شما بگید من حساسم ؟

 

 

باور کنید اگه چند سال قبل بود این حرف رو در مورد خودم قبول می کردم ولی الان نه ...می دونید که جریان چیه؟...دکتر فسقل پسمل من رفته سفر وتا موقعی که من نوبت دارم میاد ولی این دلیل نمی شه که من نخوام اطلاعات به دست بیارم .

از وقتی جریان رو فهمیدم به جون خودم نباشه به مرگ پسر همسایه بغلی مژهاصلا اضطراب نداشتم وخودم رو دست خدا سپردم ولی فکر می کنید این کار خیلی عاقلانه ست ؟!از خود راضی

خودم تو فکرش بودم تا اینکه امروز مامان دوستم زنگ زد که حالم رو بپرسه گفت بهتره از بیمارستان بپرسم که دکترم چه دکتری رو جایگزین خودش کرده ؟

خواهرم هم همینو گفت. امروز زنگیدم بیمارستان رضوی وبا کلی سیاست بازی از زیر زبونش اسم دکتر جایگزین رو کشیدم بیرون – از بس بهشون زنگ زده بودن عاصی شده بودن می گفت مگه دکتر حق نداره بره مسافرت ؟..می دونید من از اینکه یکی یه اصل رو می گیره وبقیه اصول رو ول می کنه خوشم نمیاد ولی منم زبون خودش رو بکار بردم .گفتم معلومه که حق دارن فقط اینو باید شما که دکترید حق بدید من نه ماه با این خانوم دکتر ارتباط برقرار کردم ومیخوام بدونم جایگزینش کیه؟... همین _ قصدم این بود که اگه از دکتره راضی نبودم تو هفته دیگه یه دکتر خوب دیگه برم واز اون هم برگه پذیرش بیمارستان بگیرم ...این کار یعنی وسواس ؟مژه

 

شوشو که میخواست بره شرکت متوجه شد وگفت این همه وسواس بخرج ندم .بعد بهش می گم ببین عزیز من یه عمر با فلان دکتر عمومیم ارتباط برقرار کردم ونصف شب حالم بد می شد صبر می کردم تا صب بشه که برم پیش این دکتر. الان عین من زیادن تابلو معلومه که خیلی زنگ زدن به بیمارستان وبرای دکتر جایگزین سوال کردن .اگه این نی نی تو دل تو بود می فهمیدی من چی می گم بیخود هم بهم استرس نده !! من باید بدونم کی بجاشه یا نه ؟...اگه خوشم نیاد حداقل شنبه میرم مطب یه دکتر مورد قبول خودم ، ازش یه برگه پذیرش برای بیمارستان می گیرم که اگه یه وقت یه اتفاقی افتاد ودکتر خودم نبود این برگه رو به بیمارستان بدم .

 

فکر کنم دکتر جایگزین ، دکترخوبیه چون تو نت خیلی راجع بهش شنیدم .حالا این کار من بد شد؟ اصلا عیبی داشت ؟ خیالم راحت تر باشه گناه داره ؟...اصلا من ادم وسواسی هستم ؟ یا فقط دقیق واینده نگرم وکمی جلو جلو میرم تا خیالم راحت باشه ؟

ای خدا کاش این مردا هم باردار می شدند نیشخندکه یه سری چیزا اینجوری رو هم درک می کردند .شوهرم فکر می کنه اطلاعات گرفتن وتحقیق کردن یعنی خیلی حساس بودن و به قول معروف مته به خشاش گذاشتن ....دهههههه

 

 

/ 43 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر بانو

ای جانم ... خوش به حال نی نی یه مامان مردادی مهربون داره [مغرور][ماچ]

رایحه ی اردیبهشت

این یه دلواپسی شیرین مادرانه ست که تا آخر عمر همراهت خواهد بود.دور از جون وسواس چیه؟ من هم تعادا معدودی بچه ها رو دوست دارم با شرایط خاص من بیشتر برا موقع خواب سکوت و برای بیداری صحبت کردن باهاشون رو انتخاب میکردم.براشون اصلا" آهنگ نمیذاشتم.خودم با آهنگ سردرد میکنم.هیچوقت مداوم گوش نمیکنم.کوتاه هم همینطور

donya88

سلام عزیزم. دلم واست تنگ شده بود. بهت تبریک میگم. این روزهای آخر هم تمام میشه به سلامتی و صاحب یه نی نی خوشگل میشی. یعنی چشم خمار میشی رنگ. مثل خودت. امیدوارم ما را از یاد نبرده باشی و هرزگاهی سری بزنی. قربانت. سولماز

بهارنارنجك

خداروشكر همه چي امن و امانه..و تا سال اينده قصد بچه دار شدن دارم..اگه دوباره به محيط مجازي برگشتم خبرشو بهت ميدم.. مژي جونم حتي حامله گيتم زيبا و جالبه..او من از خوندنش لذت ميبرم..دوستت دارم..و بيادتم..[ماچ][بغل]

donya88

عیبی نداره. اما ما صفحه اینجا را باز می کنیم و از احوالت جویا میشیم. موفق باشی

مژگان

بهار نارنجک عزیزم خیلی لطف کردی ادرس ایمیلت رو برام گذاشتی ...[قلب]

donya88

آره متوجه شدم که منظورت چیه..... اما بالاخره یه روزی میای. مطمئنم. وقتی اومدی یه چیزایی می خوام بهت بگم.( چشمک). یعنی خیلی وقته که می خواستم بگم اما نشد. متاسفانه تو اوضاع شلوغ بودن سرم رفتی. اما برت می گردونم. مطمئن باششش.

بهارنارنجك

خواهش ميكنم عشقم..انرژي + منو دريافت كن واسه روز عملت..مطمئن باش ميفرستم واست...

مهرسا مستقل

مژی جونم قبل از بیمارستان رفتن یه پست بذاریا٬ بهوش هم که اومدی بیزحمت یکی بذار خبر سلامتی خودتو نی نی رو بده![نیشخند] الان معلومه من مسترس شدم؟ استرسم ندارم؟! [نگران] بیا یکم منو دلداری بده مژییییییی!!![خنده]