2952

 

 

1_ارشیو وبم می گه که من چقدر اینجا رو دوس دارم وتو نستم تو این همه سال بدون حذف ارشیو وعوض کردن ادرس و...به نوشتنم  با وجود داشتن مزاحم ویه سری دلسردی ها ادامه بدم .همون اوایل یه وبلاگ درست کردم که ادرسش اسم و فامیل وتاریخ تولدم بودخجالت !!...چند ماه اونجا نوشتم وبعد همین وبلاگ رو درست کردم وبقیه ادرسهایی که تو پرشین درست کردم ویادم نیست .ولی با همین اسم تو بلاگ اسپات وورد پرس وبلاگفا هم وبلاگ درست کردم هر چی بود وهست فقط تونستم به نوشتن مستمرم تو همینجا ادامه بدم .حتی وقتی پسملی اومد ومن فول تایم مشغولش شدم .

دلم خیلی تنگ اینجا شده .جایی سراسر مهر که گرادننده اصلیش یه فرشته زمینی به اسم موناست .مونای مهربونی که خیلی چیزایی رو که یاد گرفتم مدیون اونم _ مریم جون یه فرشته عین خودته بی نهایت دختر مهربون ودل پاکی ه _  از تون میخوام به سایتش سر بزنید وهر کاری که از دستتون برمیاد انجام بدین  وعین من ادم بی معرفت وتک رویی نباشید !

 

2_امروز میرم خونه خواهری البته بعد از ظهری .خدا کنه خیاط ه ناامیدم نکنه .اگه این مانتوم رو خوب دوخته باشه پروژه بعدی این مانتوس.

 

 http://www.8pic.ir/images/33825382121619445742.jpg

 

http://www.8pic.ir/images/10916401570296761179.jpg

 

البته یه مانتو دیگه هم دیدم که فک نکنم به من زیاد بیاد. هرکاری کردم مدلش دانلود نشد تو گوشیم ولی این الگوشه _ اینا رو بیشتر برای تو گذاشتم رایحه جونم _

3_ یادمه خیلی وقت پیشا یه مطلب ازحواس پرتی ، بعد از بچه دارشدن از امی جون خوندم وگفتم من حادترینش رو که یکشنبه هفته پیش برام رخ داده برای شماها تعریف کنم.

با خواهری رفتیم بیرون که بعد از انجام یه سری کارا منم برم پیش خیاطم.قبلش چون تایم خواب پسملی بود حسابی کلافه شده بودم .خواهرم هم یه تیپ معمولی زد ورفتیم .توراه مدام بهش میگفتم هرکی مارو ببینه می گه حیف این ماشین برای این دوتا چپل چپولا !!یه جابرای خرید کفش تابستونی پسملی پیدا شدم ودقیقا خواهرم چهارراه بعدیش کارداشت. منم گفتم بره ومنتظر من نمونه ومن این مقدارراه روپیدا میام .حساب کنیدرفتم تومغازه که برای پسملی کفش بگیرم بعد یه چهارراه رو تو یه بلوار نسبتا شلوغ مشهد قدم زدم ورفتم تومغازه لوکس فروشی که خواهرم بوده وتازه کلی افه گذاشتم که اینارومن پسند نمیکنم از خود راضیوبعد رفتیم جای خیاط ...تازه اونجا متوجه شدم مانتوم رو چپه پوشیدم...اصلا باورم نمیشد...کلی سوژه شد برای من وخواهرم .طفلکی خیاط که میگفت : نه ...اصلا معلوم نمی شه ...از بس یه بچه حتی نوع نسبتا خوبش مثل پسملی میتونه ازادم انرژی بگیره.نیشخند

 

 پ ن : عکسا ظاهرا تو مدیریت لود میشن ولی دیدم تو وبم نیست واسه همین لینکاش رو هم گذاشتم که بی نصیب نمونید از ندیدنشون !!

/ 0 نظر / 10 بازدید