درادامه قبل

 

 

میدونید یه وقت هست یکی میاد ومیره ونه اون دربند تو ه نه تو در بند اون .ولی وقتی یه نفر چندساله که برات میاد وتو ه در بندشی اینجوری می شه که به دلت میاد .اونم نه بیخودی بلکه با حرفاش. اینکه  بگه رفتی اون سر شهر یا اگه نزدیک بودی می شد خانومم بیاد هی خونه وبه بچه ها سر بزنه ادم نمی دونم ناراحت بشه یا به یه همچین حرفهای احمقانه ای بخنده !_ والا ندیدم کسی که میره سرکار هی مابینش بیاد به خونه اش هم سر بزنه _

هر چی هست از دوشنبه یکی دیگه میاد خونه ام .میدونید که من تزم این بود ادم باید کمکی چند تا داشته باشه وچند تا زیر سر کنه .یکی از همونا میاد که کارش هم بد نیست وتازه سواد هم داره ومیتونم برنامه نظافت خونه رو بزنم رو یخچال وطبق اون رفتار کنه .

من ادم زرنگ ودقیقی هستم وتو خونه ام کسی نمی تونه بهم دروغ بگه .یعنی دست بخوره جایی من متوجه می شم .همین خانومه  بهم گفت که رو تختی رو تکون داده ودوباره پهنش کرده .هر چی نگاه کردم دیدم از مدل قبلی که خودم انداختم نیم سانت هم اینور واونور نشده  بهش گفت منظورم اینه که کاملا برش داشته باشی اونم تایید کرد این کاررو کرده .باز من چه ادم مثبتی ام که گفتم اگه تابحال چپل چپول پهن می کرده حتما اینبار یاد گرفته دیگه ...ولی وقتی دوروز بعدش دوباره ازش خواستم اینکاررو بکنه وخودم هم بالای سرش بودم دیدم عمرا ...تابلو معلوم بود رو تختی دست خورد ه ونتونست عین خودم دقیق ومرتب پهن کنه .از اینکه من بالای سرش نبودم وفک کرد می تونه سرم رو کلاه بذاره خیلی بدم اومد.اونقدری احمق ه که فک نمی کنه ادم متوجه می شه وقتی میرفت متوجه می شدم کجارودستمال کشید وکجاهارو هم ماست مالی کرده روز بعدش بهش میگفتم درست تمیز کنه .استدلالش هم این بود ک یادش میره .خب اگه از یه طرف شروع کنه به تمیز کردن دیگه جایی از زیر دستت درنمی رفت دیگه ...بماند هر چی بگم بازم هست ..خودم کردم .به این یکی رو نمیدم .هرچند قبلی هم خیلی وقت بود میومد ودیگه انتظار میرفت رم کنه .کلاایده ام اینه که کارگر جماعت تاریخ مصرف داره _ میخواد از این حرفم خوشتون بیاد یا بدتون بیاد نظر منه _

 

من ادم زرنگی هستم ولی چون خیلی راحت از رو مسایل می گذرم ودیر لب به اعتراض باز می کنم گاهی با ادم پپه اشتباه گرفته می شم .

 

ایمیلتون رو خواستم بخاطر ارسال رمز .میخوام یه سوال بپرسم وراه حل بگیرم احتمالا به همین زودی ها اون پست رو می ذارم. افرادی که عین خودم هستن وشرایط من ودارن.

/ 40 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

ایرادی نداره عزیزم[بغل]

سمانه

ای بابا خواهر پس رمز من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باران باران

اگه صلاح دونستين منم ميخوام رمز خصوصي رو داشته باشم.[قلب]

مرمر مامان محیا

هرجور خودت صلاح میدونی. ولی به جاش من یکسالی میشه که خواننده وبت هستم...ولی اینجا نظرا معمولا غیر فعاله و نمیشه شناسایی بشیم[نیشخند]

نیلوفر بانو

وا ! گفته بودم اون وبلاگ من نیست ! باهوش و ... هم برای خنده گفته بودم مژژژژژِِِی [نیشخند] اخه چون طرف نیلوفره و مردادی یعنی منم ؟!!! من به زور به سایتم میرسم وبلاگم کجا بووووود ... از دست تو [قهقهه] ولی بچه خوبیه ادرس سایت منم گذاشته ! [مغرور] فکر کردم از شوخیم ناراحت شدی تایید نکردی ! [زبان]

مرمر مامان محیا

یه سر بیا خونمون چای شربتی در خدمت باشیم.هر چند شیرازی نیستم ولی عروس شیرازیا که هستم.مهمون داریمون بد نیستااااااا....والو به خداااااااااااا[نیشخند]

شيدايي

به من هم رمز بدي مي تونم كمكت كنم. اگرچه ني ني ندارم ولي هم سركار ميرم هم شاغلم وهم اينكه بايد به خونه اي كه چند نفر آدم بريز و به پاش توش زندگي ميكنن برسم هم ناهار وشام و هم مرتب كردن. تازه مي تونم از مامانم هم برات كمك بگيرم

آبی آسمانی

سلام عزاداری هاتون قبول امیدوارم کنار همسر و پسر گلتون شادتر و خوشبختر از روزهای قبلی زندگیتون باشید عکسهای جالبی رو اپ کردم که واقعا دیدن اونها خالی از لطف نیست سوال برام پبش اومد این عکسها کار خالق است یا ترفند مخلوق ؟ قدم روی چشم ما می گذارید آیا؟ ما که رمز نداشتیم پس ضایع شدیم[شرمنده]