<b>من برگشتم</b>


دیروز این همه راه رفتم سبزوار که در مدت سه ، چهار ساعت یه کلوچه بخورم . از اول هم میدونستم که سوالات و ببینم اینجوری می شم ولی رفتم که هم امتحان و بدم هم کمی فکر کنم ولی وقت کم آوردم.نمی دونم چکار کنم شعر های نوشته قبل و که برام نوشته بود صدها مرتبه خوندم.
واقعا موندم با این عشق یا نه بهتر بگم با این دوست داشتن چکار کنم.می ترسم اگه بهم برسه.... کلی دردسر بکشه.چه میدونم...من واقعا خواستار سعادت وکامیابی اونم حتی در کنار شخص دیگه ای اون خوشبخت بشه.
دارم دیوونه می شم یکی کمکم کنه.........................

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nima

سلام بابا فکر کن کلوچه خوردی بی خيال بقول ... غصه رو بيخيالش ۰۰۰ ديونه رو نگاه کن ببين چطوره حالش اگه مثل من بشی راحت می شی شاد باشی

reza

سلام دوست من ؛ مادرم اهل سبزوار است ؛ از سبزوار تنها قرقوروت هاش رو دوست دارم و از آدمهاش و ظهر های گرمش هیچ خاطره ی خوبی ندارم..می دونم زیاد به نوشته ات ربطی نداشت ؛ اما مگه قرار است همه چیز همیشه ربط داشته باشه ؟ .....موفق باشی

مهدي

سلام>ببين ميدونم برات خيلی سخته>اما از خدا کمک بخواه که او کمکت ميکنه>ميدونم عشق و عاشقی جلوی عقلو ميگيره !خيلی هم سخته >بد درديه>اما به آينده نگاه کن و ببين اگه بهم نميخورين به هر دليل>سعی کن آينده را ببينی که خوشبختی شما به از هم دور بودن است و به فردی که به هم بخوريد خوشبختی شما است>ميدونم سخته اما بدون ميشه> پس به آينه خودتون نگاه کن و به خدا توکل کن مطمئنم حالت بهتر ميشود>برات دعا ميکنم>دوستارت>مهدی

از ما خاطره اي بنا كنيد

تو هم كه گرفتاري دختر ول كن عشق و عاشقي يا مژگان عاقل را انتخاب كن يا مژگان عاشق ولي اولي با حالتره چون دوست داشتن را به عشق ترجيح ميده

reza

تعجب ميکنم!!!!........عشق حسادت مياره.......اگه واقعآ دوسش داری بايد بقاپيش....همين و بس......ممکنه که تو از اون نمونه های نادر باشی که طرفو دوست دارن برای خودش........اگه اينطور باشه بايد به خودش بباله و اون تو رو بقاپه.......................بی عشق نباشی.......يا حق

joojoo

اّخ تو هم عاشق شدی ؟

دارچین

وای نگو که تو هم از دست رفتی اين آفت مثل اينکه مسريه ؟‌ ناراحت نشو شوخی کردم :)) دوستدار تو دارچين

شقايق(بربادرفته)

ميدونی چرا حسودی نميکنی؟ چون عاشقش نيستی ، فقط دوستش داری ... اينو خودت نوشتی که (نميدونم با اين دوست داشتن چکار کنم) ... عشق يک نوع بيشتر نداره ... اونم سراسر فداکاريه ، گذشته ، ديوانگيه ، لحظه های پر از شور و اضطرابه ، دلهره از دست دادنه ، هر لحظه مردن و زنده شدنه ، انتظاره ... انتظار ديدن ، بوييدن ، بوسيدن ... اگه اينا رو نداری بدون که عاشق نيستی ... همين و بس ... در ضمن آقا رضا نمونه نادر تو عشق نداريم ... اينايی که گفتم عشقه ، همين و بس ، نوع ديگه ای هم نداره ...

zahra

جالب بود... اگه سری به من بزنيد خوشحال ميشم...