تقدیم به کسی که عشق را فهمید

از نطری که به من و وبلاگم دارید ممنونم و مطمئن باشید که نظرات شمارا با گو ش جان خریدارم .
********************************************************
از انتظار بی سرانجام خسته ام
گم کرده راهم آشفته حالم
در میان آتش تردید وانکار
چون مرغکی بی پر وبالم
آه جانسوزم گواه حال زارم
اشک بی پایان چشمانم
حکایت از فراق ماه شب هایم
آسمانم بی ستاره ست
شمع سوزان وجودم رو به پایان است
آه! اگر این زجر بی پایان
به وصل او نگردد عاقبت انجام
چو آن ماهی دور از موج دریا
میان خاک بدنامی و اوهام
به سوی بی سرانجامی آمال
پیش خواهم رفت !
آه اگر زنگار مانده بر درو دیوار احساس
باحضور او نگردد پاک
چون نسیمی در میان باد وطوفان
به سوی مردن انسان پیش خواهم رفت
**************************************************

/ 1 نظر / 7 بازدید
Mehdi

کسی که عشق را فهميد.سر آغاز عشق را آرزو داشت. آنگاه چرخ گردون بذرش را در دلش کاشت و چونان که نهال عشق را در سينه داشت عشق را بوييد.عشق را بوسيد.و چون نهال عشق از سينه برون آمد عشق رامی ديد وسرانجام عشق را فهميد. پس ناگريز عاشقی را که ميوه آن بود پيشه کرد وپيشاپيش رسيدنش را منتظر. تا راز‌ هسته درونش بر معشوق فاش گردد. چون معشوق نيز هم پيشه گشت دست مرگ از زندگی در هم شکست. Sa@ 3:20 am ۷تا.