کارگر نامه !

 دوس نداری بخونی کافی فقط رو اون ضربدر بالا صفحه کلیک کنی .

 

یادتونه که از کارگرم نوشتم وبعدش هم کلی انتقاد داشتم ؟ یه عده به جا ودرست نصیحت کرده بودن ومنم توضیحات اضافه رو بهشون دادم تا بفهمن ادم الکی به یکی نمیگه بره به درک !...یه عده هم که هر چی لایق خودشون بود نثارم کردن که بماند .

وقتی این کارگر دانشجوه اومد من تو اوج دست تنهایی بودم.  تقریبا پسملی دوماه ونیم شده بود ودوهفته ای دست تنها مونده بودم .همینجا بگم از کارش تا قبل از عید خیلی راضی بودم تمیز بود ولی دستش به شدت کند بود.هر بار می گفتم  یه بخارشو بزن یا فلان کابینت رو هم تمیز کن برای هر کدوم دلیل میاورد ! اتعجبین شد تا بعد از عید فقط به نظافت خونه رسید .یادتونه که سه هفته مونده به عید هم بدون خط وخبری دست منو تو حنا گذاشت .

اشتباه از من بود من باید از اول به چشم یه کارگر بهش نگاه می کردم که می ذاره میره .باهاش دوس شدم وچون قرار بود هفته ای دوبار بیاد از اول گفتم لازم نیست فلان کاررو هر دو دفعه بکنه این بشرطی بود که در هفته دوبار بیاد . بعدش ایشون قانون خودشون رو برای نظافت داشتن .مثلا بالای یخچال رو هر دوسه دفعه یک بار تمیز می کردن یا اون قسمت "اوون"  که به سمت دیوار بود خوب لکه گیری نمی شد و.._منتظر جاهای که مثلا دیده نمی شد ودو دره می کرد _ بعد از عید یهووو برگشت ومنم باز راهش دادم .ولی دیگه اون کارگر قبل از عید نبود .کلا یه سری جاها رو تمیز نمی کرد _ خداییش جاهایی رو که تمیز می کرد خوب تمیز می کرد – هنوز هم روش خودش رو داشت وهر چی می گفتم می گفت انشالله دفعه بعدی._ نمی دونم منظورم رو می گیرید یا نه ؟ جواب معرفت  وادم با بی معرفتی ونامردی نمی ده _ این در صورتی بود که ما قرار داد 5 ساعت با هم داشتیم واگه من کار نداشتم نگه اش نمی داشتم .ایشون اینور سال حتی به دوساعت ونیم هم شده بود که کارش رو ماست مالی کرده بود که بره ! سه دفعه پشت سرهم هی گفت باشه دفعه بعد .در صورتی که بارها بهش گفته بودم نظافت ظاهری خونه یه طرف من نمی تونم هیچی رو که بهم میریزه سر جاش بذارم وخیلی رو دستم شلوغی می مونه .مثلا خونه تمیز می کرد تو پذیرایی سبد اسباب بازی های پسملی بود اونو هی ایونور وانور می کرد تا زیرش جارو بشه ولی عقل نداشت با وجود چندین بار تذکر من اونو ببره تو اتاق پسملی _ وکارایی از این دسته که خیلی طولانی می شه توضیح بدم _ تا همین پنجشنبه گذشته که کلا مالید ورفت به بهونه کار پیش اومدن ولی مزدش رو تمام وکمال گرفت !!

خیلی تو دلم بود که این بار باهاش اتمام حجت کنم .بهش بگم اون به من چی گفته ومنم باهاش چطوری تا کردم _ اولی که اومد خیلی به خودش می نازید ومی گفت من کار خودم رو می دونم در صورتی که نتوست با درخواست های من یه بار خونه رو بخارشو کنه یا پشت یخچال رو بعد از چندین ماه تمیز کنه یا عقل قناصش  ؟بکشه که هی من می گم هر چی رو بذار سر جاش بعد تمیز کاری کنه اون سبد اسباب بازی های پسملی رو ببره تو اتاقش _ یه بار سطل های تو دستشویی رو خالی نکرد یا نشستشون . منم سعی می کردم با سختی هم که شده این کاررو خودم انجام بدم که مثلا عزت نفس این خانوم حفظ بشه .

دیشب گفتم یه اس بدم که اگه می تونه یکی دوروز زودتر بیاد . خانوم تازه یادشون اومده یه کار پیدا کردن وکلا نمیان یعنی عقلش نمی کشیده به من بچه دار از اول بگه ..ایشون بیست دقیه هم خیر سرش مثلا نماز ظهر میخوند نیم ساعت هم دیر میومد ونیم ساعت هم زود میرفت تازه همون قبل از عید _ اینور سال که کلا نیومده، می رفت .

اول حس کردم حرفام تو دلم موند. بعد خوشحال شدم ویادم اومد یه همچین موضوعی رو چندین بار با اشخاص دیگه داشتم .خدا سریع شرشون رو کم می کنه که من با هر کی دهن به دهن نشم .گاهی وقتا با وجودی که حق با شماست ویه سری حرفا سر دلتون می مونه همون بهتر که بمونه !!_ در صورتی که من کلا با شفاف سازی موافقم ولی می دونم این هرزگاهی ساکت موندنم خیلی به نفعمه _ ادم نباید با هر کی دم خور بشه ...نه ؟

اره... می دونم اشتباه خودم بود... خیلی بهش بها دادم .در ضمن بگم ما توافق داشتیم دم عیدی هم بیاد وگرنه من از همون اول به فکر یکی دیگه می بودم که اونجوری دم عید برای یه احمق حرص نخورم !

/ 0 نظر / 12 بازدید