرت و همسرش هم درد نکنه که همراهت بودند. ببینم قراره این سپهر کوچولو رو همچنان با اسمهای نخود و هویچ و کوالا و .... صدا کنی؟ به زودی میشه سپیدار!

کیانادخترشهریوری

مژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژی سلام....من امروز اومدم.چقدر پسملی من خوشگله...الان اشکم دراومده.میخوام بیام بچلونمش.میخوام بیام تورو ببینم...مژییییییییییییییییییییی[گریه]

نیلوفر بانو

اخی فسقلی نانااااااااااااااااز ... بلاخره دیدمش عزیزممممم [پلک][قلب] راستی مژی چرا پسملت شبیه دخمل هاست ؟ [نیشخند] [زبان][ماچ]

الهه

مژگان از صميم قلب بهت تبريك ميگم اميدوارم كنارپسر و همسر گلت ساليان سال با خوشي زندگي كنين اينقدر دلم ميخواست برات كامنت بذارم و تبريك بگم كه بالاخره اين پست رو ديدم آخه خيلي وقته وبلاگت رو ميخونم از دوستهاي كيانا جون هستم از تبريز