ششمین تولد من تو دنیای مجازی مجازی مجازی

 

 

 

 

امروز روز تولد منه ! به همین راحتی وسادگی یک سال دیگه از عمر نازنینمون هم رفت ....داشتم آرشیو بهم می ریختم که ببینم  تو این مدت وبلاگ داری روزتولد هر سال وچیکار کردم .شاید یکی از بهترین هاش این تولدمه که تو مسافرت بودم.

 تو این تولدم هم که کلی از خصوصیات متولدین مردادی نوشتم چه موجوددات نازنینی هستند این مردادی هااااااا

 محمدی هاش صلوات

 تو این سال تولدم هم خصوصیات مربوط به گروه خونی رو نوشتم این دیگه اندش میشه که هم مردادی باشی هم گروه خونی ب مثبت ....همینه این قدر لطیفم .دیگه اینم یکی دیگه از روزهای تولدم تو نت

 

اگه قرار بود اینجا صوتی باشه نه بصورت نوشته  اونوقت من کلی حرف وحدیث برای این روز داشتم .همینقدر می دونم که هنوزم که هنوزه با رسیدن روز تولدم ذوق می کنم وخوشحال میشم.

 

/ 45 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

من به گرد پات نمی رسم توی آپ هات. [گل] عجیبه به این راحتی پسورد پیدا کردی!!!! [نیشخند] امروز خوندم که برای خانومایی که میگرن دارند، احتمال بروز سرطان سینه خیلی کم میشه. شوری ها آدم رو چاق میکنه هاااا. من چند تا سی دی(6تا) با وزن کلی 140 گرم رو 700 تومن دادم با پست سفارشی. با پست پیشتاز، بیشتر میشه. ولی پست سفارشی یک دونه سی دی هم همین قیمت شد! پیشتاز، یک روز، توراهه. سفارشی، حداکثر 6 روزه میرسه. این نتایج و نصایح، مال چندین سال استفاده از پست است. چشمشون نزنیم، خوبن.

سارا

1) این اینترنت پرسرعت خیلیییییییییییییییی خوبه! من خودم رو باهاش خفه کردم!!! [شیطان] 2) من از مترو که میام، بیشتر ون هستن تا تاکسی. خب؟ ته ون که می شینی، راننده جوون هم که باشه، باید 5 دفعه بگی واستااااااااا. تا راننده، تازه بگه: بلهههههههه؟ 3) الان دیگه مهم نیست چه دانشگاهی باشی. عرضه مهمه. و پارتی. [چشمک] و بالا کشیدن خودمون از اون چیزی که هستیم و بهتر شدن [گل]

بیا دنیا بسازیم

وااااااااااااااااااااااای این عکسای چیز میزای ترششششششششششششش منو کشششششششششششششت. [قلب] [گل] [ماچ] وای وای. ------ حسابداری می خونی ؟ سخته؟ ------ با اینهمه انرژی، اصلا بهت نمیاد میگرن داشته باشی. فکر کنم خوب باهاش کنار اومدی [گل]

بیا دنیا بسازیم

الان فقط وقت دارم که تا شماره 4 رو بخونم. با این خیلیییییییی موافقم که دیگران به آدم بگن لوس و ... ولی خود آدم، راحت باشه. من حتی دلم می خواد وقتی میریم مشهد، عوض خونه فک و فامیل ، بریم هتل! دستشویی، حمام، برنامه ریزی واسه غذا و ... همه و همه با خودمون میشه و کسی انتظارات الکی از آدم نداره! یکی میگه شما خیلی حموم میرید نه؟ یکی میگه چقدر توی فلان چیز، وسواس داری؟ یکی میگه به خدا اگه نیای خونه ام، ناراحت میشم؟ یکی میگه چقدر شما آب مصرف می کنی؟ یکی میگه چه قدر شما برنامه زندگیت با ما فرق داره؟ [عصبانی]

سارا

خانوما یه روزایی قاط میزنند . آخی ناز اند. هوس لوس شدن و نازی نازی امشب دلم مست توئه می کنند. [نیشخند] من الان تو رو با موهای آبی توی ذهنم همش دارم مجسم می کنم. [چشمک] نمی دونم چرا. همش این رنگ میاد توی چشمم الان. مژگان آبی. [گل]

سارا

زیاد خوردن میگو کلسترول رو بالا می بره هاااا. سامان گل تپه (گلریز) می گفت. ولی خیلی خوش آب و رنگش کردی هاااا. منم عاشق ماهی ام. ولی نه دیگه صبح ها! [سبز] [نیشخند] یادم باشه الیت بگیرم.

بیا دنیا بسازیم

1) وای این نکات ماهی درست کرن رو نمی دونستم. سیر رو میگم. ما خیلی مزه دارش می کنیم و سرخش می کنیم. با کلی نارنج و سالاد و سیب زمینی. من مزه ماهی و سبکی ای که بعد غذا خوردن دارم رو دوست دارم. انگار غذا همون موقع که می خوری هضم میشه! 2) نوشته شریعتی کوبنده بود!!!

سارا

این نکات پیتزا رو حفظ کردم!!!! [گل]

سارا

مال من که جنبه های خوبش رو واقعا دارم اما منفی اینا رو نوشته: حسود و انحصار طلب‌ غضب‌ آلود، انعطاف‌ناپذیر و یک‌ دنده‌ لذت‌ جو، خودخواه‌ و آزمند راستش حسودی که توی ذات آدمه ولی کم و زیاد داره! غضب آلود اصلا نیستم . اصلا داد و بی داد نمی کنم و عصبانی نمیشم که به زبان و چهره بخوام نشون بدم. انعطاف پذیر نیستم با آدما. اگه اخلاق کسی رو نتونم قبول کنم ، حتما به روش میارم و می دونم که ناراحتشون هم می کنم اما راحت میشم حداقل! خیلییییییییییی لجبازم. لذت جو نیستم. کلا آرامش و عدم تغییر و دور بودن از قیل و قال رو دوست دارم. آزمند!؟ نه . اینم نیستم. توی پول خرج کردن واسه دیگران خسیسم! ولی واسه خودم نه. توی کمک مالی به مستمند ولی دست و دلبازم. حالا جالبه که توی طالع من، روی لجبازی و قاطع بودن و آروم بودن و مقرراتی و منظم بودن و اهل جر و بحث و بهانه گیری و رنگ خوش یمن و انتخابی صورتی، خیلی تاکید کرده که کاملا صادقه. همیشه دیگران به من میگن: خیلی آرامش بخش و خونسرد و مهربان و رک هستم. اون خونسردیش، ولی ظاهریه به نظر خودم. مردادی ها، ولی گرمند هاااا. [گل]

بیا دنیا بسازیم

یانگوم هم وقتی می خواست واسه اون افسر، هدیه ای از صمیم قلبش بده، غذایی درست کرد که ادعا می کرد چون همه اش رو با علاقه و عشق و علاقه پخته، خوشمزه شده. [گل]