<b>می توان ......</b>




می توان از عطش سیراب شد. می توان بی باده مست شد. می توان بی بال اهل پرواز بود. می توان بی غروب دلتنگ بود. می توان بی نصیب خشنود بود. می توان بی شمع پروانه بود. می توان بی برگ پاییز بود. می توان بی دل قصه گوی غصه بود. می توان بی چهره زیبا بود. می توان بی قسم در وفا با یار بود. می توان بی رجز مردانه بود. می توان بی ساقی جام بود. می توان بی قلم اندیشه بود. می توان بی همسفر بر جاده بود. می توان بی شانه یار بود. می توان بی نی نای بود. می توان بی آینه تصویر بود. می توان بی صدا فریاد بود. می توان بی زخم مرهم بود. می توان بی موج دریا بود. می توان بی رمق جان بود. می توان بی محکمه عادل بود. می توان بی بوم حکایت کرد. می توان بی چشم اشک ریخت. می توان بی کاغذ نوشت. می توان بی دعوت نشست. می توان بی شبهه از ایمان گفت.

اما...
اما می توان بی احرام هم از یار بود؟

توتحفه رو چقدر دوست دارم !!!

/ 21 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقايق(بربادرفته)

مطلبت خيلی عالی بود ... مخصوصا جمله آخر : تو تحفه رو چقدر دوست دارم ... از لينکت ممنون ... راستی خوشحالم که نطرت در مورد من عوض شده ...;)

kimia

ممنون کژگان عزيزم اميدوارم بتونم به زودی لطفت رو جبران کنم.

kimia

ممنون **مژگان عزيزم** اميدوارم بتونم به زودی لطفت رو جبران کنم.

قلم شكسته

سلام مژگان جان مرسی که به من سر زدی و از اينکه برام کامنت گذاشتی استفاده کردم دوست خوبم .... بازم بيا و بر اين کاغذ بی خط بنويس بزار جون بگيره بزار زنده بشه و از تنهايی در آمدم با آمدنت.... من بی می ناب زيستن نتوانم/بی باده کشيد بار تن نتوانم/ من بنده آن دمم که ساقی گويد/ يک جام دگر بگير ومن نتوانم............

mohsenweb

سلام واقعا متن قشنگی بود ميخواستم اگه اجازه ميدين اين متنو تو سايتمون بزارم متشکرم

shadi

مژگان جان ببخش که کم سر ميزنم. وقتی فرصتی می يابم به ديدار تو می شتابم. چه زيباست اين جمله: می توان بی رجز مردانه بود، مردانه ترين. شاد باشی. تا بعد.

علی اکبر کرمانی نژاد

خوشم نيامد . کی ميخواهی بزرگ شوی . و از همه مهمتر چرا از کلکی آخوند ها ميزنند استفاده می کنی تا همه را به خانه ات بکشانی . نکن اين کارها را

aghaye karmandian

اما نميتوان با شکم خالی سير بود!!!! اين دری وری ها برای اين نسل سوخته تنبان نميشود!!

زندونی چشات

سلام ... ميتوان با رویایت همراه ، با یادت دمساز ، با عشقت بی تاب ، با قلبت تپید ...